eitaa logo
جامعه اسلام‌شهر
562 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
374 ویدیو
34 فایل
نشریه فرهنگی و اجتماعی محلی جامعه اسلام‌شهر پانزدهم هرماه ماهنامه جامعه اسلام‌شهر را از کیوسک های مطبوعاتی سطح شهرستان تهیه کنید . صاحب امتیاز و مدیر مسئول : عبدالله هنرمندی کندری زیر نظر شورای سردبیری آیدی؛ @Honarmandy1403
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 👈سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو! 👈بگذار از نوری که بر چهره داری ، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو! ☝️بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! 👈بگذار آن را جلوی چشمش ببیند . از اخلاق برایش نگو ! 👈بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد . از تعهد برایش نگو ! 👈بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند ! ☝️" الگوی زیبایی برای دیگران باش" کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr
⚡️طنز بی برقی برق ما هر روز در گرمای سوزان می رود لا مُروّت صبح و ظهر و شامگاهان می رود لحظه ای آمد ولی باز اتصالی کرد و رفت نرم نرمک آمده امّا شتابان می رود ! قِصّه ی تکراری برق و خموشی های آن بارالها ، کی دقیقا رو به پایان می رود ؟ گفتم از بی برقی و گرما ،به من خندیدو گفت : غم مخور ای جان،هوا رو به زمستان می رود ! این دَما از روزگار ما در آورده دَمار در چنین وضعی دَمادم برقها مان می رود موقع خُرما پزان ،خورشید در برج تَموز قطره قطره هِی عَرق از زیر تُنبان می رود جای اکسیژن درون سینه ها در پایتخت بی هوا با هر تنفّس دود تهران می رود آنقدر گرم است حتی، اِتیوپی اینگونه نیست اصل ِخط اُستوا شاید ز ایران می رود گرچه گرما رفته بالای ۴۰ سانتیگراد لیکن اینجا شهرما بالای دوخسان* می رود باد دلچسب کولرگازی اگر چه جانفزاست قبض برقش قبض روحت می کند،جان می رود برق شهر آمپر کشید و بازهم کنتور پرید می پَرد زِرتی همینکه زیر جریان می رود ساک ساکی کرد و یخچال رفیقم شد خراب طفلکی از آن زمان دنبال تاوان می رود پُست ِ برق ِنبش ِ میدان محل شد مُنفجر جانعلی بَهر تماشا سوی میدان می رود عدّه ای از آن صدا امّا کمی قورخیده اند سمت منزل مرد همسایه هراسان می رود با تماس ِعضو شیرین کار شورای محل گشت ِ فوریّت ،برای رفع ِنُقصان می رود برقشان کم می رود در قسمت بالای شهر برق ما اسلامشهری ها فراوان می رود ! زیر بمباران ِ اسرائیل ِپَست ِ بی پدر مُطمئناً برق غزّه ، برق لبنان می رود برق ما امّا در این مرز سراسر پُرگهر عاری از جنگ و بدون بمب باران می‌رود آنچه بر ما می رود از قطعی هر روز برق از تلاش، از سعی زیبای مدیران می رود سیستم فرسوده و مستهلکِ ماشین برق سالها تِرترکُنان ، بی هیچ فرمان می رود فاز مسئولین که اغلب فاز خاموشی بُود ! پول این مردم کجا بهر چه عنوان می رود؟ زیر باد اِسپیلت برنامه ریزی می کنند کومپِلت برق محل ،کُل ِّ خیابان می رود ⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️✍سلمان فرج اللهی آذر *دوخسان ، به زبان تُرکی یعنی ۹۰ 😊 کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr
*✍معنا بخشی به کار و زندگی* من فیلسوفم اما موتور‌سیکلت تعمیر میکنم! ▫️سلمان عبداله زاده دکتر متیو بی. کرافورد، دکترای فلسفه از دانشگاه شیکاگو و تعمیرکار موتورسیکلت 📍پول‌های مچاله‌ ته جیبم در تعمیرگاه موتورسیکلت در مقایسه با حقوقی که در شغل قبلی‌ام می گرفتم، حس بسیار متفاوتی دارد. پس از اخذ مدرک دکتری در رشته فلسفه از دانشگاه شیکاگو، مدیر اندیشکده (اتاق‌فکر) واشنگتن شدم. آن روزها همیشه واقعاً خسته بودم و صادقانه بگویم نمی‌توانستم هیچ دلیل منطقی‌ای برای حقوقی که می‌گرفتم پیدا کنم. 📍این سوال همواره در ذهنم بود که این‌جا چه محصول ملموس و چه خدمت مفیدی برای کسی انجام می‌دهم؟. این حس بی‌فایدگی واقعاً برایم تحقیرآمیز بود. حقوق خوبی داشتم ولی در حقیقت احساس می‌کردم این حقوق نوعی جبران خسارت است. سرانجام بعد از پنج ماه این کار را کنار گذاشتم تا تعمیرگاه موتورسیکلتم را باز کنم. شاید این جابه‌جایی به خاطر این بود که من واقعاً برای کار دفتری ساخته نشده بودم، اما آنچه بدون شک می‌توانم بگویم این است که در این اتفاق هیچ چیز غیرمعمولی برایم رخ نداده است. 📍من قصه‌ زندگی خودم را برایتان می‌گویم، نه به این خاطر که فکر می‌کنم زندگی خارق‌العاده‌ای داشته‌ام. برعکس، دلیل بازگو کردنش این است که گمان می‌کنم زندگی‌ای کاملاً عادی دارم. هنگام انجام کارهای دستی، همیشه احساس می‌کردم این کارها، در مقایسه با مشاغلی که کارهای دانشی نام گرفته‌اند واجد معنای عمیق‌تری از عاملیت و کارایی‌اند. (برداشته شده از آوانگارد) 📍پشت میزنشین‌ها هر روز صبح سر کارشان می‌روند و روی همان صندلی همیشگی می‌نشینند و به مانیتور و در و دیوار اتاقشان چشم می‌دوزند. همه چیز یکنواخت است: رایانه‌شان، کاغذهایشان، و پنجره‌ای که به دیوار ساختمان روبه‌رو باز می‌شود. گاهی احساس می‌کنند جز این صحنه تکراری رابطه‌ای با دنیای واقعی ندارند؛ آن‌ها همان کسانی هستند که از دبیرستان به دانشگاه و سپس به این اتاقک و میز و صندلی هدایت شده‌اند. 📍تا اینجا تفاوتی با نویسنده این کتاب و اغلب کارمندان اداری یا دانشگاهیِ دیگر ندارند. اما متیو کرافورد استاد فلسفه‌ای است که بعد از کار اداری روزمره‌اش پا به دنیای تازهای می‌گذارد؛ به تعمیرگاه موتورسیکلت خودش پناه می‌برد و مشغول تعمیر موتورهای فرسوده می‌شود. او از تجربه فلسفی‌اش در انجام کارهای یدی حرف می‌زند و ما را به سفری برای کشف کار معنادار و لذت‌بخش می برد. (برداشته شده از ترجمان) 📍کتاب دکتر کرافورد نکات مهم و جالبی و بسیار متنوعی دارد اما سه آموزه کلیدی که ما می‌خواهیم آن را برجسته کنیم چنین است: ▪︎نگذارید جامعه برای شما تعیین تکلیف کند. در طول زمان برای ما جا افتاده است که کارهای اداری (یقه سفیدها) شرافت بیشتری دارند. در صورتی که مشاغل یدی، مانند مکانیکی، لوله‌کشی، و نجاری، نوعی از کار را ارائه می‌دهند که از نظر فکری جذاب، خلاقانه و با پاداش شخصی است، برخلاف تصور عموم که چنین کاری را پست یا بی‌اهمیت می‌داند. ▪︎کار کردن ذاتا ارزشمند است. کرافورد این ایده را به چالش می‌کشد که کار صرفاً وسیله‌ای برای رسیدن به هدف بیرونی است، مانند دریافت حقوق. او استدلال می‌کند که کار باید از طریق احساس عاملیت شخصی، ارتباط با نتایج ملموس کار و فرصت به کارگیری مهارت‌ معنابخش باشد. ▪︎کار باید تعالی‌بخش باشد. کرافورد بر ارزش کاری تأکید می‌کند که به افراد امکان می‌دهد عمیقاً درگیر شوند، با آن ارتباط برقرار کنند، در آن غرق شوند، از آن لذت ببرند و عاملانه و فعالانه کار کنند، مسوولیت نتایج را بر عهده بگیرند و به دستاوردهای خود افتخار کنند. معنای کتاب فیلسوفی در تعمیرگاه برای من و شما چیست؟ 🎯 ما بخش مهمی از زندگی‌مان را صرف کار می‌کنیم حدودا یک سوم. بنابراین اگر کار ما فقط منجر به دریافت حقوق شود، به‌گونه‌ای که پس از آن با پولی که به دست می‌آوریم زندگی کنیم به عبارت دیگر ما در حال خودفروشی مدرن هستیم. چه باید کرد؟ 🎯 حتی‌الامکان به مشاغلی بپردازیم که ارزش واقعی تولید می‌کنند به گونه‌ای که علاوه بر آنکه جیب ما را پر می‌کنند قلب و روح ما را نیز پر کنند. در صورتی که دست ما برای پیدا کردن شغل دلخواه بسته است اما راه پیش روی ما بسته نیست: ۱. جنبه‌های خلاقانه به کارمان اضافه کنیم؛ مانند راننده تاکسی که کل کابین داخل تاکسی را پر کرده بود از نوشته‌های الهام‌بخش. ۲. کاری را که دوست داریم به شغل‌مان اضافه کنیم مانند فروشنده لاستیک ماشینی که اطراف و درون مغازه‌اش را پر کرده بود از گلدان‌های زیبا. ۳. در کنار کار اصلی‌مان ارزش‌های معنادار خلق کنیم مانند آرایشگری که روانشناسی خوانده بود و همیشه پادکست‌های خوب در آرایشگاه پخش می‌کرد و حتی گاهی هم مشاوره می‌داد. این ما هستیم که به زندگی و کارمان معنا می‌بخشیم. @rahbooord
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🛑📸 امسال قراره جدی‌ترین سال تحصیلی برا دانش آموزا باشه💥 💥تو کل سال تحصیلی امسال فقط ۴ روز تعطیلی رسمی وجود داره و حتی فروردین و اردیبهشت سال بعدم به غیر از عید نوروز هیچ تعطیلی نیست. کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahnam e_eslamshahr
🎁 مولودی خوانی حرفه ای مجالس عروسی مذهبی شاد و بدون گناه 👈 اجرای ۱۰ برنامه شاد و جذاب: 🎈 استـــــــــندآپ کمدی ازدواج 🎈مسابقات طنز بین مهمانان 🎈مولودی‌خوانی شاد اهلبیتی 🎈جمع کردن هدیه برای داماد 🎈مصاحبه با داماد و اطرافیان 🎈ویژه برنامه جذاب ورود داماد 🎈برنامه عکـــس یادگاری حضار 🎈گروه تردستی و شعبـده بازی و برنامه‌های متنوع دیگر... •┈••••✾••••┈• 💯 بزرگترین کانال عروسی مذهبـی👇 🆔 https://eitaa.com/joinchat/1846280321C32d4b9733f •┈••••✾••••┈• 🔹جشن تان را‌‌ همین‌الان‌ رزرو کنید... ☎️ 09125537130 آقای فیـض 🌹بمنظور ترویج مجالس عروسی بدون گناه ما را به دیگران معرفی کنید.🥇 ▫️۲۰ سال سابقه اجرا درسطح کشور 💯 کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr
📎خاطره ای زیبا از دکتر حسابی 💥پرفسور حسابی می‌گفت: در دوره تحصیلاتم در آمریکا در یک کار گروهی با یک دختر آمریکایی به نام "کاترینا و همین‌طور فیلیپ" که نمی‌شناختمش هم‌ گروه شدم از کاترینا پرسیدم فیلیپ رو می‌شناسی؟! کاترینا گفت: آره همون‌پسر که موهای بلوندِ قشنگی داره و ردیف نخست جلو می‌شینه...گفتم نمی‌دونم کیو میگی گفت: همون پسرِ خوش‌تیپ که معمولا پیراهن ‌و شلوار روشن شیکی تنش می‌کنه گفتم بازم نفهمیدم منظورت کیه! گفت همون پسر که: کیف و کفشش رو با هم ست می‌کنه! بازم نفهمیدم منظورش کی بود. کاترینا تن صداشو یکم آورد پایین و گفت: فیلیپ دیگه! همون پسر «مهربونی که روی ویلچر می‌شینه...» این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر آدم چقدر باید نگاهش به اطرافش مثبت باشه که بتونه از ویژگی منفی چشم‌ پوشی کنه. چقدر خوبه مثبت دیدن! با خودم گفتم اگه که کاترینا از من «در مورد» فیلیپ می‌پرسید چی می‌گفتم؟ حتما سریع می‌گفتم همون معلوله دیگه! وقتی، نگاه کاترینا رو با نگاه خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم... 💥حالا ما با چه دیدگاهی به اطراف نگاه می‌کنیم؟ مثبت یا منفی؟ کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr
10.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 انتقادات مصطفی رحماندوست از وضعیت آموزش و پرورش؛ بشارت باد بر شما که در  این کشور سفارتخانه‌ها مدرسه دایر می‌کنند! 🔹 ۱.۵ میلیارد تومان، شهریه برخی از این مدارس است! ➖➖➖➖➖➖➖➖ https://zil.ink/mahname_eslamshahr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🛑🎥 احساساتی شدن رئیس جمهور در مراسم تقدیر از پزشکان و داروسازان کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr
📌فوت ۳ جوان در جاده احمدآباد مستوفی 💥عصر روز گذشته ۳ جوان دانش آموز اسلامشهری براثر تصادف در جاده احمدآباد مستوفی جان خود را از دست دادند. 💥به خانواده ها ؛دانش آموزان و دوستان این دانش آموزان تسلیت می گوئیم. کانال جامعه اسلام‌شهر https://zil.ink/mahname_eslamshahr