خب سم ترسن خوابی که دیدم🤡
مدرسه مارو برده بود هتل اردو خیلی عجیبه نه؟🦧
بعد هتل یه استخر کوچیک هم داشت
بعدش یکی از شیشمی هامون البته الان دیگه من ششمم🤡🔪
رف پرید توی استخر یهو🗿
بعدش اونجا یه نهنگ قاتل توش بود خوردش🩸
بعدش یادم نی چی شد اینا بعدش دوباره روز بعدش دوباره اونجا وایساده بود کنار استخر به دیوار تکیه داده بود🦧
بعدش منم کنار دیوار استخر وسطش تکیه داده بودم
بعدش یهو نهنگ قاتله پرید منو بخره
بعدش من جاخالی دادن اینا
بعدش به نظرتون چی شد؟🗿
خورد به دیوار یه جور دود اومد تبدیل شد به گربه🗿🗿🗿🗿🗿
بقیش هم اینجوری بود یه انباری خیلی کوچیک بود که اونجا یه چند تا کوتوله بودن زندانی بودن بعد ما همش کمکشون می کردیم بعد یه نگهبانه دوباره اینارو می نداخت تو🦧بعدد کل داستان مدام فقط همین بود تقریبا
بعدش رفتیم پیاده روی اینا بعد اینجوری بود که بازارچه طور بود
بعد یه چیز بود پاستیل فروشی بود اینا بعدش باید گردونه می چرخوندی که بهت پاستیل بده
نوع پاستیلاش یادم نی ولی نوشابه و خیلی بزرگ و کوچک داشت بعدش من یادم نی واسم چی افتادفکر کنم کوچیک بهم افتاد که اصلا نمی شد خورد🦧
https://eitaa.com/honarmj/14977
هولااا (هوراااا)گلمممم🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
گیلیلیلی
نفور💙ٓB[]ْue ^ Coِoٰk[]e💙
https://eitaa.com/honarmj/14977 هولااا (هوراااا)گلمممم🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸 گیلیلیلی
ممبر ها اصلا لجباز نیستن🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸به خصوص مالک