ازچشمهایشبرایتگفتهبودم؟! وقتیمنرانگاهمیکرد؛ آنقدردلتنگِنگاهشمیشدمکه حتیتابِپلكزدنهایشراهمنداشتم ..
نیمه گمشده عزیزم!
اگه قرار نیست هر روز بیای و با هم چایی بخوریم، همون بهتر که گمشده بمونی.
بار ِ اوّلی که لبخندش را دیدم ،فهمیدم بقیهی ِ آدمها فقط اَدایش را در میآورند .