eitaa logo
حسینیه مقتل
5.4هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
371 ویدیو
64 فایل
تماس با مدیر : @mostafapi1 حسینیه مقتل در تلگرام: https://t.me/hosenih_maghtal حسینیه مقتل در ایتا: eitaa.com/hosenih_maghtal 🔻 پیج حسینیه مقتل در اینستاگرام : https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh_maghtal
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ حدیث امام کاظم علیه السلام ✅ @hosenih_maghtal
😭زندانِ سرد و تیره که جای‌ امام‌ نیست ... #شهادت_امام_موسی_کاظم #تسلیت ✅ @hosenih_maghtal
🔹تصویر پروفایل #شهادت_امام_کاظم علیه السلام... ✅ @hosenih_maghtal
🔹شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر ع هفتمین سپهر آسمان امامت و ولایت را محضر بقیه الله الا عظم ارواحنا فداه و شما دوستان تسلیت عرض می نماییم . ✅ @hosenih_maghtal
علیه السلام 🔸هارون حضرت امام را از مدینه  دستگیر نموده به طرف بصره فرستاد. 🔹امام هفتم (ع) مدت یک سال در آنجا زندانی بود. عیسی بن جعفر که مسئول زندان بود، به هارون گزارش داد که امام همیشه مشغول عبادت و راز و نیاز با خدا است و نسبت به کسی نفرین نمی کند، و تقاضا کرد که کسی را برای تحویل گرفتن موسی بن جعفر بفرست و الّا من آزادش می کنم.  🔹از دعاهای امام در گوشه ی زندان این دعا بود:  ▪️«اللّهُمَّ اِنَّکَ تَعلَمُ اِنِّی کُنتُ اَسئَلُکَ اِن تُفرِغَنی لِعِبادَتِکَ اَللّهُمَّ وَ قَد فَعَلتُ فَلَکَ الحَمدُ؛ خداوندا! ▪️تو می دانی که من از تو  تقاضا کرده بودم، مرا در گوشه ای خلوت قرار دهی تا مشغول عبادت باشم، تو تقاضای مرا برآوردی، تو را سپاس می گویم.»  🔸مأموری فرستاده شد تا موسی بن جعفر را از عیسی بن جعفر تحویل گرفته به بغداد ببرد تا در زندان فضل بن ربیع تحت نظر باشد. امام مدتی طولانی در آنجا بود. فضل مأمور شد امام را به قتل برساند، اما او امتثال نکرد. آنگاه هارون به فضل بن ربیع دستور داد تا حضرت را به فضل بن یحیی برمکی تحویل دهد و مدتی در منزل یحیی تحت نظر و مراقبت بود. 🔹فضل بن یحیی که از امام جز عبادت و روزه ندید، در امر امام (ع) توسعه داد. تا اینکه این خبر به هارون رسید و فضل را از محبت نسبت به امام منع نموده و دستور کشتن ایشان را داد، اما فضل به چنین کاری اقدام نکرد و در نتیجه به خاطر محبت به امام مجازات شد.  😭در مورد امام آمده است:  ▪️لا یَزالُ یَنتَقِلُ مِن سِجنٍ اِلَی سِجن؛  ▪️آن حضرت همواره از زندانی به زندان دیگر منتقل  می شد. ✳️تا اینکه امام مظلوم به زندان مخوف و تاریک سِندی بن شاهک ملعون منتقل شده تحت شکنجه قرار گرفت. 🔹سرانجام هارون به تنگ آمد، چون می دید روز به روز بر عظمت امام افزوده می شود و شیعیان بسیاری از او پیروی کرده و به امامت او اعتقاد پیدا می کنند. خلیفه عباسی احساس خطر کرد و تصمیم بر مسموم کردن آن حضرت گرفت. 🔻مقداری خرما طلب نموده چند عدد از آنها را خورد و بقیه را مسموم کرده و برای امام فرستاد و خادم را مأمور کرد که حتما به آن حضرت بخوراند، خادم خرما را برای امام برد و پیام هارون را ابلاغ کرد. امام نیز چند دانه از آن خرما را خوردند، اما سِندی گفت: بیشتر بخورید، امام فرمود: همین مقدار برای مأموریت تو کافی است. 🔸امام بعد از مسمومیت، در بستر شهادت قرار گرفته و شد. 🔹سِندی برای ظاهر سازی چند نفر قاضی و افراد عادل را احضار کرد تا گواهی دهند بر اینکه امام ناراحتی مزاج ندارد.  🔹امام (ع) متوجه شده به آنها فرمود: گواهی ندهید زیرا که من سه روز است مسموم شده ام و بر اثر همین سم از دنیا می روم. 🔻بعد از شهادت امام، جنازه ی حضرتش را روی تابوت نهاده و از زندان بیرون آوردند، شخصی پیشاپیش جنازه فریاد می زد:  ▪️هذا اِمامُ الرَّفَضَة فَاعرِفُوهُ؛ ▪️این امام رافضیان است پس او را بشناسید. 🔹جنازه ی امام را روی پل بغداد گذاشتند و به مردم اعلام نمودند بیایند، ملاحظه کنند که ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفته و اثر جراحت در بدنش دیده نمی شود. ✳️یکی از شیعیان گفت: امام مرده و زنده ندارد، من از شخص امام جریان را سؤال می کنم، او نزدیک جنازه آمده عرض کرد: ▪️ای فرزند رسول خدا! تو راستگو و پدرت راستگو است، به ما خبر بده که آیا تو را کشته اند یا خود از دنیا رفته ای؟ ✳️امام لب به سخن گشود و سه بار فرمود:  🔻قَتلاً، قَتلاً، قَتلاً، مرا کشته اند. 🔸جنازه امام را به محل نگهبانان آوردند، مردم نیز اجتماع کردند و جنازه را با احترام تا قبرستان قریش تشییع نمودند ✅ @hosenih_maghtal
علیه السلام 🔹فضل ابن یحیی برمکی هر شب برای امام طعام میفرستاد. 🔸شب چهارم وقتی امام غذا را تناول کردند اثر زهر در بدن شریفش ظاهر شد. 🔹وقتی طبیب برای معالجه امام آمد و حال حضرت را پرسید ، امام جواب او را نداد. چون اسرار کرد حضرت دست مبارک خود را بیرون آوردند و فرمود علت من این است ، وقتی طبیب نظر کرد دید کف دست مبارکش سبز شده و زهر در آن موضع مجتمع گردیده است. 😭حضرت به وسیله این زهر به شهادت رسیدند. ✳️در نقل دیگری حضرت را به وسیله ی هرمای زهرآلود به شهادت رساندند. 📚 کتاب شریف منتهی الامال-شیخ عباس قمی(ره) علیه السلام ✅ @hosenih_maghtal
🔹مسئول تفحص در احوال امام در زندان بغداد میگوید که بسیار از آن جناب میشنیدم که در مناجات با پروردگار خود میگفت: ✳️خداوندا! 🔻من پیوسته از تو میخواستم که و برای عبادت و بندگی خود روزی ام کنی... 😭اکنون میکنم... 🔻که دعایم را مستجاب کردی و آنچه میخواستم عطا فرمودی. 🔹ایشان مدتی که محبوس بود پیوسته مشغول عبادت بود و در بود. 🔸امام در مدت بیشتر از ۱۰ سال که در حبس بودند هر روز بعد از روشن شدن آفتاب به سجده میرفت و مشغول دعا و تضرع بود تا زوال شمس... 🔹روزی هارون از پشت بام به حجره ای که امام در آن محبوس بود نگاه میکرد ، جامه ای دید که بر زمین افتاده پرسید که آن جامه چیست؟ گفتند که جامه نیست بلکه موسی ابن جعفر علیه السلام است. 📚 کتاب شریف منتهی الامال-شیخ عباس قمی(ره) علیه السلام ✅ @hosenih_maghtal
امام موسی کاظم علیه السلام 🔹مشهور ترین تاریخ شهادت آن حضرت ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه.ق در بغداد و در حبس سندی ابن شاهک واقع شد. 🔸عمر شریفشان ۵۵ سال ذکر شده ۲۰ ساله بودند که امامت به آن جناب منتقل شد و مدت امامتش ۳۵ سال بود. 🔹هارون الرشید آن حضرت را به بغداد آورد و در سال ۱۴ خلافت خویش آن حضرت را به زهر شهید کرد. 🔸هارون به مدینه آمد و فضل ابن ربیع را فرستاد و گفت میخواهم موسی ابن جعفر علیه السلام رو حبس کنم. 🔹فضل را فرستاد در وقتی که آن حضرت نزد مزار مطهر رسول خدا(ص) نناز میخواندند. در حین نماز آن جناب را گرفتند و کشیدند که از مسجد بیرون برند. حضرت متوجه قبر جد خود شد و فرمود : ▪️یا رسول الله! به تو شکایت میکنم از آنچه از امت بدکار تو به اهل بیت بزرگوار تو میرسد ، مردم از هر طرف صدا به گریه و ناله و فغان بلند کردند.😭 🔸چون آن حضرت را نزد هارون بردند ناسزای بسیاری به آن حضرت گفت و حضرت را به سوی بصره فرستاد و حضرت یکسال در حبس عیسی بود. 🔹مکرر هارون به عیسی مینوشت که آن حضرت را شهید کند اما او جرعت نکرد. ▪️عیسی به هارون نوشت: 🔻من هرچه احوال او را تفحص می نمایم به غیر و و و و با قاضی الحاجات چیزی از او ندیدم. 🔻او هرگز به تو یا بر من یا بر احدی نفرین نمی کند😭 و مارا به بدی یاد نمیکند. بلکه پیوسته متوجه کار خود است. 🔸کسی را بفرست تا او را تسلیم او کنم و الا او را رها میکنم و دیگر حبس و زجر او را برخود نمی پسندم. 📚 کتاب شریف منتهی الامال-شیخ عباس قمی(ره) علیه السلام ✅ @hosenih_maghtal
رهبرانقلاب: امامت موسی‌بن‌جعفر (ع) در سخت‌ترين دوران‌ها شروع شد. ▫️هیچ دورانی به گمان من بعد از دوران امام سجاد(ع)، به سختی دوران موسی‌بن‌جعفر(ع) نبود.
علیه السلام 🔹دعای امام موسی کاظم(ع) برای خلاصی از زندان هارون 🔸ای مولای من! مرا از زندان هارون و از دست او نجات عنایت فرما. ای آزاد کننده (رویاننده) درخت از بین شن و خاک و آب. و ای آزاد کننده (جاری کننده) شیر از بین سرگین و خون و ای آزاد کننده (به دنیا آورنده) فرزند از بین رحم و ای آزاد کننده آتش از بین آهن و سنگ و ای آزاد کننده روح از بین احشا و اعضای بدن! مرا از دست هارون نجات عنایت فرما! -------------------------------------------------- 📚متن عربی: 🔸«یَا سَیِّدِی نَجِّنِی مِنْ حَبْسِ هَارُونَ وَ خَلِّصْنِی مِنْ یَدِهِ یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِینٍ وَ مَاءٍ وَ یَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنْ بَیْنِ الْحَدِیدِ وَ الْحَجَرِ وَ یَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَیْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِی مِنْ یَدَیْ هَارُون» -------------------------------------------------- 📘 ج : 48 ص : 220 علیه السلام ♻️در ثواب نشر مطالب سهیم باشید♻️ 🌐📚 - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal http://hosenih2.mihanblog.com
(ع) 🔹ثوبانى گفت: موسى بن جعفر علیه السّلام چهارده پانزده سال هر روز از سفیدى آفتاب تا هنگام ظهر به سجده میرفت. گاهى از اوقات هارون روى پشت بامى میرفت كه درون زندان را از آن بالا میدید موسى بن جعفر را در حال سجده می دید. روزى به ربیع گفت: این جامهاى كه هر روز میان زندان افتاده چیست؟ گفت: یا امیر المؤمنین جامه نیست او موسى بن جعفر(ع) است در حال سجده هر روز از طلوع آفتاب تا ظهر سر به سجده می گذارد. هارون گفت: او واقعا از راهبهاى بنى هاشم است. ربیع گفت: چرا پس این قدر به او سخت گرفتهاى. هارون گفت افسوس كه چاره ندارم. -------------------------------------------------- 📚متن عربی: 🔸حدثنا أبو بكر محمد بن علی بن محمد بن حاتم قال حدثنا عبد الله بن بحر الشیبانی قال حدثنی الخرزی أبو العباس بالكوفة قال حدثنا الثوبانی قال كانت لأبی الحسن موسى بن جعفر ع بضع عشرة سنة كل یوم سجدة بعد انقضاض الشمس إلى وقت الزوال فكان هارون ربما صعد سطحا یشرف منه على الحبس الذی حبس فیه أبو الحسن ع فكان یرى أبا الحسن ع ساجدا فقال للربیع یا ربیع ما ذاك الثوب الذی أراه كل یوم فی ذلك الموضع فقال یا أمیر المؤمنین ما ذاك بثوب و إنما هو موسى بن جعفر ع له كل یوم سجدة بعد طلوع الشمس إلى وقت الزوال قال الربیع فقال لی هارون أما إن هذا من رهبان بنی هاشم قلت فما لك قد ضیقت علیه فی الحبس قال هیهات لا بد من ذلك. -------------------------------------------------- 📘 ج : 1 ص : 96 علیه السلام ♻️در ثواب نشر مطالب سهیم باشید♻️ 🌐📚 - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal http://hosenih2.mihanblog.com
(ع) 🔹عبد اللَّه بن صالح گفت: دربان فضل بن ربیع از فضل بن ربیع نقل كرد كه گفت: شبى در رختخواب با یكى از كنیزان خوابیده بودم نیمه شب صداى حركت درب كوچك را شنیدم ترسیدم كنیز گفت شاید این صدا از باد باشد. چیزى نگذشت كه صداى در اطاقى كه در آن خوابیده بودیم بلند شد، كسى در را باز كرد ناگاه دیدم مسرور كبیر است. گفت حركت كن امیر ترا میخواهد. بدون اینكه سلام كند. دیگر از جان خود نا امید شدم گفتم: مسرور كبیر بدون اجازه و سلام وارد شود جز كشتن خبرى دیگر نیست. جنب هم بودم جرات نكردم مهلت بگیرم تا غسل كنم. كنیزك وقتى ناراحتى و سرگردانى مرا دید گفت: به خدا توكل و حركت كن برو. از جاى حركت كردم و لباس هاى خود را پوشیدم با او رفتم تا وارد خانه هارون شدم. سلام كردم او در رختخواب بود جواب مرا داد. روى زمین افتادم. گفت: ترسیدى؟ گفتم! بلى یا امیر المؤمنین! ساعتى مرا رها كرد تا به خود آمدم آن گاه گفت: برو به زندان و موسى بن جعفر علیه السّلام را خارج كن این سى هزار درهم را نیز باو بده و پنج دست لباس باو خلعت بده و سه مركب براى سوارى او مهیا كن او را مخیر گردان خواست اینجا با ما باشد در صورتى كه نپذیرفت بهر جا كه مایل بود برود. گفتم: یا امیر المؤمنین دستور می دهى موسى بن جعفر را آزاد كنم؟ گفت بلى سه مرتبه پرسیدم عاقبت گفت: آرى تو می خواهى من بر خلاف قرارداد خود رفتار كنم؟ گفتم: یا امیر المؤمنین كدام قرارداد گفت در همین رختخواب خوابیده بودم كه سیاهى قوى هیكل كه نظیرش را ندیده بودم به من حمله كرد روى سینهام نشست و گلویم را گرفت گفت: از روى ستم موسى بن جعفر را زندانى كرده اى؟! گفتم: آزادش می كنم و به او جایزه خواهم داد و خلعت می بخشم از من عهد گرفت و پیمان بست آن گاه از روى سینهام حركت كرد نزدیك بود نفسم قطع شود. فضل گفت: از نزد هارون خارج شدم و خدمت موسى بن جعفر علیه السّلام رسیدم او در زندان بود دیدم ایستاده مشغول نماز است صبر كردم تا نمازش تمام شد سلام امیر المؤمنین را باو رسانده دستورش را عرض كردم هر چه امر كرده بود برایش آماده كرده بودم. فرمود: اگر دستور دیگرى به تو دادهاند انجام بده، عرض كردم نه، قسم به جدت پیامبر اكرم. فرمود احتیاجى باین خلعتها و پول ها ندارم وقتى حق مردم در آن ها باشد. خدا را قسم دادم كه برنگرداند مبادا هارون خشمگین شود و فرمود هر كار تو می خواهى بكن دستش را گرفتم و از زندان خارج كردم. عرض كردم: یا ابن رسول اللَّه! بگو ببینم چه كار كردى كه این شخص نسبت به تو تغییر عقیده داد من حقى بگردن شما دارم كه این بشارت را برایتان آوردم در ضمن اجراى آزادى شما بدست من شد. فرمود: شب چهارشنبه در خواب پیغمبر اكرم(ص) را دیدم فرمود: موسى تو را از روى ستم زندانى كردهاند. عرض كردم: آرى یا رسول اللَّه مظلوم زندانى شدهام. سه مرتبه تكرار فرمود بعد این آیه را خواند: وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِینٍ فرمود: فردا صبح روزه بگیر روز پنجشنبه و جمعه را نیز روزه بگیر هنگام افطار دوازده ركعت نماز بخوان در هر ركعت پس از حمد دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وقتى چهار ركعت از آنها را خواندى بسجده برو و این دعا را بخوان:  «یا سابق الفوت یا سامع كل صوت یا محیى العظام و هى رمیم بعد الموت اسألك باسمك العظیم الاعظم ان تصلى على محمّد عبدك و رسولك و على اهل بیته الطیبین الطاهرین و ان تعجل لى الفرج مما انا فیه» (البته بعد از این آزادی پس از چندی هارون دوباره امام(ع) را زندانی نمود که دیگر تا پایان عمر شریف حضرت آزادی از زندان برایشان واقع نشد.) -------------------------------------------------- 📘 (ع) ج : 1 ص : 74 علیه السلام ♻️در ثواب نشر مطالب سهیم باشید♻️ 🌐📚 - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal http://hosenih2.mihanblog.com