انسان شناسی ۲۶۴.mp3
11.49M
#انسان_شناسی ۲۶۴
#استاد_شجاعی
#استاد_عالی
هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره!
بله دقیقاً این اتفاق اصلاً بعید نیست.
✘ چرا؟
https://eitaa.com/hosiniya
🌸🍃
#پندانه
🔴یکهای ناچیز
🔸گاهی با یک کلمه انسانی نابود میشود.
گاهی با یک کلام قلبی آسوده میشود.
گاهی با یک قطره لیوانی لبریز میشود.
گاهی یک لبخند، تمام زمستان، یک فرد را گرم نگه میدارد.
گاهی یک پیامک محبتآمیز، محبتی را از تو
شعلهور میسازد.
گاهی یک نگاه تمسخرآمیز، غرور انسانی را ویران میکند.
گاهی با یک بیمهری، دلی میشکند.
گاهی یک جرقه، یک ساختمان را به آتش میکشد.
گاهی با ارسال یک داستان کوتاه برای دوستی، گرهی باز میشود.
گاهی با یک کار ساده، درهای بهشت به روی آدم گشوده میشود.
🔰مراقب بعضی یکها باشیم؛ در حالی که ناچیزند، همه چیزند.
#کانال_دکتر_الهی_قمشه_ای🔰
🆔 https://eitaa.com/hosiniya
10.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍇حجامت درخت انگور
بزرگ کردن حبه های انگور بدون استفاده از هورمون و اصلاح درختی که بار نمی دهد
https://eitaa.com/hosiniya
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️چطور سیدعلی داره کشتی عقل میسازه؟
📌چطوره داره در جهان یار تربیت میکه...
♦️شباهت داستان کشتی نوح با وضع فعلی انقلاب اسلامی
#لبیک_یا_خامنه_ای
https://eitaa.com/hosiniya
مهربان ترین چهره
امام همیشه سعی می کردند که در خانواده مهربان ترین چهره برای ما باشند. با وجود اینکه همه ما نزدیکتر از امام به خود داشتیم مانند پدر، مادر، برادر و خواهر؛ اما امام یک کانون رحمت و عاطفه و برای همۀ ما ملجأ و پناه بودند و ما احساس می کردیم ایشان از همه به ما نزدیکتر و مهربانتر است
خاطراتی از امام خمینی ره 🖤🖤🖤🦋🦋🦋🦋 منبع: پدر مهربان، ص 1 - 26
#امام_امت
#ولایت_علوی
https://eitaa.com/hosiniya
10.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرزندت حرف گوش نمیده!
به هیچ صراطی مستقیم نیست!
هیچ تنبیه و تشویقی روش اثر نداره!
#استاد_شجاعی
https://eitaa.com/hosiniya
ڪـانال ذڪـر روزانہ - دعای مجیر.mp3
6.97M
دعای مجیر باصدای مهدی سماواتی
💠https://eitaa.com/hosiniya
6.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اَللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿٢٥٥﴾ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦﴾ اللَّـهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٢٥٧﴾
#آیت_الکرسی_صوت_زیبا
بخوانیم برای رفع گرفتاری مسلمین
🤲📿🤲🤲📿🤲🤲
https://eitaa.com/hosiniya
شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدند
عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت. سال شصت به شش زبان زندهی دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟
عباسعلی گفت: امام گفته.
مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه.
خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته.
اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست.
گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه، بزرگترین اشتباهه… بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند.
یه روز شهید حسین خرازی گفت: چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود…
پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی بود. قبل از رفتن..
حاج حسین خرازی خواستشون و گفت: ” به هیچوجه با عراقی ها درگیر نمی شید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقی ها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره…
تخریبچی ها رفتند… یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته… اونایی که برگشته بودند
گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد… زمزمه لغو عملیات مطرح شد.
گفتند: ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده!
پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید…
عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلیه! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه…
اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته… اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند…😭😭
جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند.
گفتند به مادرش نگید سر نداره. وقت تشییع مادر گفت: صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین!
گفتن مادر بیخیال. نمیشه…
مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم.
گفتند: باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین.
یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟
گفتند: مادر! عراقیها سر عباست رو بریدند.
مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم… مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید.
و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد…
(یاد شهدا و این شهید جوانمرد را حفظ کنیم ولو با ارسال این روایت زیبا به یک نفر حتی شده با یک صلوات)
شادی روح پاک شهدا صلوات:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹
🌟😔فقط بدونیم کیا رفتن وجان دادن غریبانه تا با آرامش ما نفس بکشیم وامنیت داشته باشیم🌟😔