eitaa logo
روایتِ پاک
7.6هزار دنبال‌کننده
174 عکس
51 ویدیو
0 فایل
تلاشی برای روایت.
مشاهده در ایتا
دانلود
روایتِ پاک
🔻از پایان جنگ جهانی دوم، یکی از مهم‌ترین راهبردهای امنیتی ایالات متحده و بریتانیا در غرب آسیا، شکل‌د
قسمت دوم آنچه جایگاه او را متمایز می‌کند، تنها درجه نظامی یا مسئولیت سازمانی نیست؛ بلکه شکستن یک تصویر تاریخی است. برای دهه‌ها، در ادبیات امنیتی غرب این تصور وجود داشت که ارتش‌های منطقه یا در کنار آمریکا می‌جنگند، یا اگر مستقل باشند، توان فرماندهی یک رویارویی مستقیم با قدرت‌های بزرگ را ندارند. اما برای نخستین بار، یک فرمانده برخاسته از ارتش ایران در جایگاهی قرار گرفت که مسئولیت هدایت عملیات نظامی در تقابل مستقیم با ایالات متحده را بر عهده داشت؛ رخدادی که فارغ از هر ارزیابی سیاسی، از منظر تاریخ نظامی منطقه واجد اهمیت است. 🔴شاید اهمیت این رخداد، بیش از آنکه در شخص عبدالرحیم موسوی باشد، در تغییر جایگاه «ارتش» در معادلات غرب آسیاست؛ ارتشی که روزگاری برخی آن را بازمانده ساختار پیش از انقلاب می‌دانستند، امروز در بالاترین سطح فرماندهی عملیاتی حضور یافته است؛ نه در کنار فرماندهان غربی، بلکه در برابر آنان. 🔴تاریخ نظامی غرب آسیا فرماندهان بسیاری را به خود دیده است، اما کمتر پیش آمده که یک افسر برخاسته از ارتش کلاسیک، در منطقه‌ای که دهه‌ها ارتش‌هایش بر مبنای وابستگی و نه استقلال طراحی شده بودند، در عالی‌ترین جایگاه فرماندهی، مسئول هدایت جنگی مستقیم با بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان شود. همین واقعیت، عبدالرحیم موسوی را به نقطه‌ای قابل توجه در تاریخ ارتش‌های منطقه تبدیل می‌کند؛ نه صرفاً به عنوان یک فرمانده، بلکه به عنوان نمادی از تغییر الگویی که دهه‌ها بر معماری امنیتی غرب آسیا سایه افکنده بود. 🔻 @hossein_pak69
🔻چرا آمریکا الگوی «جنگ پلکانی و فرسایشی» را برگزیده است؟ 🔴اگر این درگیری را صرفاً از زاویه حجم آتش و تعداد حملات تحلیل کنیم، ممکن است بسیاری از رفتارهای طرف مقابل غیرمنطقی به نظر برسد؛ اما اگر آن را در چارچوب «مدیریت ادراک میدان نبرد» ببینیم، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. 🔴یکی از اهداف چنین الگویی می‌تواند جلوگیری از شکل‌گیری احساس «جنگ تمام‌عیار» در جامعه باشد. تجربه نشان داده است که در شرایطی که یک ملت احساس کند با یک نبرد سرنوشت‌ساز روبه‌رو است، ظرفیت بسیج اجتماعی، همبستگی ملی و آمادگی عمومی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. از این منظر، حفظ درگیری در سطحی کنترل‌شده و پلکانی می‌تواند به کاهش این احساس و جلوگیری از فعال شدن کامل این ظرفیت‌ها کمک کند. 🔴از سوی دیگر، تداوم حملات محدود و پراکنده ممکن است با گذشت زمان، احتیاط‌های ضروری دوران بحران را در ذهن مردم، نیروهای عملیاتی و خانواده‌های آنان به امری فرسایشی و عادی تبدیل کند؛ پدیده‌ای که در ادبیات نظامی از آن با عنوان «عادی‌سازی تهدید» یاد می‌شود. هنگامی که تهدید عادی جلوه کند، احتمال کاهش حساسیت و پایبندی به برخی ملاحظات حفاظتی افزایش می‌یابد. 🔴همزمان، تداوم این وضعیت می‌تواند برای هر طرف درگیر فرصت مشاهده و تحلیل الگوهای رفتاری، زمان واکنش، جابه‌جایی‌ها و شیوه‌های تصمیم‌گیری طرف مقابل را فراهم کند. این موضوع در بسیاری از درگیری‌های مدرن، بخشی از فرایند شناخت میدان نبرد پیش از تصمیم‌گیری‌های بعدی تلقی می‌شود. 🔴به همین دلیل، مهم‌ترین خطا در چنین شرایطی، عادی‌انگاری است. حتی اگر شدت درگیری در مقاطعی کاهش یابد، رعایت اصول حفاظتی، انضباط عملیاتی و هوشیاری عمومی نباید کاهش پیدا کند؛ زیرا در هر بحران، حفظ آمادگی تا پایان تهدید، بخشی از بازدارندگی و مدیریت ریسک است. 🔻 @hossein_pak69
🔻آیا حماس واقعاً سلاح خود را تحویل خواهد داد؟ چه زمانی و چگونه؟ 🔴آنچه تاکنون اعلام شده، به این معنا نیست که حماس تصمیم به تحویل سلاح خود گرفته یا اجرای چنین تصمیمی را آغاز کرده است. آنچه اکنون در برابر آن قرار داریم، پذیرش یک چارچوب مذاکراتی از سوی طرف فلسطینی است؛ چارچوبی با شروطی بسیار سخت‌گیرانه که هرگونه فرآیند محدودسازی و انبارش سلاح‌های سنگین را به اجرای کامل تعهدات رژیم اشغالگر در مرحله نخست مشروط می‌کند. 🔴این تعهدات شامل توقف حملات، بمباران‌ها و عملیات‌های ترور، عقب‌نشینی تا «خط زرد» و خروج از مناطقی است که طی ماه‌های گذشته اشغال شده‌اند، فراهم کردن زمینه فعالیت کمیته ملی فلسطین و نیروی بین‌المللی حفظ ثبات، و نیز اجرای کامل پروتکل انسانی شامل ورود کمک‌های بشردوستانه، اسکان آوارگان، آواربرداری و بازسازی زیرساخت‌های حیاتی از جمله برق و آب است. 🔴چارچوب پیشنهادی فلسطینی بر سه اصل تدریج، هم‌زمانی و راستی‌آزمایی استوار است. بر این اساس، هیچ مرحله‌ای پیش از تکمیل مرحله قبل آغاز نخواهد شد. همچنین، مسئولیت محدودسازی و انبارش سلاح‌ها بر عهده یک نهاد فلسطینی خواهد بود و این سلاح‌ها بدون آنکه به رژیم اشغالگر یا هر طرف خارجی دیگری تحویل داده شوند، در داخل نوار غزه نگهداری خواهند شد. 🔴از منظر سیاسی، می‌توان این میزان انعطاف را تلاشی برای محافظت از پروژه مقاومت در برابر یک جنگ وجودی دیگر و خرید زمان تا عبور از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ دانست. در این معادله، زمان خود یک سرمایه راهبردی است؛ سرمایه‌ای که به غزه فرصت می‌دهد نفسی تازه کند و در انتظار تحولات منطقه‌ای و تغییر موازنه‌های قدرت بماند. 🔴در مقابل، احتمال آنکه نتانیاهو در میانه رقابت‌های انتخاباتی به تمامی تعهدات خود پایبند بماند، اندک به نظر می‌رسد. هرگونه نقض تعهدات از سوی اسرائیل، روند مرحله‌ای توافق را متوقف خواهد کرد و این امکان را برای مقاومت فراهم می‌آورد که اعلام کند توافق از سوی طرف مقابل نقض شده و عملاً قابلیت اجرا ندارد. در چنین شرایطی، بخشی از بهانه‌های سیاسی و حقوقی مورد استفاده برای ازسرگیری جنگ نیز از میان خواهد رفت. 🔴تجربه تاریخی مقاومت فلسطین نیز نشان می‌دهد که آتش‌بس‌ها و توافق‌های مرحله‌ای بارها به‌عنوان ابزاری برای بازتنظیم اولویت‌ها، بازیابی توان و حفظ مؤلفه‌های قدرت مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همچنین، تجربه لبنان پس از قطعنامه ۱۷۰۱ نشان داد که محدودیت‌های اعمال‌شده بر استقرار نظامی در جنوب رود لیتانی، به خلع سلاح کامل منجر نشد و حزب‌الله در سال‌های بعد توانست توانمندی‌های خود را بازسازی و حتی توسعه دهد. 🔴از این رو، پرسش اصلی امروز این نیست که «حماس چه زمانی سلاح خود را تحویل خواهد داد؟»؛ بلکه این است که آیا رژیم اشغالگر اساساً به تعهداتی که آغاز این فرآیند به آن‌ها وابسته است عمل خواهد کرد، یا پذیرش این چارچوب درست در نقطه‌ای متوقف می‌شود که باید عقب‌نشینی‌های واقعی خود را آغاز کند؟ 🔻 @hossein_pak69
348.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻آیا کسی از اربعین جا می‌ماند؟ اربعین فقط پیمایش جاده‌ای میان نجف و کربلا نیست؛ هرچند شاید افضلِ اعمال در این روزها، همین قدم‌زدن در آن جاده و پیوستن به دریای زائران حسین علیه‌السلام باشد. جاده‌های دیگری هم هست؛ جاده‌هایی که هرکدام از ما، از جایی در آن، عمود به عمود به سوی حسین قدم برمی‌داریم. رزمندگانی در صنعا و حدیده‌اند که اربعینشان، ایستادن بر باب‌المندب است؛ آنجا که راه حسین از میان موج‌های دریا می‌گذرد. کسانی در بندرعباس، قشم، سیریک و آبادان‌اند که زیر آسمان آتش و موشک، مقابل تجسم یزیدِ زمان ایستاده‌اند و عمود به عمود، به سوی امام خود قدم برمی‌دارند. و کسانی در جنوب لبنان، در علی‌الطاهر، به «فوز عظیم» دیگری رسیده‌اند؛ موکب‌دارانی که این‌بار نه با آب و خرما، که در میان آتش و موشک، حامی و پذیرای شمیر امام هستند. و امامِ همه این اربعینی‌ها هنوز در میدان است؛ حامل پرچم حسینِ زمان، امامِ معرکه. شمشیرش هنوز در نیام نرفته است؛ و از هیاهوی این روزگار، هنوز می‌شود صدای ذوالفقار را شنید. ‌🔻@hossein_pak69
🔻فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار می کنند؛ و خداوند حسن طهرانی و علی لاریجانی را فرستاد تا ما مفهوم انسان قوی را درک کنیم. 🔴شب اربعین شهدا را فراموش نکنید بخصوص شهدایی که اثر عملشان باعث ازاله کیان موقت اسرائیل خواهد شد. 🔻 @hossein_pak69
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانی‌تر خوانده شود 🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ می‌گذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایه‌های تاب‌آوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحله‌ای تازه از بحران شد و کشوری که پیش‌تر نیز با مجموعه‌ای از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کرد، آسیب‌پذیرتر شد. 🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیه‌ای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگ‌تر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آماده‌سازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیه‌ای که البته تاکنون به‌طور قضایی اثبات نشده است. 🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژه‌ای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویس‌های اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده می‌شود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژه‌ای باشد که سال‌ها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است. 🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهم‌تر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفه‌هایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد. 🔴در دکترین جنگ‌های جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمی‌شود. گاهی سال‌ها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساخت‌های حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید. 🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بسته‌شده نیست. سابقه عملیات‌های پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، به‌ویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دست‌کم این ضرورت را ایجاد می‌کند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود. 🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمی‌دانست سال‌ها بعد با تمام ابعاد آن روبه‌رو خواهد شد؟ 🔻 @hossein_pak69
🔴یک تجربه تاریخی در منطقه به ما می‌گوید که پیمان‌های دفاعی، برای آنکه واقعاً موفق و اجرایی باشند، دست‌کم به دو پیش‌شرط اساسی نیاز دارند: 🔻نخست، آمریکا در طراحی و مدیریت آن‌ها دخالتی نداشته باشد؛ و دوم، مفهوم «دفاع» در این پیمان‌ها، دفاع در برابر اسرائیل باشد، نه مقابله با کسانی که در برابر اسرائیل مقاومت می‌کنند. 🔻 @hossein_pak69
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سال‌های جنگ، از سیاست، از فراز و فرودهای چند دهه گذشته. امروز مسئله، قضاوت دوباره درباره تمام آن گذشته نیست. 🔴برای من، مهم این است که آقا محسن، همان فرمانده‌ای که روزگاری امام روح‌الله او را برای مسئولیتی بزرگ برگزید، این بار از سوی آقا سیدمجتبی برای مسئولیتی در یکی از حساس‌ترین نقاط تصمیم‌سازی کشور فراخوانده شده است. 🔴این انتخاب را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی اداری دید. وقتی در یک مقطع تاریخی حساس، فردی با چنین سابقه‌ای به مرکز تصمیم‌گیری امنیت ملی بازمی‌گردد، معنای آن می‌تواند اراده برای تغییر یک روند باشد؛ تغییری که بیش از هر چیز باید در «فکر»، «تصمیم» و «ابتکار عمل» خود را نشان دهد. 🔴آنچه امروز اهمیت دارد، احیای جایگاه «امر ولی» در منظومه تصمیم‌گیری است؛ اینکه دستگاه‌های مسئول، خود را صرفاً مجموعه‌ای از ساختارهای اداری و کارشناسی نبینند، بلکه نسبت خود را با جهت کلان انقلاب دوباره تعریف کنند. 🔴در کنار آن، نقش سپاه پاسداران نیز مسئله‌ای صرفاً سازمانی نیست. سپاه در منطق انقلاب فقط یک نیروی نظامی نیست؛ حامل تجربه‌ای تاریخی از دفاع، بازدارندگی، ابتکار و تصمیم‌گیری در شرایط سخت است. استفاده از این تجربه، البته نه به معنای حذف سایر نهادها، بلکه به معنای بازگرداندن وزن واقعی میدان و تجربه عملیاتی به محاسبات امنیت ملی است.
روایتِ پاک
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سال‌های جنگ، از سیاست، از فراز و فروده
قسمت دوم 🔴و شاید مهم‌تر از همه، مسئله «استقلال فکری و استقلال در تصمیم‌سازی» باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی مسائل خود را با عینک دیگران نبیند، ادبیات دیگران را مبنای تعریف منافع خود قرار ندهد و برای تشخیص تهدید، فرصت، جنگ، صلح و مذاکره، صاحب دستگاه محاسباتی مستقل خود باشد. 🔴من این انتخاب را بیش از آنکه بازگشت یک فرد بدانم، نشانه‌ی بازگشت یک منطق می‌بینم. 🔴آقا محسن امروز برای من «ثقه‌ی ولی» است؛ نه به این معنا که نقد گذشته او ممنوع باشد و نه به این معنا که درباره عملکرد آینده‌اش پرسشی وجود نداشته باشد. بلکه به این معنا که وقتی ولی، در چنین مقطعی مسئولیتی را بر دوش کسی می‌گذارد، باید فهمید که مأموریتی در کار است. 🔴مأموریتی برای تغییر روند؛ برای بازسازی قدرت تصمیم؛ برای نزدیک‌تر کردن سیاست و میدان؛ و برای بازگرداندن جسارت، استقلال و ابتکار به جایی که تصمیم‌های بزرگ امنیت ملی گرفته می‌شود. 🔴اکنو باید منتظر عمل ماند؛ زیرا ارزش این انتخاب، در نهایت نه با نام‌ها، که با تغییری سنجیده خواهد شد که در مسیر کشور ایجاد می‌کند. 🔻 @hossein_pak69
🔻عفو عمومی در لبنان؛ قانون زندان‌ها یا بازآرایی یک موازنه سیاسی؟ 🔴پارلمان لبنان سرانجام یکی از مناقشه‌برانگیزترین پرونده‌های سال‌های اخیر را بست و قانون «عفو عمومی» را به تصویب رساند؛ قانونی که در ظاهر با هدف کاهش تراکم زندان‌ها، حل معضل بازداشت‌های طولانی و تخفیف یا اسقاط بخشی از مجازات‌ها تدوین شده، اما در سطح سیاسی، معنایی بسیار فراتر از اصلاح وضعیت زندان‌های لبنان دارد. برای فهم اهمیت این مصوبه باید دید چه کسانی از آن منتفع می‌شوند و چه توازن سیاسی‌ای پشت آن شکل گرفته است. 🔴یکی از اصلی‌ترین گره‌های مذاکرات چندماهه بر سر این قانون، پرونده موسوم به «الموقوفین الإسلامیین» بود؛ مجموعه‌ای از زندانیان و محکومان اسلام‌گرا که برخی از آنان در پرونده‌های امنیتی سنگین، درگیری با ارتش لبنان و فعالیت گروه‌های مسلح در سال‌های بحران سوریه محکوم شده‌اند. همین مسئله باعث شد موضوع عفو عمومی از ابتدا نه یک پرونده صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از چانه‌زنی سیاسی و طایفه‌ای لبنان باشد. گزارش‌های پیش از تصویب نیز نشان می‌داد نمایندگان سنی صراحتاً بر بهره‌مندی زندانیان اسلام‌گرا از قانون پافشاری می‌کردند. 🔴در میان این پرونده‌ها، نام احمد الأسیر اهمیت نمادین ویژه‌ای دارد. الأسیر تنها یک زندانی عادی نیست؛ نام او با یکی از خشن‌ترین دوره‌های قطبی‌شدن سیاسی ـ مذهبی لبنان در جریان جنگ سوریه گره خورده است. شبکه‌ای که پیرامون او شکل گرفت، نهایتاً در سال ۲۰۱۳ در عبرا وارد درگیری خونین با ارتش لبنان شد و شماری از نظامیان لبنانی کشته شدند. به همین دلیل، هرگونه تخفیف مجازات او از نظر سیاسی پیامی بسیار فراتر از سرنوشت یک زندانی دارد. 🔴البته برخلاف برخی روایت‌های اولیه، مصوبه جدید به معنای آزادی فوری الأسیر نیست. اطلاعات منتشرشده نشان می‌دهد او از سازوکار کاهش محکومیت منتفع می‌شود و امکان آزادی‌اش در سال‌های آینده فراهم خواهد شد. اما مسئله اصلی دقیقاً همین است: پرونده‌ای که تا همین چند سال پیش یکی از خطوط قرمز امنیتی لبنان محسوب می‌شد، اکنون وارد مسیر تخفیف و عفو شده است. از این نقطه می‌توان به لایه مهم‌تر ماجرا رسید. 🔴عفو عمومی در لبنان را نمی‌توان جدا از بازآرایی موازنه قدرت داخلی و منطقه‌ای این کشور بررسی کرد. طی ماه‌های گذشته، مسئله زندانیان اسلام‌گرا به یکی از مطالبات اصلی بخشی از جریان سیاسی سنی تبدیل شده بود. در چنین فضایی، تصویب قانونی که راه آزادی یا کاهش محکومیت بخشی از این شبکه را باز می‌کند، عملاً به معنای بازگرداندن یک پرونده امنیتی قدیمی به متن رقابت سیاسی جدید لبنان است. 🔴نگرانی اصلی نیز فقط این نیست که چند ده زندانی از زندان خارج می‌شوند. سؤال مهم‌تر این است که این نیروها پس از آزادی وارد چه محیط سیاسی و امنیتی‌ای خواهند شد؟ 🔴لبنان در مجاورت سوریه‌ای قرار دارد که همچنان در معرض رقابت شبکه‌های امنیتی، جریان‌های مسلح و بازیگران منطقه‌ای است. تجربه سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ نشان داد که شمال لبنان، عکار، طرابلس، عرسال و برخی شبکه‌های سلفی چگونه می‌توانند در شرایط مناسب به عقبه انسانی، مالی و لجستیکی تحولات سوریه تبدیل شوند. بنابراین آزادسازی گروهی از افراد دارای سابقه فعالیت در چنین محیطی، بدون وجود سازوکارهای مؤثر امنیتی و قضایی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً «اصلاح زندان‌ها» نامید. 🔴در این میان، نقش عربستان سعودی در معماری سیاسی جدید لبنان نیز باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد. ریاض طی سال‌های اخیر برای بازیابی نفوذ خود بر ساختار سیاسی اهل سنت و سپس بر معادلات کلان دولت لبنان تلاش کرده است. از همین منظر، هرچند نسبت‌دادن مستقیم تصویب این قانون به دستور یا فشار عربستان امروز دیگر نیاز به علم غیب ندارد و نمی‌توان آن را خارج از روند بزرگ‌تر بازگشت نفوذ سعودی به ساختار تصمیم‌سازی لبنان تحلیل کرد. مسئله بنابراین از «عفو» فراتر می‌رود. 🔴آنچه امروز در پارلمان اتفاق افتاد، بخشی از تغییر توازن سیاسی در لبنان است: پرونده‌هایی که در دوره گذشته «امنیتی» تعریف می‌شدند، اکنون در قالب مصالحه‌های سیاسی بازتعریف می‌شوند؛ گروه‌هایی که زمانی تهدید امنیت ملی تلقی می‌شدند، بخشی از آنان دوباره امکان بازگشت به جامعه پیدا می‌کنند؛ و بازیگران منطقه‌ای نیز می‌کوشند از این تغییر برای بازسازی شبکه نفوذ خود استفاده کنند. 🔴اگر این روند در ماه‌های آینده با سازمان‌دهی مجدد شبکه‌های تندرو، انتقال منابع مالی یا فعال‌شدن دوباره خطوط ارتباطی لبنان ـ سوریه همراه شود، آن زمان قانون عفو عمومی دیگر صرفاً یک تصمیم داخلی لبنان نخواهد بود. 🔴و شاید پرسش مهم‌تر از اینکه «چه کسانی آزاد شدند؟» این باشد: چه کسی از بازگشت آنان به صحنه سیاسی و امنیتی لبنان و سوریه سود خواهد برد؟ 🔻 @hossein_pak69
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است. چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین چند کلمه درباره «مقاومت» استنکاف می‌کردند؛ اما آقا محسن نوشت، صریح و بی‌لکنت. برای همین چند کلمه، مقاومت از او تشکر کرد؛ همان توفیقی که ظاهراً نصیب بعضی‌ها نشد. 🔴گاهی برای فهمیدن تفاوت آدم‌ها، نه کارنامه‌ای بلند؛ فقط چند کلمه کافی است. 🔻 @hossein_pak69
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهم‌تر از خود خاطره آن جنگ باشند. همچنین فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که چرا مقاومت توانست در برابر یکی از سنگین‌ترین جنگ‌های تاریخ لبنان بایستد؟ 🔴پاسخ را نباید در یک سلاح، یک عملیات یا حتی یک فرمانده جست‌وجو کرد. پیروزی محصول یک منظومه به‌هم‌پیوسته از ابتکار عملیاتی، حفاظت فرماندهی، تصمیم سیاسی، فرماندهی میدانی و جنگ شناختی بود؛ منظومه‌ای که اگر یکی از حلقه‌های اصلی آن از كار می‌افتاد، ممکن بود سرنوشت جنگ متفاوت شود. 🔴نخستین حلقه، مبادرت و ابتکار عمل بود. عملیات اسارت دو نظامی اسرائیلی در خلة وردة، برآمده از طراحی عملیاتی عماد مغنیه، نشان داد مقاومت قرار نیست صرفاً منتظر حرکت دشمن بماند. ابتکار عمل، از همان آغاز، بخشی از منطق نبرد بود؛ یعنی تلاش برای تحمیل مسئله و زمان به دشمن، نه صرفاً واکنش به تصمیمات او. 🔴اما با آغاز جنگ، مسئله مهم‌تری خود را نشان داد: بقای شبکه فرماندهی. اسرائیل می‌کوشید با ترور فرماندهان و قطع ارتباط میان سطوح مختلف، مقاومت را از یک سازمان منسجم به مجموعه‌ای از واحدهای پراکنده تبدیل کند. حفظ اتاق عملیات، فرماندهان و پیوستگی فرماندهی و کنترل، یکی از پایه‌های اصلی ادامه جنگ بود. مقاومت زیر شدیدترین آتش، توان تصمیم‌گیری خود را از دست نداد. @hossein_pak69