#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات؛ #محاوره؛ #حرم_امام_رضا_ع
حرم لبخنده، آرومه، عزیزه ،دست و دل بازه
حرم سنگ صبوره، مهربونه، مَحرم رازه
یه موقع سفرهی عقده، یه وقت درمون بیمارا
یه وقت آغوشه واسه چشمای خیس عزادارا
حرم شیرینیِ لبخند، توی جیب خادمهاس
یه کاسه آب سقاخونه توی هق هق گرماس
یه چشمه اشکِ شوقه تو دل هر تکه آیینه
جواب نامهی توی ضریحه، بال آمینه
حرم همراه آدم، تو هجوم روزای سخته
اذونِ اولِ تو گوش نوزادای خوشبخته
برای غربت زائر، حرم گرمای یه خونهاس
برای بال زخم یه کبوتر مرهمه، لونهاس
حرم اعجاز چایی واسهی یه شونهی خستهاس
یقینه واسه اون که کرده کل عمرشو دستدست
نسیم دلبخواهِ دور فوارهاس سر ظهرا
دل شاد یه بچهاس واسه رو همچیدن مُهرا
یه نقشه توی برگ اول ادعیههامونه
برای نوجوونا نقشهی یه گنج پنهونه
صدای شوق نقارهاس، صدای گرم امیده
خراسانه جواز رفت و آمدهای خورشیده
طناب دست یه معلوله که رو پاش وایساده
دل یه پنجرهاس که میشنوه با اینکه فولاده
یه امضای عزیزه که قد یه دنیا میارزه
حرم برگ برات کربلای یه کشاورزه
تسلای دلِ دلگیریه که با خودش قهره
سلام اول صبح خیابونای یه شهره
پناه بی کسیهای یه همسایهاس که غمگینه
نمیشناسن حرم رو عنکبوتا غصهمون اینه
✍ #سعیده_کرمانی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
به جز تصویر صحن تو مگر مفهوم زیبا چیست؟
اگر فرش حریمت نیست، دیگر فرش دیبا چیست؟
میان چشمهای زائرانت موج میزد شوق
نمیدانم بدون شوق تو تکلیف دریا چیست
نشستم صبح تا شب روبروی گنبدت شاید
بفهمم علت پیدایش امروز و فردا چیست
هنوز از صحن تو بیرون نرفته، سخت دلتنگم
بدون دردسر فهمیدهام روز مبادا چیست
غبار فرشهایت را شبی پیغمبری میبُرد
و میدانست خادم، راز اعجاز مسیحا چیست
✍ #احمد_حیدری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
نشاید مهربانتر از تو در گفتار بنشیند
طبیبی که خودش بر بسترت بیدار بنشیند
بنازم جای پایت را زیارتگاه خواهد شد
اگر نعلین تو بر سنگ بیمقدار بنشیند
گلاب ناب گاهی میتوان از خار هم برداشت
از آن خاری که در کوی تو بر دیوار بنشیند
نخواهد رفت روی هیچ گل تا آخر عمرش
اگر پروانه بر گلدستهات یکبار بنشیند
برای دیدن حُسنِ تو جا دارد که در محشر
هزاران بهتر از یوسف سر بازار بنشیند
مبارک میشود مانند دعبل داستان من
اگر نام تو در مجموعهی اشعار بنشیند
مسیحا هم تلمذ میکند در مکتبت، آری
اگر دستِ عزیزت بر سر بیمار بنشیند
بدون مِهرتان ره کی بَرَد بر عالَمِ بالا
کسی یک عمر اگر سرگرمِ استغفار بنشیند
به غیر از سُفرهی سلطانیات، در هیچ جایی نیست
که سلطانی کنار دست خدمتکار بنشیند
هر آن کس زائرت باشد، یقین دارم که از لطفت
قیامت در کنار حیدر کرار بنشیند
✍️ #سيدحسین_سیدی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
تازه دانستم نه با "آب" و نه با "نان" زندهام
تازه فهمیدم نه با "جسم" و نه با "جان" زندهام
تازگیها باورم شد اینکه مثلِ هر غریب
دورتر از خود "دلی" دارم که با آن زندهام
هر کجا رفتم به چشمان من آمد خاک او
دوورِ نزدیکی که از او سخت حیران زندهام
گرم او بودم، دریغا دیر فهمیدم که من
با چه گرمایی در آغوش زمستان زندهام
کم نمیآرم که در امروز و در فردای خود
از سرانگشتان آن لطف فراوان زندهام
سایهوار از خود ندارم هیچ، دور از آفتاب
هر کجا باشم، به "خورشید خراسان" زندهام
✍ #عباس_چشامی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
تا ابد باب الرضا در حکم باب الحاجت است
این حرم دارالشفایش هم بدون نوبت است
زیر دِینِ هر کسی رفتم، سرم منّت گذاشت
در عوض شاهِ خراسان سفرهاش بیمنّت است
با وجود پنجره فولادِ مشهد، هر کسی
حاجتش را جای دیگر میبَرد در غفلت است
هر که را دیدیم از این سفره روزی میبَرد
هر که را دیدیم از فضل رضا در حیرت است
کاش پُشت پنجره فولاد پابندم کنند
روزهای بی حرم، در اصل یَوم الحسرت است
از امامم قول میخواهم بیاید وقت مرگ
کار وقتی با رضا باشد خیالم راحت است
روضهها سمت بقیع و چار قبرش میرود
روزهایی که شبستانهای مشهد خلوت است
✍ #احسان_نرگسی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱میلاد امام رضاجانمون مبارک باد
بر غمزده شاید نظری شد امشب
شاید که مبارکسحری شد امشب
شاید که بهخاطرِ امامِ هشتم
از یوسفِ زهرا خبری شد امشب
✍ #سیدمجتبی_شجاع
🤲«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»🤲
📣 زائرین گرامی؛ دوبیتیها و رباعیات با موضوعِ "ولادت امام رضا(ع)" را در کانال زیر مشاهده نمایید
👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2489122881Cc0f48f2cd4
🌱 التماس دعای فرج 🌱
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
چه زیباست غرق رهایی شدن
رها در حریم خدایی شدن
در آغوش پروانه ها پر زدن
شبیه کبوتر، هوایی شدن
کنار ورودی باب الجواد
به لطف رضا، کربلایی شدن
زمان تماشای گلدستهها
پریشانِ شیخ بهایی شدن
شده کیمیا خاک طوس و خوش است
در ایوان طلایش، طلایی شدن
به مشهد سفر کردن و بعد از آن
علی بن موسی الرضایی شدن
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
رضا زمزم است و رضا کوثر است
رضا عاشق روضهی مادر است
سه جا او میآید به دیدار ما
رضا از هر آقایی آقاتر است
رضا یار ما در حساب است و قبر
رضا شافع عرصهی محشر است
رضا وارث ذوالفقار علی
رضا نور چشمان پیغمبر است
در امواج دریای درد و بلا
رضا کشتی است و رضا لنگر است
رضا نور چشمان معصومه است
رضا هستی حضرت خواهر است
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
دلم در حرم از غم آزاد شد
وجود پُر از غصهام شاد شد
به لطف شهنشاه و مولای طوس
چه ویرانههایی که آباد شد
نسیم آمد و گفت در گوش آب
که جاروکش صحن او باد شد
دل خاک از داغش آتش گرفت
دل پنجره سوخت، فولاد شد
ببین در حریم پُر از نور او
بهشتی که سهم گوهرشاد شد
رضا آمد و با وجود رضا
در ایران شفاخانه ایجاد شد
فقط ضامن بچه آهو، که نه
رضا ضامن هر چه صیاد شد
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه بهشت رضاست
در اینجا پر از شور و حیرانیام
هم آغوش دریای طوفانیام
به اندازهی چشم بر هم زدن
گذشته است شبهای طولانیام
گدایم ولی موقع بازگشت
پر از آیههای فراوانیام
قمی هستم و از همان کودکی
به دنبال یار خراسانیام
منم آنکه نام امام رئوف
شده نقش سربند پیشانیام
به یاد شهیدان نفس میکشم
پر از شور قاسم سلیمانیام
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
به صحنش رسیدم، که باران گرفت
دل مردهام لحظهای جان گرفت
غریبانه غرق زیارت شدم
لبم بوی آیات قرآن گرفت
"گدا" بودم و "شاهم" از لحظهای
که دست مرا دستِ سلطان گرفت
خوشا آن فقیری که بی واسطه
بر این سفره سیراب شد، نان گرفت
یتیمی که سرمایهاش اشک بود
کم آورد اما فراوان گرفت
اسیری هم از صحن آزادیاش
کلید رهایی ز زندان گرفت
نظرکرده بی شک امام زمان
به شعری که اینگونه پایان گرفت:
نگاهم بدست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
ندارم بهجز عشقِ او مسلکی
ندارم جزاین اشکها مدرکی
گنهکاری امیدوارم که هست
به لطف خدا و رضا مُتکی
چون آتشفشان هستم و میکشم
فقط آه از این سینهی آهکی
بهشتیست لبریز از خاطره
کنار حرم عکسهای تکی
چه خوشبخت هستم که این بیت شعر
به روی لبم بوده ازکودکی:
نگاهم بدست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
دلم حسرتی جز زیارت نداشت
به شبهای بی نور عادت نداشت
اسیر خراسانم و چشم من
بدون حرم خواب راحت نداشت
بگو موسم حج به مشهد رود
مسلمان اگر استطاعت نداشت
ببخشید این شعر درمانده را
اگر بهرهای از بلاغت نداشت
ببخشید اگر شاعر خستهجان
برای سرودن بضاعت نداشت
ولی غیر از این بیت روی لبش
به هنگام عرض ارادت نداشت
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
در این بحرِ موّاج ساحل کجاست؟
به جز خانهی دوست، منزل کجاست؟
چگونه بفهمیم بی نور او
که حق در کجا هست و باطل کجاست؟
سیاه است دلهایمان یارضا
خبردارمان کن که مشکل کجاست!
من از شرح اوصاف تو عاجزم
ثناخوانِ تو کیست؟ دعبل کجاست؟
نگاهم به دست کریم رضاست
بهشتم همیشه حریم رضاست
✍ #روح_الله_گایینی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
مثل آن پرچم سبزم که رها در باد است
که گرفتار تو مانده است اگر آزاد است
مثل این قافیه گل میکنم آن وقتی که
شاعرت در غزلش زائر گوهرشاد است
حال من حال جوانیست که در پای ضریح
مبتلا مانده به یک کوری مادرزاد است
راستی پای ضریحت چقدر بنشیند؟!
نامهاش دیرزمانیست که توو افتاده است
از سه باری که قرار است یکی هم کافی است
احتیاجی چه به رو کردن آن اسناد است؟!
به طمع آمدهام، باز عطش آوردم
به امیدی که بنوشانیام آبی با دست
آنقدر حرف زیاد است، خودم خسته شدم
خوب شد حوصلهی پنجره از فولاد است
✍ #محسن_ناصحی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
بارها گفتم به خود دیدی که قسمت میشود
دیدنش نزدیکتر ساعتبهساعت میشود
بعدِ نیشابور قلبم پُر حرارت میشود
عاقبت از دستِ من این کوپه راحت میشود
عشق وقتیکه تو باشی بینهایت میشود
یک نفر قبل از خودم در من تصرف کرده است
عشق را در شوق پیچیده، تعارف کرده است
وسعتِ روح مرا غرق تشرف کرده است
تا حرم را دیدهام، قلبم توقف کرده است
باز هم اذن ورودی که عنایت میشود
یک طرف صوتِ تلاوتهای قاریها و من
یک طرف مداح و آوای قناریها و من
صحن در صحن است حال بی قراریها و من
تا ضریحت مست از لحظه شماریها و من
یاعلی میگویم اینجا و قیامت میشود
مثل این آئینهها خود را شکستم، آمدم
پیش این فوارهها قدری نشستم، آمدم
تا ضریحت راه را از حفظ هستم، آمدم
رو به سویت چشمهایم را که بستم، آمدم
آمدم که آمدنهایت اجابت میشود
من به دنبالِ توأم فیروزهکاریها که نه
غرق در نام رضایم، خوشنگاریها که نه
دست خالی میروم، از کفشداریها که نه
میکَنم دل از همه، از این نداریها که نه
صدهزاران حج نصیب یک زیارت میشود
هرچه هست اینجا از اول تا به آخر دیدنی است
بالْ بالِ بچهها مثل کبوتر دیدنی است
دُورْ دورِ دختران بر گِرد مادر دیدنی است
سُرسُرهبازیِ طفلان روی مَرمَر دیدنی است
چشم با این دیدنیها غرق حیرت میشود
جبرئیل آمد حرم، یک شب شفایش را گرفت
رفت میکائیل و اسرافیل جایش را گرفت
مرد کوری بود دیدم چشمهایش را گرفت
خادمی از دستِ معلولی عصایش را گرفت
ناز ما را کم بکش، دارد که عادت میشود
بارها گفتم بده، اینبار میگویم بگیر
آنچه میدانی از آن بسیار میگویم بگیر
این مَنیّت را از این دیوار میگویم بگیر
هرچه شد بر قامتم سربار، میگویم بگیر
عاشقیِ ما، تو را اسباب زحمت میشود
با کبوترهای تو هروقت قاطی میشوم
مثل این فواره غرقِ بی ثباتی میشوم
محوِ اوصاف تو و الطاف ذاتی میشوم
باز امشب خیره بر مردی دهاتی میشوم
هرکه اینجا میرسد حتما که دعوت میشود
با خودش چادر نمازِ پیرزن آورده است
جانماز و عطر و تسبیح و کفن آورده است
روی انگشتش عقیقی از یمن آورده است
خرده پولی نذر آقا از وطن آورده است
آسمان از دیدنش غرقِ حسادت میشود
میکشد سوغاتیاش را بر ضریحت پیرمرد
میزند بوسه همینجا بر ضریحت پیرمرد
آمده در بین صفها بر ضریحت پیرمرد
یک کفن آورد، اما بر ضریحت پیر مرد_
قبل آنیکه کِشَد، سُرخ از خجالت میشود
گریهاش اُفتاد یادِ جسم عریانِ حسین
از خجالت آب شد پیرِ پریشانِ حسین
زیرِ ایوانت دلش رفته به ایوانِ حسین
ای به قربانت رضا و ای به قربانِ حسین
اشکهامان مرهم صدها جراحت میشود
✍ #حسن_لطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
باز هم دلتنگم و با حسرتِ خیلی زیاد
مینشینم در خیالم گوشهی باب الجواد
عاشقانه، با تواضع، از سرِ عادت که نه!
عرض کردم یک سلام از عمقِ جان؛ با اعتقاد
بر فرازِ گنبدت میگردد از روز ازل
بادْ دورِ پرچم و پرچمْ کماکان دورِ باد
لحظهلحظه جَلب کرده چشمهایم را به خود
عشقبازیهایِ خیلِ نوکرانِ خانهزاد
هم عرب، هم از عجم مشغولِ پابوسیِ تو
ای بر این عشقِ إلهی صدهزاران «إن یکاد»
رأفتَت شد آشکار آنجا که دیدم در حرم
میشود همصحبتِ علامهها یک بیسواد
عشق تو همواره از نسلی به نسل دیگر و
دارد از شهری به شهرِستانِ دیگر امتداد
تُرک و لُر، مازندرانی، اصفهانی و قُمی
دورِ تو گشتند و حیران ماندم از این اتحاد
هر که بر لطف تو رو زد، آبرویش حفظ شد
بُرد کرد آنکس که بر آقاییات کرد اعتماد
روضهی جدت به یادم آمد و جاری شد اشک
تا که دیدم پیرمردی بر عصایش تکیه داد
**
تکیه زد با تشنگی بر نیزهی تنهاییاش
رفت و در گودال زخمی شد تنش خیلی زیاد!
✍ #مرضیه_عاطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
به ضریحت همیشه زنجیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
از نگاه تو اذن میگیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
چکه چکه به خاک میافتند، قطرهها مثل دانهی تسبیح
گاه مشغول غسل و تطهیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
فضل و خوبی و مهربانیِ تو، ذکر گلدستههای باران است
مَست امن یجیب و تکبیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
تشنهی گرمی نگاه تو شد، شعلهی بی فروغ چشمانم
از همه چیز غیرِ تو سیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
نالههای نسیم و هِقهِق ابر، زخمْ بر جانِ آسمان زده است
چونکه مانند خنجر و تیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
خسته، از راه دور آمدهایم، خسته و بی قرار و درمانده
با زمین و زمانه درگیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
دل به باب الجواد میبندد، سایهای که اسیر شب شده است
پُر، چو خوابِ سحر ز تعبیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
تو غریبی و درک این غربت، کار افراد بی بصیرت نیست
گرمِ تأویل، گاه تفسیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
آرزوها و دردها تنها، راهِ این خانه را بلد شدهاند
جَلد این خانهاند و میمیرند، اشکها پشت پنجره فولاد
✍ #زینب_دولت_خواهی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e