eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام با امید نوکریِ در محرم زنده ام کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام @hosenih چای روضه، باطنا آب بقایم می شود تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام @hosenih آمده ماه محرم محتشم می خوانم و باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ بر سینۀ خود میفشارم زانوی غم را وقتی که بی تو باز می بینم محرم را صاحب عزا با دست های خویش کوبیدی بر روی دیوار کدامین خانه پرچم را @hosenih ای آسمان چشمۀ جوشان اشک خون پربارتر کن بارش این اشک نم نم را هرشب میان کوچه ها بر سینه خواهی زد وقتی که می خوانند شور و نوحه و دم را بر رشتۀ پرچم دخیل گریه می بندم آقا مگیر از دست ما این حبل محکم را @hosenih با اذن زهرا اذن مولا اذن پیغمبر با اذن تو پوشیده ام این رخت ماتم را دلشوره دارم اربعینم را همین اول امضا کن آقاجان برات کربلایم را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ رميده ايم بيا و شكار كن ما را به نوكري خودت اختيار كن ما را به پاي آبله دار پياده گان حرم بيا به كشتي عشقت سوار كن ما را @hosenih اگر چه چشمه اشك است چشم نوكرتان به پاي كوه غمت آبشار كن ما را دو چشم اگر كه بگريند تيغه دو لبند به حرمت پدرت ذوالفقار كن ما را عوض نمي شوم الا به كيمياي نگاه چنان زهير به عشقت دچار كن ما را قسم به موي سپيد حبيب،شاه غريب شهيد راه محبت دوبار كن ما را اگر به درد خودت هم نخورد اين دل سنگ ببر مدينه و سنگ مزار كن ما را @hosenih به"مجلسي"كه در آن از"بِحار"مي خوانيم به اذن مادرت ابر بهار كن ما را مگر نه اينكه سرت دست نيزه دار افتاد بيا و ملعبه نيزه دار كن ما را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است @hosenih ظاهر آراسته خوب است اما این دهه صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است می شود معشوق با لبخند زیباتر ولی چهره ی هرعاشقی همراه با غم دیدنی است صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است @hosenih مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است @hosenih درمیان نامه اعمال در محشر فقط روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ عجیب هیئتِ تو بوی کربلا دارد چقدر حال و هوای حرم صفا دارد میان روضۀ تو بوی سیب میآید و بعد، رایحۀ قتلگاه را دارد صدای نالۀ زهرا بگوشِ دل برسد نوای مادرتان ذکر آشنا دارد @hosenih همین که زمزمۀ یا بُنَیَ می پیچد زبان بگیر،که زهرا به ما دعا دارد فرشته ای بنویسد،بهشتِ ما اینجاست بهشت،اینهمه لطف و صفا کجا دارد خدا گُواه که اینجا،بزرگ و کوچکِ مان نوای صوت حزین را، ز نینوا دارد @hosenih قسم به گریۀ پایینِ پای اربابم که چشمِ ما ز علی اکبر این بکا دارد همین اقامۀ روضه،مدافعِ حرم است سِلاحِ گریه،مهماتِ جبهه ها دارد به خون سرخ شهیدان که اَمنیت بخش است حرم،هزار سپاه از قبیلِ ما دارد @hosenih تمام فتنۀ دشمن علیه پرچمِ ماست حسین،لشگر آماده هر کجا دارد و این پیام،به اردوی دشمنان برسد حذر کنند ز ایران! که کربلا دارد گِره به اَبروی آقای ما اگر افتد قرار کِی به حرم ،دشمن منا دارد به اقتدار علی پشت رهبرم گرم است ز بسکه عشق،به اربابِ خود رضا دارد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ فغان می زد که یارب، خاک این صحرا نبود ای کاش و آغوشش به روی کاروان ها وا نبود ای کاش زمین کربلا برخواست برپا، نیزه ها را دید و باخود گفت امروز مرا فردا نبود ای کاش @hosenih یقین تکلیف طفلان با عطش اینگونه روشن بود فراتی هست این جا،پیش رو اما نبود ای کاش فرات مست را می دید و خاک کربلا می گفت رقیه انتظارش از عمو بالا نبود ای کاش دو جفت گوشواره لااقل از آن سوی معجر به لاله های گوش دختری پیدا نبود ای کاش سه شعبه تیر را می دید و باخود زیر لب می خواند ربابی هست این جا که، چنان لیلا نبود ای کاش چه می شد که نبود اصغر در این لشگر اگر هم بود سفیدی گلویش این قدر زیبا نبود ای کاش @hosenih هزاران مرد تیر انداز را می دید و هی می گفت علمدار حسین این قدر بی پروا نبود ای کاش نقاب و معجر و خلخال،با خود آرزو می کرد اگر هم بود،بعد از ظهر عاشورا نبود ای کاش ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ صد باغ غبطه می خورد حتی به صحرا خورشید وقتی می گذارد پا به صحرا تا پشت پای کاروان آبی بپاشد از عرش اعلا آمده زهرا به صحرا @hosenih صدبار, خورجین وعده های پوچ مردم یعنی میا کوفه، بیا اما به صحرا تا آرزوی نیزه ها پایان بگیرد با قاصدک ها می رود صحرا به صحرا فرقی ندارد کوفه یا شام ست مقصد دل را سپرده زینب کبری به صحرا این نینوا ، این طور سینین ست اما موسی چرا آورده هارون را به صحرا؟! فرقی ندارد که فراتی هست یا نیست کافیست آید حضرت سقا به صحرا هر سه علی را با خودش آورد تا که پای علی نشناس ها شد وا به صحرا اول قتیلش رفت میدان، با خودش گفت سر می گذارد آخرش لیلا به صحرا گودال سرخ و خیمه سرخ و گونه ها سرخ پاشیده رنگ عاشقی مولا به صحرا @hosenih طوری که زیر پا مغیلان جان نگیرد هی قطره قطره می چکد دریا به صحرا بی گوشواره پیش دختر بر نمی گشت مردی که آمد عصر عاشورا به صحرا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ، ▶️ سایه ی هیچ یَلی با تو برابر نَبُوَد ای رکابم عباس @hosenih غیرِ من گِردِ کَسی پنج برادر نَبُوَد ای رکابم عباس ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ عزیز فاطمه بر کربلا خوش آمده ای خلیل آل علی بر منا خوش آمده ای هنوز کعبه ز هجران تو سیه پوش است شکوه مروه، صفای صفا، خوش آمده ای @hosenih فرشتگان ز قدوم مبارکت بوسند بیا امیر ملائک بیا خوش آمده ای ز نور تو همه جا کربلاست یابن علی چه گویمت ز کجا تا کجا خوش آمده ای زند به پای تو قوم بنی اسد بوسه که ای عزیز به دیدار ما خوش آمده ای @hosenih فدای غیرت عبّاست ای امام غریب یگانه خامس آل عبا خوش آمده ای قدم به خاک مَنِه روی چشم ما بگذار امام عشق ولیّ خدا خوش آمده ای ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ پرسید از قبیله كه این سرزمین كجاست این سرزمین غم‌زده، در چشمم آشناست این سرزمین كه بوی نی و نیزه می‌دهد این سرزمین تشنه كه آبستن بلاست @hosenih گفتند: «طفّ» و «ماریه» و «شاطِیءُ الفُرات» گفتند: «غاضریّه» و گفتند: «نینوا»ست دستی كشید بر سر و بر یال ذوالجناح آهسته زیر لب به خودش گفت: «كربلا»ست طوفان وزید از وسط دشت، ناگهان افتاد پرده، دید سرش روی نیزه‌هاست زخمی‌تر از مسیح، در آن روشنای خون روی صلیب دید، سر از پیكرش جداست طوفان وزید، قافله را بُرد با خودش شمشیر بود و حنجره و دید در مناست باران تیر بود كه می‌آمد از كمان بر دوش باد دید كه پیراهنش رهاست @hosenih افتاد پرده، دید به تاراج آمده ا‌ست مردی كه فكرِ غارتِ انگشتر و عباست برگشت اسب، از لب گودال قتلگاه افتاد پرده، دید كه در آسمان، عزاست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم - ▶️ باید او بر سرِ این خاک قدم بگذارد عمه ی سادات است @hosenih پا به زانویِ علمدارِ حرم بگذارد عمه ی سادات است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم - ▶️ کاروان آمده از راه پر از ماه چنان که طرفی در قُرُق جون و حبیب است و بریر است و در آن سو طرفی درقُرُق نافع و سعد است و زهیر است نفسِ کرببلا زیر قدم های علی اکبر و عباس فرورفت که حرف از زدن تیر و گلو رفت که مبادا دو شبِ بعد بگویند عمو رفت نفسِ کرببلا رفت فرو دم نزد این خاک و با سینه ی صد چاک فقط دید و فقط دید فقط دید و فقط زرد شد و سرخ شد و سرخ شد از آخر این حادثه ترسید @hosenih بگذارید که این بار روایت کنم از زاویه ی دید صحابه جریان را بگذارید که عابس که خودش هست به هم ریخته ی حضرت عباس روایت بکند صحنه ی جانسوز ورودیه ی هفتادو دو جان را بگذارید که در پای حبیب بن مظاهر بکنم ذبح، زمان را بگذارید که این بار نگویم که وزید آه نسیمی و دل خواهر ارباب بهم ریخت بگذارید نگویم که همان بدو ورودیه هم از گریه ی یک طفل دل آب بهم ریخت بگذارید نگویم زصدای نفس و شیحه ی ده اسب رقیه وسط خواب بهم ریخت بگذارید شبی در وسط ظهر بگوید که چنان شد بگذارید غلامی که سیاه است ولی مثل شب چارده آبستن ماه است که بالقوه ی عون است که بالفعل همان عاشق بی واهمه، جون است بگوید که حسین بن علی کرد نگاهی به علی اکبر خویش و نگران شد که همان لحظه ی اول قد ارباب کمان شد @hosenih بگذارید که امسال حبیب بن مظاهر بدهد شرح ورودیه ارباب خودش را و به تصویر کشد غصه ی اصحاب خودش را که پریشانی ارباب پریشان بکند نوکر خود را و در آن لحظه حبیب بن مظاهر برد از شرم به پایین سر خود را که به یک دست حسین بن علی در بغل آرام کشد دختر خود را و با دست دگر یکسره آرام کند خواهر خود را و نگاهش بکند بدرقه کم کم علی اکبر خود را نگذارید که امسال ورودیه شود مدخل آن روضه ی بی پرده ی گودال نگذارید که امسال ورودیه شود روضه ی بازِ دو عدد گوش و غم آن دو سه مثقال @hosenih نگذارید که بر تل برود خواهری از حال نگذارید که آن چکمه به هرجا بنشیند نگذارید که این مرتبه بالا بنشیند نگذارید که با پا بنشیند نگذارید که بر سینه ی آقا بنشیند نگذارید که خواهر همه ی فاجعه را آه ببیند و پس از شمر،سنان را وسط راه ببیند و سکینه بغلش گاه نبیند چه شد و گاه ببیند نگذارید که امسال ببرد ز قفا شمر گلو را نگذارید که امسال ورودیه فقط شمر بگیرد سر و مو را و سنان بر سر نیزه بنشاند سر اورا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih