eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند؟ با این همه گناه و خطا یاری ام کند گفتم دخیل حضرت صاحب زمان شوم گفتم قسم به فاطمه تا یاری ام کند @hosenih وقتی سرم مقابل بیگانه خم شده دیگر چگونه قبله نما یاری ام کند؟! خود را کشانده ام وسط اهل مغفرت شاید کنار اهل دعا یاری ام کند با معصیت چقدر دلش را شکسته ام باید ازین به بعد حیا یاری ام کند @hosenih باید دلم شکسته شود تا که دیده ام... ... در لا به لای زمزمه ها یاری ام کند مثل همیشه چشم به راهش نشسته ام تا که خودِ امام رضا یاری ام کند دلگرم قول های رئوفانه مانده ام او قول داده است سه جا یاری ام کند @hosenih در روضه های فاطمیه مادری غریب با دست های عقده گشا یاری ام کند آتش گرفت چادر زهرا و ناله زد: سلمان کجاست تا که عبا یاری ام کند حالا که دست شیر خدا بسته شد به صبر فضه به جای شیر خدا یاری ام کند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ فاطمیه برای ما سادات غصه‌ی قصه‌های ناگفته است @hosenih دل ما در عزای مادرمان بیشتر از محرم آشفته است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ بیدار نشد این دل غفلت‌زده تا چند هشدار بر این دیده‌ی حسرت‌زده تا چند از نفسِ خطاکار و ز ابلیسِ جفاکار تبریک بر این قلب مصیبت‌زده تا چند @hosenih من غایبم از محضر نورانی‌اَت ای یار غایب ز تو این حاضرِ غیبت‌زده تا چند گاهی تو کنار من و من در پی دیدار گم گشته در این وادیِ غربت‌زده تا چند ای وای از این چشم و از این قلب گرفتار گمراهیِ این دیده‌ی صورت‌زده تا چند @hosenih ایکاش که من هیئتیِ فاطمه باشم هم‌صحبتیِ مَردمِ هیئت‌زده تا چند ما را تو مگر کرب و بلایی بنمایی ای منتقم کوچه و گودال کجایی ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ دست ما نیست اگر دست به دامان توییم فاطمه خواسته که... بی سر و سامان توییم تا ببینیم کمی از وجنات نبوی... تشنه ی دیدن رخسار درخشان توییم @hosenih به نگاهی،" به دعایی دل ما را دریاب!" که اسیر کرم و شیوه ی احسان توییم مادر تو اگر امروز مدد فرماید... تا ابد ماه علی! بر سر پیمان توییم از دم شعله ورت محفل ما شور گرفت همگی سینه زن ذکر حسن جان توییم ما شبیه دل زهرای شهیده هرشب... بی قرار و نگرانِ دل سوزان توییم @hosenih زخم شد چشم ترت گریه نکن... میمیریم دیده گریان غم دیده ی گریان توییم هرشب جمعه برو کرببلا با مادر یاد کن از فقرایت پسر پیغمبر ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تویی تو رایحهٔ سیبِ ماندگارِ دلم به عطر نانِ تو در خانه عود لازم نیست زمینِ خانه ات حتی فراتر از عرش است برای حاملِ وحی ات فرود لازم نیست @hosenih خراب گشته دو عالم ز غصه بر سر من به خانه ایی که نباشی عمود لازم نیست برای کشتن جانم تبِ تو کافی بود مرا به سیلی و روی کبود لازم نیست هوای شهر مدینه غبارِ غم دارد که بر جماعتِ این خانه دود لازم نیست @hosenih به سقط و سیلی و پهلو و ضربهٔ بازو شهیده گشتی و بر تو شهود لازم نیست به آنکسی که به دین فتنه کرد لعنت باد که با سقیفه و اهلش یهود لازم نیست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ شرط پیغمبر شدن وقتی ولای فاطمه‌است کیمیای‌ِقرب، خاک زیر پای فاطمه‌است سائل درگاه اویند انبیاء و اولیاء خوش‌به‌حال هرکه در دنیا گدای فاطمه‌است @hosenih من خدا را با ولای مرتضی دریافتم مرتضی‌خود نیز همتایی برای فاطمه‌است گردش دستاس او رزق بشر را می‌دهد نان عفت، لقمه‌ی عزت غذای فاطمه‌است رشته‌های چادر او در دو دنیا دستِ‌ما عُروةالوثقای معروف خدای فاطمه‌است @hosenih تار و پود چادرش را با شفاعت دوختند چادری پُر‌وصله و خاکی کسای فاطمه‌است «مرتضی می‌ایستد، زهرا شفاعت می‌کند‌» شک نکن روز جزا، روز جزای فاطمه‌است این‌قدر فهمیدم از امّ ابیهایی او سرپناه حضرت خاتم سرای فاطمه‌است @hosenih شیعیان مرتضی رخت عزا بر تن کنید خانه‌ی شیر خدا غرق عزای فاطمه‌است بادی آمد بی‌اجازه شمع را خاموش کرد خانه خاموش‌از صدای دلربای فاطمه‌است در اگر لب وا کند، مسمار رسوا می‌شود فضه تنها رازدار ماجرای فاطمه‌است تیزی‌مسمار بین استخوانش گیر کرد مرتضی را ناله‌ی وامحسنایش پیر کرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ماه پیش روی ماهش رخصت تابش نداشت ابر بی لطف قنوتش برکت بارش نداشت ظاهراً گردانده زهرا دسته ی دستاس را باطناً دور فلک بی اذن او گردش نداشت @hosenih نیمِ عمرش با نبی بوده ست، نیمی با وصی از ازل عمر کسی اینقدر گنجایش نداشت بی نشانی خود نشان اعتراض فاطمه ست مدفنش مخفی نمی مانده اگر رنجش نداشت رنج او را روز اگر می دید می شد شام تار لحظه ای بعد از پدر ریحانه آرامش نداشت @hosenih هر کجا که کوچه ی باریک دیدم گفته ام کاش که شهر مدینه یاغی سرکش نداشت شانه بر گیسوی طفلان پریشان می کشید دست اگر بالا می آمد، دست اگر لرزش نداشت رفت یکبار از علی خواهش کند، تابوت خواست در تمام عمر کوتاهش جز این خواهش نداشت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای نیمهٔ وجودِ پیمبر، نرو! بمان چشم‌ و چراغ ِ خانهٔ حیدر، نرو! بمان قران ناطقت شدم ای سورهٔ نجیب شأن نزولِ مریم و کوثر، نرو! بمان @hosenih ای برکتِ همیشه! سرِ سفره باز هم- نان از تنورِ خانه بیاور، نرو! بمان مشغولِ رُفت و روب شدی خانم گلم حالا که هست حالِ تو بهتر، نرو! بمان «أمن یُجیب» هایِ مرا مستجاب کن هر چند هست قلب تو «مضطر»، نرو! بمان @hosenih نُه سال عاشقانه به هم تکیه کرده ایم یک روح در میانِ دو پیکر، نرو! بمان اشکِ حسین(ع) و بغض ِحسن(ع) را نگاه کن محضِ قرارِ این دو برادر، نرو! بمان چیزی بگو به زینب(س) و کمتر سکوت کن دق میکند بدونِ تو دختر، نرو! بمان @hosenih مرثیه خوانِ کرب و بلا... راویِ غم ِ گودال و تلّ و خنجر و معجر، نرو! بمان... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تا توان داری گدای حضرت صدیقه باش بی محابا! مبتلای حضرت صدیقه باش افضل الأعمال عالم..مدح این بانو بود تا نفس داری ندای حضرت صدیقه باش @hosenih سعی کن تا محرم کاشانه ی زهرا شوی مثل سلمان.. آشنای حضرت صدیقه باش بین این خانه اگر کوچک شوی عزت دهند باصلابت خاک پای حضرت صدیقه باش مادری ها می کند هر روز و شب بر شیعیان لااقل از بچه های حضرت صدیقه باش @hosenih گریه کن..در روضه های سخت و جانفرسای او با همین اشکت شفای حضرت صدیقه باش بر حسینی های عالم لطف بی پایان کند پس غلام سر جدای حضرت صدیقه باش ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آتیش کشیدن خونمونو بستند دودست پهلوونو چهل نفر پشت سر هم هی میزدن مادرمونو @hosenih نامردونه درُ سوزوندند اون یاس پرپرُ سوزوندند چادر و معجرو بمیرم تموم مادرو سوزوندند @hosenih بابامونو رها نکردند مودبانه تا نکردند مادرمون دستش شکست و دست بابامو وا نکردند @hosenih اول باپا درو شکستند غرور حیدر و شکستند پهلو رو با در،با غلافم بازوی مادرو شکستند @hosenih تو کوچه ی ما چه خبر بود در دوسه ساعت شعله ور بود رو چادر سیاه مادر ردپای چهل نفر بود @hosenih اشکای بچه ها روون بود چه دودی توی کوچمون بود از درخونه تا به مسجد قطره به قطره جای خون بود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اول نیفتد بی گمان آخر می افتد دیوار کج همواره راحت تر می افتد هرکس که زهرا را کند آزرده خاطر روز جزا از چشم پیغمبر می افتد @hosenih جبریل میفهمد بخوبی حرف من را وقت تماشایش کلاه از سر می افتد معلوم بود از اولش در کفو زهرا قرعه به نام ساقی کوثر می افتد پشتش به این إنسیه ی حوریه گرم است شیرخدا وقتی به دردسر می افتد @hosenih از برکت سربند یازهراست قطعا با یک اشاره گر در خیبر می افتد رمز گشایش در قنوت سبز زهراست هرجا گره در کار هر نوکر می افتد بالا و بالا میرود تا آن سوی عرش هرکس به پای فضه و قنبر می افتد @hosenih بی شک هر آن که شیعه باشد کاروبارش فردا به دست بانوی محشر می افتد من مطمئنم نطفه اش اشکال دارد هرکس که با این خانواده در می افتد جان علی با فاطمه پیوند خورده زهرا بیفتد بی گمان حیدر می افتد @hosenih حداقل ای کاش نامحرم نباشد جایی که زن در محضر شوهر می افتد از شانه ی دیوار میگیرد نیفتد با سیلی بعدی ولی دیگر می افتد تنها نه یک دفعه که نزدیک سه ماه است در پیش چشم بچه ها مادر می افتد @hosenih خیلی تقلا میکند برخیزد از جا پا میشود اما روی بستر می افتد مانند خانم سینه اش میسوزد آقا هربار که چشمش به میخ در می افتد در زیر لب میخواند از داغ شبیرش با اینکه هر لحظه تب شبّر می افتد @hosenih ای کاش سمت کربلا دیگر نیاید آنجا که بر حنجر رد خنجر می افتد مادر می افتد در میان کوچه امروز فردا میان کوچه ها دختر می افتد نسل همانکه آمد و غصب فدک کرد فردا به فکر غارت معجر می افتد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت آیینه در آیینه شد تکرار لبخندت جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت @hosenih لبریز بود از مادری لبریز چشمانت سرشار بود از عاطفه سرشار لبخندت نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید بر هرچه صحرا هرچه گندم زار لبخندت @hosenih از روزه‌ی بی‌نان و بی‌خرما چه شیرین‌تر وقتی که باشد لحظه‌ی افطار لبخندت اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی اما چرا این روزهای تار لبخندت.‌.. مثل گلی توفان زده پژمرد، پرپر شد بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت @hosenih این روزهای آخری یک بار خندیدی اما چه تلخ است آه تلخ این بار لبخندت با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت ** مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت… چادر نماز دخترم از یاس لبریز است تابیده بر این چادر گلدار لبخندت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih