eitaa logo
طاهر سادات
1 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
46 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ 🌼داستان کوتاه ✍روزی در یک مجلس فردی از مردی بدی می گفت و ناسزا بارش می کرد پسر ان مرد در مجلس حضور داشت و می شنید .پسربسیار ناراحت شدو مجلس را ترک کرد . خدمت پدر رسید و با ناراحتی شنیده هارا برای پدر گفت .پدر از جا بلند شدو رفت و بعداز کمی وقت برگشت .زیر بغل پدر یک فرش ابریشمی گرانقیمت بود. پدر دستی به شانه ی پسرش زد و گفت برای تو ماموریتی دارم برو این هدیه را نزد همان شخص ببر و از او تقدیر و تشکر کن .. پسر متعجب و حیران امر پدر را اطاعت کرد و نزد ان شخص رفت و هدیه را تقدیم کردو از او تشکر کرد مرد شرمنده شد و هیچ نگفت . پسر برگشت نزد پدر گفت پدر جان امرتون رو اجرا کردم اما متحیر م چرا شما به جای این که عصبانی و ناراحت بشوید از او تقدیر و تشکر کردید . پدر لبخندی زد و گفت پسرم امروز این شخص با چندین کلمه حاصل ساعتها عبادش را به حساب من جاری کرد و مرا خشنود ساخت ایا من نباید بابت این همه نیکی او تشکر کنم؟!!! عاقلان را اشاره ای کافیست.... ‌‌‌‌✅ کانال استاد دانشمند ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ http://eitaa.com/joinchat/592117774Cb596248863
✨﷽✨ 🔴 «عاقبت وعده‌های توخالی» ✍پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.از او پرسید: آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت: من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند؛ در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود: اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد . . . ‌‌‌‌✅ کانال استاد دانشمند ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ http://eitaa.com/joinchat/592117774Cb596248863
✨﷽✨ ✍ابوعلی سینا در سفر بود، در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست. شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من نبند،چرا که خر تو از کاه و یونجه او میخورد و اسب هم به خرت لگد میزند و پایش را میشکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی. شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد. صاحب خر ، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما ابوعلی سینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت. قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است؟ روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را به لال بودن زده تا اینکه تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف میزد.... قاضی پرسید : با تو سخن گفت ...؟چه گفت؟ صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را میشکند....... قاضی خندید و بر دانش ابو علی سینا آفرین گفت. قاضی به ابوعلی سینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!! ابوعلی سینا جوابی داد که از آن بعد به مثلی تبدیل شد; 🔴 «جواب ابلهان خاموشی ست» ‌‌‌‌✅ کانال استاد دانشمند ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ http://eitaa.com/joinchat/592117774Cb596248863
✨﷽✨ 🌼انسان مؤمن خوشبوست ✍کثافات دو نوع هستند: کثافات ظاهری یا بدنی که با حمام رفتن، آنها پاک می شوند و برای پاک شدن از آنها نیازی به دعا کردن نیست و دسته دوم کثافات، گناه هستند. که بر روح آدم اثر می گذارد. گناه هم دارای بوی بد هست و انسان گنهکار بوی بد می دهد. اما انسان مومن خوشبوست. «اویس قرنی» تصمیم گرفت که به زیارت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله بیاید، مادرش گفت: اگر به مدینه رفتی و پیامبر خدا صلی الله علیه وآله تشریف نداشتند، در آنجا نمان، برگرد. اویس به مدینه آمد ولی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله خارج مدینه بودند، اویس منتظر آن حضرت نشد و به خانه بازگشت. وقتی پیامبر خدا وارد مدینه و خانه شدند، فرمودند: « من بوی اویس را می شنوم. » اصحاب گفتند : بله، شخصی به نام اویس قرنی به اینجا آمده بود. اطاعت از مادر واجب است، بعضی ها خشک مقدس هستند. بدون اینکه به پدر و مادر خبر بدهند، شب به مسجد جمکران می روند و پدر و مادر تا صبح چشم به راه آنها می مانند. این چه جمکران رفتنی است؟ پدر و مادر را از خود راضی نگه دارید. 📚ڪتاب بدیع الحکمة حکمت ۴۷ از مواعظ آیت الله مجتهدے تهرانۍ(ره) ‌‌‌‌✅ کانال استاد دانشمند ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ http://eitaa.com/joinchat/592117774Cb596248863
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹روا شدن حاجت های سنگین 🔸استاد حجت الا سلام والمسلمین عالی 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸 https://eitaa.com/joinchat/2677407797C6d10668b66
💥سبک: 🎤مداح: 🌸 طُرّه‌ی نسیمی ، عشق من از قدیمی نه که تهرونیا ، تموم ایرونیا میگن اصفهونیا ؛ تو سیدالکریمی گنبد و گلدسته‌ت شبیه حریم سقاست مسلمیه هرسال کربلای سینه‌زنهاست عشق تو کشوندم به جنون ، نشون به اون نشون میگم حسن حسن ؛ به شوقِ ماهِ رمضون "عشق تو کشوندم به جنون ، نشون به اون نشون میگم حسن حسن ؛ به شوق ماه رمضون" ربیع الثانیِ ، که فاطمه بانیِ ... جشن شور و شعف ٫ شده با شاه نجف دُرِ تو این صدف ٫ لؤلؤ مرجانیه بَه دست‌ودل‌بازه چون نتیجه‌ی کریمه این حسنی‌زاده حضرت عبدالعظیمه عاشقا رسیده فصل مِی ، خماری تا به کی؟ ببایید تا که بشیم ٫ مهمون شاه شهر ری "عشق تو کشوندم به جنون ، نشون به اون نشون میگم حسن حسن ؛ به شوق ماه رمضون" ربیع الثانیِ ، که فاطمه بانیِ ... جشن شور و شعف ٫ شده با شاه نجف دُرِ تو این صدف ٫ لؤلؤ مرجانیه حج فقرا شد اگه مشهدالرضا پس کرببلای کشور ما تو شهر ری هس(ت) با آواز اصفهان نی ، طریق‌و کرده طی گدایی که شده ٫ مهمون شاهِ شهر ری " عشق تو کشوندم به جنون ، نشون به اون نشون میگم حسن حسن ؛ به شوق ماه رمضون " روی زلف نسیم ، این خبره از قدیم حسن مجتبی اومد و ماه خدا لقبش نوکرا شد رمضانُ الکریم مثل عقیقی که یمنش یه چیز دیگه‌ست این خونواده هم حسنش یه چیز دیگه‌ست دلمو به دریا میزنم ، یه افطاری منم ایشالا مهمونِ... آستان قدس حسنم
🔴 💠 وقتی يک عاشق پنگوئن ديگر می‌شود، تمام ساحل را می‌گردد و قشنگ‌ترين را انتخاب می‌كند و برای جفت ماده می‌برد، اگر ماده از سنگ خوشش آمد و قبول كرد جفت هم می‌شوند؛ ولی اگر قبول نكرد پنگوئن نر احساس می‌كند سنگی كه پیـدا كرده اصلا قشنگ نبوده و آن را می‌برد زير آب، لای مرجان‌ها می‌اندازد تا ديگر هيچ پنگوئنی او را تكرار نكند و نااميد نشود. 💠 سعی کنیم در زندگی خود، سنگی از سر راه دیگران برداریم. خدا این است اگر رحم و انصاف داشته باشیم خدا نیز ویژه به ما می‌کند تا به ادامه زندگی امیدوار شویم. 💠 پیامبر صلّی‌الله علیه و آله فرمودند: اِرحَمُوا تُرحَموا وَ اغفِروا یُغفَر لَکُم؛ رحم کنید تا به شما نیز رحم کنند و ببخشید تا شما نیز شوید. 💠 بیشترین زمینه و رحم، در زندگی مشترک بین زن و شوهر است. به سنتهای الهی و وعده‌های خدا کنیم تا مزّه‌ی واقعی زندگی مشترک را بچشیم. 🆔 @khanevadeh_313
💠 قابل توجه ✍امام صادق علیه السلام: 🔻هرگاه کسی را داشتی به او خبر بده! زیرا اینکار میان شما را می‌سازد. 📙 اصول کافی، ج۲، ص۶۴۴ 🆔 @khanevadeh_313
🔴 💠 هیچ مردی نباید فضای همسرش را از او بگیرد. زنان فضاهایی دارند که مختص به خودشان است. 💠 مثلا: "امشب آبی‌مو بپوشم بهتره یا قرمزه رو؟" 💠 مرد نباید این فضا را از او بگیرد، چون خودش نمی‌تواند برای آن باشد. 💠 زنها در این مدل حرف‌ها کلی عاطفی رد و بدل می‌کنند که مردها هیچ وقت نمی‌توانند چنین کاری بکنند. 🆔 @khanevadeh_313
🔴 💠 مردها از آوردن دوستان و به خانه خودداری کنند! 💠 اینگونه رفت و آمدها بر روی ، افکار و روان شما و فرزندان شما اثر می‌گذارد. 💠 علاوه بر اینکه اینکار روانی همسر و فرزندان شما را به خطر می‌اندازد. 💠 گاه مشاهده شده است دوستان این شخص، به حریم خانواده‌ او وارد شده و مسائل او را در بیرون از منزل بازگو کرده‌اند. 🆔 @khanevadeh_313
🔴 💠مردان دوست دارند که را به تنهایی حل کنند. 💠 اگر مشکلی را می‌کنند یعنی هستند به تنهایی موضوع را حل کنند و خود را برای حل آن می‌دانند. 💠 پس کتمان برخی مشکلات یا مسائل توسط آنها نشانه به شما نیست. 💠 آنها در صورت لزوم با شما در میان می‌گذارند. وظیفه شما خانمها این است که بعد از مطلع شدن، مرد را نکنید و حتی احساس درونی او را نمایید. مثلا بگویید: من مطمئنم که قادر هستی این مشکل را حل کنی! 💠 با شناخت یکدیگر مانع ایجاد بگو مگو و لفظی شویم! 🆔 @khanevadeh_313
🔴 💠 زمانی که نقش موثری در خانه ایفا نمی‌کند، تمام مسئولیت‌های بچه‌ها برعهده می‌افتد و مادر همیشه احساس و عصبی بودن و حتی افسردگی دارد. 💠 این مساله باعث می‌شود مادر نتواند وظایف و همسرداری خود را به خوبی انجام دهد و روابط گرم و موثری با و همسر نخواهد داشت! 💠 باید ساعتی در روز کنار بچه‌ها باشد تا مادر بتواند برای خودش بگذارد و به کارهای مورد علاقه‌اش بپردازد. 💠 در غیر این صورت همیشه از نظر روانی و جسمی توان لازم را برای ایفای نقش مادری و همسرداری نخواهد داشت. 🆔 @khanevadeh_313