#تربیت_فرزند
#همسرداری
☘ مهم ترين کاری که
يک پدر می تواند برای فرزندانش
انجام دهد، اين است که
❤️ عاشق مادرشان باشد...
چون بچه ها با لبخند مادر
میخندند و با گريه اش میگریند...👌👏
5.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ #خانه_خوبان(1)
♻️انتظار بیش از حد والدین از فرزندان
🎤حجت الاسلام #مهکام
📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید.
#تربیت_فرزند
✅ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد، گفت:
✍این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند،
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند: "فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید"
🌸سالها گذشت مادرش درگذشت. روزی ادیسون که بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه ی خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد آن را در آورده و خواند، نوشته بود: کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم. ادیسون ساعتها گریست و در خاطراتش نوشت:
"توماس ادیسون کودک کودنی بود
که توسط یک مادر قهرمان نابغه شد."
🍀قابل توجه مادرانی که این روزها با فداکاری تمام مشغول آموزش و پرورش به ثمره ی زندگی خودشان یعنی فرزندان شان هستند.💐
8.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 موشن_گرافیک | ادواردو آنیلی
◽️همه چیز درباره شهید مهدی (ادواردو) آنیلی
◽️او چه ارزشی برای عقاید خود قائل بود که از جان و ثروت و نفوذ خانواده آنیلی گذر کرد؟/خانه طراحان انقلاب اسلامی
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃@hosseinnabavinasab
22.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ
📝 «از رُم تا خدا»
🔅 به مناسبت شهادت شهید ادواردو آنیلی
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
@hosseinnabavinasab
🔆 #سمّ زنده کننده !!
🔹«عروس و مادر شوهر»
🔻دختری بعد از ازدواج نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جَر و بحث میکرد.
عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سَمّی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بُکُشَد!
🔸داروساز گفت اگر سَم خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به او شَک نبرد.
🔹دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
❤️ هفتهها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادرشوهر هم بهتر و بهتر شد، تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سَم را از بدنش خارج کند.
🔸داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است.
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
@hosseinnabavinasab
10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻ثروتش را داد آخرتش را خرید
🔺امام خمینی (ره) پیشانی اش را بوسید
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃