لیست کار های دفتر اداری مدار معلق::
(این لیست صرفا برای اطلاع رسانی به کارکنان میباشد و هیچ کاربرد دیگری ندارد)
هم اکنون که رسما وارد آخرین ماه تابستان شده ایم، برنامه ای منظم برای زندگی بهتر در دفتر اداری مدار معلق منتشر میکنم که شامل تک تک دستورات مهم زندگی در دفتر مدیریت میباشد.
1. یه تحقیق کوچیک از یه سیاره رندوم انجام بده، و به صورت ژورنال درستش کن.✅
2. میانستارهای رو ریواچ کن
3. یه آرت دیجیتال درست درمون بکش✅
4. حدود ده تا عکس بگیر و بعد چاپشون کن. به عنوان یادگاری نگهشون دار.
5. روزشمار کاغذی تا شروع مدارس بکش
6. کمتر برو تو گوشی😛
7. حداقل یکی از داستاناتو تموم کن یا یه داستان کوتاه بنویس✅
8. پادکست گوش کن و همزمان متنش رو توی دفتر بنویس
9. لیست های مختلف درست کن (از علایق ، آهنگ ها و...)✅
10. حداقل یه کتاب الکترونیکی رو بخون
11. جورنال صوتی رو امتحان کن✅
12. دیدن یه فیلم بدون صدا و زیرنویس
13.عصیانگران رو تموم کن✅
هرکدام که به درجه "عمل" رسید یک تیک طلایی را جایزه خواهد گرفت✅
hovering orbit
لیست کار های دفتر اداری مدار معلق:: (این لیست صرفا برای اطلاع رسانی به کارکنان میباشد و هیچ کاربرد د
نمیدونم اصلا بهش میگن ژورنال یا نه، ولی از نزدیک خیلی ناز تره😛
درخت ها گاهی آنقدر شبیه انسان ها میشوند که این شباهت انکارناپذیر کمی ترسناک جلوه میکند. البته کسی به آنها توجه نمیکند، چون ساکت هستند و بسیار انبوه.
مثل خود آدمها. وقتی که در سکوت از کنار هم میگذرند و نیم نگاهی هم نمیاندازند.
با اینحال، صد رحمت به درخت ها! آنها نه ظلم میکنند، نه میدانند ظلم چیست، اما همیشه در حقشان ظلم میشود.
آدمی که
"هی اون یارو رو ببین، همش از استیکرای کرینج استفاده میکنه! چه آدم مزخرفی."
"هی اون یارو رو ببین، هیچوقت از ترند ها خوشش نمیاد!چه آدم مزخرفی."
"اون یارو رو ببین، فلان چیز رو دوست نداره! چه آدم مزخرفی."
هستی، "اون یارو" آدم بدی نیست. فقط مثل تو در اختیار دیگران نیست. پس لطفا ساکت شو و حرفی نزن.
دلم میخواد یکسری کتاب های مورد علاقم رو معرفی کنم که بخونید، و از اونجایی که دلم میخواد انجامش میدم(شما هم برید بخونید نذارید تلاش های من بینتیجه بمونه🙏🏼)
۱. عصیانگران
من یه مدت واقعا مجذوب این کتاب بودم و وقتی میرفتم کتاب بخرم دستم میرفت روی این مجموعه، هنوز جلد آخرش رو نخوندم (نصفه خوندم) و با اینحال میگم محشره... با احساسات شما بازی میکنه و به صورتی جذابه که نمیذاره بزارینش زمین.
داستان فانتزی(با حالت امروزی_ داستان ابرقهرمانانهست و فکر کنم فنای مارول خوششون بیاد) و عاشقانهس ولی رومنتزی نیست، یعنی خب واقعا شبیه رومنتزی نیست. شخصیت مرد فاقد کلیشهاست و شخصیت دختر هم همینطور. توی این کتاب طرفدار وجه شرور داستان بودم ولی یکی از مفاهیم این کتاب همین دنیای خاکستریمونه که نویسنده روش تاکید کامل داشته.
هرخوبی، کاملا خوب نیست و هر بدی، کاملا بد نیست.
دنیای خاکستری.
اگه قرار باشه با یه جمله تعریف شما رو بهش جذب کنم، اینه::
کاپل اصلی کتاب، در واقع عاشق هم دیگهان و وقتی که تبدیل به خود دیگرشون میشن، میخوان هم رو بکشن.
۲. کارناوال وحشت
راستش یه کتابی معروف شده بود با همین اسم یا اسمی شبیه به این با نویسندگی دن پابلوکی، البته اینی که من میگم ایرانیه و النازدادخواه نوشته.
این کتاب داستانش خیلی شبیه به اسکوییدگیمعه(ولی کپی نیست چون یکی دو سال قبل اسکوییدگیم منتشر شده) اما با اینحال خیلی خفنه.
ژانرش وحشته درواقع، و موضوع بازی های مرگعه. شخصیت ها واقعادوست داشتنین و نویسنده سعی نکرده هیچکدومشون رو کاملا بینقص نشون بده.
فکر کنم مفهوم این کتاب اینه؛
حتی انسان هایی که از اونها تنفر داریم هم لایق درست زندگی کردن هستن.
پایانش واقعا عجیبه و شما ساعت ها توی فکرش میمونید. درمورد ریتمش هم مطمئن باشید مثل کتاب قبلیه، درکل من معمولا به کتابی که ریتم کند داشته باشه جذب نمیشم(اما این موضوع استثنا هم داره)