eitaa logo
نویسندگان حوزوی تهران
159 دنبال‌کننده
224 عکس
106 ویدیو
3 فایل
✍️ "یک نویسنده" بی‌تردید نخبه است 🍃 شعار ما: حمایت از نخبگان حوزوی و مبلغان استان تهران 🌱 بازنشر یادداشت‌ شما با این مشخصات پذیرش می‌شود: ۱. نام و نام خانوادگی: ۲. از استان: ۳. نشانی کانال شخصی: تنها مرجع دریافت آثار👇 @Jahaderevayat #جهاد_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹🔹🔹 خواهشاً تکفیرم نکنید❗️ مجلس -با فهم غلط از فرمایش آقا- استیضاح وزرا را از دستور کار خارج کرد. 🔹بدیهی است نهی آقا از توهین، به معنای تعطیل کردن وظیفه نظارتی مجلس نیست، به معنای عدم برخورد با تخلف فلان مسئول دولتی نیست. 🔹خواهشاً این فرمایش را جوری تفسیر نکنید که نتیجه اون بشه مصونیت پولادین بلکه معصومیت سران قوا و اعضای دولت و... که کسی حق نقد عملکرد هم نداشته باشد. 🔹 آقایان مجلس! چنین تفسیری بزرگترین ظلم به حضرت آقا است. از فردا وزرا برای مجلس تره هم خورد نمی‌کنند. امیدوارم به خاطر این متن، به جرم اهانت به سران قوا تکفیر نشوم! ✍️محمد کرباسی @howzavian_tehran
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⁉️ چرا مفاتیح الجنان ماندگار شد؟ 🔹امروز سالروز رحلت شیخ عباس قمی مؤلف کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان است، مفاتیحی که این روزها در حمله اغتشاشگران و ضد انقلاب مورد اهانت قرار گرفت. 🔹سوزاندن قرآن و کتب ادعیه از جمله اعمال شنیعی بود که در اغتشاشات اخیر از سوی دشمنان اسلام انجام شد. پرواضح است که این هتک حرمت‌ها کاری از پیش نمی‌برد و هدایتگری کلام خدا و اهل بیت علیهم‌السلام همچنان پابرجاست و بیش از پیش در دل‌ها نفوذ خواهد کرد. 🔹یکی از کتب ادعیه که در کنار قرآن مورد اهانت قرار گرفت، کتاب شریف مفاتیح الجنان است. اثری ماندگار از مؤلفی که از محدثین بزرگ معاصر است و خدمات ارزنده‌ای را در جهت نشر معارف معصومین علیهم‌السلام داشته که یکی از آثارش مفاتیح‌الجنان است. 🔗 متن کامل یادداشت @tasnimhowzeh @howzavian_tehran
در ستایش رقیب نجیب؛ متغیری مؤثر در مهار آشوب 🖌مهدی عامری تفاوت اعتراضات سال ۱۴۰۱ با آنچه اخیراً در کشور رخ داد، فقط به عملکرد دولت‌ها محدود نیست؛ یکی از عوامل مهم اما کمتر دیده‌شده، رفتار سیاسی رقیب دولت است. در ۱۴۰۱، بخش قابل‌توجهی از جریان رقیب، به‌جای ایفای نقش تعدیل‌کننده، عملاً در تشدید التهاب نقش داشت؛ از بزرگ‌نمایی و تحریف روایت‌ها گرفته تا فضاسازی‌های احساسی و هم‌سطح‌سازی مفاهیمی که می‌بایست مرز روشنی میان آن‌ها وجود می‌داشت. در آن مقطع، حتی برخی چهره‌هایی که امروز در جایگاه‌های عالی اجرایی قرار دارند، به‌جای دفاع از اقتدار قانونی و نیروی انتظامی، مواضعی اتخاذ کردند که به گسترش ناامنی روانی در جامعه انجامید. نمونه روشن این رویکرد، ماجرای حضور سرزده شهید آیت‌الله رئیسی در بازار سنندج است؛ حضوری بی‌تشریفات، در اوج التهاب، با هدف گفت‌وگوی مستقیم و آرام‌سازی فضا. کنشی ساده و انسانی تعارف یک شکلات به‌جای آنکه نشانه‌ای از ارتباط بی‌واسطه دولت با مردم تلقی شود، زیر فشار فضاسازی رسانه‌ای چنان وارونه روایت شد که در نهایت یک کاسب سالخورده، هدف تهدید و هجمه قرار گرفت و مجبور به عذرخواهی شد. این واقعه، بیش از آنکه نقد دولت باشد، سندی روشن از سیاسی‌کاری در دل بحران اجتماعی بود که هزینه‌اش را نه سیاست‌مداران، بلکه مردم پرداختند. در مقابل، در اعتراضات اخیر، رفتار متفاوتی از سوی رقیب دولت مشاهده شد. این جریان می‌توانست با بهره‌برداری سیاسی از ضعف‌ها و نارضایتی‌ها، فضا را ملتهب‌تر کند و هزینه‌های سنگینی بر دولت تحمیل نماید، اما آنچه در عمل رخ داد، خویشتن‌داری سیاسی و تقدم منافع نظام و مردم بر منافع جناحی بود. همین نجابت سیاسی، یکی از عوامل مهمی شد که اجازه نداد اعتراضات به بحرانی فراگیر تبدیل شود؛ حتی اگر این رویکرد، در کوتاه‌مدت به زیان رقابت سیاسی همان جریان تمام شده باشد. تجربه‌های سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱ نشان داده‌اند که هرگاه رقابت سیاسی جای مسئولیت ملی را گرفته، کشور وارد چرخه التهاب و فرسایش اجتماعی شده است. آنچه امروز به مهار بحران کمک کرده، نه انکار اعتراض و نه حذف نقد، بلکه پذیرش این اصل است که امنیت اجتماعی و ثبات ملی، خط قرمز هر رقابت سیاسی است. از این منظر، «رقیب نجیب» بخشی از متغیر واقعی و اثرگذار در مدیریت بحران‌های اجتماعی است. امید آن است که جریان اصلاح‌طلب نیز از این تجربه درس بگیرد و بداند نجابت سیاسی نباید مشروط به حضور در قدرت باشد. ترجیح منافع ملی و منافع ملت بر منافع جناحی، قومی و قبیله‌ای، اصلی است که اگر به قاعده‌ای دائمی در سیاست ایران تبدیل شود، سود آن نه‌تنها به یک جریان خاص، بلکه به همه مردم و کل کشور خواهد رسید. نجابتی که این بار به نفع کشور تمام شد، در نهایت حتی به نفع همان جریان‌ها نیز خواهد بود؛ چراکه آنچه می‌ماند، منافع ملی است، نه حساب‌وکتاب‌های زودگذر سیاسی. @howzavian_tehran
صلی الله علیک یا اباعبدالله ✨🌹اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی خَلَقَ الْحُسَین🌺⚡️ @howzavian_tehran
حسین (ع)؛ مانیفست صیانت و تکوین دکترین جاوید پاسداری ✒️حسن یونسی تاریخ بشر همواره عرصه‌ی تقابل مستمر میان «اراده‌های صیانت‌گر» و «جریان‌های تحریف‌گر» بوده است؛ تقابلی بنیادین میان آنان که در پی حفظ ساحت قدسی حق هستند و کسانی که حقیقت را ابزاری برای مطامع دنیوی می‌پسندند. سوم شعبان المعظم، تنها سالگشت میلاد یک پیشوای بزرگ نیست؛ بلکه مبدأ بازخوانی دکترین «بقاء حق» در بستر زمان و تبلور عینی مفهومی به نام «حراست از حریم وحی» است. میلاد اباعبدالله الحسین (ع) را باید نقطه عطفی در هندسه‌ی اراده‌ی الهی دانست؛ آن‌جا که خداوند سبحان اراده فرمود برای حفظ شالوده‌ی توحید، الگویی بی‌بدیل از ایثار و حراست را به جریده‌ی کائنات عرضه کند. این مولود، از همان بدو ولادت، نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک «جریان حافظ شریعت» معرفی شد تا در کوران حوادث، معیار بازشناسی حق از باطل باشد. از منظر تحلیل عمیق تاریخی، دوران پیش از نهضت حسینی، عصر «استحاله‌ی ساختاری ارزش‌ها» بود. امویان با تکیه بر ابزارهای سه‌گانه‌ی «زر، زور و تزویر»، در پی آن بودند تا با حفظ پوسته‌ی مناسک، مغز و هسته‌ی حقیقت دین را تهی ساخته و خلافت الهی را به سلطنتی کسروی بدل کنند. در آن روزگار، دین به ابزاری برای توجیه قدرت مبدل گشته بود و تحریف سیستماتیک چنان بر جامعه سایه افکنده بود که مرز میان سنت نبوی و بدعت جاهلی در نگاه توده‌ها گم شده بود. در چنین تنگنای تاریخی، ولادت حسین بن علی (ع) در حقیقت ولادت جریانی بود که وظیفه‌اش «پاسداری از روح متعالی دین» در برابر هجمه‌ی سهمگین نفاق بود. امام حسین (ع) نه فقط با خون مطهر خویش در نینوا، بلکه با زیست الهی و سیره‌ی سیاسی خویش، مکتبی را بنیان نهاد که در آن، «پاسداری» نه به مثابه یک عنوان سازمانی، بلکه به عنوان یک تکلیف وجودی و معرفتی تبیین می‌شود. او نشان داد که پاسدار، پیش از آنکه سلاح بر دوش گیرد، باید دین‌شناس و زمان‌شناس باشد. واژه‌ی «پاسدار» در منظومه‌ی فکری انقلاب اسلامی، پیوندی ماهوی با این حقیقت سترگ تاریخی دارد. نامگذاری این روز خجسته به نام «روز پاسدار»، فراتر از یک گزینش نمادین، تبیین دقیق یک هویت نوین در عصر غیبت است. پاسداری، یعنی حضور هوشمندانه و به‌هنگام در گلوگاه‌های خطیر تاریخ. اگر اباعبدالله الحسین (ع) در سال ۶۱ هجری، ثغور عقیدتی اسلام را با فدای هستی خویش از دستبرد سارقان حقیقت مصون داشت، پاسدار امروز نیز در امتداد همان صراط مستقیم، وظیفه‌ی حراست از قلمروهای مادی و معنوی جامعه‌ی توحیدی را بر عهده گرفته است. این هویت، ریشه در اقامه‌ی صلاة و احیای امر به معروف دارد؛ یعنی پاسداری از آرمان‌هایی که استقلال و عزت امت اسلامی گره‌خورده به آن‌هاست. در تحلیل نهایی و به عنوان جمع‌بندی، باید اذعان داشت که هویت پاسداری، هویتی فراتر از مرزهای جغرافیایی و ساختارهای صلب نظامی است. پاسداری، تبلور عینی «غیرت الهی» و «عقلانیت انقلابی» است که ریشه در خاک پاک مدینه و کربلا دارد. ولادت فرخنده‌ی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) فرصتی است مغتنم برای تجدید پیمان با آرمان‌هایی که برای حفظشان، برترین انسان‌ها فدا شدند. بر ماست که در سنگر تبیین، و بر مجاهدان است که در سنگر عمل، این مشعل پرفروغ را تا سپیده‌دم ظهور منتقم خون خدا، حضرت ولی‌عصر (عج) روشن نگاه داریم. روز پاسدار، روز بزرگداشت عهدی است که با خون امضا شده و با استقامت، تا غایت تاریخ استوار خواهد ماند. @howzavian_tehran
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔵 فرسایش بندگی و ناتوانی در عبور فتنه 🖊 حسین انجدانی یکی از بحران‌های پنهان دینداری در روزگار ما، «فرسایش تدریجی بندگی» است؛ وضعیتی که در آن، عبادت نه منبع تولید قوّه، بلکه کنشی حداقلی برای حفظ توازن روانی و دفع احساس گناه می‌شود. در این الگو، انسان مؤمن به‌جای آن‌که در نسبت با خدا «تکامل یابد»، صرفاً می‌کوشد «سقوط نکند». بندگی از سلوک، به بقا تنزل پیدا می‌کند. در چنین زیستی، عبادت دیگر واجد کارکرد تمدنی و تربیتی نیست؛ بلکه به آیینی فشرده، کم‌رمق و بی‌نشاط فروکاسته می‌شود. نماز، نه میدان حضور، بلکه محل تخلیه‌ی خستگی‌های ذهنی است؛ لحظه‌ای کوتاه که در آن، ذهن آشفته، محاسبات روزمره، دل‌مشغولی‌های معوق و حتی بی‌حوصلگی مزمن، همگی یک‌جا جمع می‌شوند. طبیعی است که عبادتی با این مختصات، نه ذخیره می‌سازد و نه توان می‌آفریند. این فروکاست، در ساحت اخلاق نیز خود را آشکار می‌کند. پرهیز از معصیت، دیگر برخاسته از «اقتدار درونی» نیست، بلکه نتیجه‌ی درگیری دائم با محرک‌هاست. هر صحنه‌ی وسوسه‌انگیز، هر مواجهه‌ی ناگهانی، مستلزم بسیج تمام قوای روانی است؛ گویی انسان باید همه‌ی سرمایه‌ی معنوی خود را خرج کند تا فقط از خط قرمز عبور نکند. این وضعیت، نشان سلامت نیست؛ علامت فقر است. فقر اندوخته‌ی ایمانی. مسئله دقیقاً از همین‌جا به فتنه گره می‌خورد. فتنه، صحنه‌ی سنجش حداقل‌ها نیست؛ میدان مصرف ذخایر است. در لحظه‌ی امتحان، کسی فرصت تولید ندارد؛ هرچه هست، باید از پیش اندوخته شده باشد. آن‌که بندگی را با کسالت، بی‌نشاطی و حداقل‌گرایی پیش برده، در فتنه نه لزوماً منحرف، بلکه ناتوان است. و ناتوانی، در بزنگاه‌ها، خود به‌تنهایی یک عامل سقوط است. فتنه‌ها، بیش از آن‌که آزمون «اطلاعات» باشند، محک «بنیه‌ی روحی»اند. بسیاری که در فتنه‌ها می‌لغزند، ثمره‌ی ضعف‌ آنهاست. ضعف مزمن، حاصل سال‌ها عبادت بی‌جان، ایمان بی‌تراکم و دینداری بدون سرمایه است. چنین انسانی، نه توان ایستادگی دارد، نه قدرت تشخیص پایدار؛ ذهنش زود خسته می‌شود و دلش زود می‌شکند. در منطق قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام، عاقبت‌به‌خیری محصول واکنش‌های لحظه‌ای نیست؛ نتیجه‌ی یک فرایند طولانی «انباشت معنوی» و سرمایه‌گذاری مستمر است. سرمایه‌ی معنوی، با عبادت‌های پرنشاط، مراقبه‌ی آگاهانه، ترک معصیت از موضع قدرت، و پیوند فعال با خداوند شکل می‌گیرد. عبادت، اگر به قوّت تبدیل نشود، کارکرد خود را از دست داده است. ایمان، اگر به صلابت نینجامد، در بزنگاه‌ها فرو می‌ریزد. فتنه، صحنه‌ی افشاگری است؛ نه افشای نیت‌ها، بلکه آشکار شدن میزان ذخیره‌ها. لذا فتنه‌ها آینه‌ هستند. بندگی حداقلی، انسان را «بی‌سقوط» نگاه می‌دارد، اما هرگز او را «اهل عبور» نمی‌کند. عبور از فتنه، نیازمند ایمانی است که پیش‌تر ساخته شده، تقویت شده و در جان نشسته باشد. کسی که بندگی را به‌زحمت می‌کشد، در واقع هنوز وارد منطق سلوک نشده است؛ او تحمل می‌کند، نه حرکت. فتنه‌ها ناگهانی نمی‌آیند؛ اما سقوط‌ها معمولاً ناگهانی‌اند. آن‌چه در لحظه فرو می‌ریزد، سال‌ها پیش تهی شده است. و این، تلخ‌ترین حقیقت فتنه‌شناسی است. @howzavian_tehran
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَى الَّذِینَ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِکَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ اصْطَفَیْتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هَادِیا مَهْدِیّا اللهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیَائِکَ حَتَّى یَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ @howzavian_tehran
مغالطه نان و رسانه؛ چرا بازگشایی اینستاگرام یک خطای راهبردی است؟ ✒️ حسن یونسی در جهان پیچیده‌ی امروز که فضای مجازی به تعبیر رهبر معظم انقلاب، به عرصه‌ی واقعی زندگی توده‌ها مبدل گشته است، تحلیل پدیده‌های ارتباطی بدون در نظر گرفتن مؤلفه‌های قدرت و امنیت، خطایی جبران‌ناپذیر است. مدتی است که در محافل رسانه‌ای، جریانی خاص با تکیه بر ابزار «تطمیع اقتصادی»، در پی بازسازی چهره‌ی تخریب‌گر پلتفرم‌های بیگانه و در صدر آن‌ها اینستاگرام است. مدعای اصلی این جریان، گره خوردن معیشت بخشی از جامعه به این بستر است؛ اما حقیقت امر آن است که این دوگانه‌سازی میان «اقتصاد» و «صیانت»، یک مغالطه‌ی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر آسیب‌های بنیادینی است که کیان جامعه‌ی اسلامی را هدف قرار داده است. اگرچه دغدغه‌ی معیشت و رونق کسب‌وکارهای مجازی امری ممدوح و لازم است، اما تجربه‌ی تاریخی و تحلیل‌های فنی ثابت می‌کند که بنا کردن عمارت اقتصاد یک ملت بر روی زمین لرزانی که مدیریت آن در اختیار اتاق‌های فکر متخاصم قرار دارد، نه یک تدبیر، بلکه نوعی انتحار اقتصادی و امنیتی است. نخستین نکته‌ای که در این «جهاد تبیین» باید بر آن پای فشرد، سستی استدلال «انحصار اقتصادی» است؛ چرا که پلتفرم‌های بومی در سال‌های اخیر نشان دادند توان بالایی در میزبانی از کسب‌وکارها دارند و انتقال سرمایه‌ی داده‌ای ملت به بسترهای داخلی، علاوه بر صیانت از حریم خصوصی، مانع از خروج اطلاعات رفتاری ایرانیان به سمت سرورهای بیگانه می‌شود. اقتصادی که بر پایه‌ی یک «لایک» در بستری خارجی بنا شود، با یک فرمان سیاسی فرامرزی در لحظه‌ای فرو می‌پاشد و این لرزان‌ترین نوع معیشت است. فراتر از مسائل صلب اقتصادی، آنچه دغدغه‌مندان دین و فرهنگ را نگران می‌کند، نقش تخریبی اینستاگرام در ساحت «معرفت و اخلاق» است. این پلتفرم صرفاً یک نمایشگاه عکس نیست، بلکه یک «کارخانه‌ی استحاله فرهنگی» است که با مهندسی دقیق پیام، سبک زندگی مادی‌گرایانه و تبرج را به لایه‌های عمیق ذهن جامعه رسوخ می‌دهد. قرار دادن نوجوان ایرانی در معرض سیلی از محتواهای غیراخلاقی و شبهات زهرآگین، آن هم به بهانه‌ی مبادلات تجاری، معامله‌ای است که در آن «ایمان نسل آینده» فدای «سود گذرا» می‌شود. این شبکه به‌صورت سیستماتیک، ذهن نوجوان را از مرزهای حیا دور کرده و او را در گرداب سطحی‌نگری غرق می‌کند. علاوه بر این، نباید از کارکرد امنیتی آن غافل شد؛ چرا که اینستاگرام در بحران‌ها، نه یک رسانه، بلکه یک «اتاق جنگ» برای پمپاژ شایعات و قطبی‌سازی جامعه است. مدعیان «آزادی بیان» باید پاسخ دهند که چرا همین شبکه، سخیف‌ترین سانسورها را علیه نام و تصویر قهرمانان ملی ما همچون شهید سلیمانی اعمال می‌کند؟ این تناقض ثابت می‌کند که آزادی مدنظر آن‌ها، تنها در مسیر تضعیف ارکان نظام و تخریب همبستگی ملی تعریف شده است. در تحلیل نهایی، باید بر این اصل عقلانی و شرعی پای فشرد که «دفع مفسده بر جلب منفعت مقدم است». حاکمیت موظف است با شجاعت تمام، به جای اعتماد به بسترهای غیرقابل‌کنترل، زیرساخت‌های بومی را تقویت کرده و فعالیت اقتصادی را در فضایی تسهیل کند که امنیت، اخلاق و هویت ملی قربانی مطامع سیاسی بیگانگان نشود. ما نباید اجازه دهیم «نان مردم» بهانه‌ای برای «غارت ایمان مردم» و تخریب ذهن آینده‌سازان این مرز و بوم شود؛ چرا که هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد برای به دست آوردن یک منفعت مادی لرزان، امنیت پایدار و ریشه‌های اعتقادی یک امت را به حراج بگذارد و آینده‌ی فرهنگی کشور را در اختیار دشمنان قسم‌خورده قرار دهد. استقامت در این مسیر، ضامن استقلال حقیقی در فضای سایبر و حفظ صلابت جامعه‌ی توحیدی خواهد بود. @howzavian_tehran
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت شنبه هفت‌حوض مهدی عامری شنبه ۲۰ دی، تروریست‌های خارج‌نشین برای ساعت ۱۸ فراخوان داده بودند. پس از دو شب عملیات تروریستی و اهانت به مقدسات، صبر مردم به سر آمده بود و احساس می‌کردند باید کاری انجام دهند. زیرنویس صداوسیما مردم را به حضور پررنگ در مساجد دعوت می‌کرد. مسجد جامع سمنگان مملو از اهالی محل بود و صف‌های نماز نسبت به شب‌های گذشته فشرده‌تر شده بود. پس از نماز، با وجود آگاهی از فراخوان تروریست‌ها و با علم به اینکه میدان هفت‌حوض همواره کانون چنین تجمعاتی است ـ و اینکه دو شب قبل چند نفر از بسیجیان و مردم بی‌گناه در همان‌جا به شهادت رسیده بودند ـ امام جماعت به‌همراه مردم به سمت میدان هفت‌حوض حرکت کرد. جمعیت در مسیر راهپیمایی کرد و شعار داد. در طول مسیر، افراد زیادی به جمع اضافه شدند. صدای شعارها فضای حاکم بر نارمک را تغییر داد. مردم با رسیدن به میدان، از نیروی انتظامی تشکر کردند و عملاً بساط فراخوان را جمع کردند. این حرکت انقلابی، روز یکشنبه نیز تکرار شد؛ این‌بار با حضور چندین مسجد دیگر. از روایت این حرکت‌های خودجوش و محلی نباید غافل شد. @howzavian_tehran