eitaa logo
مدیریت حوزه علمیه استان اردبیل
731 دنبال‌کننده
453 عکس
27 ویدیو
36 فایل
این کانال جهت اطلاع رسانی آیین نامه ها وفعالیت ها وبرنامه های حوزه های علمیه استان اردبیل راه اندازی شده است.
مشاهده در ایتا
دانلود
مسابقه کتابخوانی با محوریت کتاب «علمداران عشق» ـ خردادماه 1401 محدوده مطالعه: از صفحه 70 تا صفحه 213 (از صفحه 70 پی دی اف تا صفحه 107) سوال مسابقه سوم: خاطرات زیر مربوط به کدام شهیدان است؟ خاطره اول: «نصف شبي به چادرها سرکشي ميکردم که صداي ناله و زاري شنيدم. حساس شدم. با خودم گفتم حتماً يكي از بچه ها مشكلي دارد و دور از بقيه دلش را خالي ميكند. دنبال صدا رفتم. كمي دور از چادرها كنار بته اي رزمنده اي را ديدم. نزديکتر كه شدم شناختمش؛ دلم نيامد چيزي بگويم و از آنجا دور شدم. فردا كه ديدمش گفتم: چه خبر بود ديشب! تو كه با اين سنّ و سالت گناهي نداري. گفت: نمي خواهم به اينكه هيچ گناهي ندارم مغرور بشوم در حالي که ممكن است دچار گناه پنهان شده باشم.» الف. روحانی شهید شفيع حليمي اصل ب. طلبه شهيد محمد جعفري ج. طلبه شهید محمدرضا شجري د. طلبه شهید سيدشكور راثي نظام خاطره دوم: هيچ وقت يادم نمي رود [آن روزها به فرمانده نيروهاي آمريكايي] گفته بودند: چرا با اين همه اسلحه و مهمِّات نمي توانيد ايران را مهار كنيد؟ گفته بود: «ايراني ها چيزي دارند كه سربازان ما فاقد آن هستند. آن هم اينكه ايراني ها مرگ را براي خودشان سعادت مي دانند.» اگر بخواهيم هويت جوانانمان را براي دنيا تعريف كنيم یك سيره از شهید... كافي ست. یک بار شهید.... در جبهه جايي نشسته بوده. براي كاري سنگرش را ترك ميكند. همان لحظه خمپاره اي مي افتد توي سنگر. شهید... گريه كرده و مي گويد: چرا سنگر را ترك كردم. چرا شهادت نصيبم نشد. چرا؟... اين ديدگاه به مرگ، دشمن را تا امروز زبون كرده است! الف. روحانی شهید شفيع حليمي اصل ب. طلبه شهيد محمد جعفري ج. طلبه شهید محمدرضا شجري د. طلبه شهید سيدشكور راثي نظام خاطره سوم: بار اول كه با شهید دست دادم انگشتهاي دستم را محكم در دستش فشرد. اندام ورزيده اي داشت و صميمي تر كه شديم فهميدم رزمي ‌کار ماهري است. ما به همه آن ورزش ها كاراته مي گفتيم و نمي دانستيم چه فرق هايي با هم دارند. فشردن دست در ديدار اول از شگردهاي او بود تا در آن لحظه ميزان تحمل طرف مقابل را محك بزند.... شهید جمعه ها آن قدر با ما دفاع شخصی کار میکرد که کم می ماند از خستگی پس بیفتیم. می گفت: یك بسیجی باید هر لحظه آمادگی بدنی بالایی داشته باشد. الف. روحانی شهید شفيع حليمي اصل ب. طلبه شهيد محمد جعفري ج. طلبه شهید جعفر جهازی د. طلبه شهید سيدشكور راثي نظام طلاب ارجمند برای شرکت در مسابقه، جواب سوال را حداکثر تا ساعت 24:00 امروز دوشنبه 2 خردادماه به آیدی معاونت پژوهش استان https://eitaa.com/pajoohesh_Ardabil ارسال فرمایند. همچنین، هنگام ارسال جواب، حتما نام، نام خانوادگی و کد طلبگی خود را قید بفرمایید. لازم به ذکر است که کتاب محور مسابقه (علمداران عشق) در کانال مدیریت محترم استان به آدرس @hozehardabil بارگذاری شده است. 🌹🌹در ضمن، خانواده‏های محترم طلاب نیز می‏توانند با مطالعه کتاب علمداران عشق و ارسال جواب در مسابقه شرکت فرمایند؛ البته با توجه به این که هدف مسابقه، دانش افزایی طلاب محترم و خانواده های محترم آنان است، لذا لازم است جواب های ارسال شده حتما بر اساس مراجعه به منبع باشد🌹🌹 ----------------- برندگان مسابقات قبل: برنده مسابقه اول: برادر ارجمند سید محمد امین مولایی برنده مسابقه دوم: برادر ارجمند جناب آقای بهرام فرد
ضمن عرض سلام و ادب و عرض تسلیت به برادر ارجمند حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای مرادزاده و خانواده داغدارشان، از همه عزیزان دعوت میشود در مراسم تشییع و خاکسپاری آن مرحوم مغفور شرکت نمایند. اجرکم عندالله
مسابقه کتابخوانی با محوریت کتاب «علمداران عشق» ـ خردادماه 1401 محدوده مطالعه: از صفحه 213 تا صفحه 281 (از صفحه 107 پی دی اف تا صفحه 141) سوالات مسابقه چهارم: خاطرات زیر مربوط به کدام شهیدان است؟ خاطره اول: «يكي از همرزمانش مي گفت روزي در جبهه به حاج آقا گفتيم عبا و قبايش را درآورد و لباس خاكي بپوشد. قبول نكرد. يكي از بچه ها گفت: لااقل عمامه خودتان را برداريد. عمامه سفيد از دور به خوبي ديده مي شد. حاج آقا گفت: مي خواهم عراقي ها مرا ببينند و بدانند روحاني جماعت از خط مقدم ترسي ندارد!» الف. روحانی شهید حجت الاسلام صاحبعلي جعفرزاده ب. روحانی شهید حجت الاسلام محمدتقي ممدوحي ج. روحانی شهید حجت الاسلام سيدمحمد اكبرى د. روحانی شهید حجت الاسلام سيدمسيح الله محمودي خاطره دوم: «براي دندان درد همسرم او را به خلخال بردم. وقتي برمي گشتيم در تصادفي پاي همسرم شكست. سه پسرم جبهه بودند و شهید كه خبر را شنيد خودش را از تهران به خانه رساند. از مادرش پرستاري كرد و چند وقت بعد گفتم: برگرد حوزه. گفت: احترام به پدر و مادر از واجبات است. اگر به بهانه حوزه علميه نتوانم به مادرم برسم عالم بي عمل و زنبور بي عسل مي شوم. هر دو خنديديم و به زور او را به تهران فرستادم.» الف. روحانی شهید حجت الاسلام صاحبعلي جعفرزاده ب. روحانی شهید حجت الاسلام محمدتقي ممدوحي ج. روحانی شهید حجت الاسلام سيدمحمد اكبرى د. روحانی شهید حجت الاسلام محمد رجبي خاطره سوم: «من معلول جسمي هستم. شهید كه به خانه مي آمد هميشه دلداري ام مي داد و مي گفت: هر طوري شده تو را مي برم دكتر تا پايت را عمل كنند و خوب شوي. دستم را مي گرفت و مي برد مسجد. دوستانش در خلخال هيئتي داشتند و روزهاي جمعه مي رفتيم آنجا و در مراسم دعاي ندبه آنها شركت ميكرديم. مدام مي گفت: هيچوقت نمازت را فراموش نكن. هر قدر توانستي دست فقرا را بگير.» الف. روحانی شهید حجت الاسلام صاحبعلي جعفرزاده ب. روحانی شهید حجت الاسلام محمدتقي ممدوحي ج. روحانی شهید حجت الاسلام سيدمحمد اكبرى د. روحانی شهید حجت الاسلام محمد رجبي طلاب ارجمند برای شرکت در مسابقه، جواب سوال را حداکثر تا ساعت 24:00 امروز سه شنبه 3 خردادماه به آیدی معاونت پژوهش استان https://eitaa.com/pajoohesh_Ardabil ارسال فرمایند. همچنین، هنگام ارسال جواب، حتما نام، نام خانوادگی و کد طلبگی خود را قید بفرمایید. لازم به ذکر است که کتاب محور مسابقه (علمداران عشق) در کانال مدیریت محترم استان به آدرس @hozehardabil بارگذاری شده است. 🌹🌹در ضمن، خانواده‏های محترم طلاب نیز می‏توانند با مطالعه کتاب علمداران عشق و ارسال جواب در مسابقه شرکت فرمایند؛ البته با توجه به این که هدف مسابقه، دانش افزایی طلاب محترم و خانواده های محترم آنان است، لذا لازم است جواب های ارسال شده حتما بر اساس مراجعه به منبع باشد🌹🌹 ----------------- برندگان مسابقات قبل: برنده مسابقه اول: برادر ارجمند سید محمد امین مولایی برنده مسابقه دوم: برادر ارجمند جناب آقای بهرام فرد برنده مسابقه سوم: برادر ارجمند جناب آقای سید عادل مولایی
مسابقه کتابخوانی با محوریت کتاب «علمداران عشق» ـ خردادماه 1401 محدوده مطالعه: از صفحه 282 تا صفحه 350 (از صفحه 141 پی دی اف تا صفحه 175) سوالات مسابقه پنجم: خاطرات زیر مربوط به کدام شهیدان است؟ خاطره اول: «دست و پای پدرش را بوسید. پدرش چيزي گفت و باز زبان ريخت: دو برادرم زن و بچه دارند و من مجردم و باید بروم. به من هم گفت: شهيد كه شدم سر مزارم سوره حمد را بخوان و جلوي مردم گریه نکن. گفتم: نمي توانم. چطور خودم را راضی کنم بروي. دلم نمي آيد. گفت: دلت را به خدا بسپار. اگر بخواهی مرا بدرقه هم ميكني. همین طور هم شد. روز اعزام تا روستای همسايه بدرقه اش کردم!» الف. روحانی شهید حجت الاسلام سيدسجاد حسيني ب. طلبه شهید رحمت الله زكي پور ج. طلبه شهید مصطفي محمدي د. طلبه شهید سيدتوكل جعفري خاطره دوم: «گفتم: چرا خانواده هايي كه شش تا پسر دارند نميگذارند بچه هايشان جبهه بروند؟ گفت: باشد اگر تو اجازه ندهي نمي روم. فقط یك سؤال دارم. گفتم: بپرس. گفت: مرگ حقه نه؟ گفتم: معلومه. گفت: قيامت و سؤال و جواب چي؟ گفتم: خب آره. گفت: پس اگر روز قيامت پيغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به شما بگويد پسرت از حسين، عباس، قاسم و اكبر علیهم السلام هم عزيزتر بود كه نگذاشتي برود جبهه و به ياري دين من بيايد، چه ميگويي؟ لحظه اي حس كردم سقف خانه روي سرم خراب شد. فقط گفتم: برو به سلامت. همان روز شنيدم تو خلخال استادش حاج آقا يكتايي اجازه رفتن نداده است. خودم را به او رساندم و حاج آقا يكتايي گفت: شهید مبلّغ خوبي ست. پشت جبهه هم باشد انگار تو خط مقدم حضور دارد. گفتم: حاج آقا من راضي ام بگذاريد برود. الف. روحانی شهید حجت الاسلام سيدسجاد حسيني ب. روحانی شهید حجت الاسلام ميرطاهر سرمست زاده ج. طلبه شهید مصطفي محمدي د. طلبه شهید سيدتوكل جعفري خاطره سوم: خانه ما چسبيده به كاهدان بود. برف را پشت بام كاهدان جمع كرديم و گفت: گوني را بياور. چند گوني را شكافته و به هم دوخته بودند. برف را تويش ريختيم، كشيديم و در كوچه ريختيم. با دستش برف لبه بام را كشيد اين ور تا در حياط همسايه، صادق احمديان نريزد. از آن طرف انگار صادق، شهید را ديده بوده و بيرون آمد و به او گفت: اين كارها چيه ميكني؟ ما را قابل نمي داني؟ شهید گفت: آقا صادق گفتم شايد راضي نباشي برف در حياط شما بريزد! الف. روحانی شهید حجت الاسلام سيدسجاد حسيني ب. روحانی شهید حجت الاسلام ميرطاهر سرمست زاده ج. طلبه شهید مصطفي محمدي د. طلبه شهید سيدتوكل جعفري طلاب ارجمند برای شرکت در مسابقه، جواب سوال را حداکثر تا ساعت 24:00 امروز چهارشنبه 4 خردادماه به آیدی معاونت پژوهش استان https://eitaa.com/pajoohesh_Ardabil ارسال فرمایند. همچنین، هنگام ارسال جواب، حتما نام، نام خانوادگی و کد طلبگی خود را قید بفرمایید. لازم به ذکر است که کتاب محور مسابقه (علمداران عشق) در کانال مدیریت محترم استان به آدرس @hozehardabil بارگذاری شده است. 🌹🌹در ضمن، خانواده‏های محترم طلاب نیز می‏توانند با مطالعه کتاب علمداران عشق و ارسال جواب در مسابقه شرکت فرمایند؛ البته با توجه به این که هدف مسابقه، دانش افزایی طلاب محترم و خانواده های محترم آنان است، لذا لازم است جواب های ارسال شده حتما بر اساس مراجعه به منبع باشد🌹🌹 ----------------- برندگان مسابقات قبل: برنده مسابقه اول: برادر ارجمند سید محمد امین مولایی برنده مسابقه دوم: برادر ارجمند جناب آقای بهرام فرد برنده مسابقه سوم: برادر ارجمند جناب آقای سید عادل مولایی برنده مسابقه چهارم: برادر ارجمند جناب آقای حسین محمدی شفیع
مسابقه کتابخوانی با محوریت کتاب «علمداران عشق» ـ خردادماه 1401 محدوده مطالعه: از صفحه 350 تا پایان کتاب (از صفحه 141 پی دی اف تا پایان) سوالات مسابقه ششم و پایانی: خاطرات زیر مربوط به کدام شهیدان است؟ خاطره اول: شهید لحظه ای قرآن را از خودش دور نميكرد. تا نصف شب قرآن می خواند و دعا می کرد. روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه می گرفت. کم حرف، با حجب و حیا و مهربان بود. با آن که سن کمی داشت سوز نمازش چهار ستون بدنم را مي لرزاند! بارها به صداي گريه اش دلم لرزيده بود. مي گفت: نماز باعث دوري انسان از گناه است. يكبار صبح زود از پايگاه به خانه برگشت و بچه ها را یک به یک برای نماز بیدار کرد. روزها درس می خواند و عصرها براي دروس طلبگی، سراغ حوزه مي رفت. الف. روحانی شهيد حجت الاسلام هاشم بدیری ب. طلبه شهید حسين سعادتمند ج. طلبه شهید حمزه سليم زاده د. طلبه شهید مهدي مرادي خاطره دوم: تابستان 1365 كه به جبهه مي رفتم به شهید گفتم: از هر خانه اي یک نفر برود كافي است. گفت: نه. دشمن به خاك كشورمان تجاوز كرده و اگر كسي بپرسد كجا بودي نمي توانم بگويم در مدرسه ملاابراهيم درس مي خواندم. زبانم بند آمد. چند ماه بعد وقتي برگشتم گفتند پنجم شهريور با طلبه هاي ديگر اعزام شده. اواخر آذر به مرخصي آمد. ايام فاطميه بود و در سخنراني اش در مسجد، به اهالی گفت پشتیبان انقلاب و امام باشند الف. روحانی شهيد حجت الاسلام هاشم بدیری ب. طلبه شهید يوسفعلي فخيمي ج. طلبه شهید حمزه سليم زاده د. طلبه شهید عادل دهقاني خاطره سوم: چشمم به جنازه اش كه افتاد، ديدم رنگ صورتش فرقي نكرده. از رنگ پريدگي مرده ها، در او اثري نبود! آرزو مي کرد وقتي عمامه گذاشت و عبا را كه روي دوشش انداخت، تراکتوري هم داشته باشد. با آن بكارد و درو كند؛ منتظر نذر كسي نباشد و تازه منبرش را هم برود! الف. روحانی شهید حجت الاسلام علي صفا موسي زاده ب. طلبه شهید سليمان اسلامي ج. طلبه شهید يوسفعلي فخيمي د. طلبه شهید شاپور خلفي زاده طلاب ارجمند برای شرکت در مسابقه، جواب سوال را حداکثر تا ساعت 24:00 امروز پنجشنبه 5 خردادماه به آیدی معاونت پژوهش استان https://eitaa.com/pajoohesh_Ardabil ارسال فرمایند. همچنین، هنگام ارسال جواب، حتما نام، نام خانوادگی و کد طلبگی خود را قید بفرمایید. لازم به ذکر است که کتاب محور مسابقه (علمداران عشق) در کانال مدیریت محترم استان به آدرس @hozehardabil بارگذاری شده است. 🌹🌹در ضمن، خانواده‏های محترم طلاب نیز می‏توانند با مطالعه کتاب علمداران عشق و ارسال جواب در مسابقه شرکت فرمایند؛ البته با توجه به این که هدف مسابقه، دانش افزایی طلاب محترم و خانواده های محترم آنان است، لذا لازم است جواب های ارسال شده حتما بر اساس مراجعه به منبع باشد🌹🌹 ----------------- برندگان مسابقات قبل: برنده مسابقه اول: برادر ارجمند سید محمد امین مولایی برنده مسابقه دوم: برادر ارجمند جناب آقای بهرام فرد برنده مسابقه سوم: برادر ارجمند جناب آقای سید عادل مولایی برنده مسابقه چهارم: برادر ارجمند جناب آقای حسین محمدی شفیع برنده مسابقه پنجم: برادر ارجمند جناب آقای علی مرادزاده
با سلام و عرض ادب و قدردانی از مشارکت جدی عزیزان در مسابقه کتابخوانی با محوریت کتاب «علمداران عشق» ـ خردادماه 1401، اسامی برندگان مسابقات به شرح ذیل می باشد: برنده مسابقه اول: برادر ارجمند سید محمد امین مولایی برنده مسابقه دوم: برادر ارجمند جناب آقای بهرام فرد برنده مسابقه سوم: برادر ارجمند جناب آقای سید عادل مولایی برنده مسابقه چهارم: برادر ارجمند جناب آقای حسین محمدی شفیع برنده مسابقه پنجم: برادر ارجمند جناب آقای علی مرادزاده برنده مسابقه ششم (پایانی): خواهر ارجمند سرکار خانم سیدآقازاده در خصوص نحوه تقدیم هدایا ان شاء الله به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.
سلام وعرض ادب به کوری چشم معاندین وبدخواهان اهلبیت عصمت وطهارت.... و نفس گرم جهادی های حوزوی. .... با هر ظرفیت که در دست دارید لطفا در انتشار این بیانه مارا یاری نمایید
هدایت شده از رسانه انقلابی
✅واکنش سخنگوی حوزه های علمیه، در پی بی‌حرمتی به آستان مقدس حضرت ثامن الحجج(ع) اکنون که شانه‌های مردمان این بومِ سربلند هنوز از گریه بر داغ گرم آبادان می‌لرزد، آوارِ رنجواره‌ی عنکبوتی کن بر بنای مقدّس‌ترین باورهای این مردم، خاطر همه‌مان را آزرده است و دلهامان را دوچندان داغدار کرده، به دور از دادی که باید دادِستان قانون از هم‌داستانانِ این پلیدی بستاند، بر همه‌ی ارادتمندانِ حضرتش فرض است که با صلابت و بی‌درنگ ادب محبّت و زائری را به جا آورند. ادامه مطلب در 👇 eitaa.com/joinchat/2535194783C1b4125c537 رسانه انقلابی↙️ 🆔️ eitaa.com/joinchat/451543083Ce7a7e0d91e