آن کس که داغ بر جگر ما گذاشت رفت
دیدار را به رجعت فردا گذاشت رفت
دیدم که بوی عشق میآید ز بیت دوست
دیدم که باز پنجره را وا گذاشت رفت
آقای ما که حسرت او بود کربلا
حسرت درون واژهی آقا گذاشت رفت
عشق و امید و اشک و عزا و حماسه را
از خود به یادگار در اینجا گذاشت رفت
اعجاز عشق یک سره از خود بریدن است
روی هوای نفس خودش پا گذاشت رفت
اشک و حماسه را به هم آمیخت آن شهید
این رود را به حسرت دریا گذاشت رفت
تنها ترین مجاهد راه حسین بود
ما را میان معرکه تنها گذاشت رفت
مردم به عشق اوست که مبعوث گشته اند
این عشق را برای دل ما گذاشت رفت
با خون خود به ملت ایران حیات داد
ما را برای روز مبادا گذاشت رفت
قابی ز عکس دوست میان اتاق ماند
این قاب را برای تماشا گذاشت رفت
جز مادرش کسی که به دادش نمیرسید
سر را به روی چادر زهرا گذاشت رفت
#محمدجواد_جلالی