eitaa logo
شعور .
71 دنبال‌کننده
169 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تأملات | تولايى
بکِش به روی من از ناز، باز تیغ و بکُش به روز واقعه، وقت غلاف کردن نیست!
در حریم وصل، از عاشق اثر جستن خطاست.
شعور .
ز ترازوی علی وزن به شعرم دادم من که از بند همه غیر خودش آزادم کاش گاهی نظری با من دل خسته کند آنکه در اوج غم از دیدن او دلشادم در دل ما به جز او نیست دگر مهر کسی من خرابش شده ام تا بکند آبادم طرح انگور ضریحش همه را مست کند چه خوش آن لحظه که بر جام شراب افتادم نیست جز نام پر از شور علی بر لب من "چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم"
مشکل این است که از خویشتنم نیست خبر
در بسترش نشسته فقط آه می‌کشد با چشمِ خیس نالۀ جانکاه می‌کشد..
در بسترش نشسته سرش درد می‌کند می‌سوزد از درون جگرش درد می‌کند..
یک عمر می‌شود که غمی بینِ سینه داشت در سر هوای رفتنِ شهر مدینه داشت..
این عمرِ کم به غربت و تبعید سر شده با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده..
عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است یعنی میانِ غربت و زندان گذشته است..
هر چند بی توان شد و بی‌حال و خسته بود لب‌های خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود..
فرمود لحظه‌ای پسرم را بیاورید مهدی کجاست؟ تاجِ‌سرم را بیاورید..
شب می‌رسد دوباره بیار آفتاب را در پای بسترم برسان عشقِ ناب را..