eitaa logo
شعور .
72 دنبال‌کننده
169 عکس
13 ویدیو
2 فایل
؛ مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ؛ ما همچنان در اول ِ وصف ِ تو مانده‌ایم .. . ‌. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
هر چند بی توان شد و بی‌حال و خسته بود لب‌های خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود..
فرمود لحظه‌ای پسرم را بیاورید مهدی کجاست؟ تاجِ‌سرم را بیاورید..
شب می‌رسد دوباره بیار آفتاب را در پای بسترم برسان عشقِ ناب را..
ناگاه مخفیانه و دور از نگاه‌ها سر زد در آسمانِ حسن ماهِ ماه ها..
آمد کنارِ بسترِ بابا نشست و بعد بغضش به حالِ غربتِ بابا شکست و بعد..
دارد وصیتِ پدر آغاز می شود دارد زمان گفتن صد‌راز می شود..
با احتضار و حال و هوای غروبی‌اش دستی کشید بر روی صندوق چوبی‌اش..
می خواست تا عبای پیمبر در آورد عمامه و قبای پیمبر درآورد..
می دید در رخِ پسرش اقتدار را می داد دستِ مهدیِ خود ذوالفقار را..
ناگاه علت غمِ دائم شد آشکار اسرار داغ و ماتمِ دائم شد آشکار..
اینجا غمی به وسعتِ تاریخ جلوه کرد در آن نگاه غمزده یک میخ جلوه کرد..
بر یادگار عصمت و پاکی نگاه کرد بر لاله های چادرِخاکی نگاه کرد..