هدایت شده از بغض قلم
✍ نگاهی به داستان ببعیقهرمان
👇مخصوص دوستانی که فیلم را دیدند.
انیمیشن قالبیست که اینروزها از بین بزرگسالان هم طرفداران زیادی دارد. این حقیقت را برای این نوشتم که خرده نگیرید چرا با این یال و کوپال رفتی سینما و انیمیشن دیدی؟!.
خوب که دقت میکنم تا حالا بیشتر سینماهایی که رفتم به خاطر فیلمهای کودکانه بود؛(شهرموشها، لوپوتو، بچهزرنگ، و...)
انیمیشن ببعی قهرمان به کیفیت فیلشاه، بچهزرنگ و پسر دلفینی نیست ولی از اینکه بلاخره انیمیشن ایرانی چند گامی هرچند کم برداشت خوشحالم.
موسسه رسانهای اوج سازندهی این انیمیشن است و پویا یک ریز تبلیغاتاش را پخش میکند(این ظرفیت کمی نیست.)
چهرهی شناخته شدهی شخصیت ببعی برای بچههایی که صبح تا ظهر پای شبکهی پویا نشستند از مزیتهای این شخصیت است. ببعی و ببعو را بچهها خوب میشناسند. از اینکه بلاخره یک شخصیت دختر به خوبی به تصویر کشیده شده، خرسندم. دختری که برعکس کوزت، سیندلار، سفیدبرفی به جای تمرکز روی خوشگلی با عقل و پشتکار قرار است به هدفاش برسد. (با اینکه گوسفند است ولی عقل دارد، آنها انسان بودند ولی...)
تقریبا موزیکال است اما صداگذاری خیلی قوی ندارد و من موقع موزیکها دوست داشتم زودتر این قسمت تمام شود چون گاهی گوشخراش بود. ولی بچهها چون زود خسته میشوند، موزیک پای فیلم نگهشان میدارد.
از فرهنگ اعیاد و رسوم ایرانی و اسلامی داخل آن به صورت مستقیم استفاده نشده است. نقدهای جدی به نمادهای داخل فیلم وارد شده است که من نظری دربارهی آن ندارم. شاید درست باشد و شاید نه.
مهمترین بخش بهنظرم بحث محتوای انیمیشن بود. تلاش، ناامید نشدن از شکست، پشتکار و دنبال کردن اهداف.
تعلیق و کشش خوبی هم داشت و شخصیت با مشکلات زیادی روبرو شد که گاهی تا مرز ناامیدی پیش میرفت.
شخصیت دکهای را با لهجهی بامزهاش دوست داشتم. شخصیتی که همه جا حامی قهرمان داستان بود که شاید در کنار نقطه قوت نقطه ضعف داستان هم بود.
چون نقش پدر و دختر در داستان آسیب دیده بود و دکهای جای پدر را گاهی پرمیکرد که انتهای داستان این ضعف تا حدودی برطرف شد.
پیرنگ داستان خطی بود و این برای درک کودک به نظر پیرنگ مناسبی است چون کودک، درک زیادی از رفتن به گذشته و آینده ندارد.
زمان فیلم کمی برای مخاطب سالهای اول ابتدایی و کوچکتر زیاد بود و گاهی خستهکننده.
دکورها و صحنهپردازیها خوش آب و رنگ و قشنگ بود، مخصوصا مدرسهی بوقلمون.
شخصیت ضدقهرمان هم به خوبی شکل گرفته بود، هرچند کینه گذشتهاش خیلی قابل درک نبود.
گرههای پیرنگ به درستی باز شد و قابلقبول بود. دیالوگها به بامزگی انیمیشنهای معروف نبود، گاهی طنز داشت ولی دیالوگ ببعو که به بابام میگم را دوست داشتم.
روستایی بودن ببعی و نداشتن امکانات در روستا و آمدن به شهر هم یک واقعیت اجتماعی بود و اینکه ظرفیت روستا به کمک قهرمان نیامد قابل تامل بود ولی برگشتن به روستا با مهارت بالاتر خوب بود.
انیمیشن ایرانی راه بسیاری تا رسیدن به دنیای عمیق انیمیشن خارجی دارد. از طرفی ظرفیت مدارس و علاقه خانوادهها به بردن بچهها به سینما امیدبخش است و همین ظرفیتها چند انیمیشن سالهای اخیر را پرفروش کرده است و نشان میدهد که مخاطب ایرانی علاقمند به دیدن انیمیشن خوب ایرانی است. امید که روز به روز انیمیشن ایرانی جهانیتر و عمیقتر شود.
نمونهاش بچهزرنگ که در سرزمینهای اشغالی هم دیده شد.
#انیمیشن
#ببعی_قهرمان
#روز_نوشت
🆔 @bibliophil