سلام ای عشق دیروزی
، منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را
به دنیایی نمیدادی …
از همان روزی كه گفتی اهل چای و قهوهام
كافه گردی میكنم شايد تو را پيدا كنم . . .
دورهی سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود
نوبت دوران من شد روسری سر کردهای؟
#