قلبهامان اندڪ اندڪ سرد شد
رنگ و روے زندگيمان زرد شد
بينی خيلی ڪَسا باطل شدند
با پروتز بعضيا خوشگل شدند
عصر ساڪشن آمد و لاغر شديم
در خيال خود چقد بهتر شديم
ميوہ هم گلخانہاے شد عاقبت
آب هم پيمانہاے شد عاقبت . .
این شعر ادامه دارد :))
دل به دل راه ندارد که اگر داشت، دلت
لحظه ای یادِ من و این همه دلتنگی بود!
مسلمـان کـردهای مـن را ، خـودت این را نمیدانی
تـو با آواۍ چشمانـت ، مـوذن زاده میخـوانی ...
کوه را با دست کندن، بهتر از دل کندن است،
بینِ هر دل کندنی ، جان کندنی رُخ میدهد!
هوس از عشق جدا نیست ولی مدتها ست...
چیزی از عشق نمانده ست به غیر از هوسی...!