♦️ادامه فرمول های پاسخ به شبهات دینی دانش آموزان
۲۰۳. جنگ یا صلح کدام بهتر است؟(رفع دوگانگی کاذب با جمع میان آن دو)
اسلام نه صلح را به معنى يك اصل ثابت مىپذيرد كه در همه شرايط، صلح و ترك مخاصمه باشد و نه در همه شرايط، جنگ را مىپذيرد و مىگويد همه جا جنگ. صلح و جنگ در همه جا تابع شرايط است، بايد دنبال هدف که اسلام و حقوق مسلمين است، باشیم؛ بايد ببينند كه در مجموع شرايط و اوضاع حاضر اگر با مبارزه و مقاتله بهتر به هدف مىرسید آن راه را پيش بگيریم و اگر احياناً تشخيص مىدهند كه با ترك مخاصمه بهتر به هدف مىرسیم آن راه را پيش بگيرند(مطهری) نقد: جنگ خوب نیست
عدم امکان صلح با صدامی که خاک تو را اشغال کرده یا آنکه تو را می خواهد بکشد(کافر حربی)
امام زمان نیز می جنگد تا صلح و امنیت را فراهم کند.
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ(انفال ۳۹)
۲۰۴. فلسفه حکم قتل برای سب النبی، خیانت به همه انسانها در طول تاریخ و از دست دادن نعمت هدایت و بهشت است.
هتــاک، شــخصيت رهبــرى را كــه بايــد انســانها را در طـول تاريـخ هدايـت كنـد، تـرور مىكنـد، از چشـم مــردم مىانــدازد، باعــث مىشــود كــه مــردم ديگــر سـراغ او نرونـد و سـعادت ابـدى خودشـان و بىنهايـت نعمتهـاى خـدا را از دسـت بدهنـد؛ ايـن جـرم بيشـتر اسـت يـا يـك آدم را بكشـند؟ مســألۀ ســب پيغمبــر يــا مقدســات دينــى و اهانــت بـه مقدسـات دينـى ملاكـش ايـن اسـت كـه خيانـت بـه معنويـات و مصالـح روحـى و ابـدى جامعـه اسـت. تـرور شخصیتی اهل بیت، او را از چشـم مردم می اندازد و زمينه
را فراهـم می كـند كـه مـردم بـه او گـوش ندهنـد و نسـبت بـه او بـى اعتنـا بشـوند و این بزرگتريـن خيانـت بـه همـۀ انسانهاســت.(مصباح)
۲۰۵. باید مخاطبتان را بشناسید و مطابق با عقاید او برایش استدلال عقلی یا نقلی بیاورید.(مناظره امام رضا با بزرگان اهل کتاب)
۲۰۶. تفکیک اسلام محمدی و اسلام آمریکایی
اسلام سیاسی یا غیرسیاسی(تطبیق یا تفکیک دیانت از سیاست)
۲۰۷. توجه به تفاوت های فرهنگی حاکم بر جوامع گذشته و حال.
مثلا تعدد زوجات در زمان پیامبر عادی بوده ولی الآن خیر.
۲۰۸. یا با اختیار می پذیری اربابت شوم یا با زور یا هم تو نباید باشی.
(داستان نوعب اقدم از وزیر عراقی و سگ سرباز صفر آمریکایی پای پرواز)
۲۰۹. استفاده از "تخییر" و "ترجیح" و "جمع عرفی" برای جمع میان دو روایت متعارض
۲۱۰. استفاده از "نسخ" و "تخصیص" برای جمع میان تعارض روایت با قرآن
۲۱۱. تفکیک مسلمان صالح و مسلمان مُصلِح
(اسلام آمریکایی و اسلام صهیونیستی فقط مسلمان صالح میخواهد! مسلمانی که نماز بخواند و روزه بگیرد و تهجد داشته باشد اما در برابر ظلم و ظالم و مظلوم و متجاوز سکوت اختیار کند و نهایتا دست به دعا بردارد. اسلام راستین، مسلمان مصلح میخواهد نه فقط مسلمان صالح که مطلوب صهیونیسم و استکبار است که همان هم با نفوذ و تحریف، قابل تغییر است.)
۲۱۲. برگه های جواب سوالات را کم کم رو کنید.
مثلا چرا نماز ۵ بار در روز می خوانیم؟
۱. تعدد در غذا خوردن جسم
۲. تعدد در حمام(۵ مرتبه حمام)
۳. استفاده از دارو در زمان های متععد مثلا ۶ ساعت ۶ ساعت
۴. عدم سواری دادن به شیطان(به خاک مالیدن بینی شیطان با نماز)
۲۱۳. تفاوت در شیعه و سنی به آبشخور علمی و فقهی آنان بر می گردد.
اختلاف اعتقادی در مسئله جانشینی پیامبر و اختلاف احکام در تنوع فرق در زمان امام صادق(ع).
۲۱۴. دشمنی از جبهه باطل شروع می شود نه جبهه حق!
جبهه حق مفاهیمی دارد که منافع جبهه باطل را به خطر می اندازد. مثلا توحید که ضد بت پرستی است و استقلال سیاسی که ضد استثمار و حق کاپیتولاسیون است. به جهت در خطر افتادن منافع زیادی خواهی آنها دشمنی را شروع می کنند.
۲۱۵. مراتب و سیر صعودی انسان متدین
۱. مسلمان--> ذهنی
۲. مومن--> قبلی (لما یدخل الایمان فی قلوبکم)
۳. متقی---> عملی
۴. محسن---> کار خوب را خوب انجام دهد نه سرسری. (و من یتق الله و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین.)
۵. مخلَص--> خودش مظهر کار خوب است.
۲۱۶. عدم نگاه صفر یا صدی به افراد و افکار و مکاتب و کشورها و...
۲۱۷. در سیاست هنر تعامل با کشورهای غیر دشمن است.
۱. موضع گیری ایران پیرامون زنگزور و فلسطین و استان های اشغالی اکراین و جزایر سه گانه ایرانی با جزایر چهارگانه روسی
(در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۲ رئیس شورای راهبردی روابط خارجی(کمال خرازی) بهترین راه برای حلوفصل اختلافات ارضی ژاپن و روسیه درباره چهار جزیره واقع در اقیانوس آرام(جزایر کوریل) را «مذاکره مستقیم بین دو کشور، به ویژه با توجه به شرایط کنونی و پرتنش منطقه شرق آسیا» دانست.)
۲۱۷. عشق عام و خاص:وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ(اعراف ۱۵۶)
ادامه در لینک زیر👇
https://eitaa.com/https_drfazeli/117
مطالب کلاسی دکتر فاضلی
#سوالات_شما چرا هنگام نماز ما چادر میپوشیم؟
سلام وقت بخیر
عذرخواهی بابت سوال؟! وظیفه خودم می دانم اندک علمم را در اختیارتان قرار بدهم.
جواب ندادن سوال دانش آموز عیب نیست، عیب دنبال جواب نرفتن است.
افتخار می کنم که بتونم کمترین کمکی رو خدمت همکارانم داشته باشم.
اما جواب👇
پوشش در نماز چندین علت دارد که چهار مورد آن ذکر می شود.
۱. ایجاد عادت به پوشیده بودن و کم شدن سختی آن با رعایت مکرر و کوتاهمدت در نماز
همانگونه که خداوند دستور می دهد در نمازهای یومیه در رکعت اول و دوم سوره حمد را بخوانید(مجموعا ۱۰ مرتبه در روز) و در آیه ۵ از زبان نمازگزار می فرماید:
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
آیا واقعا مسلمانان فقط از خدا کمک می گیرند یا آنکه درب هر خانه ای را می زنند و وقتی ناامید شدند تازه می آیند نزد خدا؟! وقتی تنها از خدا کمک نمی گیرند پس چرا باید ۱۰ بار در روز بگویند که ما فقط از تو کمک می گیریم؟ چرا باید ۱۰ بار در روز دروغ بگویند؟!
جواب: تا بالاخره این تلقین اثر بگزارد و واقعا چیزی را جز خدا نبینند. پس حکمت تکرار مداوم آیه، تلقین برای تاثیر است.
همانگونه که اگر شما هزار بار بگویید از فلانی خوشم می آید بالاخره این تکرار و تلقین بر روی شما اثر می گزارد.
در نماز هم همینگونه است. وقتی پوشش را به صورت مدت زمانِ کوتاهِ چند دقیقهای برای یک نماز رعایت می کند و این پوششِ کوتاه مدت، وقتی به صورت روزانه و مکرر اتفاق می افتد، آن موقع سختی پوشش همیشگی را برای نمازگزار کمتر می کند.
توجه: در این استدلال منظور از پوشش صرفا چادر نیست بلکه منظور رعایت وجه و کفَّین است و شامل روسری و مقنعه و مانتو و دامن و... نیز می شود.
۲. زینت زن دوگونه است
۱. زینت ظاهری، جسمی و مادی
۲. زینت باطنی، ملکوتی و معنوی
پوشش، زینت ظاهری دختر و زن را می پوشاند و زینت ملکوتی آن را هویدا می کند. پس برای نماز که مطابق روایات، معراج مومن است، نیازمند زینت ملکوتی زن برای بهره بیشتر اوست.
توجه: در این استدلال منظور از پوشش بیشتر چادر است اما منحصر به آن نیست.
۳. دوری از بیاحترام و سبکانگاری نماز و مخاطب(خدا) با رعایت "پوشش شخصیت" چون در عرف خلاف ادب است که انسان در برابر بزرگی قرار بگیرد ولی پوشش او مناسب نباشد.
ما اگر بخواهیم جلوی یک شخصیتی قرار بگیریم لباس فرم می پوشیم که آن لباس به ما شخصیت می بخشد نه آنکه با هر لباسی حاضر شویم.
در حقیقت رعایت پوشش در نماز برای آن است که ما با "لباس شخصیت" به محضر خدا برویم و احترام به شخص مخاطب است.
توصیه و استحباب به عطر زدن و مسواک زدن در نماز به خاطر همین است تا متوجه شویم که ما محضر بزرگی تشرف می یابیم.
۴. کارکرد پوشش از دو منظر است
۱. اجتماعی
۲. فردی
در نماز به کارکرد فردی پوشش که ایجاد حجب و حیا و افزایش تواضع قلبی توجه می شود.
---در نماز مستحب است که مردان نیز عبا و لباس بلند بپوشند و مکروه است با لباس زیر بخواهند نماز بخوانند. چرا؟ به جهت رعایت همین بعد فردی پوشش.
پرواضح است که نباید فراموش کرد که پوشش هم برای مرد هست و هم برای زن، چه در نماز چه در غیر. نماز، فقط محدوده آن به جهت تفاوت نوع خلقت زن و مرد، متفاوت است.
نکته پایانی: طبق نظر اکثر فقها و مراجع تقلید، حداقل پوشش برای خواندن نماز بانوان، باید به مقداری باشد که تمام بدن را بپوشاند و تنها قرص صورت، دست ها تا مچ و پاها تا ساق میتواند بدون پوشش باشد.
اگر زن بدون چادر این پوشش فوق را رعایت کند لزومی بر پوشیدن چادر نیست. هرچند پوشش برتر برای نماز و غیر آن چادر است.
مطالب کلاسی دکتر فاضلی
#سوالات_شما
بخش اول
؟؟؟ما پیش از اینکه به این دنیا بیایم خودمون انتخاب کردیم به این دنیا بیایم؟
ما نه در به دنیا آمدنمان و نه به عنوان چه مخلوقی به دنیا بیاییم و نه زمان و مکان تولدمان و نه انتخاب پدر و مادرمان هیچگونه اختیاری نداشیم و همه آنها مبتنی بر جبر بوده است و کاملا مجبور بودیم.
؟؟؟ما انسانها قبل از به دنیا آمدنمان سرنوشتمان را دیدیم؟
خیر
؟؟؟ فرد خودش انتخاب کرده فقیر باشه یا معتاد یا کلاهبردار؟
این دوتا باهم فرق می کنه گفتیم که
۱. من در به دنیا آمدنم مجبور بودم
۲. به عنوان چه مخلوقی از مخلوقات خدا وارد این دنیا باشم اینم مجبور بودم
۳. در چه خانواده ای زیست بکنم پدر و مادرم کی باشند این هم مجبور بودم این طور نبوده چند تا گزینه باشه و بهم بگن که می خوای خانواده متوسط به دنیا بیاد تو خانواده فقیر دنیا میری تو خانم ثروتمند خودم انتخاب بکنم که تو کدوم یکی متولد بشم.خیر. این هم من مجبور بودم که پدر و مادرم کی باشند.
این ها همه اجبار هست اما
۱. شخصی که در خانواده فقیر متولد شده به این معنا است که او تا آخر عمر محکوم به فقر است؟ نه همون طوری که شخصی در خانواده غنی متولد بشه محکوم به غنا تا آخر عمر نیست بلکه عملکرد انسان می تونه شخص رو از فقر به سمت غنا ببره یعنی شخص فقیر پدر و مادر فقیر بوده اما این عملکرد باعث میشه او هوش اقتصادی قوی داره رفتار متناسب انجام میده از یک خانواده فقیر میاد خانواده متوسط و بعدشم غنی از اون طرف شخصی هم که تو خانواده غنی متولد شده می تونه کارهای نامناسب انجام بده، سرقت و کلاهبرداری انجام بده زندان میره یا توی مباحث اقتصادی ورشکست میشه فقیر که میشه هیچ، تازه طلبکارها هم در به در دنبالش هستن چیزی نداره به طلبکارها بده دیگه وضعش از فقیر هم بدتر میشه(یک بار شخص فقیره خودش هیچی نداره ولی به دیگری بدهی هم نداره یه بار می بینی که شخص ورشکست شده، هم خودش هیچی نداره و آس و پاس هست هم نسبت به دیگران بدهی داره) خب تا این جا پس ما در به دنیا آمدنم و که چه مخلوقی باشیم و اینکه پدر و مادرمون کی باشد این اجبار بوده اختیار نبود اما نوع رفتار من با پدر و مادرم کاملا مبتنی بر اختیار هست.
---اما معتاد و کلاهبردار متفاوت است
انسان وقتی به دنیا بیاد معتاد نیست وقتی به دنیا میاد کلاهبردار نیست بلکه عملکرد مبتنی بر اختیار من هست که سرنوشت من رو رقم می زنه که یکی معتاد میشه یکی معتاد نمی شود و مبتنی بر عمل انسان هستش.
---نکته: نفی بازخواست در صورت اجبار
اگر من مجبور باشم که سر دیگه رو کلاه بذارم که دیگه بازخواست و بس عذاب و تعذیب و مجازات و اینا معنا پیدا نمی کنه تعذیب عذاب بازخواست تنبیه اینا مقدمش اینه که من با اختیار خودم اومدم این کارو انجام دادم من اینا رو علم ندارم وقتی به دنیا میام به عنوان شخصی که هم پاک هستم به دنیا میان هم در مسیر تعالی خودم عملکرد من هست که می تونه منو به سمت خوبی ببره می تونم سمت بدی.
آیا انسان از قبل می دانسته؟ گفتیم خیر چون من قرار است رفتارم رو خودم در دنیا بسازم انسان خالق عمله عمل خودش رو خلق می کنه.
ادامه👇
بخش دوم
اما یه سوال فرعی مطرح میشه
؟؟؟گفتیم انسان سرنوشت خودش را نمی دانسته آیا این به معنای اینه که خدا هم نمی دونسته؟
می گیم خدا می دونه
خب سوال
؟؟؟ اگر خدا می دونه پس اجبار نمی شه خدا می دونه پس انسان موظفه و مجبوره مطابق
با چیزی که خدا می دونه عمل بکنه؟
تفکیک علم خدا و عمل انسان یا جمع میان علم خدا و اختیار انسان--> خداوند آنچه را واقع می شود می داند؛ نه آنچه را می داند واقع می شود.(خداوند می داند که انسان "با اختیار خود" چه کار انجام می دهد.)
پس علم خدا در انسان اجبار ایجاد نمی کند خدا می داند که انسان با اختیار خود چه رفتاری انجام می دهد و چه سرنوشتی برای خودش رقم می زنم.
؟؟؟یکی از دلایل به دنیا اومدن اینکه خدارو بشناسیم مگه آخرت خدا رو نمیتونستیم بشناسیم؟ پس چرا دیگه به این دنیای فانی اومدیم؟
در دنیا دو تا هدف هست یکی ایمان و شناخت خداست و دیگری عمل صالح ما است. آیا رفتارم هم مبتنی بر این ادعای ایمانم هست؟ رفتار و تکلیف در دنیا اتفاق می افته نه در آخرت.
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ(ملک ۲)
تفاوت شناخت انسان در دنیا و آخرت-->توی دنیا شناخته است توی آخرت هم شناخت است با این تفاوت که
۱. شناخت در آخرت دیگه باطن نیست همه چیز ظاهره آن موقع شناخت ارزشمندی نیست
۲. در دنیا چون پرده هایی هم قرار گرفته من اختیار دارم که مبتنی بر باورم عملکردی داشته باشم متناسب با اون یانگ یا اختیار ندارد ولی توی آخرت دیگه اجبار مبحث اختیاری وجود نداره که مثل شخصی که اعمال بد انجام داده بهش می گن که تو برو از بین بهشت و جنم یکیو انتخاب کنی که مجبوره بره جهنم امیدوار هستم که موفق و موید باشید از اینکه سوالات تون رو هم به اشتراک می ذارید می پرسید خیلی خوبه همین سوالاتی که باعث میشه هم نکاتی مطرح بشه و همین سوالات عمو دانش آموزا مطرح می کنن من سعی کردم یه مقداری با توضیحات بیشتر مباحث رو ارائه بکنم چون لابه لای این سوالات سوالات دیگه هم مطرح میشه موفق و موید باشید.
ادامه👇
بخش سوم
انسان در مسئله سرنوشت نه کاملا مختار است(مثل رخدادهای طبیعی مرگ نوزاد یا آفت باغات و تلف شدن احشام) نه کاملا مجبور. اینجا لازمه که انسان دعا کنه که هم از رخدادهای طبیعی مصون باشد و هم "زمینه انتخاب بهترین" برایش مهیا گردد.
(تعریف صحیح سرنوشت--> در عین حال که دست تقدیر الهی در زندگی انسان را مردود نمیداند، نقش انسان را در تعیین سرنوشت زندگی او میپذیرد.)
مثال مهم
انتخاب استاد دانشگاه با آموزش است و دانشجو هیچ نقشی ندارد. دعا یعنی اینکه خدایا تو بهترین استاد این شهر را نصیب و بهره من کن تا من بیشترین بهره را از او ببرم. (پس دعا شد طلب بهترین مقدرات برای بهرهمندی حداکثری) اما حالا که بهترین استاد شهر، استاد من شده اونوقت خودم هستم که می توانم با اختیارم بیشترین بهره را از این استاد ببرم یا از اول تا آخر کلاس سرم توی گوشی باشد یا خواب باشم یا حواسم پرت از کلاس باشد.
بهترین استاد شهر در هر دانشگاهی تدریس نمی کند بلکه باید سطح دانشگاه و دانشجو بالا باشد تا استاد بپذیرد. پس بهترین مقدرات برای بهترین رفتارها رقم می خورد یعنی عملکرد انسان در تقدیرات آیندهاش موثر است.
دعا یعنی عملکرد من بهترین نبود اما تو برایم بهترین را رقم بزن(جایگزین کردن قانون دعا بر قانون عملکرد) و فلسفه احیا و شب زنده داری در نیمه شعبان و شب قدر همین است.
احیای شب نیمه شعبان از ان جهت است که اعمال گذشته یکساله انسانها توسط فرشتگان ثبت و ضبط می شود.
احیای شب قدر برای آن است که مقدرات یک ساله آینده انسان رقم می خورد و توسط فرشتگان بر ولی خدا عرضه می شود.(البته انسان با عملکرد خود می تواند سرنوشتش را تغییر دهد.)
---سرنوشت فردی و جمعی مثل ظهور موسی و حضرت مهدی با دعا تغییر می کند که به آن "بدا" می گویند.(اهمیت دعا)
---سرنوشت معین(مثل زمان مرگ)و سرنوشت معلق(انسان با رفتار خود مثلا تک چرخزدن، زودتر می میرد) *بیشترین نوع مرگ انسانها را شامل می شود.
---رفتار فردی مثل صله رحم بر سرنوشت انسان اثر دارد و آن را تغییر می دهد و زمان مرگ انسان را به تاخیر می اندازد همانگونه که گناه زمان مرگ انسان را تعجیل می بخشد.
---اگر در سرنوشت و تقدیرات الهی زیان یا ناراحتی ای به انسان برسد و مقصر آن، خود انسان نباشد، خدا عوض آن را به انسان می دهد مثل فوت نوزاد و کودک.
---انسان فقط یک نوع سرنوشت ندارد، بلکه سرنوشتهای گوناگونی در پیش دارد که ممکن است هر کدام از آنها جانشین دیگری گردد، مثلاً اگر کسی بیمار شود و معالجه کند و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نیز اگر معالجه نکند و رنجور بماند و یا بمیرد، آن نیز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است.
با یک مثال معنای قضا و قدر الهی روشن میشود: «اگر کسی بالای بام ایوانی خود را روی زمین بیفکند و بگوید: اگر مقدر است بمیرم میمیرم و اگر مقدر است بمانم میمانم. این گفته درست نیست، زیرا قضا و قدر الهی این است که بشر دارای اختیار و اراده باشد . بتواند خود را از بام پرت کند و بمیرد و یا آن که از راه بام، پله پله به زیر آید و بماند. هر کدام را که انتخاب نماید، همان قضا و قدر و سرنوشت او است.
بنا بر این تعیین سرنوشت و مقدرات، به معنای تعیین علتها و اسبابی است که زندگی انسانها را رقم میزند . بخشی از اسباب و علتها به وسیله انسان تحقق مییابد.
ثبت حوادث و وقایع زندگی انسان در لوح محفوظ، به معنای رقم خوردن همه چیز از قبل نیست؛ چنان که تغییر آن به معنای نادرست و غلط بودن آن نیست؛ بلکه خداوند از آن جا که نسبت به همه امور علم قبلی دارد، می داند که بر اساس ضوابط و ساختار علّی و معلولی عالم و بر اساس اختیارات فردی، چه نتیجه ای برای هر فرد رقم می خورد و هر کس چه سرنوشتی را برای خود ترسیم می نماید. در نتیجه، اگر قرار بر حصول تغییری در این امر باشد، باز به دست خود فرد خواهد بود.
نکته پایانی: سه معنا از سرنوشت
۱. خدا کارهای انسان ها را خلق می کند(غلط)
۲. خداوند کارهای انسان ها را الزام کرده(غلط)
۳. خداوند کارهای انسان ها را بیان کرده و آنها را نوشته و اعلام داشته است که آنها چه کارهایی در آینده خواهند کرد(صحیح)(خواجه نصیر طوسی)
۴. بدانید که تقدیرات الهی مانند قطرات باران از آسمان به سوی انسانها میبارند، و هرکسی بهرهای متفاوت کم یا زیاد خواهد داشت. (نهجالبلاغه، خطبه ۲۳)
تفکیک آزمون علم و عشق.mp3
زمان:
حجم:
29.9M
🔰تفکیک آزمون برای سنجش علم با آزمون برای سنجش عشق همراه با حکمت آزمون ترم قبل در کلاس درس آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت فاطمه الزهرا(س)
🔸️تاریخ: ۷ اسفندماه ۱۴۰۳
🔸️زمان: ۳۱ دقیقه
4_5924811607061306033.mp3
زمان:
حجم:
22.5M
🔰نگاهی نو به روزه و رمضان در کلاس دبیری علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت فاطمه الزهرا(س)
تاریخ: ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۳
مدت: ۲۳ دقیقه
🔸در این صوت به صورت گذرا به نکات ذیل اشاره می شود:
۱. مسلمانان یک ماه، روزه نمی گیرند!(۳۰ از ۷۳۰ قسمت سال)
۲. تفاوت روزهای ماه رمضان با روزهای معمولی(۶-۵ ساعت نه ۱۲ ساعت)
۳. استثنا شدن دو گروه از روزه گرفتن(مسافر و بیمار+دوران عادت ماهیانه). اگر فرد بداند یا احتمال عقلایی دهد که روزه برایش ضرر دارد، باید روزه را ترک کند، و در صورت گرفتن روزه، نهتنها صحیح نیست، بلکه حرام است. پس گاهی روزه گرفتن گناه است!(اهمیت سلامتی جسم در اسلام)
۴. روزهدار می تواند عمدا خود را مسافر کند و روزه نگیرد(تحت شرایطی-->[نیت مسافرت در شب قبل+ طی مسافت ۲۱ کیلومتر+ افطار کردن تا قبل از ظهر]) و همان ۵ ساعت گرسنگی را نیز به زمانی دیگر موکول کند.
۵. روزه مختص به دین اسلام نیست و در ادیان قبل نیز بوده که با ورود تحریفات در ادیان گذشته حذف گردیده است. روزه در ادیان گذشته و صدر اسلام بیش از یک ماه و به صورت شبانهروز بود که با نزول آیه ۱۸۷ سوره بقره روزه مختص به روزهای رمضان گردید.
۶. فلسفه روزه، خودکنترلی(تقوا) و سوار شدن بر بدن(نه سواری دادن به بدن) و در اختیار گرفتن امیال نفسانی(نه اینکه انسان در اختیار امیال نفسانی باشد و نه صاحب اختیار و صاحب تصمیم شهوت و غضب باشد) است نه صرفا گرسنگی و تشنگی!
۷. تفکیک روزه صحیح و مقبول.
ادامه👇
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۸. برخی از فواید روزهداری(افزایش قدرت تحمل و صبر+ مقابله با بردهداری+ افزایش بهداشت دهان و دندان+ زمینه لازم برای ترک اعتیاد+ افزایش ایمنی بدن)
*روزه را نه از آن جهت که علم ثابت کرده بگیریم، بلکه روزه را برای خدا می گیریم تا پاداش آن را نیز از خدا بخواهیم اما اگر حتی خدا نیز دستور به روزهداری نمی داد باز هم لازم بود برای عمل به علم روزه بگیریم!
*تحقیقات دانشمندان غیر مسلمان که نه از روی تعصب بلکه از روی متد علمی گواه بر خدمت به بشریت و ارتقاء سطح درمانی و بهداشتی انسان هاست.
ادامه👇
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۹. پاداش روزه داری مبتنی بر عشق است.
روزه دار بیشترین شباهت را به خدا دارد و در رمضان شاهد تشابه شدید عاشق و معشوق هستیم
*تفکیک پاداش عاقلانه با پاداش عاشقانه
پاداش عاشقانه در خوابیدن، نفس کشیدن و تلاوت قرآن روزهدار.(مهمانی عاشقانه و معنوی خدا را در رمضان شاهدیم)
*چند نکته پایانی
۱. با دوری از حلالهای خدا، دوری از حرامها آسانتر می شود(دوری از خوردن و آشامیدن و جماع)
۲. برای آسان شدن روزه می توان همان ۵ ساعت را مشغول فعالیت های سرگرمکننده مثل مطالعه و آشپزی و pes و فیلم و مستند و فضای مجازی یا خواب کرد
۳. روزهداری چون انتخاب گرسنگی است با گرسنگی روزهای معمولی فرق می کند چون فرد خودش دارد انتخاب می کند و سیستم عصبی او می داند که تا افطار چیزی نمی خورد برای همین فشار زیادی به بدن وارد نمی شود
۴. من گرسنگی را تحمل نمی کنم به جایش گرسنه ای را سیر می کنم!-> وقتی فکر می کنی روزه فقط گرسنگی است!+رمضان مظهر کمک به فقرا(کفاره روزه و زکات فطریه)
*در سال۱۴۰۴ حداقل۶۰۰ میلیارد تومان فطریه پرداخت کردند تا به دست فقرا و نیازمندان برسد. آنهایی که روزه خوردند، بفرمایند چقدر به فقرا کمک کردند؟!
۵. روزهداری گناهان را ذوب می کند و قدرت تخریب گناهان را به صورت فوق العاده ای دارد
۶. آنان که با عذر شرعی یا بدون آن روزه نمی گیرند دو دسته اند:روزهخوار با ادب و روزه خوار بی ادب. ملاک ادب،نگهداشتن حرمت روزه است که روزهخوار(چه با عذر شرعی-مثل عادت ماهیانه یا مسافر و بیمار- چه بدون عذر شرعی) حرمت ماه رمضان را رعایت می کند البته دیگران نیز باید بنا را بر عذر شرعی بدانند نه منفی نگر و قضاوت نابجا نکنند