eitaa logo
مطالب کلاسی دکتر فاضلی
269 دنبال‌کننده
21 عکس
10 ویدیو
45 فایل
حافظ قرآن و صحیفه دکتری الهیات برگزیده جایزه البرز(نوبل ایران) برگزیده و مدرس بنیاد ملی نخبگان مولف ۴۰کتاب و ۳۰مقاله مدرس دانشگاه فرهنگیان پدر ۳ کوچولو (البته فعلا) ضبط کلاس ها را با سرعت(۲×) گوش کنید چون وقت ارزشمندتان برایم مهم است! آیدی: @hrfazeli_14
مشاهده در ایتا
دانلود
مطالب کلاسی دکتر فاضلی
#سوالات_شما
بخش اول ؟؟؟ما پیش از اینکه به این دنیا بیایم خودمون انتخاب کردیم به این دنیا بیایم؟ ما نه در به دنیا آمدنمان و نه به عنوان چه مخلوقی به دنیا بیاییم و نه زمان و مکان تولدمان و نه انتخاب پدر و مادرمان هیچگونه اختیاری نداشیم و همه آنها مبتنی بر جبر بوده است و کاملا مجبور بودیم. ؟؟؟ما انسان‌ها قبل از به دنیا آمدنمان سرنوشت‌مان را دیدیم؟ خیر ؟؟؟ فرد خودش انتخاب کرده فقیر باشه یا معتاد یا کلاهبردار؟ این دوتا باهم فرق می کنه گفتیم که ۱. من در به دنیا آمدنم مجبور بودم ۲. به عنوان چه مخلوقی از مخلوقات خدا وارد این دنیا باشم اینم مجبور بودم ۳. در چه خانواده ای زیست بکنم پدر و مادرم کی باشند این هم مجبور بودم این طور نبوده چند تا گزینه باشه و بهم بگن که می خوای خانواده متوسط به دنیا بیاد تو خانواده فقیر دنیا میری تو خانم ثروتمند خودم انتخاب بکنم که تو کدوم یکی متولد بشم.خیر. این هم من مجبور بودم که پدر و مادرم کی باشند. این ها همه اجبار هست اما ۱. شخصی که در خانواده فقیر متولد شده به این معنا است که او تا آخر عمر محکوم به فقر است؟ نه همون طوری که شخصی در خانواده غنی متولد بشه محکوم به غنا تا آخر عمر نیست بلکه عملکرد انسان می تونه شخص رو از فقر به سمت غنا ببره یعنی شخص فقیر پدر و مادر فقیر بوده اما این عملکرد باعث میشه او هوش اقتصادی قوی داره رفتار متناسب انجام میده از یک خانواده فقیر میاد خانواده متوسط و بعدشم غنی از اون طرف شخصی هم که تو خانواده غنی متولد شده می تونه کارهای نامناسب انجام بده، سرقت و کلاهبرداری انجام بده زندان میره یا توی مباحث اقتصادی ورشکست میشه فقیر که میشه هیچ، تازه طلبکارها هم در به در دنبالش هستن چیزی نداره به طلبکارها بده دیگه وضعش از فقیر هم بدتر میشه(یک بار شخص فقیره خودش هیچی نداره ولی به دیگری بدهی هم نداره یه بار می بینی که شخص ورشکست شده، هم خودش هیچی نداره و آس و پاس هست هم نسبت به دیگران بدهی داره) خب تا این جا پس ما در به دنیا آمدنم و که چه مخلوقی باشیم و اینکه پدر و مادرمون کی باشد این اجبار بوده اختیار نبود اما نوع رفتار من با پدر و مادرم کاملا مبتنی بر اختیار هست. ---اما معتاد و کلاهبردار متفاوت است انسان وقتی به دنیا بیاد معتاد نیست وقتی به دنیا میاد کلاهبردار نیست بلکه عملکرد مبتنی بر اختیار من هست که سرنوشت من رو رقم می زنه که یکی معتاد میشه یکی معتاد نمی شود و مبتنی بر عمل انسان هستش. ---نکته: نفی بازخواست در صورت اجبار اگر من مجبور باشم که سر دیگه رو کلاه بذارم که دیگه بازخواست و بس عذاب و تعذیب و مجازات و اینا معنا پیدا نمی کنه تعذیب عذاب بازخواست تنبیه اینا مقدمش اینه که من با اختیار خودم اومدم این کارو انجام دادم من اینا رو علم ندارم وقتی به دنیا میام به عنوان شخصی که هم پاک هستم به دنیا میان هم در مسیر تعالی خودم عملکرد من هست که می تونه منو به سمت خوبی ببره می تونم سمت بدی. آیا انسان از قبل می دانسته؟ گفتیم خیر چون من قرار است رفتارم رو خودم در دنیا بسازم انسان خالق عمله عمل خودش رو خلق می کنه. ادامه👇
بخش دوم اما یه سوال فرعی مطرح میشه ؟؟؟گفتیم انسان سرنوشت خودش را نمی دانسته آیا این به معنای اینه که خدا هم نمی دونسته؟ می گیم خدا می دونه خب سوال ؟؟؟ اگر خدا می دونه پس اجبار نمی شه خدا می دونه پس انسان موظفه و مجبوره مطابق با چیزی که خدا می دونه عمل بکنه؟ تفکیک علم خدا و عمل انسان یا جمع میان علم خدا و اختیار انسان--> خداوند آنچه را واقع می شود می داند؛ نه آنچه را می داند واقع می شود.(خداوند می داند که انسان "با اختیار خود" چه کار انجام می دهد.) پس علم خدا در انسان اجبار ایجاد نمی کند خدا می داند که انسان با اختیار خود چه رفتاری انجام می دهد و چه سرنوشتی برای خودش رقم می زنم. ؟؟؟یکی از دلایل به دنیا اومدن اینکه خدارو بشناسیم مگه آخرت خدا رو نمی‌تونستیم بشناسیم؟ پس چرا دیگه به این دنیای فانی اومدیم؟ در دنیا دو تا هدف هست یکی ایمان و شناخت خداست و دیگری عمل صالح ما است. آیا رفتارم هم مبتنی بر این ادعای ایمانم هست؟ رفتار و تکلیف در دنیا اتفاق می افته نه در آخرت. الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ(ملک ۲) تفاوت شناخت انسان در دنیا و آخرت-->توی دنیا شناخته است توی آخرت هم شناخت است با این تفاوت که ۱. شناخت در آخرت دیگه باطن نیست همه چیز ظاهره آن موقع شناخت ارزشمندی نیست ۲. در دنیا چون پرده هایی هم قرار گرفته من اختیار دارم که مبتنی بر باورم عملکردی داشته باشم متناسب با اون یانگ یا اختیار ندارد ولی توی آخرت دیگه اجبار مبحث اختیاری وجود نداره که مثل شخصی که اعمال بد انجام داده بهش می گن که تو برو از بین بهشت و جنم یکیو انتخاب کنی که مجبوره بره جهنم امیدوار هستم که موفق و موید باشید از اینکه سوالات تون رو هم به اشتراک می ذارید می پرسید خیلی خوبه همین سوالاتی که باعث میشه هم نکاتی مطرح بشه و همین سوالات عمو دانش آموزا مطرح می کنن من سعی کردم یه مقداری با توضیحات بیشتر مباحث رو ارائه بکنم چون لابه لای این سوالات سوالات دیگه هم مطرح میشه موفق و موید باشید. ادامه👇
بخش سوم انسان در مسئله سرنوشت نه کاملا مختار است(مثل رخدادهای طبیعی مرگ نوزاد یا آفت باغات و تلف شدن احشام) نه کاملا مجبور. اینجا لازمه که انسان دعا کنه که هم از رخدادهای طبیعی مصون باشد و هم "زمینه انتخاب بهترین" برایش مهیا گردد. (تعریف صحیح سرنوشت--> در عین حال که دست تقدیر الهی در زندگی انسان را مردود نمی‌داند، نقش انسان را در تعیین سرنوشت زندگی او می‌پذیرد.) مثال مهم انتخاب استاد دانشگاه با آموزش است و دانشجو هیچ نقشی ندارد. دعا یعنی اینکه خدایا تو بهترین استاد این شهر را نصیب و بهره من کن تا من بیشترین بهره را از او ببرم. (پس دعا شد طلب بهترین مقدرات برای بهره‌مندی حداکثری) اما حالا که بهترین استاد شهر، استاد من شده اونوقت خودم هستم که می توانم با اختیارم بیشترین بهره را از این استاد ببرم یا از اول تا آخر کلاس سرم توی گوشی باشد یا خواب باشم یا حواسم پرت از کلاس باشد‌. بهترین استاد شهر در هر دانشگاهی تدریس نمی کند بلکه باید سطح دانشگاه و دانشجو بالا باشد تا استاد بپذیرد. پس بهترین مقدرات برای بهترین رفتارها رقم می خورد یعنی عملکرد انسان در تقدیرات آینده‌اش موثر است. دعا یعنی عملکرد من بهترین نبود اما تو برایم بهترین را رقم بزن(جایگزین کردن قانون دعا بر قانون عملکرد) و فلسفه احیا و شب زنده داری در نیمه شعبان و شب قدر همین است. احیای شب نیمه شعبان از ان جهت است که اعمال گذشته یکساله انسان‌ها توسط فرشتگان ثبت و ضبط می شود. احیای شب قدر برای آن است که مقدرات یک ساله آینده انسان رقم می خورد و توسط فرشتگان بر ولی خدا عرضه می شود.(البته انسان با عملکرد خود می تواند سرنوشتش را تغییر دهد.) ---سرنوشت فردی و جمعی مثل ظهور موسی و حضرت مهدی با دعا تغییر می کند که به آن "بدا" می گویند.(اهمیت دعا) ---سرنوشت معین(مثل زمان مرگ)و سرنوشت معلق(انسان با رفتار خود مثلا تک چرخ‌زدن، زودتر می میرد) *بیشترین نوع مرگ انسانها را شامل می شود. ---رفتار فردی مثل صله رحم بر سرنوشت انسان اثر دارد و آن را تغییر می دهد و زمان مرگ انسان را به تاخیر می اندازد همانگونه که گناه زمان مرگ انسان را تعجیل می بخشد. ---اگر در سرنوشت و تقدیرات الهی زیان یا ناراحتی ای به انسان برسد و مقصر آن، خود انسان نباشد، خدا عوض آن را به انسان می دهد مثل فوت نوزاد و کودک. ---انسان فقط یک نوع سرنوشت ندارد، بلکه سرنوشت‌های گوناگونی در پیش دارد که ممکن است هر کدام از آن‌ها جانشین دیگری گردد، مثلاً اگر کسی بیمار شود و معالجه کند و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نیز اگر معالجه نکند و رنجور بماند و یا بمیرد، آن نیز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. با یک مثال معنای قضا و قدر الهی روشن می‌شود: «اگر کسی بالای بام ایوانی خود را روی زمین بیفکند و بگوید: اگر مقدر است بمیرم می‌میرم و اگر مقدر است بمانم می‌مانم. این گفته درست نیست، زیرا قضا و قدر الهی این است که بشر دارای اختیار و اراده باشد . بتواند خود را از بام پرت کند و بمیرد و یا آن که از راه بام، پله پله به زیر آید و بماند. هر کدام را که انتخاب نماید، همان قضا و قدر و سرنوشت او است. بنا بر این تعیین سرنوشت و مقدرات، به معنای تعیین علت‌ها و اسبابی است که زندگی انسان‌ها را رقم می‌زند . بخشی از اسباب و علت‌ها به وسیله انسان تحقق می‌یابد. ثبت حوادث و وقایع زندگی انسان در لوح محفوظ، به معنای رقم خوردن همه چیز از قبل نیست؛ چنان که تغییر آن به معنای نادرست و غلط بودن آن نیست؛ بلکه خداوند از آن جا که نسبت به همه امور علم قبلی دارد، می داند که بر اساس ضوابط و ساختار علّی و معلولی عالم و بر اساس اختیارات فردی، چه نتیجه ای برای هر فرد رقم می خورد و هر کس چه سرنوشتی را برای خود ترسیم می نماید. در نتیجه، اگر قرار بر حصول تغییری در این امر باشد، باز به دست خود فرد خواهد بود. نکته پایانی: سه معنا از سرنوشت ۱. خدا کارهای انسان ها را خلق می کند(غلط) ۲. خداوند کارهای انسان ها را الزام کرده(غلط) ۳. خداوند کارهای انسان ها را بیان کرده و آنها را نوشته و اعلام داشته است که آنها چه کارهایی در آینده خواهند کرد(صحیح)(خواجه نصیر طوسی) ۴. بدانید که تقدیرات الهی مانند قطرات باران از آسمان به سوی انسان‌ها می‌بارند، و هرکسی بهره‌ای متفاوت کم یا زیاد خواهد داشت. (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۳)
تفکیک آزمون علم و عشق.mp3
زمان: حجم: 29.9M
🔰تفکیک آزمون برای سنجش علم با آزمون برای سنجش عشق همراه با حکمت آزمون ترم قبل در کلاس درس آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت فاطمه الزهرا(س) 🔸️تاریخ: ۷ اسفندماه ۱۴۰۳ 🔸️زمان: ۳۱ دقیقه
4_5924811607061306033.mp3
زمان: حجم: 22.5M
🔰نگاهی نو به روزه و رمضان در کلاس دبیری علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت فاطمه الزهرا(س) تاریخ: ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۳ مدت: ۲۳ دقیقه 🔸در این صوت به صورت گذرا به نکات ذیل اشاره می شود: ۱. مسلمانان یک ماه، روزه نمی گیرند!(۳۰ از ۷۳۰ قسمت سال) ۲. تفاوت روزهای ماه رمضان با روزهای معمولی(۶-۵ ساعت نه ۱۲ ساعت) ۳. استثنا شدن دو گروه از روزه گرفتن(مسافر و بیمار+دوران عادت ماهیانه). اگر فرد بداند یا احتمال عقلایی دهد که روزه برایش ضرر دارد، باید روزه را ترک کند، و در صورت گرفتن روزه، نه‌تنها صحیح نیست، بلکه حرام است. پس گاهی روزه گرفتن گناه است!(اهمیت سلامتی جسم در اسلام) ۴. روزه‌دار می تواند عمدا خود را مسافر کند و روزه نگیرد(تحت شرایطی-->[نیت مسافرت در شب قبل+ طی مسافت ۲۱ کیلومتر+ افطار کردن تا قبل از ظهر]) و همان ۵ ساعت گرسنگی را نیز به زمانی دیگر موکول کند. ۵. روزه مختص به دین اسلام نیست و در ادیان قبل نیز بوده که با ورود تحریفات در ادیان گذشته حذف گردیده است. روزه در ادیان گذشته و صدر اسلام بیش از یک ماه و به صورت شبانه‌روز بود که با نزول آیه ۱۸۷ سوره بقره روزه مختص به روزهای رمضان گردید. ۶. فلسفه روزه، خودکنترلی(تقوا) و سوار شدن بر بدن(نه سواری دادن به بدن) و در اختیار گرفتن امیال نفسانی(نه اینکه انسان در اختیار امیال نفسانی باشد و نه صاحب اختیار و صاحب تصمیم شهوت و غضب باشد) است نه صرفا گرسنگی و تشنگی! ۷. تفکیک روزه صحیح و مقبول. ادامه👇
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۸. برخی از فواید روزه‌داری(افزایش قدرت تحمل و صبر+ مقابله با برده‌داری+ افزایش بهداشت دهان و دندان+ زمینه لازم برای ترک اعتیاد+ افزایش ایمنی بدن) *روزه را نه از آن جهت که علم ثابت کرده بگیریم، بلکه روزه را برای خدا می گیریم تا پاداش آن را نیز از خدا بخواهیم اما اگر حتی خدا نیز دستور به روزه‌داری نمی داد باز هم لازم بود برای عمل به علم روزه بگیریم! *تحقیقات دانشمندان غیر مسلمان که نه از روی تعصب بلکه از روی متد علمی گواه بر خدمت به بشریت و ارتقاء سطح درمانی و بهداشتی انسان هاست. ادامه👇
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۹. پاداش روزه داری مبتنی بر عشق است. روزه دار بیشترین شباهت را به خدا دارد و در رمضان شاهد تشابه شدید عاشق و معشوق هستیم *تفکیک پاداش عاقلانه با پاداش عاشقانه پاداش عاشقانه در خوابیدن، نفس کشیدن و تلاوت قرآن روزه‌دار.(مهمانی عاشقانه و معنوی خدا را در رمضان شاهدیم) *چند نکته پایانی ۱. با دوری از حلال‌های خدا، دوری از حرام‌ها آسانتر می شود(دوری از خوردن و آشامیدن و جماع) ۲. برای آسان شدن روزه می توان همان ۵ ساعت را مشغول فعالیت های سرگرم‌کننده مثل مطالعه و آشپزی و pes و‌ فیلم و مستند و فضای مجازی یا خواب کرد ۳. روزه‌داری چون انتخاب گرسنگی است با گرسنگی روزهای معمولی فرق می کند چون فرد خودش دارد انتخاب می کند و سیستم عصبی او می داند که تا افطار چیزی نمی خورد برای همین فشار زیادی به بدن وارد نمی شود ۴. من گرسنگی را تحمل نمی کنم به جایش گرسنه ای را سیر می کنم!-> وقتی فکر می کنی روزه فقط گرسنگی است!+رمضان مظهر کمک به فقرا(کفاره روزه و زکات فطریه) *در سال۱۴۰۴ حداقل۶۰۰ میلیارد تومان فطریه پرداخت کردند تا به دست فقرا و نیازمندان برسد. آنهایی که روزه خوردند، بفرمایند چقدر به فقرا کمک کردند؟! ۵. روزه‌داری گناهان را ذوب می کند و قدرت تخریب گناهان را به صورت فوق العاده ای دارد ۶‌. آنان که با عذر شرعی یا بدون آن روزه نمی گیرند دو دسته اند:روزه‌خوار با ادب و روزه خوار بی ادب. ملاک ادب،نگه‌داشتن حرمت روزه است که روزه‌خوار(چه با عذر شرعی-مثل عادت ماهیانه یا مسافر و بیمار- چه بدون عذر شرعی) حرمت ماه رمضان را رعایت می کند البته دیگران نیز باید بنا را بر عذر شرعی بدانند نه منفی نگر و قضاوت نابجا نکنند
4_5924811607061306039.mp3
زمان: حجم: 77.7M
🔰برداشت ها و انگاره‌های نادرست از دین در کلاس درس آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان پردیس حضرت فاطمه الزهرا(س) تاریخ: ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۳ مدت: ۱ ساعت و ۲۱ دقیقه مقدمه"فرمول های پاسخ به شبهات"، موضوع " برداشت ها و انگاره های نادرست از دین"(دین چه چیزی را نمی گوید) دانش آموزان و دانشجویان یک انگاره و تصوری از دین دارند که این فهم از دین را از والدین، معلمان، دوستان، فضای مجازی و... دریافت کرده اند. ابتدا باید نگاه کنیم این برداشت ها درست است یا خیر. مثلا برخی افراد گمان می کنند که حرام‌زاده وارد جهنم می شود یا نجاست سگ به معنای جواز سگ‌آزاری در اسلام است که ابتدا باید بیاییم نگاه کنیم آیا نگاه اسلام این است یا این‌ برداشت، تفاله‌هایِ ته‌نشینِ ذهنیِ مسلمانانی است که دینشان را نه با تحقیق بلکه با تقلید اشتباه اخذ کرده اند. ابتدا باید بیاییم و بگوییم که: دین‌داران واقعی چه چیزی را نمی گویند! یکی از مهمترین کارکردهای فهم انگاره ها و برداشت های نادرست از دین آن است که زمانی که دانش آموز شما در مقام استدلال از مقدماتی استفاده می کند که آن مقدمات شامل برداشت های نادرست از دین است شما می توانید به راحتی مقدمه(صغری یا کبری) استدلال او را رد کرده و بگویید دیدگاه دین این نبوده و برداشت نادرست شما از دین این است. با رد مقدمه استدلال، کل استدلال دانش آموز فرو می پاشد! آنچه باید ابتدا نگاه کنیم دین و دینداران واقعی دیدگاهشان چیست و آیا برداشت دیگران با دیدگاه دین در تعارض هست یا نه. برخی از این موضوعات عبارتند از: ادامه در متن بعدی👇
🔻برخی از برداشت های نادرست از دین👇 ۱. معنای زهد(ترک دنیا یا عدم تعلق و دلبستگی به دنیا و بهره کمتر برای بازدهی بیشتر؟) *زهد برای مومنان سطح بالا* ۲. سرنوشت ولد نامشروع(جهنمی یا بستگی به عملکرد او؟) ۳. معنای توکل یا دعا برای رفع مشکلات(بی عملی یا عمل همراه آرامش با سپردن نتیجه آن به خدا؟) فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ(آل عمران ۱۵۹) ۴. شفاعت(پارتی‌بازی یا پاداش عشقِ همراه با تلاش) ۵. نگاه به پول(اسبابی برای شقاوت یا بسته به نوع استفاده و عدم سواری دادن به آن؟) پول و دنیا در مسیر تعالی کمک‌کارم هست یا مانع راهم؟! *فرد سیگار می کشید یا سیگار فرد را می کشد؟!*داستان شیخ بهایی و درویش-(عدم دلبستگی نه عدم استفاده) ۶. خطا و گناه(باعث ارتداد و مهدور الدم و جهنمی شدن یا مجازات به اندازه آن خطا) ۷. خدا لزوما حق الله را می بخشد یا امکان بخشش وجود دارد..(رعایت اصلِ بودن میان خوف و رجا) ۸. آن گناهی که قطعا بخشیده نمی شود شرک است و غیر آن را خدا با توبه می بخشد. *إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ(نساء ۴۸) ۹. زمان توبه(تا تمام عمر یا تا قبل از حتمی شدن مرگ و زمان احتضار و دیدن مرگ با چشم) *علت: توبه در حال اختیار معنا دارد نه اجبار و محتضر دیگر اختیاری ندارد. --وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ * آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (یونس ۹۰ و ۹۱) --وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّىٰ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ (نساء ۱۸) ۱۰. مصداق شهید (تنها کشته‌شدگان جنگ هستند یا انواع و اقسامی دارد و ذو مراتب است) 🔻نکات تکمیلی ۱. توبه گناهان به دو بخش نیازمند جبران و غیر نیازمند به جبران تقسیم می شود که نماز و روزه و حق الناس به جبران نیازمند هستند ولی شراب خواری به جبران نیازمند نیست و با توبه و بازگشت به آغوش خدا، خداوند می بخشد. ۲. تفاوت فقیر با زاهد: فقیر پول ندارد و نمی تواند خوب زندگی کند ولی زاهد پول دارد ولی نمی خواهد خوب زندگی کند. وابستگی ندارد بلکه وارستگی دارد./منظور از حب دنیا همان تعلقاتی است که انسان دارد که به‌خاطر آن‌ها دنیا را هدف قرار می‌دهد و آخرت و کمالات حقیقی را فدای آن می‌کند. اهل بیت زاهد بودند نه فقیر. *فایده زهد؛ دستیابی به حکمت+ از چیزهایی که ما غمگین میشیم غمگین نمی شوند+افزایش قدرت روحی است. زهد را از على(ع) بايد گرفت. مى‌فرمايد: «اَلزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ‌» زهد در دو جملۀ قرآن بيان شده است (زهد، اين خشكه‌ مقدس بازى‌ها نيست، زهد به روح آدمه) آنجا كه در سورۀ حديد مى‌فرمايد: لكيلا تاسَوا على ما فاتكم و لا تَفرحوا بما آتاكم اينكه برسيد به اين مرحله كه اگر دنيايى كه داريد از شما گرفته شد غم‌زده نشويد، غم دنيا شما را نگيرد، و اگر چيزى نداريد، دنيا يك‌مرتبه به شما رو بياورد، شادى زده نشويد. ۳. اگر همه آنان که محبت به امام حسین(ع) دارند در قیامت شفاعت شوند و بهشتی گردند جای تعجبی نیست البته درجه شان در بهشت و همچنین متفاوت بودن احوالشان در برزخ، سر جای خودش است. ۴. در قیامت شفاعت هست یا خیر؟ هم هست و هم نیست! برای عده‌ای بله و برای عده‌ای خیر. برای معاندین خیر و برای مابقی بله.(فرمول جمع میان دو نظریه) --يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ(بقره ۲۵۴) --فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ(مدثر ۴۸) --مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِن بَعْدِ إِذْنِهِ(یونس ۳) --وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى(ضحی ۵) اشاره به مقام محمود یا مقام شفاعت پیامبر ۵. نه خوف بدون امید و نه رجا بدون ترس(حالتی میان خوف و رجا و هر دو با هم) مومنان نه از خشم خداوند ایمن و نه از دریای رحمتش ناامید می گردند. تعادل میان خوف و رجا باعث تکامل و رشد آنها در راه خدا می شود. أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا(اسراء ۵۷) نکته مهم 🌸نحوه تشخیص حلال‌زاده از حرام‌زاده---> اصل بر حلال‌زاده بودن فرد است مگر آنکه خلافش ثابت شود.
سلام وقتتون بخیر طاعات و عبادات تون قبول حق. من یه سوال داشتم خدمتتون؛ اگر کسی نماز نخونه طبق گفته مراجع تقلید حق الله و گناه کبیره است و اون دنیا شخص بخاطر نماز نخوندن باز خواست میشه، چرا باید خدا دوست داشتن و به یاد خودش بودن رو شرطی کنه و وقتی کسی نماز نخونه باز خواست شه؟ مگه نمیگن که خدا به نماز ما نیاز نداره و نماز خوندن برای خودمونه پس چرا باید قیامت بخاطر این کارمون جواب پس بدیم؟
مطالب کلاسی دکتر فاضلی
سلام وقتتون بخیر طاعات و عبادات تون قبول حق. من یه سوال داشتم خدمتتون؛ اگر کسی نماز نخونه طبق گفته م
دو تا سوال پرسیده شد که به صورت مجزا پاسخ داده می شود. ۱) چرا باوجود آنکه نماز خواندن برای خودمان است نه خدا، باید درقبال نماز نخواندن مجازات شویم؟ به صورت کلی حقوق سه بخش می شود. الف) حق الله--> حقوق الهی به گردن انسان مثل نماز و روزه ب) حق الناس--> حقوق مردم به گردن انسان مثلا حق احسان به والدین ج) حق النفس--> حق نفس بر گردن انسان مثلا مراقبت از جسم و عدم آسیب‌رسانی به آن چون خداوند موجودی بی نیاز است و به هیچ چیزی حتی عبادت ما نیازی ندارد؛ رعایت حق الله به خدا سود نمی رساند بلکه سود و منفعتش به انسان می رسد. اما سوال آنکه چرا عدم خواندن نماز مجازات دارد؟ جواب آنکه "نماز جزو حق الله هست نه حق النفس" و منفعتش به نفس می رسد نه الله. یعنی نه آنکه نماز نخواندن باعث زیر پا گذاشتن حق النفس است که بگویم به کسی ضرر نرساندم یا سودی به خود نرساندم پس چرا مجازات شوم بلکه نماز نخواندن باعث زیر پا گذاشتن حق الله است که انسان حق بندگی خدا را دارد رعایت نمی کند و از این منظر است که مجازات برای او تعریف می شود نه از آن منظر که چون به خود سود نمی رساند پس مجازات می شود! همانگونه که حق پدری و مادری، باعث تکلیف برای فرزند می شود همانگونه نیز حق خدایی باعث تکلیف بندگی برای انسان می شود. به این مثال توجه کنید. آیا رعایت قوانین و مقررات راهنما و رانندگی برای پلیس سودی می رساند؟ خیر. اما آیا عدم رعایت آن جریمه ندارد؟! قطعا جریمه دارد. جریمه در رانندگی نه از آن جهت است که چون به خود دارد سود نمی رساند یا دارد ضرر می رساند پس جریمه می شود بلکه از آن جهت است که چون ۱. به قوانین و مقررات راهنما و رانندگی بی توجهی می کند و همچنین ۲. حقوق شهروندی را دارد رعایت نمی کند و سایر شهروندان را در خطر قرار می دهد پس جریمه می شود اما سوال دوم اینکه ۲) چرا حرف زدن با خدا جایگزین نماز نمی شود؟ اولا نمازهای یومیه نهایتا یک ربع زمان می برد، شخص این یک ربع را مطابق دستور خدا نماز بخواند و مابقی ایام روز را هرطور می خواهد با خدا حرف بزند.(دقت داشته باشید که اساسا چنین فردی نمی خواهد عبادت کند و برای فرار از نماز، خود را آویزان حرف زدن با خدا می کند.) ثانیا باید میان "عابد" و "عبد" تفکیک قائل شد. عابد کسی است که مطابق دل خود، خدا را عبادت می کند ولی عبد کسی است که مطابق دستور خدا، او را عبادت می کند. خداوند دنبال عبادت عابد نیست، بلکه عبادت عبد، ارزشمند است. برای مثال شیطان ۶هزار سال خدا را عبادت کرده بود و یکی از مقربان درگاه الهی شده بود. وقتی خداوند متعال، انسان را خلق کرد، به فرشتگان و شیطان گفت که بر او سجده کنند اما شیطان از دستور خدا نافرمانی کرد و از درگاه خدا طرد شد. یعنی چه؟ یعنی شیطان برای عبادت خدا مشکلی نداشت و هرچه لازم باشد هم برای خدا سجده می کرد(عابد) اما انجام دستور الهی مبنی بر سجده بر آدم را نمی پذیرد چون "دلش نمی خواهد" و سجده نمی کند. یعنی شیطان مطابق با دلش خدا را عبادت می کرد نه مطابق با دستور خدا! یک مثال ملموس‌تر دانش‌آموزِ کنکوری را در نظر بگیرید که پدر و مادرش اصرار دارند که کتب درسی‌اش را مطالعه کند تا در کنکور موفق باشد اما دانش آموز به کتابخانه رفته و به جای مطالعه کتب درسی، کتب غیر درسی و غیر مرتبط با کنکور را مطالعه می کند. دانش‌آموز دارد مطالعه می کند اما نه مطابق با دستور والدین بلکه مطابق با دل خودش! پس شرط عبودیت، بندگیِ مطابق با دستور خداست نه بندگیِ مطابق با دل خودم که بگویم به جای نماز خواندن می آیم با خدا حرف می زنم!