هدایت شده از یازهراس
✍خاطرات شهدا از عفاف و حجاب وغیرت وحیا
شهید و شنا کردن دختران
https://eitaa.com/fatemi48/7
ماجرای تغییر تیپ ابراهیم هادی
https://eitaa.com/fatemi48/300
شهید زین الدین و بدحجابی
https://eitaa.com/fatemi48/412
بدحجابهابدهکارند
https://eitaa.com/fatemi48/411
حساب حساب و کاکا برادر
https://eitaa.com/fatemi48/421
کاوه:فروشی نیست
https://eitaa.com/fatemi48/420
وصیت شهید بابایی
https://eitaa.com/fatemi48/419
حجابش مایه ازدواجش شد
https://eitaa.com/fatemi48/418
ماه را ببین
https://eitaa.com/fatemi48/417
گلدسته عفاف
https://eitaa.com/fatemi48/416
سرباز فراری
https://eitaa.com/fatemi48/415
مقنعه هدیه ای
https://eitaa.com/fatemi48/414
نگاه و گناه
https://eitaa.com/fatemi48/413
سلام .
من دو روزی بود میرفتم بازار فردوسی ...تا جایی که تونستم تذکر دادم برای حجاب ...به نگهبانها گفتم که رسیدگی کنند به این وضع ...
اما خیلی از فروشنده ها کشف حجاب بودن ...خیلی زیاد بودند ...منم به بهانه ی اینکه میخوام دوباره به مغازشون بیام برای خرید ازشون کارت مغازه میگرفتم .....
بعد رفتم پیش نگهبان ..بهشون گفتم تمام این مغازه ها کشف حجاب داشتن ...لطفا رسیدگی کنید ...نگهبانه 😳😳😳اینجوری شده بود نزدیک ده تا مغازه فقط تو یک طبقه ی بازار فردوسی کشف حجاب بودند ....بعد به تک تکشون تماس گرفت و تذکر دادند
لطفاً نشر دهید تا تلنگری برای آموزش پرورش و الگوسازی بچه ها باشد🙏🌷
16.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥇😭ملتی که با قهرمانان ملی خود بیگانه است!!!
➖این آموزش و پرورش پس چی یاد این بچه ها میده؟!؟
@isRael666
❁ـ﷽ـ❁
سلام✋
🧕گاهی اوقات وقتی میبینم با جمعی روبرو هستم که مدت زیادی با آنها معاشرت میکنم، برای *امر به معروف* صریح و فوری وارد نمیشوم. ⚠️
⚡️در یک ترم یک ماهه برای کلاس *شنای پسرم🏊* ثبت نام کرده بودم. وقتی وارد راهروی انتظار شدم. دیدم تعداد زیادی از مادران یا کاملا بدون حجاب هستن یا حجاب نامناسبی دارن. یعنی عملا من و دو خانم دیگه کاملا محجبه بودیم که یکی از همان محجبهها در طرفداری از خانمهای مکشفه صحبت میکرد!!!
🤲 بین خودم و خدا خلوت کردم و گفتم: خدایا من میخوام روی این جمع اثر بذارم *بهخاطر تو*
تو به فکرم بنداز چه کنم و به کلامم *اثر و نفوذ* بده و تاثیرش روی این خانمها رو خودت بهعهده بگیر!
🧕در اولین برخورد خیلی *با روی گشاده* و سلام و احوالپرسی وارد شدم. در میان جمع، کسی را که حس کردم نسبت به بقیه کمتر گارد دارد رو به بهانه معرفی یک صفحه اینستاگرام دنبال کردم و ایشان هم صفحه مرا دنبال کردن. که همیشه در صفحه خودم، استوریهای *تبیینی و روشنگری* درباره حجاب و ... میگذارم.
🔺با خودم گفتم این گام اول.👌
*✅ در آن روز فقط سعی کردم روحیات و علایق خانمهای حاضر را کشف کنم.💪*
👩🎤یکی از خانمها خیلی علاقهمند به همسرش بود و به بقیه هم توصیه به همسرداری میکرد. وقتی در لابلای صحبتهایش گفت: «همسرم اوایل به من بابت *مانتو جلوباز کوتاه* گیر میداد ولی الان برایش عادی شده »،
🧕گفتم: «مردها جنس احساسات و نگاه مردها را بهتر درک میکنن و اگر چیزی میگن از روی محبت و علاقه به همسرشان هست»
👩🎤اون خانم دیگه در *تبلیغ بیحجابی* صحبتی نکرد.👌
🧑🎤سری بعد یکی از مادرها با افتخار از *عملهای زیبایی* که کرده بود و به قول خودش از قرتی بودنش تعریف میکرد.
🧕من در برابر این خانم شروع کردم از انواع روشهای رسیدگی به *پوست و مو* که خودم انجام میدادم، گفتم و مکملهای تغذیهای و تغذیه سالم برای حفظ جوانی و شادابی پوست و روشهای حفظ تناسب اندام و...
✅ کار به جایی رسید که به پیشنهاد یکی از خانمها *یک گروه* در فضای مجازی تشکیل دادن، تا من این موارد را آنجا مطرح کنم تا استفاده کنن.🤗
(این کار را با این هدف انجام دادم که بدانن *خانمهای محجبه* به طور کامل برای زیبایی و اندام خودشان وقت میگذارن ولی آن را برای *نامحرم* به نمایش نمیگذارن).
🧕سعی کردم در هر بار ملاقات با این جمع، از روسری و کیف همرنگ و هربار رنگهای متفاوت استفاده کنم تا نشان دهم *شیک پوشی* یک خانم محجبه در عین *حفظ حجاب* ممکن است.
✅ در این مدت از این جمع فقط دو نفر مانده بودن که گاهی روسریشان میافتاد و اهمیت نمیدادن و بقیه دیگر کشف حجاب نمیکردن. 😊
*📌پ.ن:* البته باید این نکته رو بگم که هدفم در استفاده از کیف و روسری همرنگ، تأیید حجاب استایلها نبود. کما این که در بسیاری از موارد در زندگی شخصی، در محل کار و ... سعی میکنم از روسری و کیف رنگ تیره و ساده استفاده کنم، تا جلب توجه کمتری باشه. حتی در همین مورد هم از روسریهای خیلی روشن و رنگهای تحریک کننده مثل قرمز و زرد و ... استفاده نمیکردم. صرفا روسری و کیف تک رنگ ساده، منتها هماهنگ با هم انتخاب میکردم.
❎ متأسفانه بعضی خانمها به نام شیکپوشی اسیر دام حجاب استایلها میشن و بیشتر ایجاد جذابیت برای نامحرم میکنن.
✍ ادامه دارد...
#انتقال_تجربه
#جهاد_تبیین
*ble.ir/dostaneha1401_08*
ارسالی
رفته بودم ی بیمارستان معروف دولتی در تهران
وضع حجاب هم قابل بیان نبود.
رفتم سراغ حراست بیمارستان
آقایی که مسئول حراست بود تسبیح در دست نشسته بود و ذکر میگفت😱😱
گفتم آقای محترم نشستی ذکر میگی
الان باید توی بیمارستان بگردی و تذکر بدی
گفت ما تذکر میدیم
گفتم من که نمیبینم
به آقا گفتم الان بلند شو
با من بیا و تذکر بده تا ببینم
ایشون گفت آخه به ما گفتن نباید به مریضها استرس بدین چون باعث میشه روند بهبود بیماریشون کند میشه 😂😂
من و جر و بحث زیاد کردم
به نتیجه آیی نرسید
رفتم و خودم به بیمارها تذکر دادم.
منو توبیخ کردن که حق نداری در محدوده کاری ما تذکر بدی
نشستم و حرص میخوردم.
تا اینکه ی خانم اومد با ی کت کوتاه و شلواری که دقیقا زیر زانو بود (شلوار نبود شلوارک بود😭)و موهای صورتی😳
سریع رفتم مسئول حراست رو کشوندم گفتم به این خانم تذکر بده.
تا آقا به خانم مریض تذکر داد
خانم هم سریع از توی کیفش شال حریرش رو درآورد و سر کرد
به الله قسم تذکر اثر داره
تو مترو،
تو ازدحام و شلوغی،
سه تا دختر خانم،
کشف حجاب لابه لای
خانم ها ایستاده بودند،
اُپراتور قطار هم هر چند دقیقه
به صدا می اومد و میگفت :
لطفاً حجاب اسلامی را رعایت بفرمایید. 😳
یه خانم چادری، مُسن، رو کرد به دختران،
با لحن تندی گفت:
اگر حجاب نمیکنید
گم بشین برین پایین،
اون دخترا،
خیلیییییییییییییی ناراحت شدند،
اومدن چیزی بگن
سریع با لبخند گفتم :
حاج خانوم الان این دخترانِ خوشگل، چون لابه لای ما خانم ها که شلوغ هست و دیده نمیشن،
سرشون و لخت کردن، که سرشون هوا بخوره😉
وگرنه هم شال و روسری دارن. هم
در شأن خودشون نمی بینند،
که کسی بخواد
زیبایی هاشون و ببینه.
یکی از دخترها گفت :
اینها میزارن، آدم به حال خودش باشه،
دوباره با لبخند گفتم:
خواهر مهربونم،
این حاج خانم هم جای مادرمون هستند،
شال تون و بپوشید
که ایشون هم حرص نخورند، گناه دارند.
آخه ایشون شما رو دوست دارند، و برای خودتون میگن،
یکی از دختران گفت به احترام شما،
شال شو از تو کیفش در آورد و پوشید،
منم یه برگه ی مطلبِ محبت آمیز که داشتم.
از تو کیفم در آوردم و به همون دختر که حجاب کرد
دادم.
همینطوری که تشکر می کرد
رو به دوتا دوست دیگه اش با اشاره،
امر به حجاب کرد،. و اون دو تا هم
شال شون و از تو کیف شون در آوردند و پوشیدند.
در اون لحظات، مدام اپراتور
میگفت حجاب اسلامی رو رعایت کنید،
با لبخند،
رو به اون خانم مسن کردم و گفتم
چون مدیون خون شهدا مون هستیم، اپراتور هم دست بردار نیست.😊
و کمی با دختران اول در مورد
درس و دانشگاه شون وارد بحث شدم.
بعد هم کمی از حجاب براشون گفتم،
و از یکی شون،
شماره گرفتم.
و در نهایت،
دوستانه از هم جدا شدیم. 🌷
هدایت شده از صدویک مدیا | حسین حیدری
49.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کرامت عجیب یک شهید در میبد یزد
🔹شهیدی که در خواب در دستان مادرش تربت گذاشت و بعد از بیداری تربت در دستان مادر شهید بود.
🩸شهید احمد غفوری پور
👌این ۱۰ دقیقه می تونه برای اونایی که تو دلشون شک و شبهه هست اثربخش باشه
به عشق شهدا منتشر کنید
🟡 تولید شده در مجموعه صدویکمدیا
#صدویک_مدیا #حسین_حیدری #شهید
تو هـم بیـا تــو جمــع مــا👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3114139840Cb21d4ee141
هدایت شده از جملات آموزشی امر بمعروف
ارسالی
رفته بودم ی بیمارستان معروف دولتی در تهران
وضع حجاب هم قابل بیان نبود.
رفتم سراغ حراست بیمارستان
آقایی که مسئول حراست بود تسبیح در دست نشسته بود و ذکر میگفت😱😱
گفتم آقای محترم نشستی ذکر میگی
الان باید توی بیمارستان بگردی و تذکر بدی
گفت ما تذکر میدیم
گفتم من که نمیبینم
به آقا گفتم الان بلند شو
با من بیا و تذکر بده تا ببینم
ایشون گفت آخه به ما گفتن نباید به مریضها استرس بدین چون باعث میشه روند بهبود بیماریشون کند میشه 😂😂
من و جر و بحث زیاد کردم
به نتیجه آیی نرسید
رفتم و خودم به بیمارها تذکر دادم.
منو توبیخ کردن که حق نداری در محدوده کاری ما تذکر بدی
نشستم و حرص میخوردم.
تا اینکه ی خانم اومد با ی کت کوتاه و شلواری که دقیقا زیر زانو بود (شلوار نبود شلوارک بود😭)و موهای صورتی😳
سریع رفتم مسئول حراست رو کشوندم گفتم به این خانم تذکر بده.
تا آقا به خانم مریض تذکر داد
خانم هم سریع از توی کیفش شال حریرش رو درآورد و سر کرد
به الله قسم تذکر اثر داره
سلام
امروز رفتم خرید
خانم فروشنده بی روسری بود
بهش گفتم میشه دوستانه بهم ی روش یاد بدی که به خانمهایی مثل شما تذکر بدم
که بهشون برنخوره😊
اونم گفت من مشکلم اقتصاده
منم گفتم الان با اینکار اقتصاد خوب نشد
خانمه قبول کرد
بهش گفتم دوستانه بهت میگم با بدحجابی زنها زندگی خیلی ها بهم میریزه.
اونم گفت اگه شوهرت دوستت داشته باشه چیزی نمیشه
بهش گفتم خب موهای شما خیلی زیباست
خیلی از زنها اینجور مویی ندارن
الان چیکار کنن؟
یهو همسرم وارد شد و خانومه ناخودآگاه روسری رو سر کرد
منم ازش ایشون بخاطر احترامی که به زندگی من گذاشت خیییییلی تشکر کردم
قرار گذاشتم ی بار برم مغازش و بیشتر باهم حرف بزنیم