eitaa logo
ابر کانال کمیته پیگیری حقوق بازنشستگان کشور (شاهی) ۰۹۱۸۶۷۲۳۰۴۳ +989189682958
16.2هزار دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
10.1هزار ویدیو
207 فایل
این کانال صرفا در پیگیر منصفانه و با اخلاق در تحقق حقوق مغفول مانده بازنشستگان کشوری و لشگری است . تخریب و بی اخلاقی ممنوع فرج الله شاهی فعال صنفی و سیاسی عضو شورای مرکزی حزب سبز کشور
مشاهده در ایتا
دانلود
منابع عبری: گزارش‌هایی وجود دارد که دیروز ایران یک موشک بالستیک را از اصفهان به سمت تنگه هرمز (با فاصله ۸۰۰ کیلومتر) شلیک کرده است. اگر تأیید شود که آنها موفق شده‌اند با موشک بالستیک ضد کشتی از فاصله ۸۰۰ کیلومتر به یک کشتی اصابت کنند، این اولین حمله از این نوع در تاریخ خواهد بود! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی ♧ فعال صنفی وسیاسی بزن رو( لینک) بعد بزن رو کلمه (پیوستن) خیر مقدم به شما https://eitaa.com/httpshah 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🔴سکوهای بومی را تقویت کنید؛ معیشت میلیون‌ها نفر به سکوها گره خورده است 🔹۱۰۰ کسب و کار و برند داخلی در نامه ای به رئیس جمهور و دولت خواستار تقویت سکوهای بومی شدند. 🚨ولی جریان نفوذ و اصلاح طلبان اجازه این کار را نمی دهند و دنبال اینترنت آمریکا(بین الملل!) و پلتفرم های صهیونیستی اینستاگرام واتساب وتلگرام و... هستند. درحالیکه ظرفیت داخلی کاملا قادر به چنین انقلابی است. 🔻ابرقدرت هایی مانند چین و روسیه عاقلانه اینترنت ملی و پلتفرم های لازم بومی را ایجاد کردند، زیرا هیچ ابرقدرتی در مهمترین مسئله یعنی اینترنت زیر بلیط دشمنش نمی رود. 🔻ادغام وزارت ارتباطات با وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در یک سازمان زیر نظر سپاه لازمه تداوم ابرقدرتی ایران بعد از جنگ خواهد بود. ما برای تداوم ابرقدرتی نیازمند یک دولت انقلابی کاربلد و متعهد هستیم. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی ♧ فعال صنفی وسیاسی بزن رو( لینک) بعد بزن رو کلمه (پیوستن) خیر مقدم به شما https://eitaa.com/httpshah 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🔴 عباس عراقچی، برای گفتگو با همتای چینی خود وارد پکن شد. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی ♧ فعال صنفی وسیاسی بزن رو( لینک) بعد بزن رو کلمه (پیوستن) خیر مقدم به شما https://eitaa.com/httpshah 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قربانی کردن در مراسم فوت یکی از خان های ایل بختیاری 🏴🏴🏴🏴🏴🏴☝️
سوم، مردمی که در صحنه حضور دارند و مطالباتشان بر پایه مقاومت، ایستادگی و عدم تسلیم در برابر زور است؛ همان شعار «هیهات من الذله» که نشان‌دهنده عدم بیعت با یزیدیان زمان است. عنصر چهارم و بسیار مهم، تنگه هرمز است که قدرت بازدارندگی آن بالاتر از سلاح اتمی ارزیابی می‌شود. تنگه هرمز اکنون حکم «تنگه احد» را در صدر اسلام دارد؛ اکنون تنگه هرمز حکم همان تنگه احد را دارد؛ اگر با هر ترفندی آن را رها کنیم، قطعا در آینده ضربات سنگینی خواهیم خورد. تدبیر فرمانده معظم کل قوا مبنی بر انسداد تنگه، تمام استراتژی‌های آمریکا را با مشکل مواجه کرد. آن‌ها بر اساس تئوری‌های خود عمل می‌کنند، در حالی که امام شهید بارها بر دشمن‌شناسی تاکید داشتند. یکی از روش‌های دشمن‌شناسی، تحلیل شیوه‌های عملکرد آن‌هاست. برای نمونه، برژینسکی در دوران جنگ سرد معتقد بود رئیس‌جمهور آمریکا باید «مرد دیوانه» باشد؛ یعنی غیرقابل پیش‌بینی و محاسبه‌ناپذیر رفتار کند تا هر کاری از او برآید؛ رفتاری که اکنون ترامپ در پیش گرفته است. تئوری دوم آن‌ها متعلق به روزولت است؛ اینکه آمریکا باید همیشه چماقی آهنین بر سر دوستان و دشمنان داشته باشد و با تهدید برخورد کند؛ مشابه همان تهدیدهای توخالی که ادعا می‌کنند ایران را به عصر حجر برمی‌گردانند. سومین راهبرد، استفاده از مدل «مانگرو» در نیروی نظامی است. آن‌ها می‌گویند برای پرهیز از برخورد سخت، باید مانند درخت مانگرو عمل کرد؛ درختی که تنه واحد ندارد بلکه با شاخه‌های پیرامونی‌اش باعث سست شدن و تضعیف میدان اطراف می‌شود. قصد دارند در ایران با تهدیدات تروریستی، اقتصادی، ایجاد شورش و ناامنی، حاکمیت را تضعیف کنند تا از درون سقوط کند؛ پروژه‌ای که بارها تست شده اما موفق نبوده است. مسئله چهارم نیز تئوری «پنج حلقه واردن» است که در کوزوو و عراق استفاده کردند. طبق این نظریه، اگر مرکزیت و رهبری هدف قرار گیرد، سایر ساختارهای نظامی، حاکمیتی و اجتماعی فرو می‌ریزد. این را هم با به شهادت رساندن امام ما آزمایش کردند، اما تنها دو ساعت بعد، نیروهای مسلح پاسخ کوبنده‌ای دادند و این طرح نیز شکست خورد. به نظر می‌رسد ترامپ در بن‌بستی گرفتار شده که برای رهایی از آن، راهی جز همان سه راهکار ذکر شده ندارد. در حال حاضر شرایط جنگ در دریا چگونه است؟ با توجه به نبردهای اخیر، آیا همچنان دست برتر با ایران است؟ ادعای دولت آمریکا مبنی بر تسلط کامل نیروی دریایی این کشور بر تحرکات ایران چه مبنایی دارد؟ ‌ما دو هزار کیلومتر مرز آبی در خلیج فارس و دریای عمان داریم که هر وجب آن تله‌ای برای آمریکایی‌هاست و خودشان نیز به این موضوع واقفند. ما مین‌هایی در اعماق زمین کاشته‌ایم که با هوش مصنوعی و کنترل رادیویی کار می‌کنند و علیه زیردریایی و کشتی فعال می‌شوند. این تجهیزات در بستر دریا مستقر شده‌اند و هیچ مین‌روبی قادر به شناسایی آن‌ها نیست؛ برخلاف مین‌های شناور یا غوطه‌ور که قابل کشف هستند. علاوه بر این، توانمندی زیردریایی‌ها، اژدرها و انواع موشک‌های ساحل به دریا، دریا به دریا و هوا به دریا را در اختیار داریم که هنوز بسیاری از آن‌ها وارد عملیات نشده‌اند. ورود آمریکایی‌ها به این منطقه به معنای گرفتار شدن در دامی است که هر لحظه حادثه‌ای برایشان رقم می‌زند. نافرمانی‌های نظامی در ارتش آمریکا نشان می‌دهد که کهنه سربازان آن‌ها فهمیده‌اند این تله، بسیار بدتر از ویتنام خواهد بود. حملات احتمالی آن‌ها به جزایر یا بنادر ما ممکن است عملیاتی ایذایی باشد، اما پایداری نخواهد داشت. ریسک عملیات دریایی برای دشمن بسیار بالاست و ورود آن‌ها به این دام، تلفات سنگینی به همراه خواهد داشت. شکست ترامپ در تنگه هرمز به معنای پایان قطعی هژمونی آمریکا در منطقه است. در آن صورت، پایگاه‌های دریایی آمریکا جمع‌آوری خواهد شد، کشورهای عربی دیگر اعتباری برای آن‌ها قائل نمی‌شوند و جهان نیز حاضر به همراهی با طرح‌های ترامپ نخواهد بود؛ اتفاقی که به احتمال قوی منجر به فروپاشی دومینویی ایالات متحده آمریکا می‌شود. شاهد بودیم که تقابل با رژیم صهیونیستی و آمریکا، طبق پیش‌بینی رهبری شهید مبنی بر منطقه‌ای شدن جنگ، به وقوع پیوست اکنون چگونه می‌توانیم این «میوه سیاسی» را که در جنگ رمضان و به واسطه جایگاه نظامی-دفاعی ایران در منطقه به دست آمده، در عرصه دیپلماسی به یک بازدارندگی موثر تبدیل کنیم؟ چقدر احتمال دارد که به جای شلیک موشک، از ابزار تحمیل اراده سیاسی استفاده کنیم؟ ‌پنج دستاورد مهم در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه اخیر، ثمره ۴۷ سال مقاومت انقلاب اسلامی و تلاش‌های امامین انقلاب است که اکنون نتایج خود را نشان می‌دهد. نخستین دستاورد این است که اگرچه در زمینه صادرات نفت با چالش مواجه شدیم و دنیا نیز صدمات سنگین اقتصادی دید، اما فرصتی برای تحقق مطالبات دیرین انقلاب فراهم شد.
این فعال سیاسی در تحلیلی جامع از ابعاد جنگ رمضان و دکترین دفاعی ایران، ضمن تبیین تله راهبردی خلیج فارس برای ارتش آمریکا، از گذار ایران به دوران بازدارندگی پایدار خبر داد. وی معتقد است وحدت بی‌سابقه ارکان نظام و جبهه مقاومت، نه تنها طرح‌های تجزیه‌طلبانه و فشار حداکثری واشنگتن را با شکست مواجه کرده، بلکه مقدمات خروج کامل نیروهای بیگانه از غرب آسیا را فراهم آورده است. گروه سیاسی ایسکانیوز، حسین کنعانی‌مقدم، از پیشگامان باسابقه میدان مبارزه که کارنامه فعالیت‌هایش از سال‌های پیش از انقلاب اسلامی آغاز شده و با تجربه حضور در هشت سال دفاع مقدس و فعالیت‌های سیاسی صیقل خورده است، امروز با نگاهی جامع به تحولات بین‌المللی و سیاسی می‌نگرد. وی با توجه به شرایط حساس کنونی و دست برتر ایران در جنگ چهل‌روزه معتقد است که ایران نه تنها در حوزه نظامی به بازدارندگی مطلق رسیده بلکه اکنون زمان آن است که این اقتدار را در سفره مردم و مدیریت هوشمندانه منطقه به رخ بکشد. در این گفت‌وگوی تفصیلی، وی با گریزی به تئوری‌های استراتژیک بین‌المللی و بازخوانی میراث امام شهید، تبیین می‌کند که چرا نبرد اخیر، نقطه پایانی بر هژمونی ایالات متحده در منطقه و آغاز عصر جدیدی از اقتدار ملی ایران در نظم نوین جهانی است. از وضعیت جنگ چه خبری دارید؟ شرایط بسیار حساس است و هر لحظه امکان وقوع حوادث جدید وجود دارد. به نظر می‌رسد به نقطه عطفی در جنگ رسیده‌ایم؛ نبردی که میان ایران اسلامی، رژیم صهیونیستی و آمریکا در حال رقم خوردن است. در حال حاضر سنگینی جنگ بیشتر در دریا احساس می‌شود. بر اساس تدابیر مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده کل قوا، تنگه هرمز باید در کنترل کامل نیروهای مسلح باشد و خوشبختانه رفتارها بر همین اساس تنظیم شده است. تهدیدهای آمریکا و تلاش این کشور برای آزادسازی کشتی‌ها از محاصره، تا این لحظه با شکست مواجه شده است. دشمن به دنبال این بود که از بحران علیه بحران استفاده کند، اما خود در باتلاق گرفتار شد. ما بر اساس راهبرد «محاصره علیه محاصره» ورود پیدا کردیم و عملاً تاکتیک آمریکایی‌ها به خودشان بازگشت. اکنون سیاست‌های آمریکا، دنیا را بر علیه این کشور بسیج کرده است. بحران انرژی جدی است و احتمال درگیری نظامی و برخورد سخت در خلیج فارس وجود دارد. آمریکایی‌ها سه راه حل بیشتر ندارند؛ یا به یک عملیات محدود تحت عنوان نبرد نهایی دست بزنند که می‌دانند با شکست مواجه می‌شوند و نیروهایشان در خلیج فارس غرق خواهند شد، چرا که نیروی دریایی ما قدرت بازدارندگی بالایی دارد. یا اینکه به شکست اعتراف کرده و مانند گذشته اعلام کنند هر کشوری نفت می‌خواهد خودش برای بازگشایی تنگه اقدام کند و عقب نشینی کنند. راه سوم نیز حالتی ترکیبی از فشار از طریق شورای امنیت سازمان ملل است تا با قطعنامه‌ای مشابه ۵۹۸، ایران را ملزم به پذیرش درخواست‌هایی کنند. پیش‌بینی می‌شود آمریکایی‌ها با نیرویی که به منطقه آورده‌اند دست خالی بازنگردند و احتمال دارد با کمک پاکستان به افغانستان حمله کنند تا با سرنگونی طالبان، دوباره آنجا مستقر شوند. آن‌ها چون روی دریا آسیب‌پذیری بالایی دارند، تلاش می‌کنند پروژه فاز دو را در افغانستان دنبال کنند تا تهدیدات را از مرزهای شرقی ما آغاز کنند. در شرایطی هستیم که مهلت قانونی تعیین شده به پایان رسیده و حالتی میان جنگ و صلح یا بلاتکلیفی حاکم است. طرح‌هایی میان ایران و آمریکا با وساطت پاکستان رد و بدل می‌شود. اعلام شده ایران ضرب‌الاجل یک ماهه‌ای مشخص کرده تا تکلیف مشخص شود. با توجه به اینکه آتش بس مورد قبول نیست و فشارهای دیپلماتیک و تهدیدات دریایی و محاصره پابرجا است، اگر این وضعیت ادامه یابد شرایط به چه صورت خواهد بود؟ در قانون اساسی طبق اصل ۱۱۰، تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح بر عهده رهبری است. ایشان نیز بر اساس ابزارهای در اختیار مانند شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، فرماندهان نیروهای مسلح و قرارگاه‌های خاتم‌الانبیا، سیاست‌ها را ابلاغ و تعیین تکلیف می‌کنند. بنابراین نباید نگران بحث جنگ و صلح بود. مسئله اصلی این است که شرایط «نه جنگ و نه صلح» چندان مناسب نیست؛ چرا که بلاتکلیفی و شناور نگه داشتن شرایط، تصمیم‌گیری برای دوران پس از جنگ را دشوار می‌کند. ما باید بدانیم که آیا این یک صلح پایدار است یا دشمن قصد دارد پس از بازسازی خود، دوباره تهدیدی انجام دهد. در روش‌های دیپلماتیک کنونی، علاوه بر تضامین بین‌المللی، بر پایدار بودن صلح تاکید می‌شود. پیش از این در جنگ‌های کوتاه‌مدت، دو عنصر «دیپلماسی» و «میدان» تعیین‌کننده بودند، اما در این دوره چهار عنصر نقش کلیدی دارند: نخست، دیپلماسی مقاومتی به جای دیپلماسی التماسی. دوم، میدان که در آن برتری با ماست و دشمن ناچار به اعلام آتش بس شده است. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 شاهی ♧ فعال صنفی وسیاسی https://eitaa.com/httpshah 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
همواره تاکید بر این بود که وابستگی بودجه به نفت کاهش یابد، اقتصاد از حالت تک‌محصولی خارج شود و به جای خام‌فروشی، به سمت صنایع بالادستی و پتروشیمی حرکت کنیم. با وجود تلاش دولت‌های پیشین، همچنان وابستگی بالایی وجود داشت؛ اما اتفاقات اخیر باعث شد عملاً به سمت «ملی شدن واقعی نفت» حرکت کنیم. اکنون دست کارتل‌ها و کسانی که منابع ملت را به یغما می‌بردند، کوتاه شده است. ‌ دومین دستاورد، وحدت و انسجام ملی است. دشمن سال‌ها برای ایجاد تفرقه تلاش کرد، اما در شرایط کنونی، مردم اختلافات را کنار گذاشته و اولویت خود را ایران و انقلاب قرار دادند. دستاورد سوم، رسیدن به قدرت بازدارندگی نظامی است؛ به گونه‌ای که دنیا مشاهده کرد نیروهای مسلح ما در برابر دو قدرت اتمی یعنی رژیم صهیونیستی و آمریکا ایستادند و آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی کردند. این اقتدار، دست برتر ما را در معادلات بین‌المللی و چانه‌زنی‌ها تضمین می‌کند. در این میان، نقش دیپلماسی تبدیل دستاوردهای میدانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به معادلات سیاسی بین‌المللی است تا قدرت چانه‌زنی و امنیت ملی ارتقا یابد. دیپلماسی کارآمد، دیپلماسی است که منافع ملی را حفظ کند، نه «دیپلماسی التماسی» که با دادن امتیاز، مورد استهزای دشمن قرار گیرد. اکنون سرداران میدان دیپلماسی با رویکرد «دیپلماسی مقاومتی» وارد عرصه شده‌اند که جایگاه ایران را در نظم جدید بین‌المللی چند رتبه ارتقا داده است. همکاری‌های ما در پیمان‌هایی نظیر شانگهای، اوراسیا و بریکس زمانی اثرگذار خواهد بود که از موضع قدرت و اقتدار عمل کنیم. دیپلماسی فعلی وظیفه دارد آنچه را در میدان به دست آمده، در صحنه بین‌الملل تثبیت کند. وحدت کلمه؛ رمز پیروزی در جنگ ترکیبی چهل‌روزه با توجه به موارد ذکر شده، دکترین قدرت ایران در «جنگ رمضان» چه تفاوتی با سایر مقاطع تاریخی مانند دوران کودتای مصدق، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و جنگ ۱۲ روزه دارد؟ ‌با پیروزی انقلاب اسلامی، ورق جدید و زرینی در تاریخ ایران گشوده شد که محور آن مقابله با استکبار، استعمار و استبداد بود. حرکت حضرت امام (ره) ابعاد چندگانه‌ای داشت؛ ایشان همزمان ضد استبداد پهلوی، ضد استعمار، ضد استثمار، ضد صهیونیسم و ضد استکبار بودند. برخلاف بسیاری از انقلاب‌های دنیا که تک‌بعدی بودند (مانند انقلاب شوروی علیه بورژوازی یا انقلاب فرانسه علیه فئودالیسم)، انقلاب اسلامی ایران کامل‌ترین ابعاد را داشته و همچنان بر همان پایه حرکت می‌کند. مبارزه با صهیونیسم به عنوان غده‌ای سرطانی که منطقه را به آشوب می‌کشد، از سال ۱۳۴۲ توسط امام مطرح شد. همچنین مرزبندی با آمریکا به عنوان نماد استکبار و انگلیس به عنوان نماد استعمار همچنان حفظ شده است. این روند از دوران مشروطه و مقابله با اقدامات خصمانه آمریکا و انگلیس در عملیات آژاکس علیه دولت ملی مصدق تا به امروز ادامه داشته است؛ دشمنی‌ها پابرجا مانده و تنها شیوه‌ها تغییر کرده است. اکنون وارد عرصه «جنگ ترکیبی» یا هیبریدی شده‌ایم که شامل ابعاد تروریستی، اقتصادی، سایبری، روانی، اطلاعاتی و نظامی است؛ همراه با تلاش برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران. تمایز این جنگ چهل‌روزه با دوران دفاع مقدس، جنگ دوازده‌روزه یا وقایعی مانند کودتای نوژه و واقعه طبس، در یکپارچگی بی‌سابقه تمام ارکان نظام است. ایستادگی متحدانه مردم، دولت، حاکمیت، نیروهای مسلح و جبهه مقاومت شامل یمن، حزب‌الله لبنان و حشدالشعبی عراق، در کنار همراهی نخبگان، مراجع دینی و احزاب سیاسی، پیروزی بزرگی را رقم زد. این وحدت نظر برای حضور همگانی در میدان دفاع، پدیده‌ای منحصربه‌فرد است. آیا رسیدن به بازدارندگی پایدار به این معناست که اکنون باید مستقیماً سراغ مرکز فرماندهی دشمن رفت و راهکارهای دیپلماتیک یا مذاکره را کنار گذاشت؟ ‌چهار عنصری که ذکر شد، هم‌افزا هستند. دیپلماسی یا میدان به تنهایی کارآمد نیستند؛ همان‌طور که حضور مردم در صحنه یا بستن تنگه هرمز بدون هماهنگی با سایر ارکان، به اهداف نهایی نمی‌رسد. دفاع ما در برابر استکبار بر چهار پایه استوار است که تضعیف هر یک، کل ساختار را متاثر می‌کند. اگر در بخش دیپلماسی ضعفی پدید آید، قدرت میدان، حضور مردم و کنترل تنگه هرمز آن را جبران می‌کند. برای دستیابی به صلح پایدار و عبور از بحران، باید هر چهار پایه را تقویت کرد. دیپلماسی مقاومتی و عبور از تله مذاکرات فرسایشی مذاکرات میان ایران و آمریکا چندبار برگزار شد و با بدعهدی آمریکا همراه بود، آخرین دور مذاکرات نیز بدون هیچ نتیجه‌ای تمام شد، با توجه به محتوای مذاکرات گذشته و شرایط فعلی، آینده این مذاکرات را چگونه می‌بینید؟
درباره طرح‌های تبادل شده میان ایران و آمریکا و شروط مطرح شده برای مذاکرات مجدد، به دلیل عدم اطلاع دقیق از جزئیات بندهای پیشنهادی، به صحت و سقم آن‌ها ورود نمی‌کنم؛ اما چارچوب مذاکره باید منطقی باشد. نخست، باید طرفین مذاکره و حدود اختیاراتشان مشخص باشد. آقای قالیباف با اختیار حاصل از نظام، مجلس و رهبری وارد شده است، اما اختیارات و اهداف طرف مقابل مشخص نیست و به آن‌ها اعتمادی وجود ندارد. دوم، موضوع مذاکره باید کاملاً محدود و بسته باشد؛ افزایش روزانه بندها به معنای تلف کردن وقت است. سوم، مذاکره نباید برای خود مذکره باشد؛ روند فرسایشی بیست‌ساله باید پایان یابد. چهارم، مسئله تضامین بین‌المللی است. با توجه به سابقه آمریکا در نقض تعهدات، تضمین جهانی برای امنیت انرژی خلیج فارس ضروری است. همچنین زمان شروع و پایان مذاکرات باید روشن باشد. دیگر بحث یک ماه یا دو ماه نیست؛ بلکه مشخص می‌شود که مذاکره صرفا یک بازی نیست. پرسش بعدی این است که چه کسی می‌خواهد بر آتش بس نظارت کند؟ اکنون که آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی بارها آتش بس را نقض کرده‌اند، چه کسی نظارت کرده و چه کسی به سازمان ملل گزارش داده و علیه آن‌ها اقامه دعوا کرده است؟ مسئله بعدی این است که اگر به توافقی هم برسیم و پنج بندی، ده بندی یا پانزده بندی روی میز بگذاریم و تضامین بین المللی هم اضافه شود و آمریکا و رژیم صهیونیستی هم از وضعیت فعلی خود عقب بنشینند، خسارت ما را چه کسی می‌خواهد بدهد؟ حتما در بندهای مذاکره باید موضوع خسارت مشخص شود و همچنین رژیم حقوقی جدید تنگه هرمز تعیین تکلیف شود؛ یا خسارت ما را بدهند یا ما خودمان از کشتی‌ها دریافت کنیم. بالاخره این‌ها چارچوب‌هایی است که رهبر بر آن تاکید کرده‌اند. نکته این است که ما فقط بحث آتش بس در ایران را مطرح نکردیم، بلکه آتش بس در منطقه را مطرح کردیم. جنگ، جنگ منطقه‌ای است؛ همان طور که امام شهید گفتند، این بار جنگ منطقه‌ای است. یعنی بحث یمن هم هست، بحث حزب الله لبنان هم هست، بحث غزه هم هست، بحث عراق هم هست و توسعه طلبی‌های رژیم صهیونیستی در سوریه و جاهای مختلف نیز باید روشن شود. در غیر این صورت، به نظر می‌رسد خود پاکستان نیز در بحث آتش بس ذی نفع باشد، با توجه به مسائل مختلفی که ممکن است خودش را درگیر کرده باشد. ما نباید به میانجیگری اعتماد کنیم. پس در واقع می‌شود گفت از دیدگاه شما این نبرد سرنوشت ساز است و تکلیف ایران و منطقه را مشخص می‌کند؟ این نبرد، نبرد نهایی است و آمریکا بعد از شکستی که ان شاءالله به حول قوه الهی و با نصرت و یاری خداوند تبارک و تعالی رقم خواهد خورد، بارش را از این منطقه جمع خواهد کرد و خواهد رفت. یعنی دیگر در غرب آسیا اثری از حضور آمریکایی‌ها نخواهید دید و می‌رود دنبال اینکه یا مشکلش را با چین حل کند یا مشکلش را در داخل خود آمریکا و آمریکای لاتین پیگیری کند. مدیریت پساجنگ با تکیه بر گام دوم انقلاب و سرمایه اجتماعی با توجه به سابقه شما در فعالیت‌های نظامی و سیاسی، از دیدگاه شما برنامه ایران برای روزهای پسا جنگ و حضور در مدیریت منطقه باید چگونه باشد؟ نقشه راهی که امام در گام دوم انقلاب تعیین کرده بودند، به نظر من نسخه بسیار خوب و شفابخشی است و باید به آن توجه کنیم و گام دوم را عملیاتی کنیم. پیام اخیر رهبر ما هم درباره مسئله تنگه هرمز و روز معلم و روز کارگر، به نظر می‌رسد نقشه راهی است که برای پسا جنگ طراحی شده است. ما باید برای بازسازی، نوسازی و عبور از شرایط جنگ، گام‌های جهشی و جهادی برداریم و برای رفع مشکلات اقتصادی مردم و مشکلات معیشتی، از جمله گرانی‌ها و اقتصادی که افسارگسیخته شده، برنامه ریزی قوی داشته باشیم؛ به ویژه با توجه به تحمیل اقداماتی مانند تحریم‌ها و انواع فشارها. بحث من این است این سرمایه اجتماعی که الان وارد میدان شده و حاضر است جان بدهد، قطعا برای رفع مشکلات معیشتی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیار آماده است. ما باید از این سرمایه محافظت کنیم. در مسائل شهری هم بسیاری از این افراد توانایی کمک دارند. بحث تعاونی‌ها، اصل ۴۴ و اقتصاد مقاومتی هم مطرح است و به نظر می‌رسد باید از این سرمایه استفاده کنیم. یکی از مهمترین کارهایی که دولت در پیش رو دارد این است که از این سرمایه اجتماعی به نفع اقتصاد کشور و حل مشکلات کشور استفاده کند. به هر طریقی که آتش بس اتفاق بیفتد، حتی اگر صلح هم شود یا حتی اگر ما صلح با آمریکا و رژیم صهیونیستی نداشته باشیم و فقط توقف جنگی داشته باشیم، باز هم باید بگوییم این سرمایه اجتماعی باید حفظ شود.
‌بر اساس داده‌هایی که رسانه‌های غربی مطرح کرده‌اند، ایران در جنگ اخیر دست برتر را در حوزه نظامی داشت و آمریکا و رژیم صهیونیستی نتوانستند به هدف خود برسند. حالا که در حوزه نظامی به ایده آل خود نرسیده‌اند، می‌خواهند بر اختلافات داخلی و شکاف‌های اجتماعی، به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت، تکیه کنند. با این وضعیت، لزوم حفظ سرمایه اجتماعی، مدیریت رسانه‌ای و حفظ جایگاه جبهه انقلاب چیست و چه برنامه‌ای باید انجام شود؟ افول هژمونی آمریکا و آغاز عصر جدید در غرب آسیا با وجود شکاف‌هایی که وجود دارد و قطعا دشمن برای آن برنامه ریزی می‌کند، پلن کلی آمریکا فشار حداکثری از بیرون و شورش از درون است وما بر مبنای آزادی و استقلال، الگوی مردم‌سالاری دینی را در کشور نهادینه کرده‌ایم. دشمن در وقایع دی‌ماه و جنگ دوازده‌روزه همین طرح‌ها را اجرا کرد اما در جنگ چهل‌روزه اخیر با شکست مواجه شد. اهدافی نظیر فروپاشی، تجزیه ایران، کنترل تنگه هرمز، خلع سلاح نیروهای مسلح و مهار جبهه مقاومت هیچ‌کدام محقق نشد. اکنون باید اثرگذاری خود را در آینده منطقه و جهان تثبیت کنیم. سرمایه اجتماعی حاصله، قدرت بازدارندگی در خلیج فارس و شکست طرح‌های آمریکا، بستری برای تحقق آرمان‌های انقلاب، توسعه کشور و حل مشکلات ساختاری است. رسیدن به توانمندی‌های برتر در حوزه‌های فناوری، اقتصاد، علم و هسته‌ای پس از جنگ کاملاً امکان‌پذیر است، قطعا شرایط بعد از پایان این جنگ بهتر و برتر از قبل خواهد شد، به دلیل دستاوردهایی که در این برهه به دست آوردیم، به شرط آنکه از دستاوردها به درستی استفاده شود. تداوم انقلاب کار دولت‌ها نیست، بلکه بر پایه الگوی امت و امام است. نگرش‌های سکولار یا لیبرال که به دنبال جداسازی ایران از جبهه مقاومت و ترویج مدل «دولت-ملت» غربی هستند، دشمن را به طمع می‌اندازد تا با ایجاد دوقطبی و تفرقه، زمینه شورش داخلی را فراهم کند. باید مانع این نفوذ شد؛ چرا که حفظ دستاوردها و جلوگیری از ایجاد شکاف، از خود پیروزی مهم‌تر است. ‌حضور آقای قالیباف در راس هیئت مذاکره‌کننده با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. پیام این انتخاب چه بود و حضور ایشان چه تاثیری بر روند و نتیجه مذاکرات دارد؟ ‌صرف‌نظر از اختلاف‌نظرهای سیاسی در عملکرد، ایشان به دلیل تبعیت از ولایت و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی، بهترین گزینه برای این ماموریت هستند. تجربیات ایشان در ریاست مجلس و دوران دفاع مقدس نشان‌دهنده پایبندی به دیپلماسی مقاومتی است. مذاکرات پاکستان ثابت کرد که ایشان ضمن رعایت خطوط قرمز، اهل باج دادن نیست و در مقابل لبخند دشمن منفعل نمی‌شود. این رویکرد مقتدرانه باعث عقب‌نشینی آمریکا از خواسته‌های اولیه شد که به معنای تسلیم ایران بود. ایشان ضمن تعیین خطوط قرمز جدید، فضای چانه‌زنی را برای رسیدن به نتیجه حفظ کرد. انتخاب وی به عنوان نماینده‌ای که مورد اعتماد رهبری و دارای شناخت دقیق از توان نظامی، قدرت بازدارندگی و شرایط اقتصادی است، هم‌افزایی میان قوا را برای حفظ منافع ملی تقویت کرد. وزارت امور خارجه؛ مجری تدابیر نظام است برخی منتقدان معتقدند انتخاب رئیس قوه مقننه به عنوان چهره اصلی مذاکرات، به نوعی تداخل وظایف محسوب می‌شود، آیا انتخاب رئیس قوه مقننه به عنوان نفر اول مذاکرات، پیامی مبنی بر عدم اعتماد به دستگاه دیپلماسی در مذاکرات گذشته بود یا قصد داشتند پیام خاصی را به طرف مقابل برسانند؟ ‌سیاست خارجی ما توسط رهبری تعیین می‌شود. سیاست‌های کلان دفاعی، امنیتی و خارجی، چارچوب‌های مشخصی دارند. وزارت امور خارجه مجری این سیاست‌های کلان است و تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ و به تایید رهبری می‌رسد. این‌گونه نیست که وزیر خارجه بر اساس رای شخصی خود مذاکره کند؛ آقای عراقچی نیز تاکنون خطوط قرمز را رعایت کرده و در بسیاری از موارد برخورد تهاجمی داشته است که برای غربی‌ها خوشایند نبود. وقتی نماینده گفتگوها توسط شورای عالی امنیت ملی تعیین و توسط رهبری تایید می‌شود، وزارت خارجه موظف به تبعیت و فراهم کردن ابزارهای لازم برای آن نماینده است. ‌حمله مجدد دشمن آمریکایی_ صهیونیستی به خاک کشور را چقدر محتمل می‌دانید؟ ما هم‌اکنون در وضعیت جنگی هستیم. حملاتی در خلیج فارس و مناطق دیگر جریان دارد. حملات روزانه رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان، در واقع حمله به جبهه مقاومت است. با این حال، بعید می‌دانم دشمن وارد جنگ گسترده و مستقیم با ما شود؛ زیرا می‌دانند در این صورت، دیگر حد یوقفی وجود نخواهد داشت و پایان این نبرد به معنای حذف آن‌ها از نقشه خواهد بود. آن‌ها می‌دانند که در صورت شروع جنگ، موشک‌های ما ابتدا حیفا و تل‌آویو را هدف قرار می‌دهند. کشورهای عربی منطقه نیز که هزینه‌های تریلیونی برای زیرساخت‌ها و پایگاه‌های آمریکایی کرده‌اند، دیگر حاضر به ریسک نیستند؛ چرا که در مرحله بعد، تمام این اهداف مورد حمله قرار می‌گیرند.