شب که میشه، خیلی چیزا یاد آدم میاد...
صداهایی که دیگه نیستن،
دستهایی که دیگه نمیتونن نوازش کنن،
آدمهایی که بودن و نیستن.
شب، فصل اشکهای بیصداست.
و تو، توی این شبها با کی هستی؟
سکوت هم یه جور حرف زدنه...
مخصوصاً وقتی حرفات اونقدر سنگینه که زبانت نمیتونه حملش کنه.
اون موقعهاست که چشمهات باز میکنی،
به یه نقطه خیره میشی،
و اشکات یکییکی، بیصدا، همه چی رو میگن.
سکوت گاهی بلندترین فریاد جهان است.🙃
بعضی وقتها اشک که میریزی، نشوندهنده ضعف نیست.
نشوندهنده اینه که به اندازه کافی قوی بودی که دیگه نتونی تحمل کنی.
آدمهای قوی هم گریه میکنن...
فقط بیصدا.🙃🎀