هایده،ویناک،پوری،هودادکا،سورنا.دلم_تنگه_برات..mp3
زمان:
حجم:
3.2M
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
jafar1lhm1j8g.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
😂😂┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
خاطرات سرگرد نیما رضایی.pdf
حجم:
728.4K
رمااان❤️
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
mion ta delbar man delam upmusic1lldeq84.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
𝐖𝐨𝐮𝐧𝐝𝐞𝐝 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
#part_8 با غیض یکی از کوسن های روی مبلو برداشتم و ب طرفش پرتاب کردم. که سرشو دزدید که کوسن به یکی از
#part_9
بابا در حالی که از حرفای نامربوط من خنده اش گرفته بود پاشو که روی پای دیگه اش انداخته بود برداشت و میون حرص خوردن من گفت:
بیا دخترم؛ بشین توی بغل بابا، نیازی نیست اینقدر حرص بخوری، تا وقتی من بالای سرت هستم از دست هیچکس حرص نخور عزیز دلم این اولاً.... دوماً با خونه چی کلر کنم؟
بابا چرا غر میزنی؟
یکم تحرک برات بد نیست.
-یعنی میخواین بگین من خیگم؟
قبل از بابا رضا غش غش خندید و گفت:
آره خیگی ولی از اون وری!مثل اتود میمونی..دراز و لاغر.
_إ بابا ببینش
بابا فقط گفت:
مانکن منو اذیت نکن رضا.
رضا با دلخوری مصنوعی گفت:
وقتی مدافعی مثل آقای سلطانی بزرگ داره نباید هم از من حساب ببره..!
با عشق بغل بابا پریدم و برای رضا شکلک در اوردم.
رابطه منو رضا خیلی خوب و جور بود، ولی بعضی وقتا هم مثل کارد و پنیر می شدیم
به قول مامان هیچ چیزمون به آدمیزاد نرفته بود...!
مامان گفت:
صبحونه خوردی لوس بابا..!
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
#part_10
میدونستم الانه که مورد توبیخ قرار بگیرم برای همین هم سرمو توی گردن بابا قایم کردم و گفتم:
نوچ
مامان با عصبانیت گفت:
رزاا یعنی چی؟ اولا این چه طرز جواب دادنه؟
خجالت نمیکشی از اون قدت؟
دوماً میدونی چقدر روی مسئله صبحانه حساسم .
بدو برو صبحونه تو بخور و بیا تا یه خبر خوش بهت بدم.
شنیدن خبر خوش قند توی دلم اب کرد.
از بغل بابا که مردونه به لوس بازی های یکی یدونه اش لبخند می زد بیرون پریدم و شیرجه زدم توی بغل مامان.
مامان با عصبانیت گفت:
اه این چه وضعیه!؟
اصلا حالا که اینطور شد اجازه نمیدم امشب لباس ماکسی بپوشی.
تو هنوز باید پستونک بزاری.
جیغ کشیدم و گفتم:
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
اوخداا اینارو🥺✨
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄🎐 ─࣪─ֵ─۫ ┄
࣪ ࣪.🪁𝇃𝇂𝇄. https://eitaa.com/httpskeliip12151𝆹𝅥
┄ ۫─ֵ─࣪࣪─┄ ─࣪─۪─۫ ┄