eitaa logo
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
123 دنبال‌کننده
891 عکس
646 ویدیو
1 فایل
بسم‌رب‌الشهــدا‌ءوالصدیقین🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهادت‌یعنی‌متفاوت‌به‌پایان رسیدن وگرنه‌مرگ‌پایان‌همه‌ی‌قصه هاست.🕊 آغاز؟اول‌محرم🖤 پایان؟شهادت؛ان‌شاءالله🤲 کپی؟حلالت؛دعابرای شهادتمون‌فراموش‌نشه🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- بِسمِ‌اللهِ الرَّحمنِ‌الرَحیم "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- زیارت آل یاسین🌱
- 🌸مقایسه🌸 📖 آیه امروز «وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ» معنی: «و چشمانت را به نعمت‌هایی که به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم، خیره مکن.» 📖 سوره طه، آیه ۱۳۱ "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 💚 حرف امروز وقتی مدام زندگی خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم، داشته‌های خودمان از چشممان می‌افتد. هرکس مسیر، زمان و امتحان‌های خودش را دارد. 🤍 قرار نیست شبیه دیگری باشیم؛ قرار است بهترینِ خودمان باشیم. "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 🤲 دعای امروز خدایا، چشم دلمان را از داشته‌های دیگران بردار و نعمت‌های خودمان را به ما نشان بده. کمکمان کن به جای حسرت خوردن، شکرگزار باشیم و به مسیر زندگی‌مان اعتماد کنیم. 🌸 "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 🌱 قرار امروز امروز هر وقت خواستیم خودمان را با کسی مقایسه کنیم، مکث کنیم و سه نعمت زندگی خودمان را به یاد بیاوریم و برایشان خدا را شکر کنیم. 💚 "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
جاهل ديده نشود مگر در افراط يا تفريط. 🌱
570.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها تویی که حرف مرا گوش میکنی جای دگر که رنگ ندارد حنای من🤍:) ✋🏻
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ ای حسینم - هلالی.mp3
زمان: حجم: 3.3M
- آخرش یه روزی از عشق تو میمیرم من امام حسینیم همینه تقدیرم میرسی به داد من تو خونه قبرم آخرین روضه خونگیمو میگیرم 🎙هلالی •┈┈••✾••┈┈• "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... شاید هم این تصور،ناشی از ضعف بینایی بوده باشد.این معلم به ما خیلی توجه کرد و ما را سمت چپ خود نشانید.ما همواره مورد توجه او بودیم. من و برادرم در این مکتب درس 《عمّ جزء》را شروع کردیم،که با آموزش حروف الفبای عربی آغاز میشد و پس از ان به آموزش جزء سی‌ام قرآن کریم می‌پرداختند و از سوره‌ی 《ناس》شروع می‌کردند. این معلم، به جز ما، با سایر شاگردان سختگیر و خشن بود، آنچه امروز از این مکتب در حافظه مانده، تندی و خشونت این مرد، و سرما و تاریکی است. من راه خانه تا محل درس را با کفشی طی می‌کردم که سوراخ بود و زمستان از سوراخ آن، آب و گل وارد می‌شد و پایم را گلی می‌کرد. از کارهای عجیبش این بود که روز پنجشنبه شاگردان را پیش از آنکه مرخص شوند، به صف می‌کرد و به آنها می‌گفت: من زیر زبان‌های شما مهر می‌زنم هر کس روز جمعه مقید به خواندن نماز باشد، اثر مهر روی زبانش می‌ماند، وگرنه محو می‌شود! بعد مهری برمی‌داشت و در مرکب آغشته می‌کرد و زیر زبان هر یک از شاگردان را مهر می‌زد! صبح شنبه قیامت بود. شاگردان در صف می‌ایستادند، زبان‌هایشان را برای بازبینی و تفتیش بیرون می‌آوردند، و برخی هم سخت تنبیه می‌شدند! من هم با شاگردان در صف می‌ایستادم و از ترس گریه می‌کردم.ترسم از کتک خوردن نبود، چون ما را احترام می‌کرد و نمی‌زد؛اما از هول و وحشتِ این صحنه به گریه می‌افتادم. ♡♡♡ ♡♡ ♡