eitaa logo
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
123 دنبال‌کننده
889 عکس
646 ویدیو
1 فایل
بسم‌رب‌الشهــدا‌ءوالصدیقین🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهادت‌یعنی‌متفاوت‌به‌پایان رسیدن وگرنه‌مرگ‌پایان‌همه‌ی‌قصه هاست.🕊 آغاز؟اول‌محرم🖤 پایان؟شهادت؛ان‌شاءالله🤲 کپی؟حلالت؛دعابرای شهادتمون‌فراموش‌نشه🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر مَرگ به سُراغم آمد و هنوز هَمدیگر را نَدیده بودیم فَراموش نکُن من خیلی دیدَنت را آرزو می کردم...🌼
- 🌸نماز اول وقت🌸 📖 آیه امروز «إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا» معنی: «همانا نماز بر مؤمنان، در وقت‌های معین واجب شده است.» 📖 سوره نساء، آیه ۱۰۳ "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 💚 حرف امروز وقتی کسی برایمان مهم باشد، منتظر نمی‌مانیم تا وقت اضافه پیدا کنیم؛ برایش وقت می‌گذاریم. 🤍 نماز اول وقت یعنی خدا را در اولویت قرار بدهیم، نه اینکه نماز را به آخرِ کارهایمان موکول کنیم. همین چند دقیقه، می‌تواند حال دل و آرامش تمام روزمان را تغییر دهد. 🌿 "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 🤲 دعای امروز خدایا، شیرینیِ نماز را به دل ما بچشان؛ کمکمان کن صدای اذان را با شوق بشنویم و نمازمان را اول وقت، با حضور قلب به جا بیاوریم. ما را از کسانی قرار بده که تو را بر هر چیزی مقدم می‌دارند. 🤍 "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- 🌱 قرار امروز امروز با خودمان قرار بگذاریم حداقل یک نماز را اول وقت و بدون عجله بخوانیم. وقتی اذان گفته شد، کارمان را برای چند دقیقه کنار بگذاریم و به دیدار خدا برویم. 🕊️🌸 "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
اگر مَرگ به سُراغم آمد و هنوز هَمدیگر را نَدیده بودیم فَراموش نکُن من خیلی دیدَنت را آرزو می کردم...
صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم شعر من حضرت هابیل شود مے آیم قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم
- - از شهـید عبـاس بابایي پرسیـدنـد : عبـاس ، چـه خـبرا ؟ چیـکارا میکني ؟ گفتـن :به نگهبـاني دل مشغولیـم ! تا کسی جزء خــدا وارد نشـود ؛ "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... علت این دگرگونی برای من روشن نبود،ولی چند سال پیش حقیقت را کشف کردم.یادم آمد که سال چهارم د. ردیف جلوی کلاس درس نشستم و دیگر آنچه را معلم روی تخته سیاه مینوشت،می‌دیدم،و در نتیجه آنچه را میگفت درمی‌یافتم. در سه سال پیش از آن،دور از تخته سیاه می‌نشستم و به سبب ضعف بینایی،نوشته های روی تخته سیاه را نمیدیدم؛در نتیجه،درس معلم را هم نمی‌فهمیدم.هنوز آن روز درخشان را که درهای دروس بر رویم گشوده شد، به یاد دارم. زنگ اول آن روز،درس حساب داشتیم و من توسط معلم خیلی تشویق شدم. این یک نکته آموزشی و تربیتی است که من در زمان تصدّی ریاست جمهوری، در مصاحبه‌ای به مناسبت افتتاح سال تحصیلی جدید، معلمان را به آن توجه دادم. در این مدرسه،در تجوید قرآن کریم و تلاوت آن با صدای خوش، زبانزد بودم. در مراسم دبستان و مراسم استقبال از شخصیت‌هایی که به مدرسه می‌آمدند، قرآن تلاوت می‌کردم؛ از جمله در حضور آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی قرآن خواندم. ♡♡♡ ♡♡ ♡
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... ایشان در اواخر دهه ۲۰ به مشهد به مشهد آمد (۱۳۲۹ یا ۱۳۳۰ ه.ش)و مدرسه به استقبال ایشان رفت.من در آن هنگام دوازده ساله بودم. هنوز به یادم مانده که آقای کاشانی با عده‌ای از علما نشسته بود، اما چهره آن علما در ذهنم روشن نیست؛ چون چشمم ضعیف بود.همچنین در آغاز ورود آیت الله حاج آقا حسن قمی به مشهد پس از وفات پدرش، در حضور ایشان نیز قرآن خواندم. برخی از موسّسان مدرسه، مقلّد پدر ایشان بودند، آقای قمی به مدرسه آمد. ما به صف ایستاده بودیم. من و یکی از شاگردان جلو آمدیم و قرآن و برخی محفوظات دینی خود را خواندیم. من از ایشان جایزه گرفتم و هنوز هم به یادم هست که کتاب 《تعلیمات دینی》 تالیف سید حسام الدین فال اسیری شیرازی بود.بعدها این نویسنده را دیدم که به مشهد تبعید شده بود و گهگاه به نزد پدرم می‌آمد. ♡♡♡ ♡♡ ♡