eitaa logo
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
123 دنبال‌کننده
896 عکس
663 ویدیو
1 فایل
بسم‌رب‌الشهــدا‌ءوالصدیقین🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهادت‌یعنی‌متفاوت‌به‌پایان رسیدن وگرنه‌مرگ‌پایان‌همه‌ی‌قصه هاست.🕊 آغاز؟اول‌محرم🖤 پایان؟شهادت؛ان‌شاءالله🤲 کپی؟حلالت؛دعابرای شهادتمون‌فراموش‌نشه🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
در صبحی که به اذنت طلوع کرده و در روزی که به نامت آغاز می شود دوستانم را در پناه خود سلامت بدار و زندگی شان را از شادی و سعادت و برکت سرشار کن🌹✨!
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا صاحب الزمان سهم شما ۱۲ صلوات هدیه ایشان💛🍂
@ostad_shojaeامام زمان 031.mp3
زمان: حجم: 1.3M
نبودنت لای مشکلات مان گم شده... آنقدر که؛ خودمان را هم در این میانه، گم کرده ایم! نمیدانم ، این دردِ بی دردی، تا کِـی ادامه خواهد "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
پر و بالم شکسته، می خواهم سائل آسمان او باشم مثل جبریل آرزو دارم خادم آستان او باشم دوست دارم شبیه کودکیم در دل ازدحام گم بشوم در حریمش کمی قدم بزنم سائل آستان قم بشوم 🌹عیدالرسول مبارک دلهای عاشقتان باشد🌹
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- سـعــدی‌اگـرعـاشـقـی‌کـنـی‌و‌جـوانـی، عشق‌محمد‌(ص)بس‌است،وآل‌محمد:)🥹💚 مِــــــــعــــــــرآج¹³³
- و‌سلام‌بر‌تو‌ . . به‌اندازه‌ی‌تمام‌دخترانی‌که‌‌ ، از‌گور‌رَهانیدی💗'! : ) "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص) شمس و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد (ص) شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد (ص) چشم مرا تا به خواب دید جمالش خواب نمى‌گیرد از خیال محمد (ص) "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡ ♡♡ ♡♡♡ فصل اول:آن روزها... حجره‌ی طبقه دوم من در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم- علی بن موسی الرضا علیه السلام- به دنیا آمدم.زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ ه.ق(فروردین ۱۳۱۸ ه.ش)است. خانه‌ای که در آن به دنیا آمدنم،خانه کوچک و ساده بود که دو اتاق داشت؛ یک اتاق در طبقه بالا مخصوص پدر و مادرم و فرزندان کوچکشان بود، در طبقه پایین هم اتاقی برای خواهرانمان بود که مادرشان پیش از ازدواج پدرم با مادرم از دنیا رفته بود. بعداً پس از ۳۰ سال یا بیشتر، در ترمیم خانه، آن اتاق به دو اتاق تبدیل شد. یک سال پس از تولد من، همگی به خانه پدربزرگ مادری‌ام، یعنی آقا سید هاشم میردامادی نجف آبادی- از علمای معروف که به علم و زُهد و تبحّر در تفسیر قرآن شهرت داشت و جزو علمایی بود که رضا شاه چند سال پیش از تولد من آنها را تبعید کرده بود- نقل مکان کردیم. خانه ایشان نسبتاً وسیع بود. اما پس از بازگشت پدربزرگ از تبعید، مجدداً به خانه خودمان برگشتیم. بعدها برخی از مریدان و دوستداران پدرم به توسعه خانه ما همت گماشتند، زمین متروکه کنار آن را خریدند و خانه بازسازی شد و ما دارای خانه جدیدی شدیم. مساحت هر دو خانه روی هم نزدیک ۲۰۰ متر مربع می‌شد. امروز این خانه به مکانی عمومی برای ذکر و عبادت تبدیل شده و 《حسینیه》 نام گرفته است. در خانه فقط اثاثیه‌ای اندک و ساده بود که روز وفات پدرم _ یعنی تقریباً ۴۵ سال پس از تاریخی که مورد بحث ماست _ به مبلغ چهل و چند هزار تومان ارزیابی شد. البته این مبلغ شامل قیمت کتاب‌ها نمی‌شد. من دومین فرزند پسر خانواده هستم. از من بزرگتر سید محمد است ،و دو برادر و چند خواهر هم دارم. ♡♡♡ ♡♡ ♡