eitaa logo
مِــــــــعــــــــرآج¹³³
123 دنبال‌کننده
895 عکس
659 ویدیو
1 فایل
بسم‌رب‌الشهــدا‌ءوالصدیقین🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهادت‌یعنی‌متفاوت‌به‌پایان رسیدن وگرنه‌مرگ‌پایان‌همه‌ی‌قصه هاست.🕊 آغاز؟اول‌محرم🖤 پایان؟شهادت؛ان‌شاءالله🤲 کپی؟حلالت؛دعابرای شهادتمون‌فراموش‌نشه🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
رفقا اول عضو بشید بعد رمان رو بخونید😁
این چنل داره کتاب خون دلی که لعل شد رو میزاره 😱 بدو بدو که جا نمونی😁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- بِسمِ‌اللهِ الرَّحمنِ‌الرَحیم "مِــــــــعــــــــرآج¹³³"
- زیارت آل یاسین🌱
به تمنّای طلوع تو جهان چشم به راه به امید قدمت کون و مکان چشم به راه . . السلام‌علیک‌یا‌بقیه‌الله-عج🤍✋🏼
♡ ♡♡ ♡♡♡ ادامه... عموی ما سید محمد خامنه‌ای در نجف به 《سید محمد پیغمبر》معروف بود و از جهت رفع نیازهای مردم شهرت داشت. ایشان از اطرافیان ویژه آخوند خراسانی و سید ابوالحسن اصفهانی بود.به یاد دارم وقتی در سال ۱۳۳۶ به نجف رفتم، با شیخ حسین آقا ،فرزند کوچکتر آخوند خراسانی، دیدار کردم.ایشان مرا شناخت و خیلی از عمویم تعریف کرد و گفت: من یکی از چهار رکن اداره کارهای عموی شما بودم. به موضوع پدر باز می‌گردم. ایشان به فضل و علم و اجتهاد معروف، و نزد علمای بزرگ مانند میرزای نایینی و سید ابوالحسن اصفهانی درس خوانده بود. عفیف و باحیا بود و نسبت به مال و منال، از مناعت طبع برخوردار بود. در میانه بازار مشهد که محل کسبه و تجار و سرمایه‌داران است، امامت مسجدی را داشت ؛اما چشمی به مال مردم نداشت و چنین چیزهایی را نمی‌پسند ؛یعنی در اوج بلند طبعی می‌زیست. گوشه‌گیری را دوست داشت. ولی من این خصلت ایشان را خوش نمی‌داشتم؛ لذا عکس آن را فرا گرفتم. ایشان وقتی وارد مسجد می‌شد ،سر را به زیر می‌انداخت، نگاه خود را به زمین می‌دوخت، و بی‌آنکه با احدی از نمازگزاران حرفی بزند، مستقیماً به سوی محراب می‌رفت .در آنجا عینک خود را برمی‌داشت؛ بنابر سنت، دنباله عمامه را به زیر چانه می‌انداخت و نماز جماعت را امامت می‌کرد؛ آنگاه به همان گونه که وارد شده بود ،بیرون می‌رفت. در مجالس خاموش می‌نشست؛ مگر اینکه از او چیزی بپرسند. جز با علمایی که از دوستان خاصش بودند، سخن نمی‌گفت. به هیچ گفتگویی هم جز بحث علمی وارد نمی‌شد. نتیجه این گوشه‌گیری تنگدستی شدید بود. ♡♡♡ ♡♡ ♡