یکی از سختترین کارها برای من اینه که به کسی که عزیزشو از دست داده دلداری بدم. هیچوقت نمیدونم باید چی بگم. واقعاً خیلی سخته.
اصلاً کل هدف زندگی اینه که بامزه و خلوچلِ دوستداشتنی باشی، با بقیه مهربون باشی و از عجیب بودن خودت هم لذت ببری.
«هر بار میرم پینترست، یهو دلم میخواد موهامو کوتاه کنم، اتاقمو از این رو به اون رو کنم، کل کمد لباسامو عوض کنم، ۵ تا تتوی ریز بزنم، ورزش و رژیمو شروع کنم و ۲۰ تا دستور غذای جدید امتحان کنم.»
همه از من ایراد می گیرند چون جسارت
دارم که به روش خودم زندگی کنم.
آن هم
جلوی چشم همگان و شاید با خرابکاری هایی
بیش از دیگران، اما با شرافت و حقیقتی بیشتر...
این دیالوگ سریال Peaky Blinders رو خیلی دوستش دارم که میگه:
کسایی که از اسمت دفاع میکنن در حالی که خودت اونجا نیستی، درستترین انسانها و با وفاترین دوستانی هستن که میتونی داشته باشی.