eitaa logo
دانشکده بین المللی هدی
3.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
381 ویدیو
326 فایل
کانال رسمی اخبار و اطلاع رسانی دانشکده هدی قم وابسته به جامعه الزهرا سلام الله علیها ◀️ تماس با دانشکده: 6-02532925104 📍قم، خیابان بوعلی ارتباط با ادمین: @Ertebatat_huda Www.Hu.jz.ac.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹نشست صمیمانه ریاست محترم دانشکده با کارمندان دانشکده🔹 🔸نشست مشترک ریاست دانشکده هدی با کارکنان و بدنه اجرایی، روز ۲۹ دی‌ماه با هدف بررسی مسائل جاری، تقویت تعاملات درون‌سازمانی و ارتقای بهره‌وری در سالن جلسات دانشکده برگزار گردید. ✍ دکتر گرامی در این جلسه ضمن قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه معاونت‌ها و واحدهای مختلف، با تأکید بر لزوم حفظ انسجام و یکپارچگی در سیستم اداری، نیروی انسانی متعهد را مهم‌ترین رکن توسعه دانشکده برشمردند و خاطرنشان کردند که پیشبرد اهداف عالیه آموزشی و پژوهشی، تنها در سایه همکاری و هم‌افزایی تمام ارکان اجرایی میسر خواهد بود. ✍در ادامه این نشست، کارکنان دانشکده راهکارها و پیشنهادات خود را درباره مسائل موجود مطرح کردند. ارائه راهکارهای عملیاتی جهت بهبود فرآیندهای اداری، رفع موانع اجرایی و بهبود کیفیت خدمات‌رسانی به دانشجویان، از مهم‌ترین محورهای مطرح شده توسط کارکنان بود که مورد استقبال و توجه ویژه ریاست دانشکده قرار گرفت. 🌐اطلاعات تکمیلی: https://hu.jz.ac.ir/article/566 | ┄┅═══••✾••═══┅┄ @hudauniversity | کانال رسمی دانشکده هدی
🌸هر نخ از سجادّه ی سجّاد گوید العجل ... 🔹️فراز پایانی حرز امام زین‌العابدین علیه السلام: ✨خداوندا، در فرج آل محمد علیهم السلام تعجیل کن، و شیعیانشان را یاری فرما، و دشمنانشان را هلاک بگردان دیدن قائم آل محمّد علیهم السلام را روزی من کن، و مرا از پیروان و شیعیانش قرار بده، و از کسانی که به کارهای او راضی هستند. به مهربانی‌ات، ای مهربان‌ترین مهربانان 🌸ولادت امام زین العابدین(ع) برهمگان مبارک‌باد. | ┄┅═══••✾••═══┅┄ @hudauniversity | کانال رسمی دانشکده هدی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨میلاد سه نور هستی و سه گل باغ آفرینش بر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد.✨ ستاره، ماهِ تابان، مِهرِ احساس شقایق، برگِ آلاله، گُلِ یاس مراعاتِ نظیری بی‌نظیر است حسین بن علی، سجاد، عباس 🌸🌸🌸🌸🌸 کودکی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در مدینه شهر نور، دُرّی از آیات آب کرد روشن مثل روز، چشم‌های بوتراب _ چهرهٔ زهرا ز شوق، مثل گل از هم شکفت تا نوای طفل را، از ضمیر جان شنفت _ چون که با شادی گذشت، زین ولادت یک دو سال زد صلا گویی ز عرش،هاتفی شوریده‌حال _ مژده، ای اهل زمین، گشت کامل پنج تن چون حسین آمد ز عرش،در پیِ مولا حسن _ فاطمه با آن دو نور، روزگاری شاد داشت گرچه سختی می‌کشید،خانه‌ای آباد داشت _ با عزیزان روز و شب، خوش‌زبان و نرم بود خانه‌اش کانون مهر،از محبت گرم بود _ بود معنای ادب،در رهِ آموختن اسوهٔ صبر و شکیب، سوختن، افروختن _ گاه، در آغوش مهر، کودکان را می‌فشرد کودکانه، نرم‌نرم،دل به بازی می‌سپرد _ با رقابت بینشان،شور و شادی می‌فزود در زمان داوری کارشان را می‌ستود _ حرفشان را می‌شنید،قدرشان را می‌شناخت گاه با شعری قشنگ،جانشان را می‌نواخت: _ با زبان کودکی،شامگاهان وقت خواب لای لایی می سرود،زیر نور ماهتاب _ لای لایی، لای لای،ای گل خندان من لای لایی، لای لای،ای سُرور جان من * لای لایی، لای لای،ای گل باغ صفا روح و جانت بی‌گزند،چشم‌هایت بی‌بلا * لای لایی، لای لای،چشم دل را باز کن با اطاعت، بندگی،تا خدا پرواز کن * همچو بابایت علی،اهل عدل و داد باش با یتیمان مهربان،دشمن بیداد باش * لای لایی، لای لای،دور شو از یار بد با خدای مهربان، دوستی کن تا ابد * با برادر باش دوست، اوست چشم و جان تو مهر تو دارد به جان، هست پشتیبان تو * هست او مانند تو، چون رسول کردگار در نگاه و خلق و خو، در شکوه و اعتبار * شاهباز عرش قدس،شاهکار خلقتید کشتی دریای دین،چلچراغ رحمتید * هر دو فرزند من‌اید،نور چشم مرتضی یادگارانی بزرگ،از تبار مصطفی * در کمال و منزلت، وارث پیغمبرید هر دو بعد از یکدگر،جانشین حیدرید * وقت میلاد شما، شد پیمبر شادِ شاد بر شما زیباترین، نام هستی را نهاد * با اذان در گوشتان،نام حق را یاد داد پایهٔ عشق به حق،در شما بنیان نهاد * موج شادی، شور و شوق، در همه ایجاد شد چون رسول کردگار، صاحب اولاد شد * بعد با قربانی‌اش،قلب‌ها را شاد کرد از تمام مردمان،با محبت یاد کرد * داشت در آموختن،دقت و تدبیر را بارها تکرار کرد، گفتن تکبیر را * در کتاب جانتان،عشق و ایمان می‌نگاشت بر گل لب‌هایتان،آیه آیه می‌گذاشت * شیوهٔ تعلیم او،بود همراه خِرَد یاد می‌داد از نخست،«قُل هُوَ اللهُ اَحَد» * تا پیمبر در نماز،سر به سَجده می‌نهاد می‌نشستید آن زمان،روی او با قلب شاد * هر دو را مانند من، از دل و جان دوست داشت گاه، بر زانوی خود،گاه، بر سر می‌گذاشت * تا که می‌دید اشکتان،دست‌ها را می‌گشود از فراز منبرش،زود می‌آمد فرود * بعد در آغوش ناز، هر دوتان را می‌فشرد روی منبر می‌نشاند،اشکتان را می‌سترد * بوسه می‌زد بارها،بر گل سیمایتان گاه در زیر گلو، گاه بر لب‌هایتان * می‌چشید از کامتان،طعم عطر سیب را دور می‌کرد از شما، با دعا آسیب را * گفت فرزند من‌اند،این جوانان بهشت حق، سرشت هر دو را،از ازل نیکو نوشت * غنچهٔ باغ وجود،نور چشمان من‌اند گوشوار عرش حق،روح و ریحان من‌اند * کوکب هفت آسمان،سایهٔ حق در زمین مقتدای عاشقان،قبلهٔ اهل یقین * هست از نام حسن، جلوهٔ آیین من هم‌چنان‌که از حسین،هست نام و دین من * هست جایش در بهشت، هر که با آن دو نکوست بارالها دوست دار،هر که با آن‌هاست دوست ✍ شعر از جناب آقای محمد شجاعی[استاد زبان فارسی دانشکده هدی] | ┄┅═══••✾••═══┅┄ @hudauniversity | کانال رسمی دانشکده هدی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا