پيامبر خدا (ص) فرمودند:
مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدِهِ مِنْ نِعْمَةٍ صَغِيرَةٍ وَ لَا كَبِيرَةٍ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا كَانَ قَدْ أَعْطَى أَكْثَرَ مِمَّا أَخَذَ.
خداوند هيچ نعمتى- كوچك يا بزرگ- به بنده خود مرحمت نفرمود مگر اينكه پس از شكرگزارى وى از آن نعمت، بيشتر از آن به وى مرحمت كرد.
📚 مجموعة ورام ؛ ج1 ؛ ص8.
🆔 @huoooo
عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي وَصِيَّتِهِ لَهُ يَا عَلِيُّ مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ أَكَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِي النَّارِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع وَ مَا تِلْكَ الطَّاعَةُ قَالَ يَأْذَنُ لَهَا فِي الذَّهَابِ إِلَى الْعُرُسَاتِ وَ لُبْسِ الثِّيَابِ الرِّقَاقِ.
رسول خدا ضمن وصيت خود به امام علی ع فرمودند: يا على هر كس همسر خود را اطاعت كند خداوند او را با صورت در آتش افكند.
امام على (ع) عرض كردند: اين اطاعت در چه موردى است؟
پیامبر ص فرمودند: به همسر خود اجازه بدهد كه به مجالس عروسى(که خلاف شرع باشد) برود و لباسهاى بدن نما بپوشد.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص196.
🆔 @huoooo
طی الزمان
مرحوم آیت اللَّه میرزا محمّد حسین نایینی نقل فرمودند که: مرحوم آقای حاج شیخ باقر نجفی مسجدشاهی روزهای جمعه در مسجد امام اصفهان صحبت می کرد. من با یکی از رفقا یک روز دوشنبه ای به خیال این که روز جمعه است، به مسجد رفتم تا از صحبت های مرحوم حاج شیخ باقر نجفی مسجدشاهی استفاده کنیم، پس از پایان صحبت های ایشان، از مسجد بیرون آمدیم، بعد متوجّه شدیم که آن روز، دوشنبه بوده است نه جمعه، روز جمعه فرا رسید و دوباره به مسجد رفتیم دیدیم همان مجلس و همان حرف ها و شنوندگان هم همان شنوندگان می باشند.
📚 روزنه هایی از عالم غیب.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَ عَلَى آلِي تَعْظِيماً لِحَقِّي خُلِقَ مِنْ ذَلِكَ الْقَوْلِ مَلَكٌ يُرَى لَهُ جَنَاحٌ بِالْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ بِالْمَغْرِبِ وَ رِجْلَاهُ مَغْمُوسَتَانِ فِي الْأَرْضِ السُّفْلَى وَ عُنُقُهُ مُلْتَوٍ تَحْتَ الْعَرْشِ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَلِّ عَلَى عَبْدِي كَمَا صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ فَهُوَ يُصَلِّي عَلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
هر کس به خاطر بزرگداشت حق من، بر من و آل من صلوات بفرستد، از ان صلوات فرشته ای خلق می شود که یک بال او در شرق و بال دیگر او در غرب و دو پای او در پایین ترین نقاط زمین و گردن او در زیر عرش قرار دارد و خدا به ان فرشته می گوید که بر این بنده من درود فرست چون او بر پیامبر ص درود فرستاده است و ان فرشته بر ان بنده تا روز قیامت درود می فرستد.
📚 جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص61.
🆔 @huoooo
تأثیر خیرات کردن برای اموات
پسر شیخ عباس قمی(ره) صاحب مفاتیح الجنان نقل فرمود: موقعی که نجف بودم، با برادرم قرار گذاشتیم که به نوبت هر شب جمعه یک کوزه آب در صحن مطهّر حضرت امیر علیه السلام جهت پدرمان خیرات کنیم.
شبی مرحوم پدرم را در خواب دیدم که زبانش نزدیک بود از شدّت عطش بیرون بیاید، به پدرم عرض کردم: چه شده؟
فرمود: تشنه ام.
گفتم: آب این جا هست بردارید و میل کنید.
فرمود: از آب موجود در صحن مطهّر می خواهم بنوشم.
از خواب بیدار شده و از برادرم پرسیدم: دیشب شما به نوبت خود، آیا عمل کردید یا خیر؟
برادرم گفت: نه! چون با رفقا گرم صحبت شدم و فراموش کردم در صحن آب را به زائران حضرت برسانم.
📚 روزنه هایی از عالم غیب.
🆔 @huoooo
در تاریخ ابن خشّاب مذکور است که کنیه حضرت مهدی ع ابوالقاسم است و او دو اسم دارد: خلف و محمّد. در آخر الزمان ظاهر می شود و بر سر آن جناب ابری است که بر او سایه می افکند و سیر می کند با او هرجا که برود و ندا می کند به آواز فصیح: «هذا هو المهدی!» این است مهدی، یعنی آن مهدی موعود که همه منتظر او بودید.
📚 نجم الثاقب.
🆔 @huoooo
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخْفَى أَرْبَعَةً فِي أَرْبَعَةٍ أَخْفَى رِضَاهُ فِي طَاعَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيْئاً مِنْ طَاعَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ رِضَاهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى سَخَطَهُ فِي مَعْصِيَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيْئاً مِنْ مَعْصِيَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ سَخَطُهُ مَعْصِيَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى إِجَابَتَهُ فِي دَعْوَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَ شَيْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى وَلِيَّهُ فِي عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا يَكُونُ وَلِيَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.
خداوند چهار چيز را در چهار چيز پنهان كرده است:
1. خوشنودى خودش را در اطاعتش پنهان كرده، پس چيزى از اطاعت او را كوچك مشمار، چه بسا كه با رضايت او همراه شود و تو ندانى.
2. خشم خود را در نافرمانى خود پنهان كرده، پس چيزى از نافرمانى او را كوچك مشمار، چه بسا گناهى سبب خشم او شود و تو ندانى.
3. اجابت خود را در دعا كردنش پنهان كرده، پس دعائی را كوچك مشمار، چه بسا با اجابتش همراه شود و تو ندانى.
4. ولىّ خود را در ميان بندگانش پنهان كرده، پس هيچ بنده اى از بندگان خدا را كوچك مشمار، چه بسا او ولىّ خدا باشد و تو ندانى.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص209.
🆔 @huoooo
🔴 تارک الصلاة 🔴
پیامبر ص می فرمایند:
يَقُولُ الْكَلْبُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي كَلْباً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي خِنْزِيراً وَ يَقُولُ الْخِنْزِيرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي خِنْزِيراً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي كَافِراً وَ يَقُولُ الْكَافِرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي كَافِراً وَ لَمْ يَجْعَلْنِي مُنَافِقاً وَ الْمُنَافِقُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي مُنَافِقاً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي تَارِكَ الصَّلَاةِ.
سگ می گوید خدا را شکر که من را سگ افرید و من را خوک نیافرید، و خوک می گوید خدا را شکر که من را خوک افرید و من را کافر نیافرید، و کافر می گوید خدا را شکر که من را کافر افرید و من را منافق نیافرید، و منافق می گوید خدا را شکر که من را منافق افرید و من را «تارک نماز» نیافرید.
📚 جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص74.
🆔 @huoooo
پيامبر خدا (ص):
وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا وَجَّهْتُ عَلِيّاً قَطُّ فِي سَرِيَّةٍ إِلَّا وَ نَظَرْتُ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع فِي سَبْعِينَ أَلْفاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ عَنْ يَمِينِهِ وَ إِلَى مِيكَائِيلَ عَنْ يَسَارِهِ فِي سَبْعِينَ أَلْفاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِلَى مَلَكِ الْمَوْتِ أَمَامَهُ وَ إِلَى سَحَابَةٍ تُظِلُّهُ حَتَّى يُرْزَقَ حُسْنَ الظَّفَرِ.
سوگند به كسى كه جان من در دست اوست، هيچ گاه على ع را در گروهى به جنگ اعزام نكردم مگر اينكه جبرئيل را با هفتاد هزار فرشته در سمت راست او و ميكائيل را با هفتاد هزار فرشته در سمت چپ او و فرشته مرگ را پيش روى او ديدم و ابرى را ديدم كه بر او سايه انداخته تا اينكه به پيروزى نيكويى برسد.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص217.
🆔 @huoooo
💢 جهاد فی سبیل الله
💠 مقام معظم رهبری
💠 رهبر انقلاب:
سید عزیز مقاومت، پاداش دهها سال جهاد فی سبیل اللّه و دشواری های آن را در خلال یک پیکار مقدس دریافت کرد.
📚 پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت حجتالاسلام شهید سید حسن نصرالله ۷ مهر ۱۴۰۳
🆔 @huoooo
حضرت خضر ع چگونه به عنوان غلام فروخته شد؟
روزی حضرت خضر ع از بازار بنی اسرائیل میگذشت. ناگاه چشم فقیری به او افتاد و گفت: به من صدقه بده خداوند به تو برکت دهد!
خضر ع گفت: من به خدا ایمان دارم ولی چیزی ندارم که به تو بدهم.
فقیر گفت: بوجه الله لما تصدقت علی؛ تو را به وجه (عظمت) خدا سوگند میدهم! به من کمک کن! من در سیمای شما خیر و نیکی میبینم. تو آدم خیّری هستی و امیدوارم کمکت را از من دریغ نکنی.
خضر ع گفت: تو مرا به امر عظیم (وجه خدا) قسم دادی و کمک خواستی ولی من چیزی ندارم که به تو احسان کنم. مگر اینکه مرا به عنوان غلام بفروشی.
فقیر گفت: این کار نشدنی است. چگونه تو را به نام غلام بفروشم؟
خضر ع بیان کرد: تو مرا به وجه خدا (خدای بزرگ) قسم دادی و کمک خواستی من نمی توانم ناامیدت کنم. مرا به بازار ببر و بفروش و احتیاجت را برطرف کن!
فقیر حضرت خضر ع را به بازار آورد و به چهارصد درهم فروخت. خضر علیه السلام مدتی در نزد خریدار ماند، اما خریدار به او کار واگذار نمیکرد.
خضر ع به او گفت: تو مرا برای خدمت خریدی، چرا به من کار واگذار نمی کنی؟
خریدار گفت: من مایل نیستم که تو را به زحمت اندازم. تو پیرمرد سالخورده ای هستی.
خضر ع گفت: من به هر کاری توانا هستم و زحمتی بر من نیست.
خریدار اظهار کرد: حال که چنین است این سنگها را از اینجا به فلان جا ببر! با اینکه برای جا به جا کردن سنگ ها شش نفر در یک روز لازم بود، ولی سنگ ها را در یک ساعت به مکان معین جابجا کرد.
خریدار خوشحال شد و تشویقش نمود و گفت: آفرین بر تو! کاری کردی که از عهده یک نفر بیرون بود. روزی برای خریدار سفری پیش آمد خواست به مسافرت برود، به خضر ع گفت: من تو را درستکار میدانم و میخواهم به مسافرت بروم، تو جانشین من باش. با خانوادهام به نیکی رفتار کن تا من از سفر برگردم و چون پیرمرد هستی لازم نیست کار کنی. کار برایت زحمت است.
خضر ع گفت: نه هرگز زحمتی برایم نیست.
خریدار هم بیان کرد: حال که چنین است مقداری خشت بزن تا برگردم.
خریدار به سفر رفت، خضر به تنهایی خشت درست کرد و ساختمان زیبایی بنا نمود.
خریدار که از سفر برگشت، دید که خضر خشت را زده و ساختمانی را هم با آن خشت ساخته است. بسیار تعجب کرد و گفت: تو را به وجه خدا سوگند میدهم که بگویی تو کیستی و چه کاره ای؟
حضرت خضر ع گفت: چون مرا به وجه خدا سوگند دادی و همین مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم. اکنون مجبورم که داستانم را به شما بگویم؛ فقیر نیازمندی از من صدقه خواست و من چیزی از مال دنیا نداشتم که به او کمک کنم. مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختیار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت.
🔸 اکنون به شما میگویم هرگاه سائلی از کسی چیزی بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتی که میتواند به او کمک کند اما سائل را رد کند، روز قیامت در حالی محشور خواهد شد که در صورت او پوست، گوشت و خون نیست. تنها استخوانهای صورتش میمانند که وقت حرکت صدا میکنند (فقط با اسکلت در محشر ظاهر میشود).
🔸 خریدار چون حضرت خضر را شناخت، گفت: مرا ببخش که تو را نشناختم و به زحمتت انداختم.
خضر ع گفت: طوری نیست چون تو مرا نگهداشتی و دربارهام نیکی نمودی.
خریدار گفت: پدر و مادرم فدایت باد! خود و تمام هستیام در اختیار شماست. خضر هم پاسخ داد: دوست دارم مرا آزاد کنی تا خدا را عبادت کنم.
📚 بحار الانوار.
🆔 @huoooo