34.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙مهدی رسولی برای شهید_رئیسی خواند: «هارداسان؟
🆔 @huoooo
🔻 رسول خدا (ص) به سلمان فارسى فرمودند:
🔹 يَا سَلْمَانُ إِنَّ لَكَ فِي عِلَّتِكَ إِذَا اعْتَلَلْتَ ثَلَاثَ خِصَالٍ أَنْتَ مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذِكْرٍ وَ دُعَاؤُكَ فِيهَا مُسْتَجَابٌ وَ لَا تَدَعِ الْعِلَّةُ عَلَيْكَ ذَنْباً إِلَّا حَطَّتْهُ.
🔸 اى سلمان هر گاه كه بيمار گردى تو را در آن حال سه خصلت است:
1. مورد توجه خاص خداوندى.
2. دعايت در آن حال مستجاب است.
3. بيمارى گناهى براى تو باقى نمي گذارد و همه گناهان تو را از بین می برد.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص170.
🆔 @huoooo
29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 کرامتی از امام رضا علیهالسلام
🎙 صابر خراسانی
🆔 @huoooo
🔻 امام هادی(ع):
🔹 من کانَت لَهُ إلَی اللّهِ حاجَةٌ، فَلیزُر قَبرَ جَدِّی الرِّضا(ع) بِطوسٍ وهُوَ عَلی غُسلٍ، وَلیصَلِّ عِندَ رَأسِهِ رَکعَتَینِ، وَلیسأَلِ اللّهَ حاجَتَهُ فی قُنوتِهِ؛ فَإِنَّهُ یستَجیبُ لَهُ ما لَم یسأَل فی مَأثَمٍ أو قَطیعَةِ رَحِمٍ.
🔸 هر کس از خداوند حاجتی داشت، غسل کند و به زیارت جدّم رضا(ع) در توس برود و بالاسرِ آن حضرت دو رکعت نماز بگزارد و در قنوتش حاجت خود را از خداوند بخواهد، حاجتش را، در صورتی که درخواست گناه یا بُریدن پیوند خویشاوندی نباشد، برآورده خواهد ساخت.
📚 نهج الدّعا.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 نقل است كه شخصی، فردى را در راهى ديد و از او پرسيد از كجا مى آيى؟
آن فرد گفت: از مدينه.
آن شخص گفت: مردى از شما (مسلمانان) در شهر ما ساكن گرديده (و نامش را براى آن فرد برد) و ما را غنىّ نموده است.
آن فرد در پاسخ گفت: او مالى نداشت كه شما را بى نياز سازد؟
آن شخص گفت: ما را با مال بى نياز نكرد، بلكه كرم و بخشش را به ما آموخت، و برخى از او سخاوت را ياد گرفتند و ديگران به نوايى رسيدند و گشايشى در زندگيشان فراهم آمد.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص136.
🆔 @huoooo
🔘 نماز حضرت ابوذر رحمه الله
🔻 امام جواد ع فرمودند:
🔸 ابوذر غفارى(ره) از برجستگان صحابه ى رسول اللَّه ص بود. روزى خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: من در حدود شصت گوسفند دارم و نمى خواهم به آنها متوجه باشم، تا از درك حضور شما محروم گردم و [از طرفى] نمى خواهم آنان را به چوپانى ديگر بسپارم كه مبادا به آنها ظلم روا دارد. تكليف من چيست؟
حضرت ص فرمود: به گوسفندان خود رسيدگى كن.
ابوذر روز هفتم خدمت رسول اللَّه ص آمد.
حضرت ص فرمود: با گوسفندانت چه كردى؟
عرض كرد: قصّه عجيبى برايم پيش آمد.
فرمود: بگو.
🔸 عرض كرد: نماز مى خواندم، گرگ به گوسفندان حمله كرد، من نماز را بر گوسفندانم مقدّم داشتم. شيطان مرا وسوسه كرد كه: نماز مى خوانى و گرگ را بر گوسفندانت روا مى دارى و براى دنياى خود چيزى باقى نمى گذارى؟
در دل جواب شيطان را اين گونه دادم كه: توحيد به خدا و به رسول و دوستى على و ائمه طاهرين از اولادش- عليهم السّلام-، و دشمنى با دشمنان ايشان مرا بس است از دنيا و ثروت آن.
به نماز مشغول گشتم، گرگ آمد و گوسفندى گرفت و رفت. در اين ميان شيرى رسيد و گرگ را پاره كرد و گوسفند را به جاى خود بازگردانيد.
سپس شیر صدا زد: اى ابوذر! به نمازت مشغول باش، كه خدا مرا تا نماز مى خوانى، پاسبان گوسفندانت قرار داده است.
به نماز مشغول گشتم، ولى به شگفت درآمده بودم. وقتی از نماز فارغ گشتم، شير نزد من آمد و گفت: برو خدمت رسول اللَّه ص و بگو: خدا صحابه تو(ابوذر) را گرامى داشته و شيرى را موكّل گوسفندانش قرار داده است.
ابوذر وقتی جريان را خدمت رسول اللَّه ص نقل كرد، صحابه تعجّب كردند، ولى حضرت ص آن را تصديق نمود و فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين به چنين امرى ايمان داريم.
بعضى از منافقين كه حاضر بودند، گفتند: ميان ابوذر و رسول اللَّه توطئه اى است تا ما را بفريبند.
عدّه اى گفتند: مى رويم و وقتى نماز مى خواند اوضاع را مى نگريم، تا دروغش ظاهر گردد. رفتند و امر را چنان كه گفته بود يافتند؛ شير را ديدند كه به دور گوسفندان مى گردد و گوسفندان پراكنده را جمع آورى مى كند و چون ابوذر از نماز فارغ شد شیر به او گفت: اين گوسفندانت كه همگى سالم هستند، و هيچ از آنها كم نشده است.
🔸 شیر پس از آن صدا زد:
اى جمعيّت منافقين! که منكر محمّد و على و آل طيّبين مى شويد و انكار مى كنيد كه خدا مرا براى محافظت گوسفندان ابوذر بگمارد! قسم به آن كه محمّد و آل طيبش را گرامى داشت! خدا مرا مطيع و فرمانبردار ابو ذر قرار داده، اگر مرا امر كند تا شما را پاره و هلاك سازم، هلاك خواهم ساخت.
قسم به آن كه بالاتر از او قسم خورده نمى شود، اگر ابوذر خدا را به محمّد و آل طيبين او بخواند كه درياها را روغن و زنبق و شير بگرداند و كوهها را مشك و عنبر و كافور قرار دهد و شاخه هاى درختان را زمرّد و زبرجد بگرداند، هر آينه قرار خواهد داد، و از مسألت وى امتناع نخواهد فرمود.
وقتی ابوذر- رحمه اللَّه- نزد رسول خدا آمد، حضرت- ص- فرمود:
«يا أباذر! إنّك أحسنتَ طاعة اللَّه، فسخّر لك من يُطيعك فى كفّ العوادى عنك؛ فأنتَ من أفاضل مَن مدحَه اللَّه- عزّوجلّ- بأنّه يقيم الصّلاة.»
اى اباذر! تو طاعت خدا را نيكو انجام دادى، پس خداوند درندگان را از تو راند و كسى را مسخّر تو كرد تا از تو اطاعت نمايد، پس تو از برترين كسانى هستى كه خداوند او را در بپاداشتن نماز ستايش كرده است.
📚 پاسداران حريم عشق ؛ ج4 ؛ ص72.
🆔 @huoooo
🔹 جاءَ رَجُلٌ إِلَى الرِّضَا ع فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَقَدْ فَقَدْتُ نَفَقَتِي وَ لَمْ يَبْقَ مَعِي مَا يُوصِلُنِي إِلَى أَهْلِي فَأَقْرِضْنِي وَ أَنَا أَتَصَدَّقُ بِهِ عَنْكَ فَدَخَلَ دَارَهُ وَ أَخْرَجَ يَدَهُ مِنَ الْبَابِ وَ قَالَ خُذْ هَذِهِ الصُّرَّةَ وَ كَانَ فِيهَا مائتي [مِائَتَا] دِينَارٍ وَ قَالَ لَهُ لَا حَاجَةَ لَنَا إِلَى صَدَقَتِكَ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ لَا تُخْرِجُ وَجْهَكَ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِ السَّائِلِ.
🔸 مردى خدمت حضرت رضا ع آمد و عرض كرد كه اى پسر رسول خدا خرجى راهم را گم كرده ام و پولى ندارم كه مرا بسوى اهل و عيالم برساند به من پولى قرض بدهید، من هم که به وطنم رسیدم از طرف شما آن پول را صدقه مي دهم.
حضرت وارد اطاق شد دستش را از شكاف در بيرون كرد و فرمود: اين كيسه را بگير و در آن دويست دينار است و فرمود نيازى هم به دادن صدقه نداريم.
سائل عرض كرد: اى پسر رسول خدا چرا صورت خود را به من نشان ندادى؟
حضرت فرمودند: ما آل پيغمبر نمي خواهيم ذلت سؤال را در صورت سائل ببينيم.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص136.
🆔 @huoooo
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 اسم اعظم
🎙 حجه الاسلام بندانی نیشابوری
🆔 @huoooo