🔹 إسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كُنْتُ فِي الْحِيرَةِ لَيْلَةَ عَرَفَةَ فَرَأَيْتُ نَحْواً مِنْ ثَلَاثَةِ أَلْفٍ أَوْ أَرْبَعَةِ أَلْفِ رَجُلٍ جَمِيلَةٍ وُجُوهُهُمْ طَيِّبَةٍ رِيحُهُمْ شَدِيدَةٍ بَيَاضُ ثِيَابِهِمْ يُصَلُّونَ اللَّيْلَ أَجْمَعَ فَلَقَدْ كُنْتُ أُرِيدُ أَنْ آتِيَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع وَ أُقَبِّلَهُ وَ أَدْعُوَ بِدَعَوَاتِي فَمَا كُنْتُ أَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ كَثْرَةِ الْخَلْقِ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ سَجَدْتُ سَجْدَةً فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَلَمْ أَرَ مِنْهُمْ أَحَداً فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ تَدْرِي مَنْ هَؤُلَاءِ قُلْتُ لَا جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ قَالَ مَرَّ بِالْحُسَيْنِ ع أَرْبَعَةُ آلَافِ مَلَكٍ وَ هُوَ يُقْتَلُ فَعَرَجُوا إِلَى السَّمَاءِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ مَرَرْتُمْ بِابْنِ حَبِيبِي وَ صَفِيِّي مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ يُقْتَلُ وَ يُضْطَهَدُ مَظْلُوماً فَلَمْ تَنْصُرُوهُ- فَانْزِلُوا إِلَى الْأَرْضِ إِلَى قَبْرِهِ فَابْكُوهُ شُعْثاً غُبْراً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَهُمْ عِنْدَهُ إِلَى أَنْ تَقُومَ الْقِيَامَةُ [السَّاعَةُ].
🔸 اسحاق می گوید: به امام صادق ع عرض كردم: اى پسر رسول خدا ص فدايت شوم شب عرفه در حاير حسینی بودم، قريب سه، چهار هزار مردانى ديدم كه صورتهايشان زيبا و بويشان خوش و لباسهاى بسيار سفيد به تن داشتند و طول شب در آنجا به نماز خواندن مشغول بودند، اراده كردم به نزديك قبر شريف رفته و آن را بوسيده و دعاهائى نزديك قبر بخوانم ولى از كثرت خلق و ازدحام جمعيّت نتوانستم خود را به قبر برسانم و وقتى صبح طلوع نمود به سجده رفته و وقتى سر از سجده برداشتم احدى از آن مردان را نديدم.
امام ع به من فرمودند: آيا دانستى آنها چه كسانى بودند؟
عرضه داشتم: فدايت شوم، خير.
🔸 امام ع فرمودند: پدرم به من خبر دادند كه چهار هزار فرشته به حضرت امام حسين ع مرور كردند در حالى كه آن حضرت شهيد شده بودند پس آن فرشتگان به آسمان عروج كردند و حقتعالى به ايشان وحى فرمود:
اى گروه فرشتگان به پسر حبيب و برگزيده ام حضرت محمّد ص مرور نموديد در حالى كه او كشته و مقهور و مظلوم بود پس چرا او را كمك نكرديد؟
پس به زمين فرود آئيد و ملازم قبرش بوده و با حالى ژوليده و گرفته تا روز قيامت بر او بگرييد، پس اين فرشتگان نزد قبر بوده تا قيامت بر پا شود.
📚 كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص115.
🆔 @huoooo
🔻 امام حسن مجتبى (ع) فرمود:
🔸 گروهى از يهود نزد پيامبر خدا (ص) آمدند و دانشمندترين آنها از پيامبر چيزهايى را پرسيد، از جمله اينكه گفت: به من خبر بده از هفت خصلتى كه خداوند در ميان پيامبران فقط به تو و امت تو داده است؟
حضرت فرمودند: خداوند به من سوره فاتحة الكتاب و اذان و جماعت در مسجد و روز جمعه و نماز بر مرده ها و بلند خواندن سه نماز (صبح و مغرب و عشاء) و رخصت بر امتم به هنگام بيمارى و مسافرت، و شفاعت گناهكاران امتم را داده است.
يهودى گفت: راست گفتى يا محمد! پاداش كسى كه فاتحة الكتاب را بخواند چيست؟
حضرت فرمودند:
🔸 هر كس فاتحة الكتاب را بخواند، به تعداد هر آيه اى كه از آسمان نازل شده است پاداش مى دهد.
🔸 امّا اذان، مؤذنهاى امت من با پيامبران و راستگويان و شهدا و صالحان محشور مى شوند.
🔸 امّا جماعت، صفهاى امت من در زمين مانند صفهاى فرشتگان در آسمان است و خواندن يك ركعت نماز با جماعت معادل بيست و چهار ركعت است كه هر ركعت آن نزد خداوند از عبادت چهل سال محبوبتر است، هيچ مؤمنى نيست كه به سوى جماعت گام بردارد مگر اينكه خداوند دلهره هاى روز قيامت را از او برمى دارد و سپس بهشت را به او پاداش مى دهد.
🔸 اما روز جمعه، خداوند در آن روز اولين و آخرين را براى حسابرسى گرد مى آورد.
🔸 اما بلند خواندن نماز، به مقدارى كه صدايش مى رسد آتش از او دور مى شود و از صراط مى گذرد و شادمان مى گردد تا وارد بهشت شود.
🔸 هيچ مؤمنى نيست كه به جنازه ها نماز بخواند مگر اينكه خداوند بهشت را بر او واجب كند مگر اينكه منافق يا عاق والدين باشد.
🔸 امّا شفاعت من شامل كسانى است كه گناهان كبيره دارند جز اهل شرك و ظلم.
🔸 يهودى گفت: راست گفتى يا محمد! و شهادتین را گفت و مسلمان شد.
آن یهودی وقتی مسلمان شد، پوستى سفيد رنگ بيرون آورد كه در آن همه آنچه پيامبر گفته بود نوشته شده بود و گفت: يا رسول الله! سوگند به خدايى كه تو را به حق به پيامبرى مبعوث كرد، اين را جز از الواحى كه خداوند به موسى بن عمران نوشته بود، ننوشته ام، من در تورات فضل تو را خواندم تا در تو ای محمد شك كردم و من چهل سال نام تو را از تورات محو مى كردم و هر دفعه كه محو مى كردم، مى ديدم نام تو دوباره نوشته می شود و خوانده بودم كه اين مسائل را غير از تو كسى بيان نمى كند و اينكه در آن هنگام كه تو به اين مسائل پاسخ مى دهى جبرئيل در طرف راست تو و ميكائيل در طرف چپ تو و وصىّ تو در مقابل تو قرار مى گيرند.
پيامبر فرمود: راست گفتى، اينك جبرئيل در طرف راست من و ميكائيل در طرف چپ من و على بن ابى طالب ع روبروى من هستند.
📚 الخصال ؛ ج2 ؛ ص355.
🆔 @huoooo
نماهنگ التماس.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🎼 نماهنگ التماس
🎙 ستوده
🆔 @huoooo
🔻 بایزید بسطامی سقای امام صادق ع:
در طاعات و عبادات آفت هایی وجود دارد که نیاز نیست دنبال گناهان بروید.
📚 حلیة الاولیاء.
🆔 @huoooo
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 ثواب سلام بر امام حسین علیه السلام
🎙 حاج محمود کریمی
🆔 @huoooo
🔻 امام صادق ع:
🔹 إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخَذَ مِيثَاقَ الْعِبَادِ وَ هُمْ أَظِلَّةٌ قَبْلَ الْمِيلَادِ فَمَا تَعَارَفَ مِنَ الْأَرْوَاحِ ائْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ.
🔸 خداوند متعال از بندگان پيش از آن كه متولّد شده و به دنيا بيايند در حالى كه به صورت اشباح بودند ميثاق و پيمان گرفت.
ارواحى كه در آن عالم به واسطه اتّفاق رأى و اتّحاد ميثاق با هم آشنا شدند در عالم دنیا نیز بينشان اتّفاق شد و ارواح و اشباحى كه در رأى با هم متباين بوده از اين رو با هم آشنايى نداشته بلكه يك ديگر را انكار نمودند در عالم دنيا بينشان اختلاف پيدا شد.
📚 علل الشرائع ؛ ج1 ؛ ص84.
🆔 @huoooo
🔻 خداى تعالى مي فرمايد:
🔹 يَا عِبَادِي أَطِيعُونِي فِيمَا أَمَرْتُكُمْ وَ لَا تُعَلِّمُونَنِي بِمَا يُصْلِحُكُمْ فَإِنِّي أَعْلَمُ بِهِ وَ أَنَا لَا أَبْخَلُ عَلَيْكُمْ بِمَصَالِحِكُمْ.
🔸 فرمانبردارى مرا بكنيد در آنچه كه شما را فرمان مي دهم و مصالح خود را به من مياموزيد كه من بمصالح كارتان آگاهترم و من درباره ى مصالحتان بر شما بخل نمى ورزم.
📚 إرشاد القلوب؛ ج1 ؛ ص152.
🆔 @huoooo
🔹 رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ كَانَ إِذَا صَلَّى سُمِعَ لِصَدْرِهِ أَزِيزٌ كَأَزِيزِ الْمِرْجَلِ مِنَ الْهَيْبَة.
🔸 از پيامبر خدا (ص) روايت شده كه وقتى نماز مى خواند از ترس خدا از سينه اش صدايى چون صداى ديگ جوشان مى آمد.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص282.
🆔 @huoooo
🔘 کرامتی از شیخ حسنعلی نخودکی(ره)
🔻 حجّة الاسلام و المسلمین آقای سیدان فرمودند:
🔸 یکی از محترمین شیراز گفتند: من مرض قلبی داشتم و سه چهار بار باطری گذاشتم، عاقبت مصمّم شدم به تهران برای عمل مسافرت کنم.
در ماه مبارک رمضان یک دور قرآن برای مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی خواندم، قرآن تمام شد دیدم خوب نشدم، به شیخ خطاب کردم: ما کار خودمان را کردیم ولی از شما خبری نشد.
🔸 یکی از رفقای من به من تلفن کرد:
به زیارت فلانی که از کربلا آمده نمی آیی؟!
گفتم: بله. با هم به دیدن آن شخص رفتیم.
رفیقم گفت: من خوابی دیدم، ولی گفتم اگر این خواب را بگویم، ممکن است شما ترتیب اثر بدهی و بعد به دنبال عمل قلب نروی و بمیری و فرزندان شما مرا ملامت کنند، ولی حالا ان خواب را تعریف می کنم و باکی نیست.
🔸 رفیقم گفت: من دیدم در مشهد، سر قبر حاج شیخ حسنعلی اصفهانی هستم، ایشان از قبر بیرون آمد و به من گفت: دست خود را بر روی قلب رفیقت بکش و به او بگو: عمل نکن، قلب تو خوب می شود.
من به رفیقم گفتم: دست خود را روی قلب من بکش. رفیقم دست خود را روی قلب من کشید. به یکی از دکترهای قلب در شیراز مراجعه کردم، او پس از نیم ساعت معاینه با تعجّب گفت: قلب شما مانند بیست سال قبل کار می کند و خوب شده است.
📚 روزنه هایی از عالم غیب.
🆔 @huoooo
🔹 عنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بِنْت أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: خَرَجْتُ فِي آخِرِ زَمَانِ بَنِي مَرْوَانَ إِلَى زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع مُسْتَخْفِياً مِنْ أَهْلِ الشَّامِ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى كَرْبَلَاءَ فَاخْتَفَيْتُ فِي نَاحِيَةِ الْقَرْيَةِ حَتَّى إِذَا ذَهَبَ مِنَ اللَّيْلِ نِصْفُهُ أَقْبَلْتُ نَحْوَ الْقَبْرِ فَلَمَّا دَنَوْتُ مِنْهُ أَقْبَلَ نَحْوِي رَجُلٌ فَقَالَ لِي انْصَرِفْ مَأْجُوراً فَإِنَّكَ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ فَرَجَعْتُ فَزِعاً حَتَّى إِذَا كَادَ يَطْلُعُ الْفَجْرُ أَقْبَلْتُ نَحْوَهُ حَتَّى إِذَا دَنَوْتُ مِنْهُ خَرَجَ إِلَيَّ الرَّجُلُ فَقَالَ لِي يَا هَذَا إِنَّكَ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ عَافَاكَ اللَّهُ وَ لِمَ لَا أَصِلُ إِلَيْهِ وَ قَدْ أَقْبَلْتُ مِنَ الْكُوفَةِ أُرِيدُ زِيَارَتَهُ فَلَا تَحُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ عَافَاكَ اللَّهُ وَ أَنَا أَخَافُ إِنْ أَصْبَحَ فَيَقْتُلُونِّي أَهْلُ الشَّامِ إِنْ أَدْرَكُونِي هَاهُنَا قَالَ فَقَالَ لِيَ اصْبِرْ قَلِيلًا فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع سَأَلَ اللَّهَ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ فَأَذِنَ لَهُ فَهَبَطَ مِنَ السَّمَاءِ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ فَهُمْ بِحَضْرَتِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ يَنْتَظِرُونَ طُلُوعَ الْفَجْرِ ثُمَّ يَعْرُجُونَ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَمَنْ أَنْتَ عَافَاكَ اللَّهُ قَالَ أَنَا مِنَ الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِحَرَسِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع وَ الِاسْتِغْفَارِ لِزُوَّارِهِ فَانْصَرَفْتُ وَ قَدْ كَادَ أَنْ يَطِيرَ عَقْلِي لِمَا سَمِعْتُ مِنْهُ قَالَ فَأَقْبَلْتُ لَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ نَحْوَهُ فَلَمْ يَحُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ أَحَدٌ فَدَنَوْتُ مِنَ الْقَبْرِ وَ سَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ عَلَى قَتَلَتِهِ وَ صَلَّيْتُ الصُّبْحَ وَ أَقْبَلْتُ مُسْرِعاً مَخَافَةَ أَهْلِ الشَّامِ.
🔸 راوی مى گويد:
اواخر حكومت بنى مروان بود كه من براى زيارت قبر حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام در حالى كه از اهل شام پنهان مى داشتم از شهر كوفه خارج شده تا به كربلاء رسيدم.
پس در جايى مخفى شدم تا نيمى از شب گذشت سپس از مكان خود بيرون آمده و به طرف قبر رفتم و وقتى نزديك شدم مردى بطرف من آمد و گفت:
برگرد كه مأجور و مثاب مى باشى و تو اجازه نداری به قبر نزدیک شوی. پس نالان و با فزع و جزع برگشته تا نزديك طلوع صبح شد.
🔸 سپس به طرف قبر بازگشته تا نزديك آن شدم باز همان شخص به طرف من آمد و گفت: اى شخص تو اجازه نداری به قبر نزدیک شوی.
🔸 به او گفتم: خدا سلامتت بدارد چرا من اجازه ندارم به قبر نزدیک شوم؟ در حالى كه من از كوفه به نيّت زيارت آن حضرت آمده ام بنا بر اين تقاضا دارم بين من و بين قبر حائل نشوى تا زيارت كرده و سريع برگردم زيرا هراس دارم صبح شود و اهل شام من را در اينجا ديده و اقدام به كشتنم كنند.
آن شخص به من گفت: كمى صبر كن زيرا حضرت موسى ع از خداوند متعال درخواست نموده كه به او اذن زيارت قبر حسين بن على عليهما السّلام را بدهد و حقتعالى به وى اذن داده لذا وى با هفتاد هزار فرشته از آسمان به پایین آمده و هم اكنون در محضر امام عليه السّلام بوده و آن جناب را زيارت كرده و انتظار مى كشند فجر طلوع كرده تا به آسمان بروند.
🔸 راوى مى گويد: به آن شخص گفتم: خدا سلامتت بدارد كيستى؟
گفت: من از فرشتگانى هستم كه مأمور حفاظت و حراست قبر حسين بن علىّ عليهما السّلام و طلب آمرزش براى زوّار آن جناب مى باشند. پس برگشتم و نزديك بود بخاطر آنچه از او شنيده بودم عقلم بپرد.
🔸 راوى مى گويد: هنگامى كه فجر طلوع كرد جلو رفته كسى حائل و مانع نشد پس نزديك به قبر شده و سلام نمودم و كشنده گان آن حضرت را نفرين كرده و در همان جا نماز صبح را بجا آورده و بجهت خوف و هراسى كه از اهل شام داشتم سريع برگشتم.
📚 كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص111.
🆔 @huoooo
🔘 اهمیت نماز شب
🔻 یکی از اهل معرفت را در خواب ديدند:
گفتند:خدا با تو چه كرد؟
گفت: جز ركعتهايى از نماز كه در سحرها مى خواندم نفعى بحالم نداشت.
📚 پاسداران حريم عشق ؛ ج4 ؛ ص108.
🆔 @huoooo