🔻 خداوند متعال فرمود:
🔹 يا أحمد انّ العبادة عشرة أجزاء تسعة منها طلب الحلال فإنْ أطيب مطعمك و مشربك فأنت في حفظى و كنفى.
🔸 اى احمد! عبادت ده بخش است، نُه بخش آن در طلب [روزى] حلال است. اگر آب و غذايت حلال باشد، تو در حفظ و پناه من خواهى بود.
📚 جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي) ؛ ج22 ؛ ص210.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 یکی از اولیاء خدا فرموده است:
🔸 از آن زمان كه شنيدم خداى عزّ و جلّ در قرآن مى فرمايد:
«وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»
«روزى شما و آنچه به آن وعده داده شديد در آسمان است» (الذاريات 61/ 22)
هرگز غم روزى نخوردم و در طلب آن رنجى نبردم.
🆔 @huoooo
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 اثر خدمت به اهل بیت علیهم السلام تا به کجا؟!
🆔 @huoooo
🔻 امام حسن عسکری ع:
🔹 من أنس باللّه استوحش من النّاس.
🔸 هر كس با خدا انس بگیرد، از مردم بگريزد(و با مردم انس نگیرد).
📚 الدرة الباهرة ص46.
🆔 @huoooo
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 نتیجه خوش اخلاقی
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔸 سبب توبه یکی از اولیاء خدا این بود كه:
او خیلی زیبا بود و مال زیادی داشت و در دمشق زندگی می کرد و در مسجد جامع دمشق معتكف شد. آن ولیّ خدا را طمع در آن افتاد كه توليت آن مسجد به وى دهند. بدين سبب در آن مسجد معتكف شد. و يك سال دايم عبادت مى كرد، كه هر كه او را ديدى، در نماز بودى. با خود مى گفت: «تو منافق هستی».
🔸 بعد از يك سال شبى به تماشا بيرون آمد و به طرب مشغول شد. يارانش بخفتند. از تنبوری كه مى زدند، آوازى آمد كه: «يا فلان! چرا توبه نمى كنى؟» چون اين را بشنيد، متحيّر شد و به مسجد آمد. با خود گفت كه: «يك سال است خداى- عزّ و جلّ- را با ریا و نفاق مى پرستم. آیا بهتر نبود كه با اخلاص عبادت كنم و شرم دارم؟». آن شب با دلی صاف و با اخلاص خدا را عبادت كرد.
🔸 صبح که شد مردمان به در مسجد آمدند. گفتند: «در اين مسجد نقص هایی مى بينيم. باید متولّيى برای آن بگیریم». همه گفتند که «هيچكس لايق تر از آن ولیّ خدا نيست». و پيش او آمدند. در نماز بود. صبر كردند، تا فارغ شد. پس گفتند: «ما به شفاعت آمده ايم تا تو اين توليت را قبول كنى». آن ولی خدا گفت: «الهى تا يك سال تو را به ريا عبادت مى كردم هيچكس در من ننگريست، اكنون كه دل به تو دادم و با اخلاص تو را عبادت می کنم و دیگر خواستار تولیت نیستم، بيست كس را فرستادى، تا اين كار در گردن من كنند؟ به عزّت تو كه نخواهم پذیرفت». آنگاه از مسجد بيرون آمد و روى به كار آورد. و مجاهده در پيش گرفت.
🔸 نقل است كه این ولیّ خدا در سايه ديوارى خفته بود. مارى، شاخه ای از گل نرگس در دهان گرفته بود، و او را باد مى زد.
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
🔹 إِنَّ فِي جَهَنَّمَ وَادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقَالُ لَهُ سَعِيرٌ فَشَكَا إِلَى اللَّهِ شِدَّةَ حَرِّهِ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ أَنْ يَتَنَفَّسَ فَتَنَفَّسَ فَأَحْرَقَ جَهَنَّمَ.
🔸 در جهنم یک وادی وجود دارد بنام «سعير» كه جايگاه متكبران است، و از شدت حرارت خود به خدا شكايت می کند و از خدا می خواهد که یک نفسى بكشد، و چون خدا به او اذن می دهد و نفسی می کشد، در اثر تنفّس او جهنم می سوزد.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج1 ؛ ص178.
🆔 @huoooo
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 دیدار ملا محسن فیض کاشانی(ره) با مرتاض هندی
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 نوه مرحوم آیت اللَّه سید جمال گلپایگانی(ره) نقل کردند:
🔸 آیت الله بهجت(ره) می بیند آقا جمال گلپایگانی(ره) در وقت غیر مناسبی از منزل بیرون آمد، به دنبال ایشان راه می افتد، آقا جمال گلپایگانی به وادی السلام می رود و سر یک قبری می نشیند و مشغول می شود.
🔸 آقای بهجت هم در کناری می ایستد، بعد از ساعتی آقا جمال کارش تمام می شود. آقای بهجت می رود جلو، می گوید: آقا شما چه می گفتید و با چه کسی صحبت می کردید؟ آقا جمال جواب نمی دهد. آقای بهجت دوباره می گوید، آقا جمال اقناع نمی شود. بار سوم آقای بهجت ایشان را به حضرت علی ع سوگند می دهد، می فرماید: این جا ارواح دور هم نشسته اند و به صحبت و مذاکره می پردازند و از اشتغال اهل دنیا تعجّب می کنند.
📚 روزنه هایی از عالم غیب.
🆔 @huoooo