🔘 حکایت
🔻 یکی از اولیاء خدا می گوید:
✨ وقتى در بیابان با توكّل راه مى پیمودم، سه روز چيزى نيافتم.
ابليس بيامد و گفت: «پادشاهى و آن چندان نعمت را رها کردی، تا گرسنه به حج بروى؟ با تجمّل هم به حج می توان رفت».
گفتم: «الهى دشمن را بر دوست گمارى تا با زبانش بسوزاند؟ اين بیابان را به مدد تو قطع توانم كرد».
✨ آوازى شنيدم كه: «يا فلانی! آنچه در جيب دارى بينداز، تا آنچه در غيب است بيرون آريم». دست در جیب كردم، چهار دانگ نقره بود كه فراموش كرده بودم و در آنجا مانده بود. چون بينداختم، ابليس از من برميد و غذایی از غيب پديد آمد.
✨ معلوم شد كه ابليس گرد دنيادار گردد.
🆔 @huoooo
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 بیست سال اشکهایت بی اثر شد!!!
🎙 استاد عالی
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
💥 مَنْ كَسَا مُؤْمِناً كَسَاهُ اللَّهُ أَلْفَ حُلَّةٍ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِبَادَةَ سَنَةٍ وَ غَفَرَ لَهُ ذُنُوبَهُ كُلَّهَا وَ إِنْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ زَوَّجَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَلْفَ حَوْرَاءَ وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ جواز [جَوَازاً] عَلَى الصِّرَاطِ 💥
✨ هر كس مؤمنى را بپوشاند خداوند(چند چیز به او عطا کند):
1. هزار حله بهشتى به او بپوشاند.
2. هزار حاجتش را برآورد.
3. ثواب عبادت يك سال در نامه عملش بنويسد.
4. تمام گناهانش را بيامرزد اگر چه گناهانش از ستاره هاى آسمان بيشتر باشد.
5. روز قيامت ثواب هزار شهيد به او عنايت فرمايد.
6. هزار حورى بهشتى به او عطا فرمايد.
7. برايش برات آزادى از آتش و جواز عبور از صراط را بنويسد.✨
📚 إرشاد القلوب.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 از یکی از اولیاء خدا نقل است كه گفت:
✨ يك شب جبرئيل - عليه السّلام- را در خواب ديدم كه از آسمان به زمين آمد و صحيفه اى در دست داشت.
✨ سؤال كردم و گفتم كه «چه خواهى كرد؟».
گفت: «نام دوستان خدا را مى نويسم».
گفتم: «نام من را نيز مى نويسى؟».
گفت: «تو از ايشان نيستى».
نا امید شدم و گفتم: «من دوستان خدا را دوست می دارم».
✨ لحظه ای انديشه كرد، و گفت: «فرمان رسيد كه: اوّل نام تو را ثبت كنم!». كه در اين راه اُميد از نااميدى پديد آيد.
🆔 @huoooo
🔻 امیر المؤمنین ع:
💥 هربك من نفسك، أنفع من هربك من الأسد.
✨ گريختن از نفس سودمندتر از گريختن از شير است.
📚 نثر اللآلئ.
🆔 @huoooo
🔻 خداوند متعال می فرماید:
💥 و عزّتي و جلالي و عظمتي و قدرتي و علويّ و ارتفاع مكاني لا يؤثر عبد هواي على هواه إلّا جعلت غناه في نفسه، و كفيته همّه، و كففت عليه صنيعته، و ضمّنت السماوات و الأرض رزقه، و كنت له من وراء تجارة كلّ تاجر.
✨ به عزت و جلالم و به عظمت و قدرتم و به مقام والا و علو مكانم سوگند، هر بنده اى كه خواست مرا بر خواست نفس خود مقدم بدارد، من بی نیازی را در نفسش قرار مى دهم و همّ او را برطرف مى نمايم و در كارهايش به وى كمك مى كنم و در آسمانها و زمين روزى او را ضمانت مى كنم و من در پشت سر هر تجارتِ تاجری، فکر او هستم.
📚 الجواهر السنية في الأحاديث القدسية.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 از شخصی نقل است كه گفت:
✨شبى در مسجد بيت المقدس خود را در ميان بوريايى پنهان كردم، چون خادمان نمى گذاشتند كه كسى در مسجد باشد. وقتی پاره اى از شب گذشت، درب مسجد گشاده شد و پيرى با چهل نفر داخل شد.
آن پير در محراب رفت و دو ركعت نماز كرد و پشت به محراب نهاد. يكى از ايشان گفت: «امشب كسى در اين مسجد است كه از ما نیست». آن پير تبسّم كرد و گفت: «فلانی است. چهل شبانروز است که حلاوت عبادت نمى يابد».
✨ آن شخص می گوید چون اين را بشنيدم، بيرون آمدم و گفتم: «راست مى گویی. به خدا بر تو است كه بگويى كه آن به چه سبب است».
گفت: «فلان روز در بصره خرما خريدى. خرمايى افتاده بود. پنداشتى كه از خرماى توست، برداشتى و بر خرماى خود نهادى و خوردی».
✨ چون اين سخن بشنيدم، نزد خرما فروش آمدم و از او حلالیت طلبیدم. خرما فروش مرا حلال كرد. و گفتم: «چون كار بدين باريكى است، من ترك خرما فروشى كردم».
✨ آن شخص دكان برانداخت و در كار آخرت آمد. آخر الامر از جمله ابدال گشت.
🆔 @huoooo
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔲 چرا بهتره ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه بریم سر قبر اموات؟!
🆔 @huoooo
🔻 پیامبر ص:
💥 مَا عَالَ مَنِ اقْتَصَد.
✨ هر کس ميانه روى داشته باشد، نيازمند نخواهد شد.
📚 عدة الداعي و نجاح الساعي ؛ ص84.
🆔 @huoooo
🔻 امام باقر عَلَيْهِ السَّلاَمُ فرمودند:
💥 قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي لاَ أُخْرِجُ لِي عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا أُرِيدُ رَحْمَتَهُ إِلاَّ اسْتَوْفَيْتُ كُلَّ سَيِّئَةٍ هِيَ لَهُ إِمَّا بِالضِّيقِ فِي رِزْقِهِ أَوْ بِبَلاَءٍ فِي جَسَدِهِ وَ إِمَّا خَوْفٍ أُدْخِلُهُ عَلَيْهِ فَإِنْ بَقِيَ عَلَيْهِ شَيْءٌ شَدَّدْتُ عَلَيْهِ الْمَوْتَ وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ قَالَ اللَّهُ وَ عِزَّتِي لاَ أُخْرِجُ لِي عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا وَ أُرِيدُ عَذَابَهُ إِلاَّ اسْتَوْفَيْتُهُ كُلَّ حَسَنَةٍ لَهُ إِمَّا بِالسَّعَةِ فِي رِزْقِهِ أَوْ بِالصِّحَّةِ فِي جَسَدِهِ وَ إِمَّا بِأَمْنٍ أُدْخِلُهُ عَلَيْهِ فَإِنْ بَقِيَ عَلَيْهِ شَيْءٌ هَوَّنْتُ عَلَيْهِ الْمَوْت.
✨ خداوند تبارك و تعالى فرموده است: سوگند به عزّتم! من بندهاى را از دنيا نمىبرم كه بخواهم مورد رحمت خود قرارش دهم مگر آن كه هر سيّئه و خطايى كه داشته باشد از بين مىبرم، يا به وسيلۀ تنگى و سختى در معاش؛ يا به وسيلۀ مرض و بلا در جسدش؛ يا به وسيلۀ خوف و ترسى كه بر او وارد مىسازم؛ و چنانچه چيزى باقى مانده باشد مرگ و جان دادن را بر او سخت مىگيرم.
✨ و حضرت نيز فرمود خداوند فرموده است: سوگند به عزّتم! خارج نمىكنم از دنيا بندهاى را كه بخواهم عذابش كنم مگر آن كه تمامى حسناتش را به توسعه در معاش؛ يا صحّت و سلامتى در جسمش، يا ايمنى در زندگيش، در همین دنیا پاداش مىدهم، پس اگر چيزى باقى مانده باشد مرگ و جان دادن را بر او آسان مىگيرم.
📚 المؤمن.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
🔻 یکی از اولیاء خدا می گوید:
✨ روزى مى رفتم. به كنار رودى رسيدم. قصری ديدم به كناره آب. رفتم و وضو گرفتم، چون فارغ شدم، ناگاه چشم من بر بام قصر افتاد. كنيزكى را ديدم که بر كنگره قصر ايستاده و خیلی زیبا بود. خواستم تا او را بيازمايم.
✨ گفتم: «اى كنيزك تو چه کسی هستی؟».
گفت: «اى فلانی چون از دور تو را بديدم، پنداشتم ديوانه اى. چون به نزديك آمدى، پنداشتم كه عالمى. چون نزديكتر آمدى، پنداشتم كه عارفى. ولی خوب نگاه كردم و دیدم هيچ كدام نیستی».
✨ گفتم: «چطور؟».
گفت: «اگر ديوانه بودى، وضو نمی گرفتی. و اگر عالم بودى، به نامحرم نگاه نمی کردی. و اگر عارف بودى، چشمت به غیر از خدا خوش نمي امد». اين بگفت و ناپديد شد.
✨ فهمیدم كه او آدمى نبود بلکه برای بیداری من بود. مرا آتشى در جان افتاد. خود را به سوى دريا انداختم. جماعتى سوار كشتى مى شدند. من هم سوار شدم.
✨ بازرگانى در كشتى بود و گوهرى را گم کرده بود. همه گفتند که آن گوهر را تو دزدیده ای. و مرا اذیت مى کردند و کوچک مى شمردند. من خاموش بودم. چون كار از حد بگذشت، گفتم: «خداوندا تو مى دانى». بعد از آن هزار ماهى از دريا سر بر كردند، هر يك گوهرى در دهان گرفته. آن ولی خدا يكى بگرفت و بديشان داد.
✨ اهل كشتى- چون چنان ديدند- در پايش افتادند و عذر خواستند.
🆔 @huoooo