قرآن برایمان قصّه میگوید:
زنی سالخورده و نازا باردار شد.
دختری مجرد و پاکدامن، فرزندی به دنیا آورد.
چاقویی گلویی را نبرید.
آتشی نسوزاند.
ماهیای، بندهای را بلعید ولی او را هضم نکرد.
شتری از دل صخره بیرون آمد.
ماهی دو نیم شد.
نوزادی سخن گفت.
دریایی شکافته شد.
عصایی اژدها شد.
قرآن انگاری میخواهد آخر قصههایش را وصل کند به قادر بودنِ راویِ قصّهها.
میخواهد به ما بگوید ان الله علی کل شیء قدیر دروغ نیست.
خالقِ قصّه، پایانِ قصّه را خوب میداند ...
#خدای_معجزه_های_بزرگ
کپی شده از : https://ble.ir/vabel/6167844639375244719/1773666403011