•
در خلوت اشک میریزم و با بهت به روبانِ مشکی قاب عکستون نگاه میکنم؛
و وقت حضور در میدان، به تبعیت از شما اشدا علی الکفارم. همونجوری که خودتون دستور دادید. دشمن قرار نیست ضعفی از ما ببینه. ما بچههای شماییم. تربیت شدهی مکتب شماییم. چشمِ امیدتون به ما دهه هشتادیاست...
| @ianashid
•
این همون آزادیِ وعده داده شدهی ترامپه. حالا هشتک بزن برای آزادی...
| @ianashid
•
تجزیه؟
به خیال جدا کردن یک وجب از ایران بمیرید؛
تنها چیزی که تجزیه میشود خانههاتان و جسدهاتان است!
| @ianashid
•
بستهست بیتو دفترِ شبهای شعرِ بیت
بدرود بیتِ آخرِ شبهای شعرِ بیت...
| @ianashid
•
اصلا یک بخشِ مهمِ علاقهی من به ادبیات بخاطر توجهات شما بود. آنطور که روی صندلی تکیه میدادید و با تمامِ مشغلهای که یک رهبر و فرمانده میتواند داشته باشد، لبخند به لب و متفکر اعلام میکردید اگر به جای دعوا، دعوی بیاید، به زبان فارسیِ امروزی بیشتر شبیه است. که با ریزبینی و دقتنظرِ یک چریک تک به تک کلمات را زیر نظر میگرفتید؛ چون به فرمودهی خودتان کلمه سلاحی مهم است و صاحبان قلم مهمتر. که در جلسات ادبی طوری صحبت میکردید که انگار تمامیِ عمر شریفتان را پژوهشگرِ ادبیات فارسی بودهاید. کدام رهبر یا فرمانده یا حتی مسئول در دنیاست که حضورش در نمایشگاه کتاب تاخیر نخورد؟ که تعداد و اسامی کتابهای کتابخانهاش دهانِ فلسفهخواندهها و رماندوستها و مورخان و سیاستمداران را از تحیر باز بدارد و همچنین در پزشکی و هنر و ورزش و مهندسی هم سر رشته داشته باشد؟ از بینِ تمامی رشتهها ادبیات فارسی را برگزیدم که شاید دستاویزی باشد برای رسیدن به افطارِ نیمهی رمضانِ بیت...
از سیاهیِ سحرِ یازدهم ماهِ مبارک چشممان دیگر به سپیده نمیرسد؛ تا آفتاب ظهورِ مهدی موعود از پسِ کوههای غیبت طلوع کند...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
صدای الله اکبر ما از صدای بمبها و موشکها و جنگدههای شما بلندتره...
| @ianashid
آنـــاشید | آنا نعمتی
•
تا نفس دارم زیر این پرچم سینه میزنم، روزی هم که نفس نداشته باشم با این پرچم کفن میشم.
انشاالله.
| @ianashid
زمان:
حجم:
735.7K
•
حتی به سوگ هم که نشستید، شاعران
هرگز مباد شعرِ پریشان بیاورید!
محفلِ شعر امین؛ اینبار بدونِ امین...
(امین، تخلص حضرت آقا)
شعر از سیده اعظم حسینی
| @ianashid
•
انقدر آزادیخواهن که حتی سالن دوازده هزار نفری ورزشگاه آزادی رو هم براتون تغییر دکوراسیون میدن.
| @ianashid
•
دستام از سرما میسوزه و بند انگشتام ترک خورده. ولی دلم گرمه از عشقی که به وطنم دارم...
| @ianashid
•
وقت خونه تکونیه.
تا نوروز منطقه رو از زباله پاک میکنیم.
| @ianashid
•
احتمالا این ساعتها که ما دلمان پر میکشد برای طلاییِ ششگوشه و قلبمان از نبودتان تکه ذغال گداختهایست؛
در سکوت زانو به زانوی سیدالشهدا نشستهاید و فقط سیمای بیمثالش را زیارت میکنید. زبان به کام است و دلتان گزارش کار میدهد از یک عمر مجاهدت. اما نه. یقین دارم حسینِ مهربانِ فاطمه تک به تکشان را به چشم دیده و برایشان دعا کرده. نگاهش کنید آقا. به جایِ تمام ما سینه سوختهها، حسین را زیارت کنید. که این شبها اگر فراقتان حناق شد بر گلویمان، به دستور خودتان عمل کردیم که فرمودید: برای سیدالشهدا اشک بریزید. خداقوت ابرمردِ شهیدِ حسینیِ خامنهای! رزقِ زیارتِ ارباب بیکفنِ آزادهی ما، نوشِ جانتان...
| @ianashid