eitaa logo
آنـــاشید | آنا نعمتی
1.1هزار دنبال‌کننده
76 عکس
6 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا؛ مربی 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید...🙏🏻 @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• دستام از سرما می‌سوزه و بند انگشتام ترک خورده. ولی دلم گرمه از عشقی که به وطنم دارم... | @ianashid
• وقت خونه تکونیه. تا نوروز منطقه رو از زباله پاک ‌می‌کنیم. | @ianashid
• احتمالا این ساعت‌ها که ما دلمان پر می‌کشد برای طلاییِ شش‌گوشه‌ و قلب‌مان از نبودتان تکه ذغال گداخته‌ای‌ست؛ در سکوت زانو به زانوی سیدالشهدا نشسته‌اید و فقط سیمای بی‌مثالش را زیارت می‌کنید. زبان به کام است و دلتان گزارش کار می‌دهد از یک عمر مجاهدت. اما نه. یقین دارم حسینِ مهربانِ فاطمه تک به تک‌شان را به چشم دیده و برایشان دعا کرده. نگاهش کنید آقا. به جایِ تمام ما سینه سوخته‌ها، حسین را زیارت کنید. که این شب‌ها اگر فراق‌تان حناق شد بر گلویمان، به دستور خودتان عمل کردیم که فرمودید: برای سیدالشهدا اشک بریزید. خداقوت ابرمردِ شهیدِ حسینیِ خامنه‌ای! رزقِ زیارتِ ارباب بی‌کفنِ آزاده‌ی ما، نوشِ جانتان... | @ianashid
• برای آزادی... | @ianashid
• جیگرم می‌سوزه از دیدن آدمایی که تا دیروز دم زدن از ولایت و آقا مخاطبین‌شون رو کم می‌کرد و حالا که آقا [وایرال!] شدن، مدام از ایشون می‌گن و یهو شدن جان‌فدای رهبر... بمیرم برای غربتت که یه سری از همین بچه هیئتیام قبولت نداشتن... | @ianshid
به بهانه‌ی روز درختکاری... این متن رو همچین ساعت‌هایی سالِ گذشته نوشتم... 👇🏻
• «بـُــرنـــا» دیگر به باغ نمی‌مانست‌. آفت‌زده بود. موریانه‌ها و ملخ‌ها و کرم‌ها، جایی برای رشد و زندگیِ گیاهان نگذاشته بودند. مرد دلش می‌تپید برای باغ. برای سرسبزی‌اش. می‌خواست بهار باشد. برنا باشد. بعد هم عطرِ آن بپیچد در همه‌ی جهان‌. و تمام نباتاتی که در سایه‌ی ظلم بودند، خود را به نورِ‌ سبزه‌زار برسانند. دیگر در هیچ‌کجا، گُلی شکایت از سردیِ سایه و تیزیِ شاخکِ ملخ‌ها نداشته باشد. موریانه‌ها، نیت مرد را فهمیدند. لشکر شدند و پایش را از باغ بریدند. به راغ فرستادندش. مرد از پای ننشست. بسم‌الله گفت. لشکرش؟ خدا بود. خدا از قدرت خود به جانِ او دمید. مردمان هم‌دل شدند با مرد. آفت‌کشی کردند. نهال‌ها کاشتند. علف‌هرزها را کندند. حدیقه‌ای ساختند. خورشید به رویشان خندید و پدران جوی‌ها روان کردند و دخترکان، نسترن و یاس و نرگس شدند در جای‌جایش. آباد شد. عطرش، گوش به گوش در مشام دنیا پیچید. ثمر داد. گلستان شد. گرگ و کفتار و روباه، دندان تیز کردند برایِ حاصلش. پنجه انداختند. سرو و کاجِ جوانانِ باغ اما سینه سپر کردند. لاله شدند... روزها می‌گذرد از به پا خواستن مرد برای حیات بخشیدن به خاک. سِدر شده‌ایم اما. دوش به دوش. حصاری ساخته‌ایم از جنسِ عشق. نکند حشرات و رطوبت و تورم و سوزِ زمستان، لطمه‌ای به باغ‌مان بزند. نامردمان دست درازی کنند اگر، صف به صف لاله می‌شویم برای حفاظت از فردوس‌مان... ما به استواریِ بیدِ مجنون‌‌مان که بر شاخ و برگِ عمرش، برفِ رشادت و جوانمردی و ایمان نشسته، هنوز پابرجاییم. کوریِ چشم تمام آفت‌ها... به بهانه‌ی پانزدهم اسفند‌ماه؛ روز درختکاری ۱۴۰۳ «آنا نعمتی» | @ianashid
• ما؟ به استواریِ باغِ سرسبزی که ریشه‌های ایمان و اقتدارِ بیدِ مجنون‌مان ساخته، هنوز پابرجاییم. کوریِ چشمِ تمام آفت‌ها... | @ianashid
• وداع به تاخیر افتاده؟ رسانه‌ها از کدام وداع حرف می‌زنند؟ مرامِ شما که هربار با ابهتِ موسی دریایِ پرده‌های آبی بیت را شکافتید و به دلِ طوفان حوادث زدید مگر وداع می‌داند؟ | @ianashid
• خیابان انقلاب را زدید به امید نابودیِ انقلاب؟ در خوشیِ کوتاه مدت خود بمیرید که این انقلاب تا به حال به دستِ فرزندان علی هدایت و حالا که سَروَش با خونِ علی آبیاری شده و جان تازه گرفته، مستحکم‌تر است... | @ianashid
زمان: حجم: 13.9K
• این ملت رو از چی می‌ترسونین؟ وقتی از بالای سرشون رد می‌شین و صدای تکبیر و ایمان‌شون از هیاهوی جنگنده‌هاتون بلندتره... | @ianashid
• هفته‌ی گذشته حوالی همین ساعتا تو مدرسه سر کلاس دومیا بودم که گفتن به بیت حمله کردن. هیچ آشوبی ولی ته دلم نبود. آخه می‌دونید؟ ما خیالمون راحت بود که جای شما امنه. که با اقتدار کنار تیم فرماندهی هستین. سحر یکشنبه وقتی خبر رو شنیدم، بیشتر از همه‌ی عمرم خجالت کشیدم. من می‌دونستم مرام و غیرتِ علی‌وار شما اهل فرار و پنهان شدن نیست. که جمعه‌ی نصر با وجود تهدیدای شدید ترسوها، نماز ظهر و عصر خوندین و بعد هم یه خطبه طولانی. ولی فکرشو نمی‌کردم که مثل همیشه منزل‌تون باشید. حلال‌مون کنید که حتی ما فداییای شما هم فکر می‌کردیم جاتون امنه... «آنا نعمتی» | @ianashid