•
دعای عرفه، توی دلت را خالی میکند.
توی دلت هی اسب شیهه میکشد، هی شمشیر تیز میکند، هی صدای سوختنی میآید. وقتی اربابِ ما میگوید: راضیام به تقدیرت، وقتی میگوید: با حلقومم گواهی میدهم که هست، این حرفها بویِ خون میدهد. اینها همه روضههای مکشوفند.
📚 خالِ سیاه عربی
| @ianashid
•
خوشبختترین؟ نمیدانم.
اما اینکه آن آدمهای احرام بسته در عرفات باشند و همزمان حسینِ خدا را زیارت کنند و دعا را از حنجرهی بهشتیش بشنوند، توفیق میخواهد. آنها تنها کسانِ تاریخ بودند که تمام اعمال عرفه را یکجا انجام دادند. کاش قدر دانسته باشند حاجیانِ سالِ ۶۱ هجری قمری...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
حرامیان مقطعالاعضا چه میدانستند؟ تو بابت بند بند وجودت شکر کردی و آنها قطعه قطعهشان...
| @ianashid
•
اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَ
تو به خدا مشتاقی و ما به تو، سیدالشهدا...
| @ianashid
•
وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ
همهی افتخارم این است از خاک آفریدهای مرا. که صاحبم بوتراب باشد. علی...
| @ianashid
•
نُورِ بَصَرى...
هرچه پلک میزد علی میدید. به وسعت تمام صحرا. نور چشمانش در تمام دشت تلالو میکرد...
| @ianashid
•
وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینی
گفت پیشانیات محل سجدههای طولانی مادر. کجا بود امالبنین که ببیند سر عباسش را به دستمالی بسته بودند تا از هم... آه...
| @ianashid
•
رقیه دعای عرفهات را شنیده بود که اینطور جزء به جزء دنبالت میگشت.
لبت؟ رگهای گردنت؟ دندانت؟
| @ianashid
•
وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى
چقدر از خودشان شرمندهاند استخوانهای قفسه سینهات. که نتوانستند غروب روز دهم بیشتر مقاومت کنند. که صدای شکستنشان به گوش مخدرات نرسد...
| @ianashid
•
وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى
همهشان نذرِ سربلندی و ایستادگی جمهوری ایران عزیز اسلامی...
| @ianashid
•
فَاَحْسَنْتَ صُورَتى
تاریخ نوشته یزید دستور داده بود سر مطهر را آراسته به بزمش بیاورند. شانه بزنند و ببافند. سرمه بکشند.
بیارایند؟ یزید نمیدانست، خدا پس از آفریدن حسینش بود که فرمود فتبارک الله احسن الخالقین...
| @ianashid
•
اِلهى اِلى مَنْ تَکِلُنى؟
تمام اضطرار و بیچارگیام را کف دست گرفتهام امروز. منِ جامانده از رحمتِ رمضانت. مرا به که واگذار میکنی خدا؟
| @ianashid