•
لـرزد از بیـم جـدایـی استخـوانـم بند بند
هر کجا بینم فلک سازد دو یار از هم جدا
- صائب تبریزی
| @ianashid
•
رسانهها از کدام وداع حرف میزنند؟
مرامِ شما که هربار با ابهتِ موسی دریایِ پردههای آبی بیت را شکافتید و به دلِ طوفان حوادث زدید مگر وداع میداند؟
| @ianashid
•
بهار دارد تمام تلاشش را میکند؛
اما ما هنوز در زمستان ماندهایم.
| @ianashid
•
قال إنك تشبهين وطنك كثيراً؛
متعبة، حزينة وجميلة.
گفت تو شباهتِ بسیاري با وطنت داری؛
خستهای، غمگینی و زیبـا.
| @ianashid
•
شیپورِ جنگ را زده و
یکباره صلح میطلبید؟؟!
ابلیسزادگان پلید؛
ای بدترینِ اهل زمین!
با ما رسیدگان به یقین، پس مایلید قمار کنید...
| @ianashid
•
نشستهام به تحیر. که به کدام خطِ مقتل، تو را گریه کنم؟ در روضهی خیانت کوفیان به مسلم؟ یا زانو به زانوی آن دخترک یتیم که دلش هوای گیسوان بافته به دست پدرش را کرده بود؟ همپایِ رباب، تشنگیات را لطمه بزنم یا میانهی میدان همراهِ زینب، اربا اربا شدنت را؟ یا کنار خیمهی مخدرات آشوب جانم را فریاد کنم که ای اهل حرم میر و علمدار نیامد؟ کلمهها تب کردهاند. قلم به سینهزنی افتاده. نفس به شماره. چشمها به خون. ماجرای گودال و هزار تَن و هزار تُن، جانکاه است. بغضِ فروخوردهام تیغ است در گلو. حالا نبودنت به صد و چندشب رسیده و هنوز غمِ تو را سیر نباریدهام عزیزدلم...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
گفت
باباها همیشه برای شنیدن حرف دختراتون وقت بذارین! حسین با سر اومد خرابه که حرفای دخترشو بشنوه...
| @ianashid