🗞 نشریه دانشجویی صراط
🔰 شماره ۱، فروردین ۱۴۰۵
🔹صاحب امتیاز: کانون صراط
🔸مدیرمسئول: علی اکبر احمدی
🏛 دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد
🔍 مشاهده و دریافت نشریه در سامانه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🆔 @iaumag
🌐 stumag.iau.ir
بیبی همیشه قصّههای ناب میگفت
این بار او از غصّه مهتاب میگفت
میگفت روزی در دبستان توی یک شهر
خانم معلم درس "بابا آب"میگفت
در صبحگاه مدرسه ناظم سَرصبح
از جشن نوروزی دَمِ تالاب میگفت
توی کلاس دینی چهارم معلّم
از فتنههای غزوه احزاب میگفت
توی کلاس پنجم از تاریخ ایران
از رزم بین رستم و سهراب میگفت
روز نُهِ اسفند بود و بوی باروت
از مادری غمدیده و بیتاب میگفت
در زنگ آخر ناگهان قصّه عوض شد
اخبار هم از غصّه میناب میگفت
✍🏻 شاعر: #روحالله_راوینیا
🌷 #میناب
🏛 #دانشگاه_آزاد_اسلامی_مشهد
🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🆔 @iaumag
🌐 stumag.iau.ir
نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🟠 در نظم جدید پساجنگ، ایران باید خود را چگونه تعریف کند؟
🔷 جنگ باید به دستاوردی ملموس و تعیینکننده در نظام جهانی جدید برسد.
💠 جنگ جاری فراتر از تقابل صرف میان ایران و آمریکا است و نشانهای از تغییری بنیادین در نظم جهانی به شمار میآید. تحلیل این تحولات مستلزم آن است که بررسی شود در صورت توقف جنگ بدون دستیابی به نتیجهای مشخص، هر یک از طرفین چه دستاوردها و چه پیامدهایی خواهند داشت.
اهداف ایالات متحده در جنگ با ایران:
💠 برخلاف برداشتهای رایج، هدف اصلی آمریکا نه مسئلهٔ انرژی هستهای ایران است و نه تصاحب منابع نفتی کشور. ایالات متحده با در اختیار داشتن منابع داخلی، کنترل بر نفت خلیج فارس و نفوذ در ونزوئلا، از نظر انرژی در وضعیت باثباتی قرار دارد. نگرانی اصلی واشینگتن، افزایش سهم چین از منابع انرژی جهانی و گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی پکن است.
💠 هدف راهبردی آمریکا، مهار چین از طریق تسلط بر مسیرهای حیاتی انرژی است، از این رو ایران به عنوان گرهای کلیدی در مسیرهای ترانزیتی و ژئوپلیتیکی پروژهٔ «جادهٔ ابریشم»، نقش تعیینکنندهای دارد. واشینگتن در پی آن است که با تضعیف یا فروپاشی ساختار حاکمیتی ایران، به کنترل غیرمستقیم بر این مسیر دست یابد. چه از راه تجزیه، چه از راه ایجاد حکومتی وابسته و ناپایدار.
پیامدهای توقف جنگ بدون راهبرد مشخص برای ایران:
💠 در صورت توقف جنگ بدون نتیجهای روشن، ایران با خسارات نظامی، اقتصادی و زیرساختی گستردهای مواجه خواهد شد. فشارهای ناشی از تحریم، تورم بالا و رکود میتواند به شکلگیری موجی جدید از نارضایتیهای اجتماعی منجر شود، هرچند در عین حال روحیه و انسجام ملی به واسطه جنگ حاضر افزایش یافته است.
💠 در سطح بینالمللی، بازسازی اعتماد کشورهای منطقه، به ویژه در حاشیه خلیج فارس، دشوار خواهد بود و نظام مالی و بانکی کشور با بحرانهای تازهای روبهرو میشود.
ضرورت تدوین راهبرد ملی و دیپلماسی تهاجمی:
💠 ایران باید از دیپلماسی صرفاً دفاعی به دیپلماسی تهاجمی گذر کند. سخنرانی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای میتواند نقشی راهبردی در اعلام «سند جامع سیاست جنگ و صلح ایران» ایفا کند، سندی که ضمن تعیین اهداف ملی، کشورهای منطقه را به گفتوگویی مشترک برای پایان بحران فراخواند و آمریکا را به حاشیه براند.
💠 چنین رویکردی همسو با بیانیه اخیر چین است که اسرائیل را عامل اصلی بیثباتی خاورمیانه دانسته و هشدار داده است در صورت عدم خلع سلاح اسرائیل، خطر بروز جنگ جهانی سوم افزایش مییابد. چین نیز میداند که شکست ایران، دسترسی مستقیم آن به مسیر حیاتی پروژهٔ جاده ابریشم را از میان میبرد.
روایتسازی و بازتعریف هویت اسلامی-منطقهای:
💠 یکی از چالشهای اصلی ایران تاکنون، ضعف در روایتسازی مؤثر از جنگ و جایگاه خود در میان ملتهای مسلمان بوده است. لازم است ایران با تکیه بر مبانی دینی و تمدنی، زمینهٔ همگرایی اسلامی را تقویت کند.
💠 ایدهٔ «بهار اسلامی» میتواند با بازسازی گفتمان وحدت و هویت تمدنی امت اسلامی، پاسخی عملی به سلطهطلبی غرب و بازنمایی تحریفشدهٔ رسانههای جهانی باشد. ایستادگی ایران در برابر قدرتمندترین نیروی نظامی جهان فرصتی تاریخی برای خلق روایت و هویت تمدنی نوین است.
💠 جمعبندی و پیشنهاد راهبردی:
۱- تدوین و اعلام سند راهبردی جنگ و صلح جمهوری اسلامی ایران.
۲- گسترش روایتسازی اسلامی و منطقهای در میان ملتهای مسلمان (بهار اسلامی).
۳- دعوت کشورهای اسلامی به گفتوگوی منطقهای و تشکیل کنسرسیوم مشترک برای صلح و امنیت پایدار.
۴- شکلگیری چارچوب تصمیمگیریها بر اساس ابتکار و هویت مستقل جهان اسلام، نه فشار قدرتهای فرامنطقهای.
💠 جهان در حال تغییر است. اگر ما برای خود هویت، روایت و مسیر مشخصی تعریف نکنیم، دیگران آن را خواهند نوشت. ایران باید این جنگ را به نقطهای برساند که دستاوردی ملموس و تعیینکننده در عرصه داخلی و نظام جدید جهانی به همراه داشته باشد، در غیر این صورت، پایان بدون نتیجهٔ آن تبعات سنگینی برای کشور به جا خواهد گذاشت.
✍🏻 دکتر احسان نگینی
کارشناس مسائل راهبردی و رسانه
عضو هیئت تحریریه فصلنامه راز ذهن
🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🆔 @iaumag
🌐 stumag.iau.ir
💠 خستگی خبری؛ وقتی بحران عادی میشود
در روزهایی که حجم اخبار بهطور مداوم افزایش مییابد، واکنش اولیه مخاطبان معمولاً با حساسیت، پیگیری و درگیری ذهنی بالا همراه است. اما این وضعیت پایدار نمیماند. با تداوم انتشار اخبار—بهویژه در شرایط بحران—بهتدریج پدیدهای شکل میگیرد که میتوان آن را «خستگی خبری» نامید.
در این وضعیت، مخاطب همچنان در معرض خبر است، اما کیفیت توجه او تغییر میکند. پیگیریها سطحیتر میشود، واکنشها کاهش مییابد، و آنچه در ابتدا نگرانکننده یا شوکآور بود، بهمرور به بخشی از جریان عادی اطلاعات تبدیل میشود.
خستگی خبری، نه به معنای بیاهمیت شدن بحران، بلکه نتیجه «اشباع ادراکی» است.
در چنین شرایطی، رسانهها نیز وارد فاز متفاوتی از تولید محتوا میشوند. برای حفظ توجه مخاطب، گاهی از الگوهایی استفاده میشود که پیشتر نیز در ادبیات رسانهای شناخته شدهاند: برجستهسازی بیش از حد، تیترهای هیجانی، یا روایتهایی که بیش از آنکه بر دقت تکیه داشته باشند، بر جلب توجه متمرکزند. این همان نقطهای است که «اخبار زرد» دوباره فعال میشوند.
در کنار آن، مسئله «اخبار نادرست» نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. در شرایطی که مخاطب خسته و کمتر دقیق شده، احتمال پذیرش و بازنشر اطلاعات تأییدنشده افزایش مییابد. به بیان دیگر، خستگی خبری میتواند بستر مناسبی برای گسترش خطاهای اطلاعاتی فراهم کند.
همزمان، نقش «دستور کارگذاری» نیز پررنگتر میشود. در فضایی که مخاطب توان دنبال کردن همه موضوعات را ندارد، آنچه بیشتر دیده میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند—نه لزوماً آنچه مهمتر است. در نتیجه، برخی موضوعات بهطور مداوم در مرکز توجه باقی میمانند، در حالی که سایر ابعاد بحران ممکن است به حاشیه رانده شوند.
در این میان، یک تغییر مهم در ادراک رخ میدهد: بحران، بدون آنکه واقعاً پایان یافته باشد، «عادی» به نظر میرسد.
این عادیسازی، شاید یکی از پیچیدهترین پیامدهای خستگی خبری باشد. زیرا در این حالت، نه تنها حساسیت کاهش مییابد، بلکه ظرفیت واکنش آگاهانه نیز محدود میشود.
شاید بتوان گفت خطرناکترین مرحله هر بحران، زمانی است که دیگر ما را شگفتزده نمیکند.
از منظر سواد رسانهای، مواجهه با خستگی خبری به معنای فاصله گرفتن از خبر نیست، بلکه به معنای بازتنظیم نحوه مواجهه با آن است: کندتر خواندن، دقیقتر دیدن، و تفکیک میان «اطلاعات مهم» و «اطلاعات پرسر و صدا».
در نهایت، در جهانی که بحرانها بهسرعت تکرار میشوند، این نه فقط خودِ رویدادها، بلکه نحوه مواجهه ما با آنهاست که تعیین میکند چه چیزی در ذهن ما ماندگار میشود و چه چیزی، بهسادگی، عادی.
✍🏻 به قلم: فریبا کرمی
دانشجوی دکتری مدیریت رسانه
مدیرمسئول نشریه دانشجویی ارتباط
🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🆔 @iaumag
🌐 stumag.iau.ir