💬 امروز این بود فردا چی می زنید دلاوران؟
🛩 #تکرار_طبس
🚀 #جنگ_رمضان
🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
🔗 @iaumsp
🆔 @iaumag
🌐 stumag.iau.ir
🎧 ماهنامه صوتی هنری–ادبی «صدرا» | شماره دوم|اسفندماه ۱۴۰۴
این شماره از ماهنامه «صدرا» با موضوعیت مناجات و ایران منتشر شده است تا حس و حال این گوشه از ادبیات را منعکس سازد.
این نشریه دانشجویی با رویکرد هنری، ادبی و تحلیلی فعالیت میکند.
صاحبامتیاز و مدیرمسئول و اجرا:
مونا خواجهایم مقدم
شماره صدور مجوز:۱۶۴۰۴۹
تاریخ صدور مجوز:۱۴۰۴/۱۲/۰۵
#صدرا #نشریه_صوتی #نشریات_دانشجویی
#دانشگاه_آزاد_اسلامی_واحد_مشهد#باشگاه_رشد _استعدادهای_هنری_ادبی_جوان_دانشگاه_آزاد_اسلامی_واحد_مشهد
@iaumsp
@bashgahe_roshdkhRazavi
@Sadra_Honar_Adab
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشا آنان که از پیمانه دوست
شراب عشق نوشیدند و رفتند
🔸چهل روز گذشت؛ چهل روز از روزهایی که در آن، معنای واقعی ایثار و فداکاری در دل مردم زنده شد. چهل روز از لحظههایی که اشک و اندوه با افتخار و سربلندی در هم آمیخت، و نام انسانهایی بر زبانها جاری شد که با گذشتن از جان خود، معنای تازهای به واژههای شجاعت و مقاومت بخشیدند.
🔸در این چهل روز، یاد و خاطره قائد امت حضرت امام خامنه ای عزیز و یارانشان نهتنها کمرنگ نشد، بلکه هر روز روشنتر از پیش در دلها زنده ماند. آنان رفتند، اما راهشان باقی ماند؛ راهی که با ایمان، ایستادگی و عشق به مردم و سرزمین معنا گرفت.
🔸شهادت آنان پایان یک مسیر نبود، بلکه آغاز بیداری و همدلی بیشتر بود. امروز، در چهلمین روز یادبودشان، سر تعظیم در برابر عظمت روحشان فرود میآوریم و با خود عهد میبندیم که یادشان را زنده نگه داریم و ارزشهایی را که برای آن ایستادند، پاس بداریم.
◼️نامشان جاودان، راهشان پررهرو، و یادشان همواره در دلهای ما زنده خواهد ماند.
✅ معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
#یادداشت_مطبوعاتی
🔸چهل روزِ حسرت: یادمانِ قائدِ امت، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای
🔺مروری بر میراث فکری و اخلاقی فقیهِ مجاهد
چهل روز از فراقِ رهبری گذشت که قامتِ تاریخ را با صلابتِ «ولایت» و شکوهِ «فقاهت» برافراشت؛ چهل روز از خاموشیِ آتشفشانِ اندیشهای که از دلِ کویرِ خاموشِ زمان، چشمههای بصیرت را به جوش آورد و اربعینِ سوگِ امت است برای مردی که «قائد» بودنش، تنها منصبی نبود؛ بلکه تجسمِ عینیِ «امت» در استقامت و «قائد» بودنش در هدایت.
اکنون که غبارِ اندوهِ چهل روز، اندکی بر دلها نشسته، بار دیگر نام و یادِ « قائد بصیر » را گرامی میداریم؛ همان که «فقاهت» در تار و پودِ وجودش تنیده بود و «شجاعت» در رگهایش جاری. او که «پاکدستی»اش، نه یک شعار، که سرمشقِ زیستن بود و «اخلاقمداری»اش، چراغِ راهِ هدایت. «اندیشمند»ی که افقهای دور را میدید و «ولی فقیه»ی که نبضِ امت را در دست داشت؛ «بصیر» و «مدبر» بود و در سیلانِ حوادث، چون صخرهای استوار، امت را از گردابها گذرانید.
«رهبر شهید»، اما، شهادتش نه با جسم، که با تداومِ راهش رقم خورد. میراثِ او، تنها سخنرانیها و موعظهها نیست؛ بلکه «تقوا»یی است که در عملش متجلی بود، «عدالتی» است که در نگاهش موج میزد و «حقیقتی» است که در سکوتِ معنادارش فریاد میزد. او رفت تا راهِ «حقیقت» بماند و «مسئولیت»ِ هدایت بر دوشِ وارثانِ مکتبش.
اکنون که چهل روز از رفتنِ «قائد امت» میگذرد، زمان آن است که پیمانِ خود را با «راه» او تازه کنیم؛ با همان «فقاهت»، «شجاعت»، «پاکدستی» و «اخلاقمداری» که او زیست و آموخت. باشد که روحِ بلندش، چونان چراغی فروزان، راهنمایِ راهمان باشد.
روحش در بهشتِ رضوان آرام باد.
✍#غلامرضا_نادمی
پیک خورشید آنلاین
📬 @peykekhorshidonline
🗣 صدای مردم، از دل و برای مردم
#کیوسک
🔶 صفحه نخست دوهفتهنامه #نهیب، شماره ۲۷
🗓 نیمه دوم فروردینماه ۱۴۰۵
#صفحه۱
#نشریات_دانشجویی
📍@iaumsp
#باشگاه_رشد_استعدادهای_هنری_ادبی_جوان
📍@bashgahe_roshdkhRazavi
📰 انتشار شماره ۲۷ دوهفتهنامه دانشجویی «نهیب»
🏫 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد | نیمه دوم فروردینماه ۱۴۰۵
در این شماره میخوانید:
🔹پیامدهای عمیق قطع اینترنت بر جامعه
🔹بی قراری دیجیتال، قطع ارتباط در عصر ارتباط
🔹سکوت اجباری: ضیافتی ناخواسته یا خشکسالی روح؟
🔹بی رسانه شدن زندگی؛ گسست یا پیوند در عصر دیجیتال؟
تعادل میان جهان واقعی و مجازی؛ هنر زیستن در دوسویه یک روح
🔹فرار از گرداب اضطراب دیجیتال: در جستجوی ساحل آرامش حقیقی
📖 نشریه «نهیب» در این شماره به کاوش در نسبت انسان با دنیای دیجیتال میپردازد. این شماره به پیامدهای قطع ارتباطات، چالشهای زیستن در عصر فناوری و لزوم یافتن تعادل میان دنیای واقعی و مجازی پرداخته است. همچنین، تأثیرات فرهنگی و روانی این تحولات بر جامعه و فرد مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهایی برای مواجهه با اضطراب دیجیتال و دستیابی به آرامش ارائه میشود.
✨ این شماره با مشارکت و همکاری امور نشریات دانشجویی و باشگاه رشد استعدادهای هنری و ادبی جوان دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
تهیه و منتشر شده است.
👤 صاحبامتیاز، مدیرمسئول:
سیاوش سعادتزاده
📚 ویژه دانشجویان، استادان و دغدغهمندان مسائل اجتماعی، فرهنگی، هنری و ادبی
#نهیب #نشریه_دانشجویی #زندگی_دیجیتال #فرهنگ_و_رسانه #تعادل_زندگی #فناوری_و_جامعه
#خانه_نشریات_دانشجویی
#باشگاه_رشد_استعدادهای_هنری_و_ادبی_جوان
🔗 @iaumsp
🔗 @bashgahe_roshdkhRazavi
✨ «سها: آسمانِ کوچکِ امید» ✨
✍#غلامرضا_نادمی
در جهانی که گاهی سیاهیها بر روشناییها غلبه میکنند، «سها» در جستجوی نوری است تا تاریکی را از دل خود و اطرافیانش بزداید. این داستان، روایتی است از مقاومت یک روح در برابر ناامیدی، و کشف این حقیقت که حتی در کوچکترین فضاهای وجودی ما، میتوان جهانی از امید را بنا نهاد.
«سها: آسمانِ کوچکِ امید»، سفری است به درون شخصیت دختری که نماد تابآوری در برابر فشارهای بیرونی و درونی است. او درمییابد که هر انسانی، همچون آسمانی ستارهباران، ظرفیتی بیانتها برای تاباندن نور امید دارد، حتی زمانی که به نظر میرسد تنها تاریکی حکمفرماست.
این داستان با زبانی شاعرانه و تصاویری نمادین، به کاوش در مفاهیمی چون تابآوری، قدرت اراده، و اهمیت نور امید میپردازد. «سها» و «آسمانِ کوچکِ امید» او، ما را به یاد میآورند که حتی در دل سختترین شرایط، میتوانیم منبع نوری باشیم برای خود و دیگران.
«گاهی، بزرگترین آسمانها در کوچکترین قلبها جای میگیرند.» 🌌
#داستان_کوتاه #امید #مقاومت #سها #ادبیات #داستان_ایرانی
🔻داستان کامل «سها: آسمانِ کوچکِ امید» به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد.
🔗 @iaumsp
📣تمدید شد
🔰 مؤسسه آموزش عالی سناباد گلبهار به مناسبت شهادت سرافرازانه رهبر شجاع و مقتدر ایران اسلامی امام خامنهای(ره)، شهدای جنگ رمضان و بیعت با رهبر معظم انقلاب آیتالله سید مجتبی خامنهای(حفظه الله)برگزار می نماید:
💥پویش سراسری
#قائد_شهید_امت
✅ ویژه دانشگاهیان سراسر کشور
🖼 آثار در رشته های : عکس،نماهنگ،دلنوشته،مقاله،شعر،پادکست،طراحی،نقاشی،خوشنویسی،کاریکاتور، مصاحبه مردمی و.
⬅️ محورهای پویش:
۱. رهبر مجاهد شهید و مردم
۲.رهبر شهید، اقتدار و قدرت ملی ایران
۳.سیره فردی و ابعاد شخصیتی رهبر شهید
۴.رهبر شهید و همگرایی امت اسلامی
۵. امام خامنه ای و ایران
۶.امام خامنه ای و تمدن نوین اسلامی
۷.جنگ رمضان" تجاوز آمریکا و اسرائیل"
۸. سواد رسانه ای در مقابل رسانه های معاند
۹. حضور حماسی" تجمعات مردمی خیابان هاو میادین"
۱۰. تصاویر اتحاد ملی،همدلی،بیعت با رهبر معظم انقلاب،تشکر از نیروهای نظامی،انتظامی و بسیج
۱۱.تصویرگری،کاریکاتور با محتوای جنایات آمریکا و رژیم صهیونی
۱۲.تحقق شعار سال مقام معظم رهبری
🥇به آثار برگزیده لوح تقدیر وجوایز ارزنده ای تعلق خواهد گرفت و در نشریه اختصاصی منتشر خواهد شد
✅علاقمندان آثار خود را تا تاریخ ۳۰ فروردین ماه ۱۴۰۵ به آدرس زیر در پیام رسان ایتا ارسال نمایند:
🆔@Farhangi_sn
♻️ با ما همراه باشید:
🌐معاونت فرهنگی و دانشجویی مؤسسه آموزش عالی سناباد گلبهار
🆔 https://eitaa.com/sanabadgolbahar
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇🤍𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
نشريات دانشجويی واحد مشهد
✨ «سها: آسمانِ کوچکِ امید» ✨ ✍#غلامرضا_نادمی در جهانی که گاهی سیاهیها بر روشناییها غلبه میکنند،
#داستان_کوتاه
سها: آسمانِ کوچکِ امید
✍غلامرضا نادمی
شب، ردایی سیاه بر دوشِ شهر کشیده بود؛ ردایی که نه از جنسِ آرامش، که از جنسِ نفسهای حبس شده در سینهها. سکوت، سنگینتر از همیشه، پژواکِ آژیرهای دوردست را در خود میبلعید؛ سمفونیِ وهمآورِ روزگاری که دیگر نامش جنگ نبود، بلکه «سومین شبِ بیانتها». مردم، گویا در آغوشِ تاریکی، پناه یافته بودند و با سیاهی، چونان همراهی دیرینه، خو گرفته بودند. باران، سرد و پیوسته، بر چهرهی آسفالتِ ترکخورده میکوبید و در گودالهای آب، بازتابِ لرزانِ نورهای نیمهجانِ شهر را به نمایش میگذاشت. «سها جان، بیرون رفتن ممنوع!» صدای مادر، چون نجوای پرندهای زخمی، در لابهلایِ قطراتِ باران گم شد. اما آن شب، در نگاهِ «سها»، جرقهای متفاوت از کنجکاوی شعله کشیده بود؛ جرقهای که از جنسِ یک ضرورتِ گنگ، خبر میداد.
با قدمهایی که سکوتِ شب را نمیشکست، در را گشود. نه خلاء، که حضوری پُر از انتظار را حس کرد. سایههایی که از دلِ کوچههایِ بیروشنایی، چون رودی خاموش، به سمتِ میدانِ مرکزی شهر سرازیر میشدند. آدمهایی که بیصدا، اما مصمم، به سوی مقصدی نامعلوم در حرکت بودند. سها، با ضربانِ قلبی که دیگر با ریتمِ آژیرها هماهنگ نبود، بلکه ریتمی نو یافته بود، به جمعیت پیوست. هر قدمش، پرسشی بود که در پهنایِ تاریکیِ بیپایان، طنینانداز میشد.
میدان، قلبِ تپندهی شهر، در سیاهیِ مطلق غوطهور بود. اما در بطنِ این تاریکیِ عمیق، هزاران دست، چون ستارگانِ ریز و درشت، برافراشته شده بودند. هر دست، شمعی را نگاهبانی میکرد؛ شعلههای لرزان، اما استوار، که در برابرِ نفسِ سردِ شب، استقامت میکردند. هر شمع، قطرهای نور بود، اما کنارِ هم، کهکشانی از امید را در وسعتِ تاریکی، ترسیم میکردند. سها، در میانِ این دریایِ نور، با صدایی که از عمقِ وجودش برمیخاست، اما در سکوتِ جمعیت گم نمیشد، پرسید: «ما… ما اینجا چرا جمع شدهایم؟» پیرمردی که شمعش، چون فانوسی باستانی، نور میپاشید، نگاهش را به او دوخت و پاسخ داد: «دخترک، ما اینجا جمع شدهایم تا شب بداند… که تنهاییِ او، واقعی نیست.»
و سپس، انفجاری دیگر؛ اما این بار، نه از جنسِ ترس، بلکه از جنسِ فریادِ سکوت. کودکان، چون غنچههایی ترسیده، در آغوشِ مادرانشان پناه جستند، اما نورِ چشمانشان، بازتابِ شعلههای شمع بود. مردم، چون حلقهای از نور، گردِ هم آمدند. دستها، نه از ترس، که از سرِ پیمانِ ناگفته، گره خوردند. سها، با دستانِ لرزان، شمعِ کوچکِ خود را به سوی آسمانِ شب برافراشت. شعلهاش، در برابرِ عظمتِ تاریکی، ناچیز مینمود، اما با بلند کردنش، حس کرد نورش با نورِ دیگران یکی شد. در آن لحظه، حقیقتِ مقاومت برایش روشن شد: «مقاومت، یعنی قرض گرفتنِ امید؛ یعنی هیچ ستارهای تنها نمیسوزد.»
سربازان، چون سایههایی در حاشیهی این ضیافتِ نور، به میدان نزدیک شدند. نگاهشان، که تا پیش از این، جز سیاهی را نشناخته بود، حالا خیره به این تلالوِ درخشان بود. نورِ شمعها، در عمقِ چشمانِ آنها، انعکاس یافت و شعلهور شد. این ایستادگیِ خاموش، این نفسهایِ مشترک، این سپری که از جنسِ نور بافته شده بود، پادزهری بود برای تمامِ شبهایِ تاریک. شعلههای شمع، حتی با وزشِ بادِ سردِ نجواگرِ وحشت، لرزشی محسوس نکردند. پیرمرد، با لبخندی که حکایتِ هزاران شبِ امید داشت، گفت: «دخترک، اینها نورهایِ ماست؛ تا زمانی که حتی یک شعله باقیست، صدها شعلهی دیگر از آن متولد خواهد شد. مثلِ ستارههایی که وقتی یکی غروب میکند، هزاران ستارهی دیگر جایشان را میگیرند و آسمان را پُر نورتر از پیش میکنند.»
«سها»، حالا دیگر نه فقط «سها»، که «آسمانِ کوچکِ امید» بود. درک کرد که مقاومت، فقط فریاد نیست، بلکه «کوچک، اما پیوسته بودن» است. مانندِ ستارهای که در دلِ شبِ بیکران، نورِ خود را بیدریغ میپراکند. آری، مقاومت، یعنی «هر کدام، ستارهای کوچک در دستانِ مردم، که با هم، کهکشانی از نور و امید را در برابرِ تاریکی میسازند.»
با طلوعِ آرامِ سپیدهدم، مردم، چون رودخانهای از نور، به خانههایشان بازگشتند. میدان، تنها شاهدی بود بر عشقبازیِ شمعها؛ بر مومهای سرد شده که قطره قطره، خاطرهی شبِ استقامت را بر زمینِ خیس، حک کرده بودند. نگاهِ «سها» به میدان، دیگر نگاهِ کودکی پرسشگر نبود؛ بلکه نگاهِ کسی بود که «یقین داشت: شبی که مردمش، ستاره به دست، بیرون میآیند، هرگز تاریک نخواهد شد، چرا که هر کدام از آنها، آسمانی کوچک و درخشان بودند و تا زمانی که آسمانی هست، نوری هست و تا نوری هست، امیدی هست.»
🔗 @iaumsp
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 کار را مردم تمام خواهند کرد ...
اصالت یک ملت در ریشههای فرهنگی، اخلاقی و انسانی آن معنا پیدا میکند؛ در آن روح بلند و شرافتی که اجازه نمیدهد در برابر ناحق، خاموش بماند. اقتدار واقعی نه در زبان تند، بلکه در ایستادگی بر اصول و ارزشهایی است که تاریخ آن را آزموده و نسلها آن را به ارث گذاشتهاند.
ملتی که به شرافت خویش آگاه است، هرگز سایه ظلم و زور را بر سر خود نمیپذیرد. ستم را به رسمیت نمیشناسد و در برابر هرگونه بیعدالتی، با وقار، آگاهی و استواری میایستد. عدم سازش با باطل، از دشمنتراشی نیست؛ از ایمان به حقیقت و کرامت انسان سرچشمه میگیرد.
بیعت نکردن با ستمگر، یعنی وفاداری به وجدان پاک، به آزادی، به شأن انسانی. یعنی باور به اینکه عزت و آزادی، هدیه نیست؛ انتخاب است. انتخابی که هر روز در رفتار، گفتار و نگاه یک ملت تکرار میشود.
چنین ملتی نه با ظلم، که با اصالت و رفتار خود، پیام میدهد:
ما وارثان شرافتیم؛ و در برابر ظلم وزیاده خواهی، توافق نمی کنیم.
✅ معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد.
🆔 https://eitaa.com/azad_asatid
🆔 https://eitaa.com/azad_daneshju