eitaa logo
نشريات دانشجويی واحد مشهد
449 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
176 ویدیو
176 فایل
کانال اطلاع رسانی نشریات دانشجویی دانشگاه آزاداسلامی مشهد
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ «سها: آسمانِ کوچکِ امید» ✨ ✍ در جهانی که گاهی سیاهی‌ها بر روشنایی‌ها غلبه می‌کنند، «سها» در جستجوی نوری است تا تاریکی را از دل خود و اطرافیانش بزداید. این داستان، روایتی است از مقاومت یک روح در برابر ناامیدی، و کشف این حقیقت که حتی در کوچک‌ترین فضاهای وجودی ما، می‌توان جهانی از امید را بنا نهاد. «سها: آسمانِ کوچکِ امید»، سفری است به درون شخصیت دختری که نماد تاب‌آوری در برابر فشارهای بیرونی و درونی است. او درمی‌یابد که هر انسانی، همچون آسمانی ستاره‌باران، ظرفیتی بی‌انتها برای تاباندن نور امید دارد، حتی زمانی که به نظر می‌رسد تنها تاریکی حکم‌فرماست. این داستان با زبانی شاعرانه و تصاویری نمادین، به کاوش در مفاهیمی چون تاب‌آوری، قدرت اراده، و اهمیت نور امید می‌پردازد. «سها» و «آسمانِ کوچکِ امید» او، ما را به یاد می‌آورند که حتی در دل سخت‌ترین شرایط، می‌توانیم منبع نوری باشیم برای خود و دیگران. «گاهی، بزرگترین آسمان‌ها در کوچکترین قلب‌ها جای می‌گیرند.» 🌌 🔻داستان کامل «سها: آسمانِ کوچکِ امید» به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد. 🔗 @iaumsp
📣تمدید شد 🔰 مؤسسه آموزش عالی سناباد گلبهار به مناسبت شهادت سرافرازانه رهبر شجاع و مقتدر ایران اسلامی امام خامنه‌ای(ره)، شهدای جنگ رمضان و بیعت با رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(حفظه الله)برگزار می نماید: 💥پویش سراسری ✅ ویژه دانشگاهیان سراسر کشور 🖼 آثار در رشته های : عکس،نماهنگ،دلنوشته،مقاله،شعر،پادکست،طراحی،نقاشی،خوشنویسی،کاریکاتور، مصاحبه مردمی و. ⬅️ محورهای پویش: ۱. رهبر مجاهد شهید و مردم ۲.رهبر شهید، اقتدار و قدرت ملی ایران ۳.سیره فردی و ابعاد شخصیتی رهبر شهید ۴.رهبر شهید و همگرایی امت اسلامی ۵. امام خامنه ای و ایران ۶.امام خامنه ای و تمدن نوین اسلامی ۷.جنگ رمضان" تجاوز آمریکا و اسرائیل" ۸. سواد رسانه ای در مقابل رسانه های معاند ۹. حضور حماسی" تجمعات مردمی خیابان هاو میادین" ۱۰. تصاویر اتحاد ملی،همدلی،بیعت با رهبر معظم انقلاب،تشکر از نیروهای نظامی،انتظامی و بسیج ۱۱.تصویرگری،کاریکاتور با محتوای جنایات آمریکا و رژیم صهیونی ۱۲.تحقق شعار سال مقام معظم رهبری 🥇به آثار برگزیده لوح تقدیر وجوایز ارزنده ای تعلق خواهد گرفت و در نشریه اختصاصی منتشر خواهد شد ✅علاقمندان آثار خود را تا تاریخ ۳۰ فروردین ماه ۱۴۰۵ به آدرس زیر در پیام رسان ایتا ارسال نمایند: 🆔@Farhangi_sn ♻️ با ما همراه باشید: 🌐معاونت فرهنگی و دانشجویی مؤسسه آموزش عالی سناباد گلبهار 🆔 https://eitaa.com/sanabadgolbahar ─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇🤍𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
نشريات دانشجويی واحد مشهد
✨ «سها: آسمانِ کوچکِ امید» ✨ ✍#غلامرضا_نادمی در جهانی که گاهی سیاهی‌ها بر روشنایی‌ها غلبه می‌کنند،
سها: آسمانِ کوچکِ امید ✍غلامرضا نادمی شب، ردایی سیاه بر دوشِ شهر کشیده بود؛ ردایی که نه از جنسِ آرامش، که از جنسِ نفس‌های حبس شده در سینه‌ها. سکوت، سنگین‌تر از همیشه، پژواکِ آژیرهای دوردست را در خود می‌بلعید؛ سمفونیِ وهم‌آورِ روزگاری که دیگر نامش جنگ نبود، بلکه «سومین شبِ بی‌انتها». مردم، گویا در آغوشِ تاریکی، پناه یافته بودند و با سیاهی، چونان همراهی دیرینه، خو گرفته بودند. باران، سرد و پیوسته، بر چهره‌ی آسفالتِ ترک‌خورده می‌کوبید و در گودال‌های آب، بازتابِ لرزانِ نورهای نیمه‌جانِ شهر را به نمایش می‌گذاشت. «سها جان، بیرون رفتن ممنوع!» صدای مادر، چون نجوای پرنده‌ای زخمی، در لابه‌لایِ قطراتِ باران گم شد. اما آن شب، در نگاهِ «سها»، جرقه‌ای متفاوت از کنجکاوی شعله کشیده بود؛ جرقه‌ای که از جنسِ یک ضرورتِ گنگ، خبر می‌داد. با قدم‌هایی که سکوتِ شب را نمی‌شکست، در را گشود. نه خلاء، که حضوری پُر از انتظار را حس کرد. سایه‌هایی که از دلِ کوچه‌هایِ بی‌روشنایی، چون رودی خاموش، به سمتِ میدانِ مرکزی شهر سرازیر می‌شدند. آدم‌هایی که بی‌صدا، اما مصمم، به سوی مقصدی نامعلوم در حرکت بودند. سها، با ضربانِ قلبی که دیگر با ریتمِ آژیرها هماهنگ نبود، بلکه ریتمی نو یافته بود، به جمعیت پیوست. هر قدمش، پرسشی بود که در پهنایِ تاریکیِ بی‌پایان، طنین‌انداز می‌شد. میدان، قلبِ تپنده‌ی شهر، در سیاهیِ مطلق غوطه‌ور بود. اما در بطنِ این تاریکیِ عمیق، هزاران دست، چون ستارگانِ ریز و درشت، برافراشته شده بودند. هر دست، شمعی را نگاهبانی می‌کرد؛ شعله‌های لرزان، اما استوار، که در برابرِ نفسِ سردِ شب، استقامت می‌کردند. هر شمع، قطره‌ای نور بود، اما کنارِ هم، کهکشانی از امید را در وسعتِ تاریکی، ترسیم می‌کردند. سها، در میانِ این دریایِ نور، با صدایی که از عمقِ وجودش برمی‌خاست، اما در سکوتِ جمعیت گم نمی‌شد، پرسید: «ما… ما اینجا چرا جمع شده‌ایم؟» پیرمردی که شمعش، چون فانوسی باستانی، نور می‌پاشید، نگاهش را به او دوخت و پاسخ داد: «دخترک، ما اینجا جمع شده‌ایم تا شب بداند… که تنهاییِ او، واقعی نیست.» و سپس، انفجاری دیگر؛ اما این بار، نه از جنسِ ترس، بلکه از جنسِ فریادِ سکوت. کودکان، چون غنچه‌هایی ترسیده، در آغوشِ مادرانشان پناه جستند، اما نورِ چشمانشان، بازتابِ شعله‌های شمع بود. مردم، چون حلقه‌ای از نور، گردِ هم آمدند. دست‌ها، نه از ترس، که از سرِ پیمانِ ناگفته، گره خوردند. سها، با دستانِ لرزان، شمعِ کوچکِ خود را به سوی آسمانِ شب برافراشت. شعله‌اش، در برابرِ عظمتِ تاریکی، ناچیز می‌نمود، اما با بلند کردنش، حس کرد نورش با نورِ دیگران یکی شد. در آن لحظه، حقیقتِ مقاومت برایش روشن شد: «مقاومت، یعنی قرض گرفتنِ امید؛ یعنی هیچ ستاره‌ای تنها نمی‌سوزد.» سربازان، چون سایه‌هایی در حاشیه‌ی این ضیافتِ نور، به میدان نزدیک شدند. نگاهشان، که تا پیش از این، جز سیاهی را نشناخته بود، حالا خیره به این تلالوِ درخشان بود. نورِ شمع‌ها، در عمقِ چشمانِ آن‌ها، انعکاس یافت و شعله‌ور شد. این ایستادگیِ خاموش، این نفس‌هایِ مشترک، این سپری که از جنسِ نور بافته شده بود، پادزهری بود برای تمامِ شب‌هایِ تاریک. شعله‌های شمع، حتی با وزشِ بادِ سردِ نجواگرِ وحشت، لرزشی محسوس نکردند. پیرمرد، با لبخندی که حکایتِ هزاران شبِ امید داشت، گفت: «دخترک، این‌ها نورهایِ ماست؛ تا زمانی که حتی یک شعله باقی‌ست، صدها شعله‌ی دیگر از آن متولد خواهد شد. مثلِ ستاره‌هایی که وقتی یکی غروب می‌کند، هزاران ستاره‌ی دیگر جایشان را می‌گیرند و آسمان را پُر نورتر از پیش می‌کنند.» «سها»، حالا دیگر نه فقط «سها»، که «آسمانِ کوچکِ امید» بود. درک کرد که مقاومت، فقط فریاد نیست، بلکه «کوچک، اما پیوسته بودن» است. مانندِ ستاره‌ای که در دلِ شبِ بی‌کران، نورِ خود را بی‌دریغ می‌پراکند. آری، مقاومت، یعنی «هر کدام، ستاره‌ای کوچک در دستانِ مردم، که با هم، کهکشانی از نور و امید را در برابرِ تاریکی می‌سازند.» با طلوعِ آرامِ سپیده‌دم، مردم، چون رودخانه‌ای از نور، به خانه‌هایشان بازگشتند. میدان، تنها شاهدی بود بر عشق‌بازیِ شمع‌ها؛ بر موم‌های سرد شده که قطره قطره، خاطره‌ی شبِ استقامت را بر زمینِ خیس، حک کرده بودند. نگاهِ «سها» به میدان، دیگر نگاهِ کودکی پرسشگر نبود؛ بلکه نگاهِ کسی بود که «یقین داشت: شبی که مردمش، ستاره به دست، بیرون می‌آیند، هرگز تاریک نخواهد شد، چرا که هر کدام از آن‌ها، آسمانی کوچک و درخشان بودند و تا زمانی که آسمانی هست، نوری هست و تا نوری هست، امیدی هست.» 🔗 @iaumsp
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 کار را مردم تمام خواهند کرد ... اصالت یک ملت در ریشه‌های فرهنگی، اخلاقی و انسانی آن معنا پیدا می‌کند؛ در آن روح بلند و شرافتی که اجازه نمی‌دهد در برابر ناحق، خاموش بماند. اقتدار واقعی نه در زبان تند، بلکه در ایستادگی بر اصول و ارزش‌هایی است که تاریخ آن را آزموده و نسل‌ها آن را به ارث گذاشته‌اند. ملتی که به شرافت خویش آگاه است، هرگز سایه‌ ظلم و زور را بر سر خود نمی‌پذیرد. ستم را به رسمیت نمی‌شناسد و در برابر هرگونه بی‌عدالتی، با وقار، آگاهی و استواری می‌ایستد. عدم سازش با باطل، از دشمن‌تراشی نیست؛ از ایمان به حقیقت و کرامت انسان سرچشمه می‌گیرد. بیعت نکردن با ستمگر، یعنی وفاداری به وجدان پاک، به آزادی، به شأن انسانی. یعنی باور به اینکه عزت و آزادی، هدیه نیست؛ انتخاب است. انتخابی که هر روز در رفتار، گفتار و نگاه یک ملت تکرار می‌شود. چنین ملتی نه با ظلم، که با اصالت و رفتار خود، پیام می‌دهد: ما وارثان شرافتیم؛ و در برابر ظلم و‌زیاده خواهی، توافق نمی کنیم. ✅ معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد. 🆔 https://eitaa.com/azad_asatid 🆔 https://eitaa.com/azad_daneshju
🔸سواد رسانه‌ای: کلید زیست آگاهانه در عصر اطلاعات ✍ رشد شتابان رسانه‌ها و شبکه‌های دیجیتال، الگوی دریافت و تحلیل خبر را دگرگون کرده است. در چنین فضایی، «سواد رسانه‌ای» به یک مهارت کلیدی برای شهروندان تبدیل شده؛ مهارتی که فراتر از افزایش آگاهی، نقش پایه‌ای در حفظ کیفیت تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی دارد. امروزه بخش قابل توجهی از محتوا در فضای مجازی، با هدف جلب توجه، اثرگذاری سریع یا شکل‌دهی به برداشت‌های ذهنی تولید می‌شود. این تنوع و حجم بالا، ضرورت توانایی تشخیص منبع، ارزیابی پیام و تحلیل انگیزه‌های نهفته در پشت هر محتوا را دوچندان کرده است. سواد رسانه‌ای به مخاطب می‌آموزد پیش از پذیرش یا بازنشر هر خبر، از خود بپرسد: «منبع اطلاعات چیست؟ پیام با چه هدفی منتشر شده؟ و چه تأثیری بر رفتار عمومی دارد؟» پرسشگری و تحلیل مبتنی بر شواهد، دو رکن اصلی این مهارت‌اند؛ ارکانی که می‌توانند از شکل‌گیری برداشت‌های نادرست، گسترش شایعات و واکنش‌های هیجانی جلوگیری کنند. تقویت سواد رسانه‌ای باید به یک برنامه مستمر در سطح خانواده، نظام آموزشی، محیط‌های کاری و حتی نهادهای عمومی تبدیل شود. آگاهی رسانه‌ای شهروندان، سرمایه‌ای اجتماعی است که ثبات فکری، آرامش عمومی و کیفیت تعاملات اجتماعی را ارتقا می‌دهد. توجه به آموزش، تولید محتوای راهنما و ترویج تفکر انتقادی می‌تواند مسیر نهادینه‌سازی این مهارت را هموار کند. جامعه‌ای که از چنین توانمندی برخوردار باشد، بهتر می‌تواند در برابر پیچیدگی‌های عصر اطلاعات، تصمیمی آگاهانه و مبتنی بر تحلیل اتخاذ کند. 🔗 @iaumsp 🔗 @bashgahe_roshdkhRazavi
ایرانم.mp3
زمان: حجم: 3.1M
🎙️ پادکست «ایرانم» شماره شانزدهم نشریه صوتی «آفتاب ادب» دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، به همت امور نشریات دانشجویی و باشگاه رشد استعدادهای هنری و ادبی جوان و با ارائه‌ی فاطمه محمدزاده منتشر شد. 📅 سال چهارم | شماره شانزدهم | نیمه اول فروردین‌ماه ۱۴۰۵ 📚 | | @iaumsp @bashgahe_roshdkhRazavi
با سلام و احترام، بدین‌ وسیله از تمامی مدیران مسئول محترم و فعالان عرصه نشریات دعوت می‌شود تا در جلسه مجازی برگزار شده با موضوع «تبیین شرایط روز کشور و نقش و رسالت نهادی دانشجویی» با حضور جناب آقای دکتر مهدیون مدیرکل محترم فرهنگی و اجتماعی، شرکت نمایند. هدف از این نشست، گفتگو در مورد چالش‌های پیش‌رو، تبادل نظر پیرامون مسئولیت رسانه‌ها در شرایط فعلی و هم‌افزایی میان فعالان این حوزه است. جزئیات جلسه: - زمان برگزاری: روز شنبه، مورخ 29 فروردین 1405 - ساعت: 10 الی 12 لینک ورود به جلسه: https://vadaroom.ec.iau.ir/v2/auth/login/v/091Q46Y @iaumsp
گرچه شوال ولی داغ محرم با اوست، پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست؛ مثل جدش شده در کنیه اباعبدالله، در بقیع است ولی کرببلا هم با اوست؛ شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد. @bashgahe_roshdkhRazavi
اگر افتاده نعش یک جهان خسته بر دوشت ولی هرگز نخواهد دید ای خورشید، خاموشت تو آن کوهی که بعد از قرن‌ها هر روز می‌جوشد طنین ناله‌های تیشه‌ی فرهاد در گوشت خطی بر سینه ی تاریخ دنیا می کشی با خون تو در سوگ کبوترهات هم سبز است تن پوشت دلت محکم به این اسطوره ها،خالی نخواهد شد زمین از گام‌های رستم و زال و سیاووشت تو در مشت نسیمت بذر طوفان های نو داری میان موج های جنگ هم گرم است آغوشت ببین "لا تخلف المیعاد" را ،دیدار نزدیک است به گوش کل دنیا می رسد این بار چاووشت زمین آبستن یک عید لبخند است خواهی دید زمان افتاده روی دور کند و مانده مدهوشت همیشه پرچمت بر قله‌ی تاریخ خواهد ماند وطن همواره این آزادی و آزادگی نوشت. ✍معصومه سادات اسدیان 🔗 @bashgahe_roshdkhRazavi 🔗 @iaumsp
🌸🌼 روز عطار نیشابوری گرامی باد امروز به پاس بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، شاعر، عارف و حکیم نامدار ایران‌زمین، روزی است برای درنگ در حکمت، عشق و معرفتی که در آثار ماندگار او جاری است. عطار با آثاری چون منطق‌الطیر، مصیبت‌نامه و تذکرةالاولیاء، چراغی افروخت که هنوز راه حقیقت‌جویان را روشن می‌کند. این روز فرخنده را به همه دوستداران ادب و عرفان ایرانی تبریک می‌گوییم و امیدواریم همواره الهام‌بخش سلوک، خردورزی و زیبایی‌دوستی باشد. 🎓 🔗 @iaumsp
🔺برای فرشته های میناب و غمشان جمع کردیم از دل آوار بال پروانه های زیبا را دفن کردیم در مسیر بهار بذرهای امید فردا را صبح با ذوق ،صبح با خنده مدرسه غرق شوق دخترها باید اما به خانه برگردند کوله ها روی دوش مادرها آسمان سربه زیر و پرچم سرخ در غباری غلیظ می رقصید خون ده‌ها ستاره زخمی از زمین خوشه خوشه می رویید شوق آواز صد پرنده ی شاد مانده بر شاخه های خشکیده رنگ لبخند قرمز گل ها روی میز کلاس پاشیده تخته دارد سیاه می بیند روزهای سپید مدرسه را با قلم موی خون نوشته کسی قصه های جدید مدرسه را آخرین عکس و های و هوی کلاس خنده ها خط مشکی غم بود مادرانی که قصه می‌گویند با همان لهجه های درد آلود خاک بر سر شدم که میبینم می شود خاک آرزوهایت چند سنجاقک پر از احساس مرده در لابه لای موهایت مشقهای شب تو را خط زد جنگ این میهمان ناخوانده کفش و پیراهن شب عیدت روی دست عروسکت مانده باز برخیز و توی خانه بپاش خنده های خوش بهاری را کوک کن روی ساعت دل من نبض یک عمر بی‌قراری را صبح پهن است روی شانه شهر سایه شوم غصه روی زمین بغض کوچ پرنده ها جاریست کوچه ها خسته ،کوچه ها غمگین غنچه پر،خنده پر، پرستو پر آسمان در مدار بی تابی روی بال فرشته ها خوابند قاصدک های سرخ مینابی ✍شاعر: معصومه سادات اسدیان 📍@bashgahe_roshdkhRazavi 📍@iaumsp
📝 آتش ایمان در سپیده وطن ✍ غلامرضا نادمی در روزگاری که آتش طمع از ورای اقیانوس‌ها شعله می‌کشد و صدای تجاوز قدرت‌های سلطه‌طلب بر حریم ملت‌ها بلند است، ایران بار دیگر در آزمونی تاریخی ایستاد؛ آزمونی که در آن شکوه دفاع مردم و دلاورمردان وطن، معنای تازه‌ای از وحدت و استقامت را به نمایش گذاشت. آنجا که تاریخ گواهی می‌دهد، این سرزمین بارها آماج تهاجم قدرت‌هایی قرار گرفته که در مستی غرور و خیال برتری، مرزهای انسانیت را درنوردیده‌اند. روزهای اخیر نیز تفاوتی نداشت؛ همان چهره آشنا از استکبار که با زبان تهدید سخن می‌گوید و گمان می‌برد که ایران را می‌توان با فشار و حمله به زانو درآورد. آمریکای سلطه‌جو و رژیمی که سال‌هاست بر سرزمین‌های اشغالی سایه افکنده، بار دیگر تصور کردند که می‌توانند با آتش‌افروزی، اراده یک ملت را خدشه‌دار کنند. اما آنچه فراموش کردند، ریشه‌های عمیق این خاک بود؛ ریشه‌هایی که نه با گلوله می‌خشکد و نه با تهدید می‌لرزد. در لحظاتی که دود حملات دشمن در آسمان شهرها پیچید، فروغ تازه‌ای در جان مردم ایران روشن شد. وحدت، چون موجی آرام اما استوار، از خانه‌ها تا سنگرها جاری شد. مادرانی که با چشمانی مطمئن فرزندانشان را روانه دفاع از وطن کردند، جوانانی که مشتاقانه برای پاسداری از امنیت کشور برخاستند، و نیروهای مدافع وطن که همچون کوه استوار در برابر تعرض ایستادند؛ همه و همه نشان دادند که این ملت، در دفاع از هستی خود، از هیچ قدرتی هراس ندارد. این مقاومت، پاسخی دندان‌شکن به یاوه‌گویی‌های قدرت‌های استعماری بود. پاسخی که نه با سلاح‌هایشان، که با جان‌فشانی، با ایمان، و با شعله‌ور ساختن آتش عشق به وطن در دل‌ها داده شد. اتحاد مردم و نیروهای مسلح، نقشه شوم دشمنان را نقش بر آب کرد و چهره واقعی اراده ملت ایران را به نمایش گذاشت. باشد که تاریخ ثبت کند: در روزهایی که طوفان دشمنان می‌غرید، ایران بر قامت خود ایستاد و دست در دست مردمش، از خاک و شرفش دفاع کرد. و روزی خواهد رسید که آنان که در خیال برتری، به این سرزمین چنگ انداختند، خواهند فهمید که ایمان ملتی بیدار، از هر سلاحی قوی‌تر و از هر تهدیدی پایدارتر است. 📍@iaumsp