🔰مروری بر «تانگوی شیطان»؛ رمانی از نویسنده برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۵؛
کراسناهورکایی؛ راوی پایان معنا پیش از پایان جهان
🔸رمان «تانگوی شیطان» لاسلو کراسناهورکایی داستانِ فروپاشی است؛ فروپاشی زبان، اخلاق، زمان و اعتماد. ساختار دوحرکتیِ تانگو استعارهای است از وضعیت بشر؛ گامهایی به پیش، گامهایی به پس، و همواره بازگشتن به نقطه آغاز.
🔸کراسناهورکایی با فرم تانگو و ریتم کند، ایدهای فلسفی را مطرح میکند: حرکت بدون جهت. تاریخ در این جهان نه مسیرِ پیشرفت بلکه بازتولیدِ شکست است. حتی زبان نیز در برابرِ این فرسایش تسلیم میشود؛ جایی در فصل پنجم، واژهها بههم میریزند و معنا فرو میپاشد، چنانکه گویی خودِ زبان هم در این فروپاشی شریک است. این گسست، خواننده را به سطحی جسمانی از معنا میکشاند: چشم، ذهن و تن با خفگی و تکرار درگیر میشوند. در نهایت، متن از روایت صرف فراتر میرود و تبدیل به صحنهای میشود که در آن، فروپاشی معنا و ساختار، خودِ وضعیت سیاسی و وجودی رمان را به نمایش میگذارد.
🔸خوانش تانگوی شیطان، بدون مقایسه با دیگر آثار فروپاشی، ناقص است. اقتباس سینماییِ هفتساعته بلا تار از این رمان (با همین عنوان) ترجمهای بصری از نثر کراسناهورکایی است. پلانهای بلند، ریتم کند و بارانِ همیشگی، همان تجربه زبانی را در تصویر بازآفرینی میکنند. فیلم و رمان در کنار هم یک پروژه واحد میسازند: سکونِ مطلق در قالب دو رسانه.
ibna.ir/x6Dpf
@ibna_official
🔰مژگان کلهر، از نویسندگان مجموعه «کلاسدومی، کتابدومی»، گفت:
کودک باید با کمترین مکث، بیشترین لذت خواندن را تجربه کند
🔸مژگان کلهر، نویسنده حوزه کودک و نوجوان، گفت: داستان باید ساده و خطی پیش برود تا کودک خط داستانی را گم نکند. شخصیتها باید بهگونهای باشند که کودک بتواند با آنها همذاتپنداری کند. از سوی دیگر، گرههای داستانی باید کوچک و قابل فهم باشند. لحظههای تعجب، شوخی و کشف باید فراوان باشند تا کودک احساس کند خواندن تجربهای شیرین است. ما در مجموعه «کلاسدومی، کتابدومی» سعی کردیم هر فصل چیزی برای کشف یا پیشبینی داشته باشد تا کودک علاقهمند شود و به خواندن ادامه دهد.
🔸بهنظر من پیچیدگی را میتوان در احساسات نشان داد، اما در ساختار داستان نباید پیچیدگی وجود داشته باشد. مثلاً میتوان درباره احساسات واقعی همچون ترس، دلخوری، حسادت، دوستی یا غیره نوشت، اما نباید داستان چندلایه یا مبهم باشد؛ زیرا در این صورت کودک اصلاً متوجه ماجرا نمیشود. مفاهیم باید روشن و قابل لمس باشند؛ باید چیزهایی باشند که در زندگیشان رخ میدهد یا در سطح فهم یک کودک هشتساله قرار دارد.
ibna.ir/x6DpH
@ibna_official
🔰نیمقرن حکمت، نیمقرن فلسفه
🔸دو ساختمان قدیمی و نوستالژیک که سالهاست خانه فیلسوفان ایران شده، خیابان نوفللوشاتو را به فلسفیترین خیابان تهران تبدیل کرده است.گزارش تصویری پیش رو به بهانه روز جهانی فلسفه، از ساختمان و کتابخانه موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تهیه شده است.
📸 عکاس: معصومه احمدی
https://www.ibna.ir/photo/543503
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با کارگردان نمایش «کلاژ بیضایی»؛
بیضایی به اندازه فردوسی برایمان مهم است
🔸بیضایی همانقدر مهم است که فردوسی مهم است، با این تفاوت که فردوسی هزار سال است که دیگر نیست. من فکر میکنم اگر هزار سال دیگر هم بگذرد و خود بهرام بیضایی هم نباشد، متونش به اندازه امروز اهمیت است.
🔸او در یک سخنرانی میگوید که در آثار من زن مرکز است و مرد رئیس. نمونه بارز آن در نمایشنامه «شب هزار و یکم» دیده میشود که قصه ارنواز و شهرناز است به صورت مستقیم آن ارتباط هستهای که زن در ایران کهن دارد را میبینیم. فکر میکنم که این رفتارها هیچ وقت کهنه نخواهند شد چون با گذشت این همه سال باز برمیگردیم سر اینکه آیا زنها میتوانند در جامعه ایفای نقش بکنند یا خیر؟ آیا میتوانند پا به پای مرد بیایند یا خیر؟ هیچ وقت نمیتوانیم بگوییم که این متنها برای ما تکراری و کهنه میشود. متاسفانه نماد بیرونی این موضوع که در حق این هسته مرکزی که زن باشه اجحاف صورت میگیرد را همچنان میبینیم.
ibna.ir/x6DpN
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با کارگردان نمایش «کلاژ بیضایی»؛
بیضایی به اندازه فردوسی برایمان مهم است
🔸بیضایی همانقدر مهم است که فردوسی مهم است، با این تفاوت که فردوسی هزار سال است که دیگر نیست. من فکر میکنم اگر هزار سال دیگر هم بگذرد و خود بهرام بیضایی هم نباشد، متونش به اندازه امروز اهمیت است.
🔸او در یک سخنرانی میگوید که در آثار من زن مرکز است و مرد رئیس. نمونه بارز آن در نمایشنامه «شب هزار و یکم» دیده میشود که قصه ارنواز و شهرناز است به صورت مستقیم آن ارتباط هستهای که زن در ایران کهن دارد را میبینیم. فکر میکنم که این رفتارها هیچ وقت کهنه نخواهند شد چون با گذشت این همه سال باز برمیگردیم سر اینکه آیا زنها میتوانند در جامعه ایفای نقش بکنند یا خیر؟ آیا میتوانند پا به پای مرد بیایند یا خیر؟ هیچ وقت نمیتوانیم بگوییم که این متنها برای ما تکراری و کهنه میشود. متاسفانه نماد بیرونی این موضوع که در حق این هسته مرکزی که زن باشه اجحاف صورت میگیرد را همچنان میبینیم.
ibna.ir/x6DpN
@ibna_official
🔰میزگرد بررسی و نقد کتاب «جبهه ایرانی - انقلاب جهانی»/۲
قدرت واقعی در گیلان: مردمی که جلوی نفوذ شوروی ایستادند
🔸نایبپور: میرزا مجبور بود به استقبال نیروهای شوروی که به ما تجاوز کرده بودند برود؟
گودرز رشتیانی معتقد است: این کتاب درباره جنبش جنگل چشمانداز جدیدی ارائه میدهد؛ نشان میدهد که این جنبش، با هر نیت و انگیزهای که داشته، مسیر دخالتهای بعدی شوروی در ایران را هموار کرده و حداقل آمادگی ذهنی برای آن را ایجاد کرده است. حبیبالله فاضلی اما معتقد است: اسناد این کتاب نشان میدهد که میرزا کوچکخان تعلقات ملی قابل توجهی داشته است؛ در حد توان و زمانه خود.
🔸در خوشبینانهترین حالت، روایتی که این کتاب از میرزا کوچکخان و جنبش جنگل ارائه میدهد این است که نوعی سادهلوحی، کوتاهبینی و اعتماد به نیروی خارجی برای رهایی ایران شکل گرفته بود و دربرهه خیلی مهمی گیلان در خطر تجزیه و پیوستن به اردوگاه شوروی قرار گرفت که در این میان نمیتوان مسئولیت میرزا را نادیده گرفت. نمیتوان مبنای روایت خود را بر خوشبینی بگذاریم که با این عبارت یا عبارات دیگر توجیه کنیم که هدف میرزا موضوع دیگری بود و فریب داده شد و....
🔸نمیتوان گفت میرزا کاملاً وابسته بوده یا صددرصد یک قهرمان ملی به شمار میرفته است، زیرا در همان دوره، محمدتقی پسیان فعال بود، جنبش خیابانی در تبریز شکل گرفته بود، جنبش جنگل در گیلان جریان داشت و در جنوب نیز نهضتهایی علیه نیروهای خارجی فعالیت میکردند. مجموعه این شرایط، دشواری کار ترجمه این کتاب را برای من به شکل قابل توجهی آسانتر کرده است.
ibna.ir/x6Dpc
@ibna_official