🔰به مناسبت سالگرد درگذشت شاعر رمانتیک معاصر؛
فریدون توللی؛ پلی هوشمند میان شور نو و ریشههای کهن
🔸به مناسبت سالگرد درگذشت فریدون توللی (۹ خرداد ۱۳۶۴)، شاعر برجسته و متفکر ادبی معاصر، به سراغ یکی از مهمترین ویژگیهای شعر او میرویم: توانایی ساختن پلی هوشمند و ظریف میان شور نوآوری و ریشههای عمیق سنت شعری. توللی نه در دام افراط نوگرایی گرفتار شد و نه به تکرار سنت پناه برد؛ او راه میانهای یافت که هنوز هم پس از دههها، تازه و الهامبخش باقی مانده است.
🔸یکی از جذابترین جنبههای شعر توللی، نمادپردازی غنی و گاه ناخودآگاه اوست. حتی آنجا که خود شاعر بر سادگی و نمادگریزی تأکید دارد، نمادهای شخصی و ریشهدار در تجربههای درونی و اجتماعی، لایههای عمیقی به شعرش میافزایند. تحلیلهای انتقادی نشان میدهد که توللی، علیرغم ادعاها، در مجموعه «نافه» از نمادهای شخصی و خصوصی بهره برده که تنها به ذهن او تعلق دارند و افقهای معنایی تازهای میگشایند. موتیفهای بودلری، تنهایی، تاریکی، مرگ به مثابه جلوهای رمانتیک، لذتهای گذرا و حس گناه، شعر او را از رمانتیسم سطحی دور نگه میدارند و به عمق وجودی نزدیکتر میکنند.
🔸توللی در روزگاری که شعر معاصر اغلب به دو قطب سنتگرایی خشک یا نوگرایی بیریشه تقسیم شده، نشان میدهد که راه سومی هم هست: راه آگاهی، تعادل و ریشهداری در حال نو شدن. او با شعر عاشقانهاش قلبها را تسخیر کرد، با طنزش ذهنها را به چالش کشید و با سیر تحول آگاهانهاش، الگویی از شاعری متفکر ارائه داد. ارزش او در جستجوی صادقانه و هنرمندانه برای یافتن صدای خود در میانه سنت و مدرنیته است.
ibna.ir/x6Hf9
@ibna_official
🔰مترجم مانگای «یونا دختری از سپیدهدم» در گفتوگو با ایبنا:
حفظ لحن هر شخصیت رگ خواب ترجمه مانگاست
🔸زهرا باقری گفت: نوجوانها –به ویژه طرفداران مانگا– خیلی منتقدهای دقیق و نقطهزنی هستند. بیشترشان روی اسامی حساساند. اگر بخواهیم اسم شخصیتی را عوض کنیم و معادل فارسی بیاوریم، شاخکهایشان تکان میخورد و صدایشان درمیآید.
🔸ترجمۀ دیالوگهای طنز و احساسی مانند نواختن یک ساز است؛ به همان اندازه ظریف و حساس. چالش اینجاست که این جملات ریشۀ فرهنگی دارند و ما با کلماتی مواجه میشویم که معادلشان در فارسی نیست. معمولاً اگر شوخی یا جملۀ احساسی از هر زبان و فرهنگی را فارسی کنیم، شاید حس طنز و احساسی بودنش درنیاید. در اینجا با جملهای روبهرو میشویم که نه تنها مخاطب را نمیخنداند و حس خوب منتقل نمیکند، بلکه او را سردرگم میسازد.
🔸حفظ لحن هر شخصیت، رگِ خواب ترجمۀ مانگاست. مثلاً اگر در یک صحنه، یونا را داریم که ترسیده، لحن ترجمه و انتخاب کلمات باید جوری باشد که حس ترس و وحشت به مخاطب القا شود و مخاطب با خواندن آن بتواند حال و هوای یونا را درک کند. یا اگر هاک دارد بحث میکند، تیکه میاندازد و کلکل میکند، ترجمه باید پر از تیکه و کنایههای تند و تیز فارسی باشد. برای رسیدن به این هدف، اول شخصیتها را تیپشناسی میکنم، بعد خودم را یکییکی جای شخصیتها میگذارم و میگویم: «اگر این آدم فارسی بلد بود، الان چه میگفت؟»
ibna.ir/x6HdD
@ibna_official
🔰در آیین رونمایی تازهترین اثر کانون عنوان شد؛
«خانواده خوشبخت»؛ روایتی از امنیت، مهر و همدلی
🔸آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «خانواده خوشبخت» نوشته لاله جعفری و تصویرگری علی خدایی، روز ۷ خرداد ۱۴۰۵ در بخش جنبی نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان کانون برگزار شد.
🔸جعفری با تاکید بر نقش خانواده در ایجاد این امنیت خاطر گفت: خواستم در این کتاب به کودک بگویم که در این دنیای بزرگ تنها نیست؛ خانواده، پدربزرگ، مادربزرگ، عمه، خاله، دایی و عمو کنار او هستند و میتوانند تجربهای شیرین و آرامشبخش برایش بسازند.
🔸علامتی : «کانون پرورش فکری بهعنوان یک مجموعه فرهنگی معتبر، باید در حوزه تصویرسازی نیز صاحب استانداردهای حرفهای باشد؛ تصاویری که هم از نظر هنری ارزشمند باشند و هم کودک امروز بتواند با آنها ارتباط برقرار کند.»
ibna.ir/x6Hfd
@ibna_official
🔰ژاپن چرا با وجود کاهش کتابخوانی، کتابخانههای بیشتری میسازد؟
🔸کتابخانهها در ژاپن دیگر فقط محل امانت کتاب نیستند؛ آنها به پاتوقهای شهری، فضاهای اجتماعی و موتورهای احیای محلهها تبدیل شدهاند.
🔸کارشناسان چند دلیل برای رشد کتابخانهها مطرح میکنند. سادائو اوئماتسو، رئیس انجمن کتابخانههای ژاپن، میگوید موج ادغام شهرداریها در دهه ۲۰۰۰ باعث شد بسیاری از اتاقهای مطالعه کوچک در مراکز محلی به کتابخانههای رسمی شهری تبدیل شوند. به گفته او، از دهه ۲۰۱۰ به بعد نیز موفقیت برخی پروژههای «احیای منطقهای» که حول کتابخانهها شکل گرفته بودند، دیگر شهرها را به ساخت کتابخانههای تازه تشویق کرد.
🔸کتابخانهها اکنون در ژاپن به چیزی فراتر از مکان مطالعه تبدیل شدهاند؛ فضایی موسوم به «مکان سوم» در کنار خانه و محل کار یا مدرسه. فومیهیکو سوزوکی، پژوهشگر موسسه پژوهشی دایوا، میگوید کتابخانههای جدید به محیطهایی جذاب تبدیل شدهاند که مردم در آنها علاوه بر مطالعه، در برنامههای قصهگویی، رویدادهای فرهنگی یا کافهها وقت میگذرانند.
🔸بسیاری از این کتابخانهها بخشی از پروژههای بازآفرینی شهری هستند. برای مثال کتابخانه تنمونکان با هدف بازگرداندن مردم به مرکز شهر کاگوشیما ساخته شد؛ منطقهای که پس از راهاندازی قطار سریعالسیر شینکانسن، بخشی از رونق خود را از دست داده بود.
ibna.ir/x6HdJ
@ibna_official
🔰گزارش تصویری
نشست خواهر کوچک در برابر برادر بزرگ: امکان مصالحه افقی؟
📸عکاس: شیوا زابلیپور
🔸پنجمین نشست از سلسله نشستهایی که با عنوان دیدار نویسندگان و خوانندگان از سوی مجله سیاستنامه برگزار میشود، سهشنبه (۵ خرداد ۱۴۰۵ ) با حضور مریم نصر اصفهانی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و جمعی از علاقهمندان در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد.
ibna.ir/x6Hf4
@ibna_official
🔰حمیدرضا ساعتچی درگذشت
🔸حمیدرضا ساعتچی، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده باسابقه تئاتر کمدی ایران، در سن ۵۹ سالگی از دنیا رفت.
🔸از جمله آثار شاخص کارنامه هنری او میتوان به نمایشهای «داماد فرنگی»، «هتل پنج شش ستاره»، «گراند هتل»، «دلاکباشی»، «تانگوی سهنفره»، «دلقکباشی»، «ساعت خوش»، «جزیره عشق»، «سمفونی عشق» و «هشتک عمه» اشاره کرد.
ibna.ir/x6HfS
@ibna_official
🔰گلیژه گلآرا از رمان «برهوت» اثر پدرش امیر گلآرا میگوید؛
رنج امروز، دردهای فراموششدهی گذشته را بیدار میکند
🔸گلیژه گلآرا، دختر امیر گلآرا، گفت: در برهوت، اوهام و تخیلاتِ راوی، از خلالِ تداعیِ معانی، تجربههای زمانِ حال را به گذشته پیوند میدهند.نقشِ حوادثِ امروز، بازتابی از الگوها و زخمهای کهنهی تاریخ است. رنجِ امروز، دردهای فراموششدهی گذشته را بیدار میکند.
🔸بیشک، آشناییِ عمیقِ گلآرا با اندیشههای سیاسی و اجتماعیِ زمانه، به غنای آثارِ ادبیِ او کمک کرد؛ اما نه به این معنا که آثارش به بیانیههای سیاسی تبدیل شوند. او پس از تجربههای تلخِ جوانی، از سیاستِ حزبی و فضای شعارزدهی آن فاصله گرفت و بیشتر در پیِ شناختِ ریشههای فکری، تاریخی و انسانیِ بحرانهای جامعه بود. کنجکاویِ گستردهی او نسبت به فلسفه، علومِ انسانی، تاریخ و زیستشناسیِ رفتارِ انسان، نگاهِ او را پیچیدهتر و عمیقتر کرد. همین جستوجوی فکری، به آثارِ او—و بهویژه «برهوت»—ابعادی گستردهای بخشید. گلآرا مسائلِ سیاسی را نه بهصورتِ شعار، بلکه در قالبِ تجربهی زیستهی انسانها، روابطِ عاطفی، ترسها، امیدها و بحرانهای درونیِ آنان مینگرد.
🔸صدا و نثر گلآرا در تمامی داستان بلند و بخشهای چاپنشدهی «برهوت» قابل شناسایی است و الگویی منسجم را دنبال میکند. اما رفتوآمد و پیوند زمان حال و گذشته در بقیه داستان خفیفتر است. شاید این نشانهایست از روش کار نویسنده که در تدوین جلد فعلی «برهوت» با هدف و توجه آگاهانهای ساختار زمانی این روایت را تدوین کرده.
ibna.ir/x6HfW
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
ناشران آمادهخور علیه ناشران واقعی!
🔸رشد ناشران آمادهخور و گسترش کتابهای کپی، زنگ خطری برای صنعت نشر است؛ پدیدهای که به گفته فعالان صنفی، انگیزه تولید و سرمایهگذاری فرهنگی را تضعیف میکند.
🔸فعالان نشر معتقدند بخشی از کتابفروشیها که زیر فشار هزینههای سنگین و رکود بازار قرار گرفتهاند، به سمت عرضه این کتابها کشیده شدهاند. تصور آنها این است که تخفیفهای چشمگیر میتواند بقای اقتصادیشان را تضمین کند، اما نتیجه بلندمدت این انتخاب، تضعیف کل زنجیره نشر است.
🔸مسئله دیگری که در سخنان فعالان صنفی برجسته است، ضعف ابزارهای اجرایی برای مقابله با این پدیده است. اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بارها موضوع قاچاق کتاب و کتابسازی را در جلسات مختلف با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و اتاق اصناف مطرح کرده است. با این حال، به گفته اعضای اتحادیه، مشکل اصلی نبود قدرت اجرایی است.
🔸کتابفروشیهای محلی نیز روزهای دشواری را پشت سر میگذارند. نفس بسیاری از آنها به شماره افتاده است. حتی کتابفروشیهای بزرگ که با ایجاد کافه، فروش نوشتافزار و عرضه کالاهای جانبی تلاش کردهاند منابع درآمدی جدیدی ایجاد کنند، همچنان زیر فشار هزینههای جاری قرار دارند. در خیابان انقلاب نیز کتابفروشان بارها گلایه کردهاند که حضور بساطگستران نهتنها فروش آنها را کاهش داده، بلکه مانعی برای ورود مشتریان به فروشگاهها شده است.
ibna.ir/x6GSP
@ibna_official