🔰گفتوگو با «اعظمالسادات سیادت»، به بهانه انتشار چهار اثر تازه؛
ایده بصری برای من، جدا از متن نیست
🔸اعظمالسادات سیادت، نویسنده و تصویرگر کتاب کودک: در تصویرسازی برای کتاب کودکونوجوان، ایده اجرایی معمولاً از دلِ خودِ متن، حالوهوای روایت و شخصیتها شکل میگیرد. من معمولاً پیش از هر چیز سعی میکنم اثر را خوب مطالعه کنم و جهان درونی آن را بشناسم؛ اینکه متن چه ریتمی دارد، چه فضایی میسازد، لحن آن شاعرانه است یا طنزآمیز و مخاطب قرار است از چه دریچهای وارد این جهان بشود. در واقع، ایده بصری برای من چیزی جدا از متن نیست، بلکه نوعی خوانش و تفسیر دوباره آن است.
🔸به نظرم کیفیت تصویرگری کتابهای کودکونوجوانِ حاضر در نمایشگاه امسال، مثل هر سال، رو به جلو و امیدوارکننده است؛ هم از نظر تنوع سبکها و هم از نظر جسارت در انتخاب رنگ، ترکیببندی و طراحی شخصیت. با اینحال، همچنان یک چالش جدی در برخی کتابها به چشم میخورد و آن، عجله در تولید و پایینبودن کیفیت اجراست، مثل مشکل چاپ و کاغذی که رنگها را کدر و جزییات را کماثر میکند. به نظرم برای رسیدن به استانداردهای بالاتر، هنوز به زمان، سرمایهگذاری دقیقتر ناشران و احترام بیشتر به فرایند حرفهای تصویرگری نیاز داریم.
🔸برای ارتقای کیفیت تصویرسازی کتاب در ایران، به نظرم بیش از هر چیز باید به فرایند حرفهای تولید کتاب توجه شود، یعنی تصویرگری به عنوان بخش اصلی کتاب دیده شود، نه مرحلهای فرعی و شتابزده. حمایت جدی ناشران از زمان کافی برای کار، انتخاب آگاهانه تصویرگر متناسب با متن و توجه به کیفیت چاپ میتواند سطح کار را بالاتر ببرد.
ibna.ir/x6HhY
@ibna_official
🔰درباره «حقیقت و آزادی» نوشته ریمون آرون؛
توکویل مقدم بر مارکس
🔸توکویل مثل مارکس به ارجحیت اقتصاد بر سیاست معتقد نبود. او نظام سیاسی را تحلیل میکرد و باور داشت یکی از خصیصههای نظام دموکراتیک دنبال کردن رفاه مادی است. آرون معتقد است آنچه تحلیل توکویل را بر تحلیل مارکس برتری میدهد پیشبینی درست او در درازمدت بود که بر پایهی احتمالات و نه مانند ماتریالیسم تاریخی بر پایه حکم تقدیر تاریخی صورت گرفته بود.
🔸دو مفهوم کلیدی کتاب آزادی صوری و آزادی واقعی هستند که اولی نوعی از آزادی است که توکویل پشتیبان آن است و دومی زاده تفکرات مارکس. آزادی صوری آزادیهای معمول یک لیبرال دموکراسی مثل آزادیهای فردی، مراجعه به آرای عمومی و رقابت احزاب هستند که برگزاری انتخابات و اتکا به قانون اساسی را نیز شامل میشوند. آزادیهای صوری از نظر مارکس تا زمانی که قدرتی صاحب ابزار تولید و با قانون مالکیت خصوصی پابرجاست، صرفاً آزادیهای لوکس بورژوایی جلوه میکند و موجب برقراری آزادی واقعی نمیشود. این آزادی همانا رهایی پرولتاریا از نظام سرمایهداری، برپایی مالکیت جمعی و عمومی ابزار تولید، برچیده شدن پول و مالکیت خصوصی است، و درنهایت به همانندسازی جامعه و دولت میانجامد. ریمون آرون معتقد است آنچه بعد از بهوجود آمدن نظام شوروی پدید آمد نشان داد که آزادیهای صوری با صرف کوشش در جهت برقراری آزادی واقعی، بهخطر میافتند و حتی تغییرات اصلاحی در جهت برآوردن حقوق کارگران مثل کاهش ساعت کار، تشکیل سندیکا و برقراری روابط تقریباً برابر کارگر و کارفرما در قالب قرارداد در نظامهای لیبرال دموکراسی تحقق پیدا کردند. همچنین مزایای خاص سالمندان، بازنشستگی، حقوق بیکاری و بیمه درمانی همه در قالب اصلاحاتی در لیرال دمکراسیها محقق شدند. رؤیای برابری و مساوات و کاهش نابرابری که هم در نظرات توکویل متجلیست و هم در نظریات مارکس نه در شوروی بلکه در لییرال دموکراسی نمود یافته است.
ibna.ir/x6Hjm
@ibna_official
🔰نگاهی به نقد و نظرها درباره تنهایی استراتژیک ایران؛
امکان عبور از روایت تنهایی به سوی راهبرد تعامل
🔸پس از تأمل در آرای منتقدان و واکاوی تحلیلهای ارائهشده پیرامون جایگاه ایران در نظام بینالملل با تکیه بر مفهوم تنهایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، واقعیتی درخور توجه آشکار میشود؛ اینکه دو اثر شاخص و تأثیرگذار در تبیین مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» و نسبت آن با جهتگیریهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به قلم پژوهشگرانی نگاشته شدهاند که خارج از ایران به فعالیتهای علمی و دانشگاهی اشتغال دارند.
🔸کوروش احمدی، دیپلمات پیشین:قائلان به تنهایی استراتژیک این است که ایران ناچار است به درون تکیه کند؛ اما نیاز به تکیه به درون و کسب توانایی، کارآمدی و مقبولیت در داخل امری عمومی برای همه کشورها و پیششرط یک سیاست خارجی موفق است. رابطه منطقی و تعاملی بین دولت و ملت در همه کشورها سنگبنای امنیت هر کشوری و یک سیاست خارجی موفق است و اختصاص به ایران ندارد. هر کشوری تنها در صورتی میتواند انتظار برخورداری از روابطی مفید و باثبات با قدرتهای خارجی را داشته باشد که به عنوان پیششرط لازم، حکمرانی خوب، نهادهای خوب و سیاستگذاری خوب را در داخل نهادینه کرده و به قدرتی باثبات با شاخصههای تعریفشده بر مبنای منافع ملی تبدیل شده باشد.
🔸مصطفی بستانی، پژوهشگر سیاست بینالملل: ایران در موقعیتی قرار دارد که از نظر ژئوپلیتیکی بسیار اثرگذار است، اما از نظر شبکه اتحادها در وضعیت «تنهایی نسبی راهبردی» قرار دارد؛ یعنی نه منزوی کامل است و نه دارای ائتلافهای پایدار، بلکه در وضعیتی میان این دو قرار گرفته است.
🔸ولی نصر توضیح میدهد که ایران پس از انقلاب با پارادوکسی اساسی روبهرو شد: میل به استقلال حداکثری در جهانی که بر وابستگی متقابل و نظم تحت رهبری آمریکا استوار است. تجربه جنگ ایران و عراق، تحریمها، تهدیدهای نظامی و حضور گسترده آمریکا در پیرامون ایران، به شکلگیری نگاهی انجامید که جهان را تهدیدآمیز و امنیت را مسئلهای وجودی میبیند. در نتیجه، استراتژی کلان ایران بر بقا، بازدارندگی و خوداتکایی متمرکز شد و امنیت به چارچوب اصلی سیاست داخلی و خارجی تبدیل گردید.
🔸علی اکبر صالحی: ایران را نمیتوان صرفاً در قالب یک بازیگر امنیتی یا ژئوپلیتیکی توضیح داد، زیرا این کشور علاوه بر مؤلفههای نظامی و سیاسی، بر سرمایه فرهنگی، تمدنی و تاریخی خود نیز تکیه دارد. صالحی با استناد به برخی گزارشهای رسانهای از جمله نیویورک تایمز، ایران را نه یک کشور منزوی، بلکه بازیگری اثرگذار در منطقه معرفی میکند که تواناییهای نامتقارن نظامی و ظرفیتهای تمدنی آن نقش مهمی در جایگاه بینالمللیاش دارند.
ibna.ir/x6Hgb
@ibna_official
🔰«سیاستهای عشایری در ایران» در گفتوگوی محمود مقدس با ایبنا؛
حلقهای بنیادین در ایدئولوژی ناسیونالیسم سکولار ایرانی
🔸محمود مقدس گفت: تصور بر این بوده که رضاشاه عشایر را مطیع ساخت تا اصلاحات خود را کلید بزند در حالی که نویسنده معتقد است اساسا سیاستهای عشایری خود مولفهای مهم در برنامه اصلاحی حکومت بود و حلقهای بنیادین در ایدئولوژی ناسیونالیسم سکولار ایرانی به شمار میرفت.
🔸یکی از یافتههای جالب نویسنده کتاب سیاستهای عشایری واکنش عشایر به سیاستهای حکومت است. اثر حاضر این دیدگاه مرسوم را که کلیت جامعه عشایری ایران با دولت جدید مخالف و از هژمونی فزاینده آن آسیبدیده بودند، رد میکند. نویسنده کتاب در شرح واکنش واقعی نخبگان ایلی به وضعیت پیشآمده در پی به قدرت رسیدن رضاشاه و نحوه تعامل آنها با نهادهای دولت جدید، استدلال میکند که اتفاقاً استقرار موفقیتآمیز نظم جدید با این واقعیت تسهیل شد که بسیاری از مهمترین رهبران عشایری با رغبت و اشتیاق از رژیم جدید حمایت کردند.
🔸در سطح توده عشایر هم باید گفت در کل نویسنده معتقد است سیاست اسکان در نهایت به خشم و انزجار عشایر از سلسله پهلوی منجر شد و این بهای سنگینی بود که حکومت جدید پرداخت. اساسا قیامهای عشایری سال ۱۳۰۸ و اتخاذ راهبردهایی چون راهزنی را باید واکنش مهم توده عشایر به این سیاستها دانست که حکومت را به طور جدی به چالش کشید.
🔸در خصوص تغییر از الگوی دامداری کوچرو به سکونت یکجانشین در الگوهای معیشتی عشایر نویسنده معتقد است اسکان اجباری به طرز چشمگیری زمینهساز قطبیشدن هرچه بیشتر تضادهای اجتماعی جامعه عشایری را فراهم آورد. عشایر عادی بیشترین آسیب را دیدند. مقامات به بسیاری از عشایر دستور میدادند در مناطقی ساکن شوند که به لحاظ آبوهوایی و زیستی نامناسب و عمداً انتخاب شده بودند.
🔸سیاستهای عشایری در دستان زمامداری خودکامه به ابزاری برای سرکوب و کنترل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد. علاوه بر این، با ورود رژیم به دهه دوم حیات خود، سیاستهای عشایری آن به طور جداییناپذیری با برخی دغدغهها و حتی وسواسها، که ذهن شاه را به خود مشغول کرده بود، گره خورد و رهبران عشایر جنوب در شکلگیری این وسواسها نقش داشتند. به لحاظ روانشناختی، قیامهای عشایری باعث افزایش نگرانی شاه درباره امنیت خود و دودمان نوپایش شد، سوءظن او را نسبت به حامیان کلیدیاش که از همدستیشان با قدرت نظامی ایلات میترسید، برانگیخت و توسلش به شیوههای ارعاب سیاسی را تسریع نمود.
ibna.ir/x6Hj4
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «فلسفه حماقت» اثر لارنس اسوندسن؛
فلسفیدن ابلهها
🔸حماقت به مثابه مسئله فلسفی
🔸اسوندسن در این کتاب، با لحن طنزآمیز اما کنترلشده، میکوشد حماقت را از «ویژگی شخصیتی» و «برچسب اخلاقی» جدا کند و آن را به مثابه یک پدیده شناختی-فرهنگی توضیح دهد. ادعای محوری ساده است: آنچه خطرناکتر از نادانی صرف است، گونهای از نابخردی است که با اطمینان و خودبسندگی همراه میشود؛ وضعیتی که در آن فرد یا جمع، نه فقط کم میداند، بلکه بد میاندیشد و بداندیشی خود را هم بازتولید میکند. به زبان دیگر، مسئله صرفا به «کمبود اطلاعات» معطوف نمی شود؛ «عادتهای ذهنی» و «شیوه قضاوت» هم مهم است.
🔸یکی از نقاط قوت کتاب، تمایزگذاریهایش است. نویسنده میکوشد میان دستکم سه وضعیت فرق بگذارد: ندانستن، بد فکر کردن، و دوچندان کردنِ بد فکر کردن. ندانستن، بهخودی خود، نه عجیب است نه حتی مذموم؛ هیچ انسانی همهچیزدان نیست و بخش بزرگی از دانایی با پذیرفتن نادانی آغاز میشود. اما بد فکر کردن یعنی حرکت از دادههای محدود یا حتی دادههای درست، به نتیجههای نادرست؛ به دلیل خطا در استدلال، تعصب، یا چارچوبهای ذهنیای که اجازه نمیدهند گزینههای رقیب جدی گرفته شوند. شکل سوم زمانی رخ میدهد که فرد یا گروه، پس از مواجهه با نشانههای ناسازگار، با توجیههای تازه، خطا را تثبیت میکند؛ چیزی شبیه «سختجان شدن خطا» در قالب اطمینان.
🔸یکی از مفاهیمی که کتاب برای توضیح وضعیتهای متناقض به کار میگیرد، «تکفکری» است: گیر افتادن ذهن در یک ایده واحد. تکفکری میتواند توضیح دهد چرا آدمهای باهوش هم گاهی تصمیمهای ضعیف میگیرند. مسئله این نیست که آنها توان استدلال ندارند؛ مسئله این است که استدلالشان را فقط در یک مسیر باریک به کار میبرند و گزینههای رقیب را از ابتدا «نامربوط» یا «غیرقابل تصور» فرض میکنند.
«فلسفه حماقت» از آن دسته کتابهایی است که ارزشش در «تغییر زاویه نگاه» است. به جای آنکه حماقت را به عنوان عیبِ دیگران تماشا کنیم، به عنوان امکانِ همیشگیِ خطا در خودمان میبینیم. کتاب میگوید مسئله مهم این است که چگونه با نادانی و با باورهای خود رفتار میکنیم: آیا آنها را قابل بازنگری میدانیم یا آنها را به هویت تبدیل میکنیم؟
ibna.ir/x6Hhm
@ibna_official
🔰جذابیتهای رمان مت هیگ برای کارگردانان سینما؛
چرا اقتباس از «کتابخانه نیمهشب» وسوسهانگیز است؟
🔸هسته مرکزی «کتابخانه نیمهشب» بر یکی از جذابترین، قدیمیترین و در عین حال مدرنترین پرسشهای بشر بنا شده است. سوال این است که اگر در گذشته تصمیم دیگری میگرفتیم، زندگیمان چگونه میشد.
🔸شاید هیچ دورهای به اندازه امروز برای موفقیت چنین داستانی مناسب نبوده است. انسان معاصر هر روز با صدها تصویر از زندگی دیگران مواجه میشود. شبکههای اجتماعی به طور دائم نسخههای موفقتر، جذابتر و کاملتر زندگی را به نمایش میگذارند. در چنین فضایی بسیاری در تله ناکافی بودن، مقایسه و حسرت خوردن گرفتار میشوند.
🔸از منظر دراماتیک نیز «کتابخانه نیمهشب» ویژگیهای کمنظیری دارد. هر زندگی تازهای که نورا وارد آن میشود، عملاً یک داستان مستقل است. این ساختار اپیزودیک باعث میشود مخاطب مدام با موقعیتهای تازه، شخصیتهای تازه و جهانهای تازه روبهرو شود.
🔸به همین دلیل، «کتابخانه نیمهشب» را نباید یک رمان فانتزی و حتی فلسفی دانست. پشت هر صفحه کتاب، تجربه زیسته نویسنده حضور دارد. هیگ در مصاحبهای گفته بود: «امید به معنای نادیده گرفتن تاریکی نیست؛ امید یعنی دیدن تاریکی و ادامه دادن است.»
ibna.ir/x6Hjz
@ibna_official
🔰ادبیات در دنیای مد
چرا کتابخوان به نظر رسیدن به یک مُد جهانی تبدیل شده است
🔸از حمل کتابهای جیبی در رویدادهای مد تا استفاده از آویزهای کتاب روی کیفهای لوکس، ادبیات حضوری پررنگ در ترندهای تازه دنیای فشن پیدا کرده است.
🔸صنعت مد روزبهروز بیشتر از زبان بصری دانشگاهها، نشر و رسانههای سنتی الهام میگیرد. سبک دختر روشنفکر و آشفتهای که برند Miu Miu ترویج میکند، دوختهای جدی و رسمی Saint Laurent، لباسهای الهامگرفته از محیطهای اداری، عینکهای قدیمی کتابداران و موهای اندکی نامرتب، همگی در خدمت یک تصویر هستند؛ تصویر فردی که سلیقه، نظر و جهان درونی غنی دارد.
🔸مد همواره بازتابی از آرزوها و خواستههای جامعه بوده است و امروز این آرزوها رنگ و بویی روشنفکرانهتر گرفتهاند. در فضای آنلاین، بهویژه در میان نسل جوانی که از تکرار بیپایان برخی زیباییشناسیهای توخالی خسته شدهاند، کتابخوان و آگاه به نظر رسیدن به نوعی سرمایه اجتماعی تبدیل شده است.
🔸از همین رو جزئیاتی که حس جدیت و اندیشه را منتقل میکنند، محبوبیت یافتهاند؛ از عینکهای مشهور به «بایونتا» گرفته تا کیفهای پستی کهنه، خودنویسها، پالتوها و کتهای دوختهشده و لوازم آنالوگی که القا میکنند صاحبشان زندگیای فراتر از اسکرولکردن بیپایان در شبکههای اجتماعی دارد.
ibna.ir/x6HhT
@ibna_official
🔰به مناسبت هشتادمین سال تاسیس انجمن ایرانشناسی؛
نقشهنگاران مشهور دورههای رنسانس و مدرن
🔸اهمیت جغرافیا در ایرانشناسی
محمدرضا سحاب گفت: نگاهی به سفرنامهها، تصاویر و نقشههای مناطق گوناگون ایران که اکثرا توسط سیاحان و جهانگردان اروپایی در طول دورههای رنسانس و مدرن تهیه شده میتواند منابع ارزشمندی را برای مطالعات ایرانشناسی فراهم آورد. در نتیجه میتوان گفت که ایرانشناسی و خاورشناسی اصولا تنها مطالعه کتب قدیمی و آثار ادبی و تاریخی نیست، بلکه نقشه و متون جغرافیایی ویژگی خاصی در این زمینه داشته و دارد.
🔸نقشه و جغرافیا در تمام زمینههای ایرانشناسی مانند شناخت سرزمینی شامل اوضاع طبیعی و محیط زیست، فرهنگ عمومی ایلات و عشایر، اوضاع اقتصادی شامل صنعت، معدن، کشاورزی و دامپروری، منابع و معادن زیر زمینی اعم از فلزی و غیر فلزی، نفت و گاز و غیره، همچنین خاک و آب و هوا و بهطور کلی آنچه با زندگی ما سروکار دارند از شهرنشینی و روستانشینی مرتبط است. لذا شناخت سزمینی ایران از اهمیت خاصی در ایرانشناسی برخوردار است و مطالعه و پژوهش آن درباره گذشته و امروز کشور ضروری است و میباید از توجه خاصی برخوردار باشد.
🔸در زمان فتحعلیشاه قاجار ۲۷ تن از افسران نقشهبردار ارتش تزاری روسیه به سرپرستی سروان ایوان ناسکوف به ایران آمدند و در ۲ دوره ۱۸۲۶ تا ۱۸۵۰ از یکایک شهرهای ایران نقشهبرداری مسطحه (بصورت ژئودزی) انجام دادند. این نقشهها که با حاشیه اطلاعاتی از اوضاع استحکامات نظامی، و مسائل فرهنگی اجتماعی هر نقشه تکمیل و به چاپ رسیده از لحاظ فنی و هنری شایسته تحسین است و هریک سند منحصر بفردی از تاریخ معماری و شهرسازی ۲۰۰ سال پیش ایران است که برای مطالعه ایرانشناسان گنجینهای شایگان است.
🔸این مجموعه بینظیر هنگام فروپاشی شوروی، چند روز در اختیار پروفسور شامیل فتحالله یوف بوده و این استاد علاقهمند به ایران با یک دوربین کوچک قدیمی و یک چراغ رومیزی از آنها عکسبرداری کرده و نگاتیفها را در کنفرانسی خارج از شوروی به دکتر بهرام قدیری سپره و به این طریق این اسناد ارزشمند به ایران رسیده است.
ibna.ir/x6Hjn
@ibna_official
🔰برجستگی تفاوت داستانکوتاه و رمان در کتاب «خوبیِ خدا»؛
قابهایی از زندگی
🔸مجموعه داستانهای «خوبیِ خدا» که با ترجمهی امیرمهدی حقیقت و توسط نشر ماهی منتشر شده است، میتواند یکی از بهترین نمونهها از تمایزی باشد که در آن قادریم تفاوت میان رمان و داستانکوتاه را بهنظاره بنشینیم. مترجم کتاب در مقدمه مینویسد که تمام داستانهایی که برگزیده یک ویژگی مشترک دارند و آن هم ساده بودن آنهاست.
🔸 در جهان رمانهای بزرگی چون جنگ و صلح یا برادران کارامازوف یا حتی جهان رمانهای مدرنی مثل مادام بوواری زندگیهایی خاص و پر از وقایع را میخوانیم که در زندگی معمولی برای خودمان کمتر اتفاق افتاده است. زندگی بیشتر آدمها یا دقیقتر، بیشتر لحظات زندگی آدمیزاد، لحظههای پیشافتاده و معمول است و بیشتر شبیهبههم هستند و کمتر به جهان رمانهای بزرگ شباهت دارند. در داستان کوتاه پنجرهای برای مشاهدهی آن چیزی باز میشود که در رمان ممکن است بخشی فرعی از پلات داستان را بهخود اختصاص دهد. داستان کوتاه مثل جزئی عمل میکند که از کل منسجم و قائم بهذات رمان جدا شده و خود سر پا میایستد. در نتیجه در داستان کوتاه قهرمانها به انسانهای معمولی تبدیل میشوند و قصهها اکثراً مینیمال و خالی از اتفاقات پر فراز و نشیباند. مجموعهی خوبیِ خدا یادآور زندگیست و لحظاتی مهم که خیلی از ما مشابه آنها را زیستهایم و شاید زندگی آینده ما نیز مشابه آنها رقم بخورد.
ibna.ir/x6HjC
@ibna_official
🔰نگاهی به نقش تاریخی شهر «پیشاور» در پاسداری از زبان فارسی؛
دروازه خراسان بزرگ
🔸پیشاور مرکز استان خیبر پختونخوا در پاکستان امروزی، دارای موقعیت استراتژیک و منحصر به فردی است. ادر دوره باستان، پیشاور بخشی از امپراتوری هخامنشی بود و پس از آن تحت حکومت اشکانیان و ساسانیان قرار گرفت. در این دورهها، زبان فارسی به تدریج در این منطقه نفوذ کرد.
🔸یافتهها نشان میدهد پیشاور نه تنها در حفظ زبان فارسی نقش اساسی ایفا کرده، بلکه در غنیسازی آن با درونمایههای بومی نیز تأثیرگذار بوده است. شخصیتهای برجستهای چون سید حسن ولی، سید میر انور شاه، سید لعلشاه جگر کاظمی، سائین احمدعلی ایرانی، سید احمد ادیب پیشاوری، اجمل ختک و میرزا رضا همدانی، هر یک به سهم خود در این مسیر گام نهاده و آثار شگرفی از خود بجا گذاشتهاند.
🔸اوج شکوفایی زبان فارسی در پیشاور به دوره صفویه و سپس حکومت گورکانیان بازمیگردد. در این دوره، پیشاور به مرکزی برای فعالیتهای فرهنگی و ادبی تبدیل شد. بسیاری از شاعران و عارفان ایرانی که به دلایل سیاسی یا مذهبی از ایران مهاجرت میکردند، در پیشاور اقامت میگزیدند و به فعالیتهای فرهنگی میپرداختند.
🔸یکی از درونمایههای مشترک در آثار چهرههای اثرگذار پیشاور، مضامین عرفانی است. این مضامین ریشه در سنت عرفانی ایرانی-اسلامی دارد و در آثار همه این شخصیتها به شکلی متجلی شده است. عشق الهی، وحدت وجود، فنا و بقا از جمله این مضامین هستند.
🔸آیینهای مذهبی مانند صلواتخوانی و مجالس «یک حدیث و یک نوحه» به عنوان عوامل مهمی در تداوم زبان فارسی در پیشاور عمل کردهاند. این آیینها بستری برای کاربرد عملی زبان فارسی فراهم میکردند و موجب انتقال شعر و ادبیات فارسی به نسلهای جدید میشدند. همچنین پیوندهای فرهنگی با جهان فارسیزبان را حفظ میکردند و به غنای فرهنگی منطقه میافزودند.
ibna.ir/x6Hgc
@ibna_official
🔰گفتوگو با بیژن عبدالکریمی در زادروز رضا داوریاردکانی؛
داوریاردکانی روشنفکر نیست
🔸بهگفته عبدالکریمی: «داوری اردکانی درصدد دفاع از فلسفه در برابر ایدئولوژیکزدگی، سیاستزدگی و نظامهای اندیشهگی تئولوژیک بودهاند و درهمانحال از جایگاه تفکر به نقد فلسفه میپردازند».
🔸تفکر را نمیتوان به یک پروژه تبدیل کرد. تفکر یک پروژه سیاسی، ایدئولوژیک یا بوروکراتیک نیست. تفکر همانطورکه دکتر داوریاردکانی هم اشاره میکنند، داد و بخشش وجود است. با این وصف، طرح ایشان این بود که چگونه میتوان بر سیاستزدگی و ایدئولوژیزدگی غلبه کرده، از مقام تفکر دفاع کرد. شاید پروژه ایشان را میبایست دفاع از مقام تفکر و فلسفه دانست. البته من این دو را در وحدت و اینهمانیشان بیان کردم و در این سیاق فلسفه را نباید صرفاً در مقام فلسفه یونانی گرفت.
🔸آیا هرکس جریان روشنفکری را نقد کند ضدروشنفکر است؟ آیا هرکس مدرنیته را نقد کند ضدمدرنیته است؟ این نوع پرسشها حاصل نوعی سندیتسازی ایدئولوژیک است. مثل اینکه بگوییم انسانها یا دوست من هستند یا دشمن من؛ یا استعمارگر هستند یا استعمارشده، یا کاپیتالیست هستند یا پرولتاریا. نمیتوانیم بگوییم انسانها یا روشنفکر هستند یا ضدروشنفکر. شقوق دیگری هم وجود دارد. فردی همچون دکتر داوریاردکانی میتواند روشنفکر نباشد، نقاد روشنفکران هم باشد، اما ضدروشنفکران هم نباشد. انتقاد به جریان روشنفکری بهمعنای ضدیت با روشنفکران نیست، انتقاد به مدرنیته هم بهمعنای ضدیت با مدرنیته نیست. اساساً متفکران اهل ضدیت یا هواداری نیستند.
ibna.ir/x6Hks
@ibna_official
🔰عیسی امنخانی از کارخانهی تولید مقالات بیمحتوا میگوید؛
استاد تمامهایی داریم که حتی یک کتاب هم ندارند
🔸در این گفتوگو، عیسی امنخانی، پژوهشگر، به کالبدشکافی بحران نقد ادبی در ایران میپردازد. او از تضاد میان «امتیاز اداری» و «ارزش علمی» میگوید و فاش میکند چگونه تحمیل معیارهای علوم پایه بر علوم انسانی، باعث شده است تا منتقدان جای کتابهای بنیادین را با مقالاتی سطحی و «شابلونی» پر کنند.
🔸یک پژوهشگر دانشگاهی برای ارتقا و تبدیل وضعیت، ملزم به رعایت این آییننامههاست. وقتی شما میگویید کتاب نقد کم داریم، درست است؛ اما نگاه کنید که چقدر مقاله در حوزه نقد ادبی نوشته میشود! حجم مقالات فوقالعاده زیاد است. من که در هیئت تحریریه چند مجله هستم، میبینم که مقالات انتقادی با رویکرد وسیع بسیار زیادند. حال پرسش اینجاست: اگر متن (کتاب) دچار رکود شده، چرا مقالات انتقادی اینقدر زیاد هستند؟
🔸متأسفانه دانشگاه دچار «تئوریزدگی» شده است. از زمانی که نظریههای ادبی وارد شدند، برخی استادان گزارههای غلطی را ترویج کردند؛ مثل اینکه «هر نقدی حتماً باید یک نظریه داشته باشد». این یک غلطِ بدیهی است که باعث شده به جای نقد، «تمرین نقد» داشته باشیم. دانشجوی ما حتی داستان را نمیخواند، فقط نظریه را میگیرد و روی متن پیاده میکند.
ibna.ir/x6HhN
@ibna_official