🔰گزارش ایبنا از تغییر جریان چاپ کتاب در ایران؛
انقلاب POD؛ خداحافظی با واژه «نداریم» در کتابفروشی
🔸️کارشناسان معتقدند، تعداد عناوینی که به دلیل شرایط اقتصادی دیگر امکان چاپ ۵۰۰ یا هزار نسخهای آنها وجود ندارد، بیش از دو برابر شده، بنابراین استقبال کتابفروشیها از این پنلها در ماههای اخیر افزایش یافته است.
🔸گفتوگو با فعالان حوزه نشر همچنین بررسی روندهای جاری نشان میدهد که افزایش هزینههای تولید و کاهش صرفه اقتصادی چاپهای پُرتیراژ، صنعت نشر ایران را به سمت مدلهای منعطفتر سوق داده است؛ مدلی که به اعتقاد بسیاری از فعالان این حوزه، در سالهای آینده جایگاه پررنگتری در زنجیره تولید و توزیع کتاب خواهد داشت.
🔸️هرچند چاپ بر اساس تقاضا در سالهای اخیر مورد توجه ناشران قرار گرفته، اما سرعت پذیرش این مدل در همه بخشهای صنعت نشر یکسان نبوده است. تفاوت در ماهیت آثار، هزینههای تولید و میزان تقاضای بازار باعث شده برخی حوزهها زودتر از دیگر بخشها به سمت این شیوه حرکت کنند. از سوی دیگر، ویژگیهای فنی برخی کتابها، بهویژه آثار رنگی، هنوز مانع از فراگیر شدن این مدل شده است. در حوزه کودک و نوجوان، هزینه بالای چاپ دیجیتال رنگی همچنان یکی از موانع اصلی توسعه POD محسوب میشود.
🔸️فشارهای اقتصادی بر ناشران موجب شده شمار بیشتری از عناوین کتاب، بدون تجدید چاپ باقی بمانند. در نتیجه، کتابفروشیها نیز بیش از گذشته با درخواست مخاطبانی روبهرو هستند که به دنبال آثاریاند که دیگر در بازار به شکل سنتی در دسترس نیست. این وضعیت، نقش سامانههای چاپ براساس تقاضا را در زنجیره تأمین کتاب پُررنگتر کرده است؛ سامانههایی که میتوانند دسترسی به کتابهای چاپتمام را برای کتابفروشان و مخاطبان امکانپذیر کنند.
ibna.ir/x6HvG
@ibna_official
🔰گفتوگو با سعید متین درباره کتاب «خون روی تیر دروازه»؛
جام جهانی دیکتاتوری
سیاست هرگز نمیتواند فوتبال را به طور کامل در اختیار بگیرد
🔸سعید متین گفت: شاید مهمترین درس کتاب خون روی تیر دروازه این باشد که فوتبال هرگز کاملاً از سیاست جدا نیست، اما سیاست نیز هرگز نمیتواند فوتبال را به طور کامل در اختیار خود بگیرد. امروز جام جهانی ۱۹۷۸ را هم با قهرمانی آرژانتین به یاد میآوریم و هم با سرکوب، ناپدیدسازی و نقض حقوق بشر در دوران حکومت نظامی. این دو روایت در حافظه تاریخی کنار یکدیگر باقی ماندهاند و هیچیک نتوانسته دیگری را به طور کامل محو کند.
🔸ریس ریچاردز در این کتاب، مانند دوربین فیلمی مستند روایتهای این واقعه مهم تاریخی را بازگو میکند. او از یک سو تب و تاب بازیها و پیروزیهای پیدرپی تیم ملی آرژانتین را شرح میدهد و از طرف دیگر آرژانتینی را را توصیف میکند که روزهای سخت خفقان را پشت سر میگذاشت. او روزهایی را روایت میکند که تلویزیون، رادیو و نشریات آرژانتینی همگی در انحصار و کنترل حکومت دیکتاتوری بودند. جامجهانی برای چنین مردمی بلندگویی روبه دنیا بود. مردم آرژانتین یک ماه فرصت داشتند تا جهان را با چهرهی واقعی حاکم دیکتاتور کشورشان آشنا کنند. در این میان تیم ملی آرژانتین وسط بازیهای سیاسی مخالفان حکومت و دیکتاتور دست و پا میزد و هر دو طرف تیم را متعلق به خود میدانستند.
🔸آرژانتین در زمان جام جهانی ۱۹۷۸ تحت حکومت یک خونتای نظامی راستگرا بود که پس از کودتای ۱۹۷۶ به رهبری ارتشبد خورخه رافائل بیدِلا قدرت را در دست گرفت. این دوره همزمان با چیزی بود که بعدها به «جنگ کثیف» معروف شد و به ربایش و شکنجه و قتل و ناپدیدشدن هزاران هزار مخالف سیاسی انجامید. در چنین فضایی، جام جهانی برای حکومت نه فقط یک رویداد ورزشی، که پروژهای تبلیغاتی بود. رژیم میخواست به جهان نشان دهد آرژانتین کشوری باثبات و منظم و متحد است. به همین دلیل، موفقیت تیم ملی و شور خیابانی مردم برای حکومت ارزش سیاسی داشت. نظامیان حاکم بر این کشور، جام جهانی را فرصتی برای «برندسازی ملی»، نمایش قانون و نظم، و کنارزدن تصویر سرکوب و بحران میدیدند.
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای این کتاب این است که جام جهانی ۱۹۷۸ را نه صرفاً یک رویداد ورزشی، بلکه صحنهای میبیند که در آن سه نیرو به هم گره میخورند: فوتبال، قدرت سیاسی و حقوق بشر. نویسنده نشان میدهد که حکومت آرژانتین فوتبال را ابزاری برای مشروعیتبخشی به خود میدانست و امیدوار بود که شور ملی ناشی از موفقیت تیم ملی، توجه مردم و افکار عمومی جهان را از سرکوب سیاسی منحرف کند. در این نگاه، ورزش فقط ورزش نیست؛ بلکه به بخشی از سیاست تبدیل میشود.
🔸اگر جام جهانی ۱۹۷۸ را با جامهای جهانی امروز مقایسه کنیم، نخستین تفاوت بزرگ در این است که جهان امروز بسیار شفافتر و بههمپیوستهتر شده است. در سال ۱۹۷۸، دولتها هنوز تا حد زیادی میتوانستند جریان اطلاعات را کنترل کنند. اگر خبرنگاری به آرژانتین نمیرفت یا روزنامهای موضوع ناپدیدشدگان را پوشش نمیداد، بسیاری از مردم جهان هرگز از آنچه در آن کشور میگذشت باخبر نمیشدند.
ibna.ir/x6Hwg
@ibna_official
🔰«ذهن جباران» در گفتوگو با محسن عسکریجهقی؛
عصر بازگشت هیولای قدرت مطلق
زور آخرین ابزار است، نه نخستین
🔸محسن عسکری جهقی گفت: قرن بیستم عصر بازگشت هیولای قدرت مطلق، اما این بار در لباس ایدئولوژیهای سکولار و توتالیتر بود. دیکتاتورها دیگر بهنام نیروهای پنهانی سخن نمیگفتند، بلکه بهنام نژاد، طبقه کارگر یا ملت برتر ادعای انحصار حقیقت داشتند.
🔸نخستین بازتابهای خودکامگی را باید در اسطورهها و روایتهای دینی جستوجو کرد؛ جاییکه بشر پیش از آنکه ابزارهای تحلیلی و سیاسی پیشرفته داشته باشد، ترس عمیق و درعینحال شیفتگی خود نسبت به قدرت مطلق را بهصورت نمادین و روایی بیان کرده است. نمرود در روایتهای خاورمیانه باستان و کتاب مقدس، نماد بارز این میل سیریناپذیر انسانی است: فرمانروایی جاهطلب که با ساخت برج بابل میخواست مرز میان خالق و مخلوق را درنوردد، بر آسمان چیره شود و خود قانون و مرجع نهایی باشد.
🔸افلاطون در کتاب «جمهوری» با طرح الگوی «فیلسوف-شاه»، قدرت را به معرفت حقیقی و فضیلت گره زد. او حاکمی آرمانی را تصور میکرد که فقط به عدالت میاندیشد. با اینحال، همین الگوی والا خطر بزرگی در خود نهفته دارد؛ زیرا فیلسوف-شاه به هیچ نهاد مهارکنندهای پایبند نیست و خود منبع عدالت تلقی میشود. بسیاری از متفکران بعدی، این را نوعی خودکامگی روشنفکرانه دانستهاند که اگر تعادل و نظارت وجود نداشته باشد، بهراحتی به سلطه فردی بدل میشود.
🔸هیتلر استبدادش را بر پایه اسطوره نژادی و بیولوژیک بنا کرد و اراده پیشوا را آشکارا برتر از هر قانون مکتوبی قرار داد. استالین با رویکرد بوروکراتیک و حفظ ظاهر قانونی عمل میکرد، اما در عمل قانون را به ابزاری برای اراده شخصی تبدیل کرده بود. موسولینی بیشتر بر جنبه نمایش، بسیج تودهای و کیش شخصیت تکیه داشت و سرکوب در ایتالیا نسبت به آلمان و شوروی ملایمتر بود. با وجود این تفاوتها، هر سه در ویژگیهای روانشناختی مشترک بودند: خودشیفتگی مخرب، بدگمانی شدید و عطش کنترل مطلق که کتاب «ذهن جباران» بهتفصیل به آن پرداخته است.
ibna.ir/x6Hwc
@ibna_official
🔰وقتی نام کتابها در حافظه جمعی از نام نویسندگانشان جلو میزند؛
پنج کتابی که از نویسندگانشان مشهورتر شدند
🔸گاهی یک رمان از مرز ادبیات عبور میکند و وارد زندگی روزمره میشود؛ در نقلقولها، فیلمها، خاطرهها و حتی سوءتفاهمهای جمعی. در این مسیر، کتابها بزرگتر از خالقانشان دیده میشوند و نامشان بیشتر از نویسنده در ذهن میماند. این گزارش روایتی است از پنج کتابی که به جای نویسنده، در حافظه جهان ماندگار شدند.
🔸شازده کوچولو را میلیونها نفر میشناسند، اما زندگی پرماجرای آنتوان دو سنتاگزوپری کمتر شناخته شده است. فرانکنشتاین به یکی از مشهورترین چهرههای فرهنگ عامه تبدیل شده، اما نام مری شلی برای بسیاری از مخاطبان ناآشناست. این سرنوشت فقط به ادبیات جهان محدود نمیشود و در ایران نیز نمونههای مشابهی دارد.
🔸شازده کوچولو متعلق به همه کسانی بود که آن را خوانده بودند، نقل کرده بودند یا حتی فقط تصویری از آن دیده بودند. در این نقطه، کتاب تبدیل به چیزی فراتر از ادبیات شد، تبدیل شد به یک نشانه فرهنگی.
🔸فرانکنشتاین از مرزهای ادبیات عبور کرده است، هم یک شخصیت فرهنگی است، هم یک استعاره، و هم موضوع سوءبرداشتی که هنوز ادامه دارد و شاید دقیقاً همین سوءتفاهم است که باعث شده از نویسندهاش جلو بزند.
🔸«بامداد خمار» نشان میدهد که شهرت همیشه در امتداد نویسنده حرکت نمیکند، گاهی از او جدا میشود و در مسیر خودش ادامه میدهد، در حافظه جمعی، مستقل و بینیاز از خالق اولیهاش حرکت میکند و حتی سالها بعد تبدیل به سریال میشود.
ibna.ir/x6Hts
@ibna_official
🔰گفتوگو ایبنا با کاوه مهدوی، کارگردان نمایش «کشتارگاه»:
«عروسی خون» لورکا کهنه نشده چون مسئلههایش هنوز زنده است
🔸کارگردان نمایش «کشتارگاه» گفت: معضلات اجتماعی هنوز در جامعه ما وجود دارند. اگر وجود نداشتند، نمایشنامهای مانند «عروسی خون» نباید امروز در هیچ جای دنیا اجرا میشد. اما همچنان روی صحنه میرود، چون مسئلههایش کهنه نشدهاند. همانطور که «هملت» هم هیچوقت کهنه نمیشوند.
🔸اینکه هنوز در بسیاری از خانوادهها نوعی نگاه از بالا به پایین وجود دارد که میگویند: «تو عقلت نمیرسه. تو نمیفهمی، ما بهتر میدانیم.» گاهی این توصیه میتواند درست باشد، اما در بسیاری مواقع به تصمیمگیری به جای دیگران تبدیل میشود. درحالیکه ما از طریق اشتباهاتمان پختهتر میشویم.
🔸جامعه ما هنوز به سمت مدرنیته نرفته است و به همین دلیل مفاهیم عرفانی و عاشقانه همچنان برای ما اهمیت دارند. حافظ، شعر و عرفای ایرانی از زندگی مردم حذف نشدهاند و فقط در لایههای زیرین جامعه پنهان شدهاند. وقتی یک اثر اسپانیایی را به زبان و فرهنگ خودمان منتقل میکنید، طبیعی است که برخی مفاهیم تغییر کنند. ممکن است آنجا بیشتر از فلسفه صحبت شود، اما در اینجا عرفان پررنگتر باشد.
ibna.ir/x6Hwy
@ibna_official
🔰در جستوجوی نسبت کودک، تصویر و تخیل؛
احمد عربانی: دوست دارم کودک دنیا را بیعقده ببیند
🔸احمد عربانی در مواجهه با نوجوانی که تصویرگری کودک را بچگانه میداند، صادقانه میگوید: اینجا برای این پاسخ باید جهت تصویر آن فکر شود. فیالبداهه در قدرت من نیست.
🔸او میگوید اگر کودکی به او بگوید شخصیتی که کشیده شبیه او نیست، طرح را پاک میکند و دوباره میکشد. این نگاه را از سالهای فعالیتش در مجله گلآقا به یاد دارد؛ جایی که برای طراحی چهره شخصیتها بارها از دیگران نظر میخواست و اگر شباهت کافی وجود نداشت، طراحی را از نو آغاز میکرد.
🔸عربانی از نحوه تصویر کردن دختران در بخشی از کتابهای کودک و کتابهای درسی انتقاد میکند و معتقد است در بسیاری از این آثار، روسری به شکلی نامتناسب بر سر کودکان قرار میگیرد و نتیجه، تصویری غیرطبیعی از کودک است.
ibna.ir/x6HmL
@ibna_official
🔰هالیوود علیه اورول؛
روایت هالیوود از «مزرعه حیوانات» با وارونه کردن پیام جرج ارول
🔸اقتباس جدید انیمیشنی از «مزرعه حیوانات» بهجای نقد کمونیسم، سرمایهداری را هدف گرفته است؛ منتقدان میگویند هالیوود پیام اصلی جرج اورول را وارونه کرده است .
🔸این فیلم انیمیشنی که به کارگردانی و تهیهکنندگی «اندی سرکیس» ساخته شده، بهجای تمرکز بر فساد و استبداد خوکها ــ که در داستان اصلی نمادی از حکومت استالینی هستند ــ سرمایهداران و شرکتهای بزرگ را بهعنوان دشمن اصلی معرفی میکند. در روایت جدید، تهدید اصلی علیه حیوانات مزرعه، یک میلیاردر حریص و یک شرکت بزرگ است که قصد تعطیل کردن مزرعه را دارند.
🔸نویسنده مقاله تاکید میکند که پیام اصلی رمان اورول، نقد مستقیم انقلاب بلشویکی روسیه و دیکتاتوری استالینی بود. او به مقدمه اورول بر نسخه اوکراینی کتاب در سال ۱۹۴۷ اشاره میکند؛ جایی که نویسنده تصریح کرده بود وقایع «مزرعه حیوانات» مستقیما از تاریخ انقلاب روسیه الهام گرفته شدهاند.
ibna.ir/x6HdP
@ibna_official
🔰کتابی درباره مرگ و زندگی زبانها؛
هشدار درباره نابودی تنوع زبانی در عصر جهانیسازی
🔸کتاب تازه روزنامهنگار بریتانیایی نشان میدهد چگونه جهانیسازی، سیاست و اقتصاد به سمت همسانسازی زبانی پیش میروند؛ روندی که به گفته نویسنده، نه فقط یک مسئله فرهنگی بلکه تهدیدی برای هویت و سلامت جوامع انسانی است.
🔸کتاب به شکل میدانی به نقاط مختلف جهان از جمله عمان، غنا و کردستان سفر میکند و وضعیت زبانهای در معرض خطر را بررسی میکند. نویسنده برای توصیف روند نابودی زبانها از اصطلاح «زبانکشی» استفاده میکند؛ فرایندی که میتواند از سیاستهای دولتی و فشارهای اقتصادی تا سلطه اینترنت و بازار جهانی را شامل شود.
ibna.ir/x6HbC
@ibna_official
🔰حافظه تاریخی یا تخیل پیشاعلمی؟
دانته، دوزخ و پیشبینی فاجعهای کیهانی
🔸پژوهشی تازه نشان میدهد شاعر بزرگ ایتالیایی، پنج قرن پیش از تولد علم مدرن، برخورد یک جرم عظیم آسمانی با زمین را در «دوزخ» تصویر کرده بود.
🔸پژوهش بربری نشان میدهد که ساختار حلقهوار و پلکانی دوزخ دانته، شباهتی چشمگیر با دهانههای چندحلقهای برخوردی در اجرام منظومه شمسی دارد؛ ساختارهایی که امروزه در ماه، مریخ و سیاره زهره مشاهده میشوند. به این ترتیب، «نه حلقه دوزخ» را میتوان نه فقط مراتبی اخلاقی، بلکه بازتابی ادبی از هندسه دهانههای برخوردی دانست.
ibna.ir/x6H2t
@ibna_official
🔰در دل جنگ، در آغوش کتاب؛
جنگ پایان نمییابد؛ تنها شکلش تغییر میکند
🔸جنگ پایان نمییابد؛ تنها شکلش تغییر میکند. منوچهری با دقت نشان میدهد که چگونه اثرات جنگ - در سکوتهای خانوادگی، در ترسهای مبهم، در خاطرات ناگفته و در اضطرابهایی که نسل به نسل منتقل میشود - ادامه پیدا میکنند.
🔸منوچهری در این آثار به زندگیهای معمولی و به لحظههایی نزدیک میشود که معمولا در تاریخنویسیها گم میشوند. روایت او آرام، دقیق و صبور است؛ روایتی که تنها ثبت میکند اما این ثبت، بیاحساس یا خنثی نیست. در سکوت نثر او، احترام عمیقی به رنج انسانی وجود دارد؛ احترامی که اجازه میدهد خواننده بدون هدایت مستقیم، خود به لایههای پنهان این تجربه نزدیک شود. همین بیداوریِ آگاهانه است که آثار او را متمایز میکند و به آنها کیفیتی انسانی و ماندگار میبخشد.
ibna.ir/x6wHM
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «درآمدی به فرااخلاق»؛
چرا هنوز درباره «خوب» توافق نداریم؟
🔸«درآمدی به فرااخلاق» از آن دسته آثاری است که بیش از آنکه بخواهد نظریهای جدید ارائه کند، میکوشد خواننده را با مهمترین مناقشههای یک حوزه فلسفی آشنا کند. در سنت فلسفه تحلیلی، چنین کتابهایی اهمیت فراوان دارند، زیرا معمولاً نخستین مواجهه دانشجویان و علاقهمندان با مباحث پیچیده و تخصصی را رقم میزنند.
🔸فرااخلاق یکی از دشوارترین شاخههای فلسفه معاصر است. این رشته در نقطه تلاقی فلسفه زبان، متافیزیک، معرفتشناسی، فلسفه ذهن و روانشناسی قرار دارد. به همین دلیل، هر کتابی که بخواهد مدخلی برای ورود به این حوزه باشد، ناگزیر باید میان دقت نظری و آموزشپذیری تعادل برقرار کند.
🔸یکی از مهمترین نکات مقدمه، تأکید بر این است که فرااخلاق یک «رشته مرتبه دوم» است. این تعبیر در نگاه نخست فنی به نظر میرسد، اما اهمیت بنیادینی دارد. اخلاق هنجاری درباره اعمال سخن میگوید؛ مثلاً اینکه دروغ گفتن درست است یا نادرست. اما فرااخلاق درباره خودِ این داوریها سخن میگوید. به بیان دیگر، اگر اخلاق هنجاری موضوع مطالعهاش «اخلاق» باشد، موضوع مطالعه فرااخلاق «گفتار اخلاقی» است. این تمایز یکی از دستاوردهای مهم فلسفه قرن بیستم محسوب میشود و نویسنده بهخوبی آن را در مقدمه برجسته میکند.
🔸کتاب احتمالاً برای خواننده کاملاً ناآشنا با فلسفه آسان نخواهد بود. خود نویسنده نیز هشدار میدهد که مطالعه فرااخلاق مستلزم آشنایی با حوزههایی چون فلسفه زبان، معرفتشناسی، فلسفه ذهن و روانشناسی است. از همین رو، کتاب بیشتر بهعنوان مدخلی دانشگاهی عمل میکند تا اثری عمومی برای همه مخاطبان.
ibna.ir/x6Hhy
@ibna_official
🔰نگاهی به «آخرین نامههای محکومان به مرگ»؛
وقار در مواجهه با مرگ
🔸«زنها و مردهایِ آزادیخواه، در آخرین نامههایِ خود با ابرازِ نابترین احساسات، و جملههایی سرشار از مهر و شفقت، کوشیدند به عزیزان خود روحیه دهند تا رویایِ آزادی و امید به روزهایِ سپید زنده بمانَد. گیوتین و سپیدهدمهایِ خونین نیز نقطه پایانی برایِ رویاهایِ آنها نبود که در مواجهه با مرگ، وقار خود را از دست ندادند.»
🔸آخرین نامههایِ مبارزهایِ آزادیخواه، بهتر از هر چیزی ما را با روحیه و ذهن و ضمیر آنها در آستانه مرگ آشنا میکند. مارگریت برووتس، دبیر و شاعرِ بلژیکی که به نهضتِ مقاومت کمک میکرد و در خانهاش یک روزنامه مخفی چاپ میکرد، در کشورش دستگیر و به زندانهایی در آلمان منتقل شد و سرانجام در ۳۰ سالگی گردن زده شد. مارگریت در نامه به دوست عزیزش نوشت:«من به کودکان شما میاندیشم که فردا آزاد خواهند بود. بدرود.»
🔸️...«اگر آدم مثل من جوان باشد و زندگی را دوست بدارد، وداعکردن جهان دشوار است. دشوار است، بدرودگفتن به دختری که آدم دوستش دارد، به عزیزان در خانه، و به دوستان. دشوار است، اما نپندارید که بیمعنی است. زیرا برای اینکه ملتی بتواند زندگی کند، ناگزیر برخی باید جان خود را فدا کنند... در سپیدهدمی، صدای رگباری خواهد آمد. سبزه، شبنم میگرید. کریستیان هانسن دیگر نیست. بارگاهی درست نخواهد شد و صلیبی بر زمین نشانده نخواهد شد. اما خورشید سربرمیآورد، مرواریدهای شبنم را میمکد و غنچه لب به خنده میگشاید.»
ibna.ir/x6HwG
@ibna_official