🔰قلمرو جادو و حافظه در جام جهانی فوتبال؛
عجیبترین رمان فوتبالی جهان
🔸در ایام جام جهانی ۲۰۲۶، توبیاس کرول در یادداشتی برای مجله ادبی ورزشی گولدن گل (Golden Goal) به سراغ یکی از نامتعارفترین رمانهای تاریخ فوتبال رفته است.
🔸این رمان که نخستین بار در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و بعدها با ترجمه ویل وندرهیدن به زبان انگلیسی راه یافت، از یک مسابقه واقعی الهام میگیرد: دیدار نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۶۲ میان شیلی و برزیل. اما آنچه در ابتدا شبیه بازآفرینی یک رویداد تاریخی به نظر میرسد، خیلی زود به قلمرویی میان جادو، سیاست و روان جمعی قدم میگذارد.
🔸نام رمان نیز از همین جا معنا پیدا میکند. «همهمه پرندگان» به حرکت هماهنگ و پیچیده دستههای عظیم پرندگان در آسمان گفته میشود؛ همان نقشهای متغیری که گویی از ارادهای واحد پیروی میکنند. اما کارلوس لابه این مفهوم را به سکوهای ورزشگاه نیز تعمیم میدهد؛ جایی که دهها هزار تماشاگر به موجودیتی واحد بدل میشوند و صدای جمعی آنها به بخشی از بازی تبدیل میشود.
ibna.ir/x6HwZ
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با آرش اشاداد، کارگردان نمایش «اژدهاک»
قدرت آثار بیضایی در شنیدن روایتهای مختلف است
🔸کارگردان نمایش «اژدهاک» گفت: بهرام بیضایی این نمایشنامه را در ۲۱ سالگیاش نوشته است و ویژگی مهم آن، زاویه دید متفاوت نسبت به شخصیت ضحاک است. بیضایی در این متن تلاش کرده است به جای بازنمایی یک شخصیت صرفا منفی، امکان شنیده شدن روایت ضحاک را هم فراهم کند.
🔸نقد سیاست و قدرت، انعکاس صدای فرودستان، پرسش از حقیقت و... بخشی از مفاهیمی هستند که بیضایی در کارهایش به آنها پرداخته است. موضوعاتی که مشمول زمان نمیشوند و هر نسلی در هر زمانی میتواند برداشت و روایت خودش را از داستانهای بیضایی داشته باشد. آثارِ بدون تاریخ انقضای بیضایی، پیوند بین ادبیات و صحنه را حفظ کرده است و همیشه مخاطبان بالقوهای دارد که مشتاقانه حاضرند کارهای خواندهشده یا ناخواندهی او را روی صحنهی نمایش ببینند.
🔸️ما شخصیتهایی را در زمان معاصر دیدهایم که شباهت زیادی با ضحاک دارند. ضحاک در این نمایش میگوید خیلی کارها برای مردم انجام داده و باعث آبادی بوده است ولی همهچیز از زمانی تغییر کرده که ماری روی دوش او نشسته است. مخاطب میتواند با دیدن این نمایش، وجوه مشترکی را با زمانه فعلی پیدا کند.
🔸بخشی از فاصلهای که گاهی میان مخاطب و اجرا شکل میگیرد، ناشی از همین ناآشنایی با گذشته فرهنگی و ادبی ایران است. برخی مخاطبها هیچ درکی از کارهای آقای بیضایی ندارند و ممکن است اصلا نشانههایی که در کار گذاشتهایم را متوجه نشوند که این موضوع خوبی نیست.
🔸مخاطبی که کارهای استاد بیضایی را خوانده باشند، برای دیدن تئاتر آثار او هم میآید. البته مخاطبی که شاهنامه نخوانده باشد، اهل کتاب نباشد و جهان بیضایی را نشناسد، ممکن است کار را درک نکند.
ibna.ir/x6HxS
@ibna_official
🔰مترجم «الا و اوون: غار بدشانسی» در گفتوگو با ایبنا:راز ترجمه طنز برای کودکان؛ از واژهها عبور کنید
🔸زهره ناطقی گفت: به نظر من طنز این کتاب بیشتر بر موقعیتهای خندهدار و بازیهای زبانی استوار است. اگر بخواهم بگویم انتقال کدام بخش دشوارتر بود، به نظرم بازیهای زبانی و اسمهای طنزآمیز سختتر هستند، چون بعضی از شوخیها به زبان اصلی وابستهاند و ممکن است در ترجمه همان تأثیر را نداشته باشند.
🔸️در این کتاب شوخیهایی وجود دارد که به بازیهای زبانی، نامهای شخصیتها و فضای طنز فرهنگ مبدأ وابسته هستند. در چنین مواردی ترجمهٔ کلمهبهکلمه معمولاً جذابیت شوخی را از بین میبرد. بنابراین تلاش کردم به جای ترجمهٔ واژهها، حس طنز را به فارسی منتقل کنم.
🔸️ در ترجمه آثار طنز گاهی نمیتوان شوخیها یا اصطلاحات را بهصورت تحتاللفظی منتقل کرد، چون ممکن است برای مخاطب زبان مقصد قابلفهم یا خندهدار نباشند.
ibna.ir/x6HxF
@ibna_official
🔰سطوری از ششمین شماره مجله گواه؛
چرا کتاب صلح امام حسن(ع) را ترجمه کردم؟
🔸ششمین شماره مجله گواه با پروندهای ویژه درباره خاطرات منتشرنشده آیتالله سید علی خامنهای منتشر شد. این خاطرات در گفتوگویی با سید حمید روحانی ثبت شده و به موضوعاتی چون تولد، دوران کودکی، سالهای طلبگی و مبارزات ایشان علیه رژیم پهلوی میپردازد.
🔸کتابی به نام «صلح امام حسن(ع)» را ترجمه کردم، این کتاب ترجمه اثر ارزشمند «صلح الحسن» مرحوم شیخ راضی آل یاسین است. علت تصمیم من برای ترجمه کتاب شرحی جالب دارد. من در مطالعاتم درباره صلح امام حسن(ع) یک ایدهای پیدا کردم و در طول زمان آن را پرورش دادم؛ بعد هم تصمیم گرفتم آن را روی کاغذ بیاورم. یادداشتهایی جمع کردم و آماده بودم که بنویسم؛ در میان منابع کتاب رسیدم به این کتاب، صلح امام حسن(ع)، آن را مطالعه کردم دیدم همه حرفهای من در این کتاب است. دیدم اگر من خودم این کتاب را بنویسم و مطالب این کتاب را در آن نیاورم خیلی کتاب ناقص و بیخودی خواهد بود، اگر مطالب این کتاب را بخواهم بیاورم دیگر لزومی به نوشتن کتاب از سوی من احساس نمیشود. به همین دلیل تصمیم به ترجمه آن گرفتم. در ابتدا تصمیم داشتم مطالبی را در کتاب بگنجانم بعد که ترجمه کردم دیدم این کتاب دریایی است و به فرض هم حالا دو تا نکته من اضافه بفهمم چیز مهمی نیست که به این کتاب اضافه کنم. سرانجام همان کتاب را به طور کامل ترجمه کردم و ارائه دادم. کتاب خوبی هم شده و تا حالا بارها این کتاب تجدید چاپ شده است.
ibna.ir/x6w6s
@ibna_official
🔰مروری بر زندگی آلبر کامو؛
بیمنطقی ذاتی زندگی
🔸نوشتههای کامو در شرح بیمنطقی ذاتی زندگی دغدغه بسیاری از مردمان اهل فکر بود که در میان آسیب، اضطراب، ناامیدی و بدبینیهای خود نیازمند فلسفهای بودند که در حوزه عقل بگنجد. برای کامو علاوه بر فجایع اخیر و چشماندازهای کلی مایوسکننده، قطعیت مرگ، نفسِ بودن را به یک «سیاهبازی» و در پی آن زندگی را به مخمصهای بیمنطق بدل کرده است.
🔸سارتر و کامو هر دو از مبلغان سرشناس اگزیستانسیالیسم بودند و نام آنها از تاریخ فلسفه جدانشدنی است. بااینهمه ظاهرا رابطه آنها به دلیل حمایت سارتر از اتحاد جماهیر شوروی به هم خورد. سارتر در مجله خود با لحنی انتقادی کامو را «بورژوا» خواند. صرفنظر از اینکه کامو بورژوا باشد یا نه، او تا آخر با ستمدیدگان همدلی کرد و علیه کسانی بود که آنها را استثمار میکردند. گمانههای فراوانی سر این اختلاف وجود دارد. بعضیها معتقدند که علت اصلی این اختلاف بیش از اینکه ایدئولوژیک باشد شخصی است: سارتر چون مرد چندان جذابی نبود به کامو خوشقیافه و گیرا رشک میبرد.
🔸نوشتههای کامو در شرح بیمنطقی ذاتی زندگی دغدغه بسیاری از مردمان اهل فکر بود که در میان آسیب، اضطراب، ناامیدی و بدبینیهای خود نیازمند فلسفهای بودند که در حوزه عقل بگنجد. برای کامو علاوه بر فجایع اخیر و چشماندازهای کلی مایوسکننده، قطعیت مرگ، نفسِ بودن را به یک «سیاهبازی» و در پی آن زندگی را به مخمصهای بیمنطق بدل کرده است. او تجربه بشر را به شخصیت اسطورهای سیزیف پیوند میدهدکه تنبیه او توسط خدایان یونانی بالابردن سنگ بالای کوه بود؛ هر بار که او به بالای کوه میرسید سنگ به پایین میغلتید و او مجبور بود دوباره فردا کارش را از سر بگیرد. بار زندگی در این دنیا همان پارهسنگ هرکسی است و تمام سختیهایی که با آن رویاروی است معنا و هدف ویژهای ندارد زیرا در آینده باز تکرار خواهد شد. زندگی چیزی نیست مگر یکسری انتخابها، لحظههای تعیینکنندهای که تکلیف میکنند روز هرکسی چگونه بگذرد، بدون آنکه بتوان شرایط بشری را تغییر داد.
ibna.ir/x6Hx2
@ibna_official
🔰پژوهشگر ادبیات عرفانی مطرح کرد؛
توجه ویژه عطار به شخصیت امام حسین(ع)
🔸مهدی محبتی، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: عطار از جمله شاعرانی است که توجه ویژهای به شخصیت امام حسین(ع) و حادثه عاشورا داشته است.
🔸یکی از مهمترین پیامهای نهضت امام حسین(ع)، ترجیح زندگی با عزت بر زندگی همراه با ذلت و ظلمپذیری است؛ اندیشهای که در طول تاریخ ادبیات فارسی بارها و بارها توسط شاعران و نویسندگان بزرگ بازآفرینی شده است.
🔸فلسفه عاشورا در هر دوره تاریخی قابلیت بازخوانی و تفسیر مجدد دارد. هیچ نسلی ناگزیر نیست تنها یک روایت ثابت و محدود از عاشورا داشته باشد؛ بلکه میتواند با حفظ اصول و ارزشهای بنیادین این واقعه، آن را متناسب با مسائل و نیازهای زمان خود مورد تأمل قرار دهد.
ibna.ir/x6HxY
@ibna_official
🔰نشر چاپار منتشر کرد؛
درباره «سیاستگذاری ملی کتابخانههای عمومی در ایران» چه میدانیم؟
🔸کتاب «سیاستگذاری ملی کتابخانههای عمومی در ایران» با تمرکز بر نقش فرهنگی و اجتماعی کتابخانهها، مسائل سیاستی این حوزه را واکاوی و پیشنهادهایی برای بهبود حکمرانی آن مطرح میکند.
🔸نویسندگان کتاب معتقدند، با توجه به اینکه در ایران سازمانهای متعددی به اداره کتابخانهای عمومی میپردازند، سیاستگذاری در این حوزه در جهت همسوسازی و هماهنگی فعالیتهای این سازمانها در تعامل با یکدیگر، توجه به نقش تصدیگری و یا تنظیمگری نهاد کتابخانههای عمومی کشور بهعنوان نهاد عمومی غیردولتی متولی ادارهکننده کتابخانههای عمومی طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، همچنین مشخص شدن جایگاه شهرداریها و نیز تامین مطلوبیت محلی اداره کتابخانههای عمومی در عین توجه به مصالح ملی، میتواند امری مفید و ضروری در جامعه ایرانی باشد.
ibna.ir/x6GdZ
@ibna_official
🔰وقتی فوتبال بهانهای برای خواندن ادبیات میشود؛
آرژانتین–الجزایر؛ دو جهان در یک قاب مسابقه
🔸در آستانه دیدار آرژانتین و الجزایر، این متن نگاهی متفاوت به دو کشور دارد؛ نگاهی که فوتبال را بهانهای برای مرور دو سنت ادبی میکند: از بورخس و معماری روایت در آرژانتین تا کاتب یاسین و تنش زبان در الجزایر.
🔸️آرژانتین و الجزایر در این خوانش، دو سنت ادبیاند که هرکدام جهان را از مسیری متفاوت صورتبندی کردهاند. یکی درگیر وسواس فرم و امکانهای روایت است، دیگری درگیر زبان، تاریخ و تنشهای مداوم بازنمایی. قاب فوتبالی فقط به ما اجازه میدهد این دو مسیر را در یک لحظه ببینیم؛ بدون اینکه ادبیات را به استعارههای ورزشی تقلیل دهد.
🔸ادبیات آرژانتین کمتر به حمله مستقیم علاقه دارد و بیشتر در میانه میدان بازی میکند؛ جایی که کنترل ریتم، مهمتر از سرعت است. تصمیمها در لحظههای کوتاه شکل نمیگیرند، بلکه در طراحی کلی زمین از پیش تعبیه شدهاند. حتی وقتی روایت به جلو حرکت میکند، همزمان دارد ساختار خودش را زیر سؤال میبرد.
🔸الجزایر تیمی نیست که بازی را با مالکیت طولانی کنترل کند. بیشتر در فازهایی از بازی ظاهر میشود که فشار بالا است، فضا محدود است و تصمیمها باید در لحظههای فشرده گرفته شوند. حرکتها مستقیماند، اما نه ساده؛ متکیاند بر انرژی موقعیت، نه بر طراحی طولانیمدت.
🔸اگر آرژانتین را در یک سوی میدان بگذاریم و الجزایر را در سوی دیگر، با یک تقابل ساده طرف نیستیم؛ با دو شیوه متفاوت از «سازمان دادن تجربه» روبهرو هستیم. یکی جهان را از مسیر فرم میفهمد، دیگری از مسیر تاریخ. یکی تلاش میکند امکانهای روایت را تکثیر کند، دیگری درگیر این است که اصلاً چه چیزی میتواند روایت شود.
ibna.ir/x6Hyn
@ibna_official
🔰در قالب داستان ششکلمهای
۶۰۰۰ اثر به دبیرخانه جایزه «مدرسه میناب» ارسال شد
🔸جایزه بینالمللی داستان ششکلمهای «مدرسه میناب: ۱۶۸ داستان کوتاه ناتمام» با هدف ترویج ادبیات موجز و گسترش گفتوگو درباره ارزشهای انسانی، اکنون به ایستگاه پایانی فراخوان خود نزدیک شده و همچنان پذیرای روایتهای کوتاه نویسندگان ایرانی و غیرایرانی است.
🔸بیش از ۶۰۰۰ اثر ادبی به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی از نقاط مختلف جهان به دبیرخانه جایزه بینالمللی داستان ششکلمهای «مدرسه میناب: ۱۶۸ داستان کوتاه ناتمام» ارسال شده است و استقبال گسترده از این جایزه، آن را در جایگاه یک کنش فرهنگی جهانی قرار داده است.
🔸ویژگی متمایز این رقابت، قالب داستان ششکلمهای است؛ قالبی مینیمالیستی که از نویسندگان میخواهد در نهایت ایجاز، روایتی تأثیرگذار و قابل تأویل خلق کنند؛ روایتی که بتواند در ذهن مخاطب امتداد یابد و او را به مشارکت در تکمیل معنا دعوت کند.
ibna.ir/x6HyF
@ibna_official
🔰محرم به روایت آیین و ادبیات/ لرستان؛
تعزیه لرستان؛ از نمایش آیینی تا تاریخچه فرهنگ بومی
🔸 تعزیهخوانی در لرستان، با بهرهگیری از مشارکت گسترده مردمی، به یکی از جلوههای میراث ناملموس این استان تبدیل شده؛ اما با کاهش پیشکسوتان و مهاجرت نسل جوان، این میراث شفاهی در معرض فراموشی قرار گرفته است.
🔸اجرای تعزیه در بسیاری از مناطق لرستان از جمله الیگودرز، خرمآباد، بروجرد، ازنا و ... سابقهای طولانی دارد و در برخی روستاها همچنان به شیوه سنتی اجرا میشود. ویژگی شاخص این مجالس، آمیختگی شبیهخوانی با نغمهها و لحنهای محلی است؛ امری که به باور پژوهشگران، تعزیه لرستان را از بسیاری مناطق دیگر کشور متمایز کرده است.
🔸در مناطق روستایی و شهرهای کوچک، تعزیه همچنان یک رویدادِ زنده اجتماعی است؛ بهگونهای که از فراهمسازی مقدمات تا اجرای نهایی، بخش قابلتوجهی از جامعه محلی با نیت نذری و ارادت قلبی در آن نقشآفرینی میکنند که این امر در تقویت سرمایه اجتماعی جامعه محلی نقش بسزایی دارد.
🔸انتقال شفاهی تجربهها را یکی از نقاط قوت و در عین حال آسیبپذیر این هنر است. بخش مهمی از دانش تعزیهخوانی در لرستان سینه به سینه و از طریق نظام استاد و شاگردی منتقل شده و متأسفانه بخش زیادی از این ظرافتها در متون مکتوب ثبت نشده است.
🔸ثبت ملی شیوههای اجرایی، گردآوری و تصحیح نسخههای کهن تعزیه، برگزاری کارگاههای آموزشی برای نسل جدید و حمایت مادی و معنوی از گروههای فعال در مناطق محروم، از ضروریات انکارناپذیر برای حفظ و پویایی این میراث ارزشمند معنوی است.
ibna.ir/x6Hwt
@ibna_official
🔰کتاب «سرود سیاوش» و روایت شکلگیری شخصیت هنری محمدرضا شجریان؛
شجریان، صدایی که به کاباره «نه» گفت
🔸کتاب «سرود سیاوش» به نویسندگی کیوان یداللهی که به تازگی از سوی انتشارات گهگاه منتشر شده، اطلاعات زیادی را درباره هنر و زمانه شجریان در اختیار مخاطب قرار میدهد. این کتاب با بررسی روزنامهها، مجلات و برنامههای رادیویی و تلویزیونی در بین سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶، نگاهی دقیق به فضای فکری و هنری این خواننده در سالهای پیش از انقلاب دارد.
🔸بخشی از این کتاب به نگاهِ شجریان به فضای هنری آن روزگار معطوف است. کتاب در چندین بخش در خلال مصاحبه و گزارش، توضیح میدهد که شجریان برخلاف بسیاری از خوانندگان زمان خودش هیچگاه تن به خواندن در کاباره و ابتذال نداد و همواره با جدیت مقابل این ایستاد.
🔸درک موضع شجریان نسبت به کابارهها زمانی روشنتر میشود که فضای موسیقی ایران در دهه ۱۳۵۰ را در نظر بگیریم. در آن سالها، موسیقی ایرانی در دو مسیر متفاوت حرکت میکرد. از یک سو برنامههایی چون «گلها» در رادیو که بر آموزش، حفظ سنت و ارتقای موسیقی دستگاهی تأکید داشتند و از سوی دیگر بازار پررونق کابارهها که درآمدهای کلان و شهرت سریع را برای خوانندگان به همراه میآورد. بسیاری از هنرمندان میان این دو مسیر در رفتوآمد بودند، اما شجریان آگاهانه راه دشوارتر را انتخاب کرد.
🔸موضعگیریهای تند شجریان علیه فضای کاباره را نباید فقط یک داوری اخلاقی دانست چرا که او نگران بود که موسیقی اصیل ایرانی به کالایی صرف برای سرگرمی تبدیل شود و پیوند خود را با ادبیات، عرفان و سنت آموزشیاش از دست بدهد. همین نگاه بعدها نیز در فعالیتهای او ادامه یافت. چه در همکاری با گروههای موسیقی سنتی و چه در انتخاب اشعاری از حافظ، سعدی و مولانا که همواره بخش جداییناپذیر آثارش بودند.
ibna.ir/x6HyR
@ibna_official
🔰ده رماننویس زن عرب که باید بشناسیم؛
صدای زن از نیل تا خلیج فارس
🔸از قاهره تا بیروت، از نابلس تا ریاض، زنان نویسنده عرب در نیم قرن اخیر صدایی بیسابقه به ادبیات جهان عرب بخشیدهاند. آنها نه فقط از اشغال و جنگ، که از تنهایی، بدن، عشق و شورش علیه سنتهای خفهکننده نوشتهاند. با این حال، بسیاری از این صداها در ایران ناشناخته ماندهاند. این مقاله نقشهای خواندنی از ده رماننویس زن عرب ترسیم میکند که آثارشان به فارسی ترجمه شده است؛ از نوال السعداویِ مصری تا جوخه الحارثیِ عمانی، با مروری بر شاخصترین اثر هر یک.
🔸برای دههها، تصویر زن عرب در ادبیات بیشتر از آنکه حاصل قلم خود زنان باشد، توسط نویسندگان مرد ترسیم میشد: یا تصویری در حاشیه یا موجودی افسانهای درون حرمسرا. اما از نیمه دوم قرن بیستم، نویسندگان زن عرب پا به عرصهای گذاشتند که پیشتر مال آنها نبود. آنها «موضوع» روایت و راوی و آفریننده جهانهای داستانی شدند؛ زنانی که از تجربه زیسته خود نوشتند، تابوها شکستند و صدایی تازه به ادبیات عرب بخشیدند.
🔸در ایران، آشنایی جدی با این نویسندگان از دهه ۱۳۸۰ به این سو جهش پیدا کرد. مترجمان و ناشران ادبی مستقل آثار این زنان را به فضای خوانش فارسی وارد کردند. ناگهان خواننده ایرانی میتوانست با نوال السعداوی از مصر همدردی کند، در کوچههای بیروت با حنان الشیخ قدم بزند، یا از زندگی زنان ریاض در رمان بدریه البشر سر درآورد. این موج ترجمه، پنجرهای تازه به سوی ادبیات پویای جهان عرب گشود.
🔸از رود نیل در مصر تا کرانههای خلیج فارس در عمان و عربستان، زنان عرب «یک» صدا ندارند. آنها یک ارکستر چندصدایی خلق کردهاند که در آن رمان سیاسی، نقد پدرسالاری، فرمشکنی زبانی و روایتهای دروننگرانه همزمان شنیده میشود. نوال السعداوی با بدن زنان جنگید، رضوی عاشور تاریخ را از نو نوشت، سحر خلیفه و غاده السمان زخمهای جنگ و اشغال را روایت کردند، و عدنیه شبلی و جوخه الحارثی مسیرهای تازهای در فرم و محتوا گشودند.
🔸خواندن این آثار برای مخاطب ایرانی، دریچهای به جهان «دیگری» فرهنگی است که آینهای برای دیدن شباهتهای عمیق در تجربه زیسته زنان خاورمیانه بهوجود میآورد. مبارزه با سنتهای مردسالارانه، زندگی در سایه جنگ و استبداد، و تلاش برای به دست آوردن صدایی شخصی، اینها دغدغههایی است که از مرزهای جغرافیایی عبور میکند. هر یک از این ده کتاب میتواند نقطه شروعی باشد برای فروپاشی یک کلیشه.
ibna.ir/x6HxC
@ibna_official